جمعه, 02 تیر 1396 |

به بهانه نوروز

 از همان روزهای آغازینی که انسان به معرفتی نسبی از محیط دور و اطراف خود رسید، نوخواهی و نوگرائی و نواندیشی شاید از بارزترین ویژگیهایی بوده است که توانسته است سیر تکامل فکری او را به تصویر کشد. توانائی برای ساختن و خلق آثار بدیع و تازه موهبتی است الهی در نهاد مخلوقی متصف به صفاتی بی شمار ازخالقی متعال که گام به گام و مرحله به مرحله سیر تحول و تکامل انسانی را به زیباترین و بدیع ترین شکل ممکن به اشرف مخلوقاتش شناسانده است. شکوه و جلال آشنائی و کشف بخشی از رمز و راز پیدایش و گردش این بی کرانه هستی آنجا به اوج می رسد که این انسان ناتوان غارنشین به مرحله ای از رشد می رسد که می تواند گوشه ای از نظم جهان هستی را در تعاملات روزمره زندگی به کار گیرد. به تشخیص و تمایز میان روز و ماه و سال می رسد. تقویم جلالی عرضه می کند و در گردش بی وقفه شب و روز با تکیه بر تنها یکی از بی شمار خصلت های خدادادی اش، به انتظار حلول ماه می نشیند و در شمارش روز و شب های از سرگذشته، خطی بر سال می کشد و چشم انتظار تغییر و تحولی دیگر می ماند و تلاشی تازه برای رسیدن به شناختی بیشتر از رازهای نهفته درمعمای هستی. این سرگذشتی تکرارشده از زندگی از اولین روزهای خلقت تاکنون است که انسان های برآمده ازرنگ ها و فرهنگهای گوناگون در جغرافیائی به گستره ی زمین درآن سرنوشتی مشترک را شاهد و ناظر بوده است.

در میان گوناگونی اقوام و نژادها، به دوراز زیاده گوئی واغراق، این شاید افتخاری بزرگ برای ملتی است که دربلندای تاریخ تمدن ساز خود بافاصله ای بسیار از سایرین، حساب روز و ماه و سال اش رامنطبق برنظام هستی کرد و همراه و هم سو باطبیعت گذر زمان را به شمارش نشست. در دوگانگی ها و تضادهای جای گرفته در پدیده های عالم هستی چون شب و روز، سیاهی و سفیدی، تاریکی و روشنائی، دم و بازدم، مرگ و حیات و... رمز و رازی است برای کشف وشهود شاهدان معرفت طلب تانشانه ای باشد برای ایجاد هم سوئی و هم رنگی وهم نوائی میان همه آنچه مخلوق خالق است و در نهایت رو به سوی او در حرکت است.

هر پدیده ای درهستی در ذره ذره های وجودیش بی یک لحظه توقف درمداری همیشه جاری، زنده می شود و می میرد و دوباره جان می گیرد و در زمان تکرار می شود. و این چه زیبا انتخابی است که ضرب آهنگ گذشت زمان را بارویش دوباره درزمین (بهار طبیعت) همراه میکند و تحقق حاکمیت الهی برجهان هستی را یادآوری می کند.

بر این اساس است که می توان گفت آنها که نوروز را خوش نمی دارند و با آئین های مرتبط با آن ناسازگاراند، در مقابله ای خودسوز با نظم و نظام هستی، انکارخود می کنند و ناموس طبیعت را به چالش می کشند.

 

ای آن که به تدبیر تو گردد ایام/
ای دیده و دل از تو دگرگون مدام/

ای آن که به دست توست احوال جهان/
حکمی فرما که گردد ایام به کام