جمعه, 02 تیر 1396 |

دکتر محمد مصدق: شخصیتی ملی و مذهبی

"به من نسبت بی‌ایمانی دادند و گفتند این دکتر مصدق ایمان ندارد... می‌خواهید قبول کنید می‌خواهید قبول نکنید. ما برای ایمان، با ملت قیام کردیم. به من نسبت بی ایمانی داد،ولی خلوس عقیده وایمان من و همکارانم سبب شد که مراجع بین المللی ما را ذیحق بدانند."

در سال گشت کودتای مشترک دربار پهلوی و بیگانگان علیه دولت ملی زنده یاد دکترمحمد مصدق، بجاست که یادی ازاین ابرمرد تاریخ ایران بکنیم . مردی که به حق آموزگار پاکی وصداقت ودفاع از آرمان‌ها و حقوق یک ملت در مبارزه علیه استعمار و استثمار خارجی و استبداد داخلی گردید.

بدین منظور متن زیر که از دفاعیات دکتر در بیدادگاه نظامی (برگرفته ازکتاب "دفاعیات مصدق در دادگاه نظامی" –به کوشش جلیل بزرگمهر) می‌باشد را در اینجا می‌آوریم تا با مرور و تامل در آن، روشنگر راه حق پویان و آزادی خواهان گردد:

"...و من اکنون می‌خواهم ازروی حقیقتی پرده برگیرم و آن این است که درطول تاریخ مشروطیت ایران، این اولین باری است که یک نخست وزیر قانونی را به حبس و بند می کشند. و روی کرسی اتهام می‌نشانند و برای شخص من خوب روشن است چرا این طور شده. ولی می‌خواهم قاطبه ملت ایران و به خصوص طبقه جوان و تحصیل کرده که چشم و چراغ مملکت و مایه امید این مملکت هستند نیز علت این سختگیری و شدت عمل را بدانند و از راهی که برای طرد نفوذ استعماری بیگانگان پیش گرفته‌اند، منحرف نشوند و از مشکلاتی که درپیش دارند، نهراسند و از راه حق و حقیقت منحرف نشوند.

به من گناهان زیادی نسبت دادند و من می‌دانم یک گناه بیشتر نکرده‌ام و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منبع ملی کشور کوتاه کردم. درتمام مدت زمامداری خود، از لحاظ سیاست داخلی وخارجی، یک هدف داشتم و آن... این بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هیچ عاملی در سرنوشت مملکت، جز اراده ملت دخالت نکند. پس از 50 سال مطالعه و تجربه، به این نتیجه رسیدم جز تامین آزادی و استقلال ممکن نیست ملت ایران بر مشکلاتی که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند. برای نیل به این منظور، تا آنجا که توانستم کوشیدم. راست است که می‌خواهند سرنوشت من و خانواده‌ام را درس عبرت برای دیگران کنند (در این حال گریه به آقای دکتر مصدق دست داد) ولی من مطمئنم که نهضت ملت ایران خاموش شدنی نیست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حیات و استقلال ملل، بی ارج و بی ارزش است و تنها آرزویم این است که ملت ایران اهمیت نهضت ملی خود را به خوبی درک کنند و به هیچ صورت از تعقیب راه پرافتخاری که رفتند، دست نکشند.

امیدواریم که تمام طبقات و احاد و افراد، از پیر و جوان در هر مسلک و مذهب و دین، در هر شغل و مقام، این معنا را به خوبی درک کنند که بیش از یک قرن سیاست‌های مخرب و مهلک خارجی در مقدرات وطن عریز ما تآثیر خارق العاده داشت و تمام جریان سیاسی و اقتصادی مملکت را تحت تآثیر می گرفت و مخصوصا" نفوذ سیاسی و اقتصادی امپراطوری انگلیس و حکمرانی آشکار و پنهان شرکت سابق نفت جنوب در مدت نیم قرن، امکان تجدید حیات و فعالیت شرافتمندانه را از ما سلب کرده بود.

مقتضیات سیاسی دنیا و عشق و علاقه ای که تمام طبقات و افراد ملت به مبارزه با این سرطان مهلک و طرد این سیاست استعماری داشتند، به من و دوستانم فرصت داد به حکمرانی دولت انگلیس در ایران خاتمه دهیم.

....ایشان به من نسبت بی‌ایمانی دادند و گفتند این دکتر مصدق ایمان ندارد... میخواهید قبول کنید میخواهید نکنید، ما برای ایمان، با ملت قیام کردیم. به من نسبت بی ایمانی داد؛ ولی خلوص عقیده و ایمان من و همکارانم سبب شد که مراجع بین المللی ما را ذیحق بدانند و به من و دوستانم فرصت داد که در قطع نفوذ سیاست‌های خارجی قیام کنیم و بساط حکمرانی‌های ایران را برچینیم. گزاف نیست اگر بگویم قیام ملت ایران، سیاست استعماری را در خاورمیانه متزلزل ساخت. اکنون سؤال میکنم اگر ایمان نبود،میتوانستیم این موفقیت را حاصل کنیم؟ واللّه خیر. تمام این کارهای ما از روی ایمان بوده و مردهای باایمانی بودیم که در خدمت به وطن ار همه چیز خودگذشتیم. وضع من از بسیاری از جهات با یک مردی بی شباهت نیست. من هم سالخورده و درگذشته به وطن خود خدماتی کرده‌ام. من هم در این آخر روی کرسی اتهام نشسته ام و شاید هم مثل او محکوم شوم. ولی یک فرق بین من و او هست، که او به جرم همکاری با دشمن محاکمه و محکوم شد، من اگر محکوم شوم به گناه مبارزه با دشمن ایران...

و آن مرد مارشال پتن است. مارشال پتن در فرانسه، به دست ملت فرانسه برای همکاری با دشمن محکوم شد و من برای مخالفت با بیگانگان و خدمت به ملت ایران. این بود عرض من بیش از این عرضی ندارم ."