دوشنبه, 05 تیر 1396 |

ضرورت صیانت از آرائ مردم در انتخابات

در نظام‌های سیاسی مبتنی بر دمكراسی و حاكمیت مردم، بعضی از سمت‌ها و مقام‌های حكومتی از طریق انتخابات و بر طبق قانون اساسی تعیین می شوند. مقام‌هایی نظیر ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس و اعضای شوراهای شهر و استان از آن جمله می‌باشند. اجرای صحیح انتخابات لوازم و مقتضیات خاص خود را دارد. این لوازم و اصول كه بی‌تاثیر از فرهنگ  و سنت‌های خاص هر كشور نیز نمی‌باشد در چارچوب قانون به اجرا ‌گذارده  می‌شود. در عین حال اصول و ضوابط مشخصی در روند برگزاری انتخابات وجود دارد كه بایستی توسط برگزار كنندگان مورد توجه قرار گیرد.

این اصول و ضوابط عبارتند از:
1. انتخابات بایستی مبتنی بر قانون اساسی باشد، بدین معنی كه قانون انتخابات كه تعیین كننده كیفیت و شرایط اجرای انتخابات است، بایستی در قانون اساسی پیش‌بینی شده باشد.
2. چنانچه نظام مردمسالار از اصالت لازم برخوردار باشد بایستی كلیه احزاب و تشكل‌ها و جریان‌های سیاسی با تفكرات مختلف در فضایی عادلانه امكان حضور، فعالیت و رقابت داشته باشند و مشاركتی معنی‌دار در انتخابات را تجربه نمایند.
3. ایجاد شرایط مناسب و آزاد و بدون محدودیت برای انتخاب‌شوندگان و انتخاب‌كنندگان.
4. اعمال نظارت جامع و موثر بر روند انتخابات به منظور صیانت از آراء مردم.
در كشورهای مختلف بسته به نوع دموكراسی كه در آنجا اجرا می‌شود نهادهای متفاوتی مسئولیت اجرا و یا نظارت بر انتخابات را برعهده دارند.
در ایران بنابر ماده 31 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت كشور به نمایندگی از جانب قوه مجریه مسئول اجرای قانون و نظارت بر حسن جریان انتخابات است.
وزارت كشور وظیفه برگزاری انتخابات سالم و همچنین شمارش واعلام صحیح آراء را بر عهده دارد. در این میان سازوكارهایی وجود دارد كه مشخصاً‌ قانونگذار برای حسن اجرای انتخابات تعیین كرده است. از جمله در انتخابات ریاست جمهوری كاندیداها حق دارند در تمام شعب رای و هیات‌های اجرایی یك نماینده داشته باشند كه در تمامی مراحل انتخابات حضور داشته باشند.
مسئله دیگر فرایندی است كه مجموعه آرا در آن جمع آوری شده و نرم افزارهایی كه برای شمارش آرا مورد استفاده قرار می‌گیرند. در همه این موارد حضور و نظارت نمایندگان كاندیداها ضروریست...
آنچه كه امروز موجب دغدغه خاطر بسیاری را فراهم آورده این است كه اجرا و نظارت بر انتخابات توسط كسان و یا جریانی اعمال می شود كه خود در رقابت با رقیبان در صحنه حضور دارند. از اینرو انتظار صیانت  از آراء مردم توسط یك جریان سیاسی كه انجام نظارت را در اختیار دارند امری دشوار بنظر می‌رسد. در این شرایط بر همه دلسوزان نظام فرض است  كه نهایت تلاش خود را بنمایند تا راه برای نظارت نهادهای مدنی احزاب و نمایندگان كاندیداها در زمینه های گوناگون فراهم شود. البته این انتظار بی جایی نیست. چرا كه در اصل 56 قانون اساسی بر اعمال حق سرنوشت مردم به منزله یك حق الهی تصریح شده  و هیچ كس نیز نمی‌تواند مانع نظارت مردم بر روند انتخابات شود.
در واقع این خواست بجایی است كه مردم از وزارت كشور و شورای نگهبان بخواهند تا از هم اكنون با تدابیر مدیریتی و فراهم آوردن ساز و كارهای لازم، زمینه را برای صیانت از آراء در ستادهای انتخابات سراسر كشور، هیات های اجرایی و شعبات اخذ رای فراهم آورند تا مردم با اطمینان و اعتماد بیشتر در انتخابات شركت نمایند. خصوصاً ‌این‌كه دهمین انتخابات ریاست جمهوری در شرایط وی‍‍‍ژه جهانی برگزار می‌شود و نتیجه آن هر چه باشد تاثیرات شگرفی در داخل و در منطقه و دنیا خواهد داشت. از این رو شركت حد اكثری مردم در این انتخابات بسیار با اهمیت است و لذا می‌طلبد كه نهادهای مردمی، دانشجویان، روشنفكرا ن و دیگر اقشار و گروه‌ها با فعال كردن  ستادها و تبلیغات سازنده در بسیج عمومی مردم بپای صندوق‌های رای فعال شوند.

