جمعه, 02 تیر 1396 |

ايران در كشاكش آزاد انديشي و راديكاليسم

تمدنی که الفبای انسانی را درک کند،  لاجرم درکشاکش هنجارهای طبیعی، همچون رودخانهً پرخروشی، مسیر تکامل بشری را درجستجوی دریای انسانی می جوید.  راز کیفیت ماندگاری یک تمدن،  به میزان درکش از سازگاری حیات بشری و طبیعت زیستش، درپی رسیدن به سعادت انسانی است،  وگرنه مالا محکوم به انقراض است.      
تمدن ایرانی جزً معدود تمدنهایی است که در بستر تاریخی خود از این خصوصیت بهره  برده و حرکت به سمت دریای انسانی را در بسیاری دوران حیاتش پیشه ساخته است.  وقتی صحبت از تمدن پیش می آید، اين گونه تداعی می شود كه مدیریت در روش های علمی زندگی برای پیشرفت و تحول عقلی و هنجاری موافق با طبع  بشری محصول تاریخ تمدن یک ملت است.  این تصوردرست است اما این  وسیله ای است که انسان با آن همه گستردگی فکریش،  در خدمت می گیرد و به سمت پیشرفت سیر می کند.  راه و روش علم ، هنر و مدیریت امور، همه وسیله هايي از این جنس است تا  زیست انسانی را تسهیل کنند.   تمدنهای بزرگی در طول تاریخ شکل گرفته و تغییر شکل يافته اند اما کمتر تمدنی هنوز با گذشت هزاره ها راه خود را در جستجوی گوهر انسانی  و خیر اندیشی ادامه می دهد. این همان عنصری است که در تمدن ایران ما شاید از ماقبل تاریخ  ریشه دارد و بسیار قوام یافته است.
<br>
در سه قرن اخیر، تمدن غربی با بهره از تجربیات باستانی مصر، چین و خاورمیانه در پاسخگویی به نیازهای بشر و بر پایه امکانات طبیعی خصوصا مواد اولیه و انرژی، علوم جدید را پایه گذاری کرده و با علم مدیریت و تجربیات گذشتگان دنیای مدرن را تعریف نموده است. این سیر ابتدا دراروپا و سپس درقاره جدید توانسته است درمدت زمان نسبتا کوتاهی با توسعه دائرةالمعارف ها به مرتبه ای اعجاز آور رشد کند، بطوری که حتی تصوراندکی از این همه پیشرفت ها، برگذشتگان این کره خاکی دشوار است. اما طبعا ادامه این مسیر هراندازه هم شتابان باشد، با نظریه های علم ریاضی و فیزیک امروزی به نقطه روشنی نمی انجامد، زیرا علوم امروزی هیچ قانون علمی را که توان انتقال ماده یا جسم انسانی را در آینده قابل تصوری به مسافتی درمقیاس نجومی به مقصدی "فراتر از منظومه شمسی" که کمتر از یک روز نوری است، نمی رساند و هیچ نظریه ای هنوز در این زمینه قابل طرح نیست.
بشر با ابزار علمی خود در دهه اخیر، میزان قابل توجه ای از راز کیهان را با 10 تا 20میلیارد سال نوری فاصله رصد کرده است. از آنجا که به گواه تاریخ، سرعت رویا های بشری که همانا برآمده از عقل و اراده و الهامات اوست، نسبتی منطقی با دستیابی بشر به آنچه تسخیر شدنی است دارد، این ابهام در نسبیت، ظاهرا بی پاسخ می ماند.
تمدن غربی بعنوان بخشی از تمدن بشری خصوصا بواسطه نظم دهی به تحولات علمی دوران معاصر در راستای کشف و تصرف در طبیعت ستودنی است و در عمق و نقد آن مورد توجه قرار دارد. اما سوال این است : آیا موهبت عقل و اراده بشری محدود به کشف دنیای علمی و تکنولوژیک حاضر است یا آنکه این مهم یک بخش ازمجموعه خواسته بشری است که توسط انسان پله پله تسخیر شده و تلاش در این راه منجر به شکافته شدن آینده ای خواهد شد که ساخته اراده انسان متمدن است و بسیار بارزتر از علوم و فنون متعارف است؟
سوالی را که انسان چند بعدی درذهن خود مرور می کند، با وجود تحیر از میزان دستاورد های علمی و عقلی بشری و توان خارق العاده فکر و اندیشه انسانی و تحسین آن، هنوز پاسخ کامل را نيا فته است.

