جمعه, 02 تیر 1396 |

راز موفقیت تمرکز بر روی توانمندی هاست

همه به دنبال یافتن راز موفقیت هستند. دوره و زمانه ای شده که کلاس های متعددی در مورد اصول و فنون دستیابی به موفقیت در زندگی، کسب و کار و ساختن آینده ای بهتر تشکیل می شود. اساتید فن، نویسندگان، سخنرانان و... همه و همه با اشاره به زندگی افراد موفق و تلاش برای یافتن الگوهای مشترک در همه آنها، توصیه هایی را ارائه می کنند و در اختیار خیل مشتاقان قرار می دهند. سازمان ها نیز به دنبال موفقیت هستند. دروس مدیریتی مملو است از مباحثی که اصول موفقیت سازمانی را در جایگاه ها و موقعیت های متفاوت به تحلیل کشیده و راه کارهایی را برای دانشجویان علوم مدیریت ارائه می نمایند. در مباحث زمامداری نیز در آنچه که زمامداری خوب Good Governance)) تعریف شده، اصول و مبانی زمامداری چه در عرصه سازمانی و چه در عرصه کشورداری توضیح داده شده است. مقالات و مفاهیمی که به زوایای مختلف این موضوع پرداخته اند از صدها هزار مورد فراتر رفته اند و هر یک از نویسندگان و نظریه پردازان این بحث سعی کرده اند تا اصول توفیق در اداره یک کشور را از دید امکان و نحوه رسیدن به عدالت، توسعه و کرامت شهروندان ارائه نمایند و زوایای پنهان این مفاهیم را باز کنند.

اما یکی از مفاهیمی که در همه این توصیه ها نهفته است تاکید بر این نکته است که فرد، سازمان و یا حکومت ها در صورتی موفق خواهند بود که منابع و تواناییهای خود را بشناسند و سیاست ها و استراتژی های خود را با تمرکز بر این منابع و توانایی ها پی ریزی کنند. انسان استعدادهای نهفته زیادی دارد. شناخت این استعدادها اولین راز توفیق وی در زندگی است. تاکید بزرگان دین ما بر این نکته که اولین قدم در راه فلاح معرفه النفس است خود حاکی از آن است که یافته های علوم جدید در این عرصه با نظرات این بزرگان همسویی دارد. همانطور که شناخت از تواناییها و نقاط ضعف در برنامه ریزی زندگی فرد نقش اصلی را ایفاء می کند، در اداره سازمان نیز آگاهی از استعدادهای درون سازمانی برای اینکه بتوان در برنامه ریزی درست عمل کرد و سازمان را به سمت آینده ای بهتر رهنمون شد از نیازهای اولیه است. علوم مدیریت بر این نکته تاکید دارد که وجود ایزوهای مختلف که نحوه اداره سازمان ها را شبیه به هم می کند، باعث شده است که رقابت تنها برای سازمان هایی میسر باشد که بر مزیت رقابتی خود تمرکز می کنند و سعی می کنند بر اساس آنچه که دارند و کاری که بهتر از بقیه می توانند انجام دهند برنامه ریزی نمایند.

همانطور که توفیق در زندگی و کسب و کار، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ سازمانی، بدون ورود به عرصه رقابت و تلاش برای بهتر بودن در این مسابقه امکان پذیر نیست، در زمامداری و توسعه کشور نیز اصل رقابت در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی بین بازیگران مختلف عرصه بین المللی حاکم است. کشورها سعی می کنند در عرصه هایی که توانایی بیشتری دارند با بکارگیری همه استعدادهای قابل دسترس پیشتاز باشند و رقبا را پشت سر بگذارند. اصول زمامداری خوب و مدیریت موفق به ما می آموزد که برای کسب موفقیت در عرصه رقابت که صحنه ای فرامنطقه ای و بلکه جهانی را شامل می شود، بر روی داشته ها تمرکز کنیم و روی مباحثی سرمایه گذاری نماییم که در آن استعداد و توانایی داریم. طبیعی است که پس از سرمایه گذاری و تمرکز بر روی استعدادها و تواناییهای موجود و به بهره دهی کامل رساندن آنها، می توان سراغ کسب استعدادهای جدید رفت و محور سرمایه گذاری یا تمرکز جدیدی را شکل داد.

اگر بخواهیم این مفهوم را در صحنه عملیاتی تعریف کنیم می توانیم به اصول برنامه ریزی کلان در سطح کشورها اشاره کنیم. برای مثال کشور عزیزمان ایران استعدادهایی دارد که بسیاری از کشورهای منطقه فاقد آن هستند و یا در زمره رقبای ما تلقی می شوند. تمرکز توان و سرمایه کشور بر روی این استعدادها، قطعا رقابت در عرصه منطقه ای را برای ما سهل تر می سازد. کشورمان به لحاظ موقعیت جغرافیایی در شاهراه ارتباطی شمال و جنوب و شرق و غرب قرار دارد. از این رو سرمایه گذاری و

 