 

عرصه های تهدید در هویّت ملی

در طول اعصار گذشته، ایران به دلیل جایگاه جغرافیایی و سرزمینی خود همواره در معرض تهاجمات سنگین قرار گرفته است، بطوری که هریک از این رویدادها میتوانست نظیر دیگر ملل مورد تهاجم موجب از بین رفتن هویت ملی ایرانیان و یا حداقل بخش عمده ای از آن گردد. اما اینگونه نشد و غنای فرهنگی موجب پایداری در برابر این تهاجمات شد. به عبارتی عناصر سازنده این هویّت از آنچنان غنایی برخوردار بوده اند که نه تنها موجب این پایداری شده اند بلکه به رشد بالنده این فرهنگ نیز یاری رسانده اند و ادبیاتی درخور در طول اعصار گذشته تا کنون بجای نهاده اند.
اما همین ذخایر تاریخی و فرهنگی در زمانی هم دستاویز حکومت های پادشاهی مخصوصاً در زمان پهلوی قرار گرفت و دمیدن در ملی گرایی و هویت قوم ایرانی تا بدانجا بالا گرفت که روح نژاد پرستی و ناسیونالیسم افراطی را در کالبد ملت دمید، به نحوی که باورهای دینی مردم را نیز نشانه گرفت. باورهایی که در طی قرنها با هویت خود عجین شده و می توانست پویایی این روح را به جهان نیز عرضه کند. درعین حال افراط گرایی در تقویت روحیه ملی در مقاطعی به ابزاری برای تحکیم پایه های حکومت و استقرار نظمی آهنین در جامعه تبدیل شد. آنچه در واقع مهم نبود همانا ملت ایران و عظمت آن بود، و در نهایت هم این شیوه نتوانست دوام آورده و ایرانی راه خود را آنگونه که طی قرن ها انتخاب کرده بود ادامه داد.
جامعه ایرانی جامعه ای چند فرهنگی است. عناصر بنیادینی چون تاریخ و مذهب و جغرافیا این جامعه متکثر را به هم پیوند داده است.
امّا امروز یکبار دیگر هویت ملی ما ایرانیان همچون بسیاری از دیگر ملل دنیا بر اثر رویدادهای جاری مختلف در جهان در معرض تحدید و تهدید واقع شده است. پدیده هایی از قبیل جهانی شدن و تکنولوژِی رسانه ای و پارهای از اغراض سیاسی و سایر تحریکات مثبت و منفی همه و همه ملت ایران را در بوته آزمایش قرار داده است. درهم ریختن مرزهای ملی بر اثر پدیده جهانی شدن اگرچه می تواند تا حدودی معقول و قابل پذیرش باشد اما نباید نفی کننده هویت ملی باشد. در سایه روند جهانی شدن وقوع برخی تحولات چون تجارت جهانی و تعامل با دیگر ملت ها را میتوان پذیرفت اما درعین حال بر حفظ هویت خود نیز می بایست پافشاری کرد همچنان که به عنوان نمونه ژاپن چنین کرده است. شاهدیم که افراط در ایجاد حصار به دور خود چون کره شمالی و یا چین کمونیست تا پایان انقلاب فرهنگی، انزوا و مرارت بسیار برای جامعه به بار آورد. به دلیل رشد هویت جهانی یا منطقه ای نمی توان در جهان مجهز به تکنولوژی های پیشرفته در انزوا زیست و با ایجاد قالب های تنگ و محدود، روح بزرگ ملت هایی همچون ملت ایران را در حصار خواسته ها و اراده های سیاسی قرار داد.
هیچ گروه ماندگاری از انسانها (مگر آنها که دچار معلولیت یا عقب ماندگیهای ذهنی اند) نمی تواند بدون هویت به حیات خود ادامه دهد. برخورداری از هویت نیازی روانی است وبدین لحاظ یکی از عناصر پایدار و ثابت اجتماعی است. امروزه جامعه جهانی جامعه ملت ها است. جوامعی که خود را ملت تلقی نمیکنند از مزایا و امتیازات دنیای مدرن محروماند، زیرا جامعه مدرن بر حسب تعریف "ملت" است.

