جمعه, 02 تیر 1396 |

"اعتماد" گمشده

کوک آیلند جزیره ای است کوچک در میان صدها وشاید هزاران جزیره کوچک وبزرگ در جنوب اقیانوس آرام که در دهه های هشتاد یا  نود(میلادی) تبدیل شد به کشوری ثبت شده درسازمان ملل متحد با جمعیتی ده پانزده هزار نفری که بیش از نیمی از آنان نیز درخارج از کشوربه سر می برند.

مردمانی مهربان وآرام همچون اقیانوس پیرامونشان با سادگی وصمیمیتی مثال زدنی که عمده کاروفعالیت شان پذیرائی ومیهمان نوازی از گردش گرانی است که به آن دیار سفر میکنند.

آنچه نام کم ترشنیده شده این جزیره کشورکوچک را برجسته می کند مناسبات ویژه ای است که در ساز وکارهای این جامعه کوچک انسانی میان مردمش حاکم است.کشوری که علی رغم برخورداری کافی از مظاهردنیای تجدد یافته امروزی راه ورسمی خاص(وشاید منحصر به فرد) برای روابط اجتماعی فرهنگی سیاسی اقتصادی میان مردمش برگزیده است.

سنگ بنای بسیاری از تعاملات مردمی "اعتمادی" است ریشه دار که در طول سال های کوتاه عمر این جامعه انسانی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است وبی نیاز از وجود نهاد یا سازمانی خاص برای ثبت وضبط ورتق وفتق اموری چون مالکیت های شخصی توافق ورضایت عمومی را نیز به همراه دارد.

معیار تعلق اموال غیرمنقول چون زمین وخانه وباغ به افراد گواهی(شفاهی) آشنایان مورد وثوقی است که شهادت می دهند زمین(خانه یا باغ) مورد تملک از درخت (الف) تا درخت (ب) به این یا آن شخص تعلق دارد بی آنکه ضرورتی به ثبت وضبط سندی مکتوب ورسمی در این سازمان یا آن اداره باشد.

خانه های مسکونی بی قفل وبست وحصار در حضور یا غیبت ساکنانش محل امنی است برای آسایش وآرامش شهروندانی که غالبا هم را می شناسند وبا اطمینان خاطر به فعالیت های خارج از خانه شان مشغولند.نه نیروئی سازمان یافته وحرفه ای برای کنترل مردم در داخل ونه ارتشی تعلیم دیده برای حفاظت از جزیره کشور در مقابل مهاجمان بیگانه ای که تصوری هم از آن در ذهن مردم این جزیره نمی توان یافت.

همت وتلاشی اگر هست نه در ساختن ساختارهای پیچ در پیچ اداری بلکه برای ایجاد فضائی آرام وسالم برای گذران زندگی ای بی دغدغه واضطراب وبدون نگرانی از آینده.

سادگی های حاکم برتعاملات مردمی به گونه ای است که گوئی تمرکزبرزمان حالی است که هیچ حادثه ای کوچک یا بزرگ نمی بایست خدشه دارش کند.این همه محصول "اعتماد"و"اطمینانی"است که پایه های اصلی روابط حاکم را در این جامعه کوچک مردمی تشکیل می دهد.

این مقدارگفته شد تا مجالی برای طرح این سئوال (وتامل در مورد آن) فراهم شود که اگرمردمی حاضروناظربر تحولات وجریانات جاری در این قرن پر مساله توانسته اند در گوشه ای از این دنیای پرآشوب در آرامشی تحسین برانگیزومصون از آسیب های خانمان برانداز معمول در جوامع بر خوردارازامکانات پیشرفته روزگاربگذرانند چرا دیگران با آن همه ثروت ومکنت محروم از آرامش وآسایش مانده اند؟؟آیا می توان حاکمیت "اعتماد"و"اطمینان" مثال زدنی در این جامعه کوچک را به جوامع بزرگ تروپر مشکل انتقال داد؟

انجام این مهم اگردر این وانفسا ممکن به نظرنرسد اما آرزوی اش را که می توان امیدوارانه دردل زنده نگه داشت!!!!