همه به دنبال یافتن راز موفقیت هستند. دوره و زمانه ای شده که کلاس های متعددی در مورد اصول و فنون دستیابی به موفقیت در زندگی، کسب و کار و ساختن آینده ای بهتر تشکیل می شود. اساتید فن، نویسندگان، سخنرانان و... همه و همه با اشاره به زندگی افراد موفق و تلاش برای یافتن الگوهای مشترک در همه آنها، توصیه هایی را ارائه می کنند و در اختیار خیل مشتاقان قرار می دهند. سازمان ها نیز به دنبال موفقیت هستند. دروس مدیریتی مملو است از مباحثی که اصول موفقیت سازمانی را در جایگاه ها و موقعیت های متفاوت به تحلیل کشیده و راه کارهایی را برای دانشجویان علوم مدیریت ارائه می نمایند. در مباحث زمامداری نیز در آنچه که زمامداری خوب Good Governance)) تعریف شده، اصول و مبانی زمامداری چه در عرصه سازمانی و چه در عرصه کشورداری توضیح داده شده است. مقالات و مفاهیمی که به زوایای مختلف این موضوع پرداخته اند از صدها هزار مورد فراتر رفته اند و هر یک از نویسندگان و نظریه پردازان این بحث سعی کرده اند تا اصول توفیق در اداره یک کشور را از دید امکان و نحوه رسیدن به عدالت، توسعه و کرامت شهروندان ارائه نمایند و زوایای پنهان این مفاهیم را باز کنند.

اما یکی از مفاهیمی که در همه این توصیه ها نهفته است تاکید بر این نکته است که فرد، سازمان و یا حکومت ها در صورتی موفق خواهند بود که منابع و تواناییهای خود را بشناسند و سیاست ها و استراتژی های خود را با تمرکز بر این منابع و توانایی ها پی ریزی کنند. انسان استعدادهای نهفته زیادی دارد. شناخت این استعدادها اولین راز توفیق وی در زندگی است. تاکید بزرگان دین ما بر این نکته که اولین قدم در راه فلاح معرفه النفس است خود حاکی از آن است که یافته های علوم جدید در این عرصه با نظرات این بزرگان همسویی دارد. همانطور که شناخت از تواناییها و نقاط ضعف در برنامه ریزی زندگی فرد نقش اصلی را ایفاء می کند، در اداره سازمان نیز آگاهی از استعدادهای درون سازمانی برای اینکه بتوان در برنامه ریزی درست عمل کرد و سازمان را به سمت آینده ای بهتر رهنمون شد از نیازهای اولیه است. علوم مدیریت بر این نکته تاکید دارد که وجود ایزوهای مختلف که نحوه اداره سازمان ها را شبیه به هم می کند، باعث شده است که رقابت تنها برای سازمان هایی میسر باشد که بر مزیت رقابتی خود تمرکز می کنند و سعی می کنند بر اساس آنچه که دارند و کاری که بهتر از بقیه می توانند انجام دهند برنامه ریزی نمایند.

همانطور که توفیق در زندگی و کسب و کار، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ سازمانی، بدون ورود به عرصه رقابت و تلاش برای بهتر بودن در این مسابقه امکان پذیر نیست، در زمامداری و توسعه کشور نیز اصل رقابت در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی بین بازیگران مختلف عرصه بین المللی حاکم است. کشورها سعی می کنند در عرصه هایی که توانایی بیشتری دارند با بکارگیری همه استعدادهای قابل دسترس پیشتاز باشند و رقبا را پشت سر بگذارند. اصول زمامداری خوب و مدیریت موفق به ما می آموزد که برای کسب موفقیت در عرصه رقابت که صحنه ای فرامنطقه ای و بلکه جهانی را شامل می شود، بر روی داشته ها تمرکز کنیم و روی مباحثی سرمایه گذاری نماییم که در آن استعداد و توانایی داریم. طبیعی است که پس از سرمایه گذاری و تمرکز بر روی استعدادها و تواناییهای موجود و به بهره دهی کامل رساندن آنها، می توان سراغ کسب استعدادهای جدید رفت و محور سرمایه گذاری یا تمرکز جدیدی را شکل داد.

اگر بخواهیم این مفهوم را در صحنه عملیاتی تعریف کنیم می توانیم به اصول برنامه ریزی کلان در سطح کشورها اشاره کنیم. برای مثال کشور عزیزمان ایران استعدادهایی دارد که بسیاری از کشورهای منطقه فاقد آن هستند و یا در زمره رقبای ما تلقی می شوند. تمرکز توان و سرمایه کشور بر روی این استعدادها، قطعا رقابت در عرصه منطقه ای را برای ما سهل تر می سازد. کشورمان به لحاظ موقعیت جغرافیایی در شاهراه ارتباطی شمال و جنوب و شرق و غرب قرار دارد. از این رو سرمایه گذاری و تمرکز بر روی ترانزیت کالا، محصولات، انرژی، اطلاعات و... و آنچه که در اصطلاح امروزی هاب منطقه ای شدن تعریف می شود، قطعا سرمایه گذاری ای پر بازده خواهد بود.

از سوی دیگر کشورمان با داشتن چهار فصل جداگانه و وجود اقلیم های متفاوت، جنگلها، کوهستان ها و مناظر زیبای

تمرکز بر روی ترانزیت کالا، محصولات