 

فرهنگِ سه‌خطی!

آرش خیر آبادی

جامعه‌یی که در آن راه‌های طولانی، راه‌های کم‌رفت و آمد و خلوتی شده، جامعه‌یی که در آن هیچ‌کس حوصله‌ی صبر و شکیبایی برای به دست آوردنِ هدفی را ندارد، جامعه‌یی استتوسی ست؛ جامعه‌یی که برای رسیدنِ به هدف، فقط به اندازه‌ی خواندنِ همان سه خطِ بالای استتوس‌ها زمان می‌گذارد: جامعه‌ی مبتلا به «فرهنگِ سه‌خطی»!

لغو پاره یی از تحریم ها و تعبیر های متفاوت

 
 

1. لغو پاره یی از تحریم ها ی اتحادیه اروپا را در وهله نخست باید ناشی از رای دادگاه اروپا در غیرقانونی دانستن انجام آنها دانست. اصولا تحریم ها همانند تبعید و حبس نوعی مجازات به شمار می رود و شیوه متمدنانه اروپایی به نیروی اجرایی اجازه نمی دهد با صدور احكامی كه ماهیت قضایی دارند، اعتماد و اعتبار شیوه دموكراتیك درونی خودش را متزلزل كند. وقتی دعاوی ارجاعی از طرف بانك ها و بیمه های ایرانی به دادگاه های ملی و اروپایی ارجاع شد، آن دادگاه ها جایگاه رفیع و غیرجانبدارانه و غیرسیاسی خود را نشان دادند.

و اما جنگ ...

در روزهایی که رسانه ها خبر بازگشت پیکر پاک 175 غواص شهید عملیات کربلای چهار رو منتشر میکردن من در این فکر بودم که امسال برای اولین بار در سالگرد آزادسازی خرمشهر ایران نیستم. جایی خوندم که «وطن» برای ملتی که جنگ رو تجربه کرده معنایی پررنگ تر داره و وقتی تنت از وطنت جدا باشه این معنی به شکل عجیبی ژرف تر میشه و طنین این جدایی حتی در خواب هم فراموش نمیشه.

پیام آوران شادی

نقل است از چارلی چاپلین (نابغه نامدار سینما) که گفته است "من اگرپیامبربودم رسالتم شادمانی بود بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان. نه ازجهنمی می ترساندم و نه به بهشتی وعده می دادم. تنها می آموختم اندیشیدن را و انسان بودن را".

پیشگیری از اعدام

بخش مهمی از جمعیت عربستان را شیعیان آن کشور تشکیل می‌دهند که شهروندان درجه دو تلقی می‌شوند و از حقوق کامل سیاسی و اجتماعی در کشور خود برخوردار نیستند. این تبعیض واکنش‌های تندی را در میان شیعیان ایجاد کرده و منجر به حکم اعدام شده است. خصومت‌ورزی عربستان با ایران امر تازه‌ای نیست و سابقه‌ای تاریخی دارد! اما اکنون در قرن بیست‌ویکم زمان آن است که به آن دشمنی گذشته پایان دهند.