 

اهل اندیشه و خرد در این سیر انسانی، خیر اندیشی را باید پیشه کند و این کاری است که نهاد انسانی با ذهن پرسشگرش برای آن تلاش می کند و بودن دراین مسیر، و هدایت علم به این سمت، آرامش حال را در پی دارد. این خصوصیت ها جزو خصوصیات تمدن سرزمین ما بوده و هست و بدین سان است که مشاهیر فرهنگ ما دربرهه های تاریخ گذشتگان به شکلی متمایز خویش را جهانی کرده اند.
تحولات فکری ایران معاصر، صرف نظر از بررسی کیفی و دستاورد های قابل توجه 100 سال گذشته آن، دارای این خصوصیت است. اندیشمندان ایرانی در حوزه های فکری، فراتر از مرزهای ملی به تحولات توجه داشته و درپی شناخت آن تلاش قابل تحسینی داشته ند. هرچند محرومیت های سیاسی و اجتماعی و اقتصادیِ قرن معاصر، مانع از افزایش بیشترتوشه علمی و تاسیس فرهنگستانهای معتبر بوده است. پی آمد خواسته نخبگان فرهنگی در این تحولات، افزایش تولید فکر اما فقدان تجربه کارگاهی کافی بوده است که بیشتر تنگ نظری ها و فقدان حمایت کافی عامل اصلی محدودیت دراین زمینه است و این مانعي اساسی برای شرکت در هنجار سازی های جهانی است.
درطول دهه های اخیر، جهش علمی و فنی دنیای غرب منجر به تولید هزاران واژه جدید علمی گردیده است. دائرالمعارف های زیادی درزمینه های گوناگون تدوين شده است. این اتفاق در نیم قرن گذشته در مورد ایران در رابطه با علوم انسانی باید با پس زدن موانع تنگ نظرانه، قبل از تاخیر بیشتربا حاشیه امنیتی کافی متحول شود.
طلوع عصر تحولات علمی درایران تازه صد ساله شده است و به مرحله ای رسیده که فرصت آزاد اندیشی می خواهد و باید با گذر از دوران سیاست زدگی سهم خود را در عصر نو بدست آورد.
معمولا تمدن ها دردوران جنگ ها به چانه زنی با یکدیگر و دردوران استقرار صلح پایدار به تاسیس نهادها بر اساس دستاوردهای خود متمرکز می شوند. غرب مرحله ای را در این راستا و پس از پایان دو جنگ جهانی و سقوط کمونیسم تجربه نموده و با خیزشی بلند، قرائت خود را نهادینه می کند. ایران ما بیش از هر دوره ای نیاز به صلح و تعامل بین المللی دارد. امروز هر تفکری کشور را به ورطه جنگ بکشاند و جهانیان را تحریک به دست اندازی به تمامیت ارضی کشور کند راه خیر را پیشه نکرده است. هراستدلالی دلالت کند که استقلال و تمامیت ارضی ایران با تهدیدات نظامی قابل خدشه نیست پس به طریق اولی باید سعادت ملی را در شراکت در صلح و نقش آفرینی درسطح بین المللی جویا باشد. امری که نیاز مبرم بدان از هر مقطعی برای کشور حیانی تر است.
کشورهای میراث دار تمدن های قدیم هر یک به وقت خود راه بقا را درتحول و همسویی با جهانی شدن و ورود به این مجموعه آغاز کرده اند. ژاپن درقرن گذشته و کشورهای چین و هند در دهه های گذشته ظاهرا راه خود را با همان الگوهای متمرکز برتجریبات غربی دنبال می کنند و آنان بی شک دربرایند فرهنگی جهانی تاثیر گذار خواهند شد.
ما ایرانیان هنوز دوران تلاطم فکری را سپری می کنیم و نخبگان به دنبال راهی برای همزیستی معارف انسانی با مدرنیته و تحول علوم آینده می باشند. هرمقدار این دوران ادامه یابد نیاز به تولید و ترویج فکر پاسخگو و حضور متحول درآن بیشتر می شود. درکنار این مساله، جریاناتی هستند که ناتوان ازورود به این عرصه به سبب عدم درک این گستردگی مسیر، راهی جز توسل به رادیکالیسم یا تحجر را برای تنفس نمی یابند و باید شهوت قدرت و خودپرستی را نیز بدان اضافه نمود.
ازاین رو تولید ظرفیت برای اهل فرهنگ، تاثیرگذاری وسیع بررفع سیاست زدگی و عوام فریبی توام با نقد خیراندیشانه، هدفی انسانی است و چراغ راهنمایی برای سعادت مادی و معنوی در آینده می باشد.
طبیعتا سیر تحولات بعدی جهان، برگرفته از ماحصل تحولات گذشته و حال است و طبع بشری اینگونه است که توام با فتح قلل مادی، جستجوگر معنویات می گردد. چنین امری آغازی مجدد است و سهم فکر ایرانی در این زمینه در طول تاریخ تمدن انسانی باید دوباره احیا شود.