جمعه, 02 تیر 1396 |

اتاق افسران

«اتاق  افسران، نوشته‌ی مارک  دوگن،  ترجمه‌ی  پرویز شهدی،  نشر   چشمه،  1389 »

              جنگ برای بسیاری از آدم‌ها کلمه‌ای بیش نیست، کلمه‌ای که احساسات و افکار متفاوتی را پدید می‌آورد. کلمه‌ای که تبدیل به رویدادی می‌شود، رویدادی که زندگی انسان‌ها را دگرگون می‌کند و بعد از شاید ده یا بیست سال (کمتر یا بیشتر) با صلح، بگذارید بگویم آتش‌بسی که فقط عنوان صلح را یدک می‌کشد، به تاریخ می‌پیوندد، تا باز کشوری، سیاستمدارانی یا تاجرانی منافع خود را در برافروختن آن بیابند و باز انسان‌هایی که آن را تجربه می‌کنند...

برای بعضی از آدم‌‌ها بعد از جنگ، نه آتش‌بس که صلح برقرار می‌شود، صلحی ابدی و پایدار در گورستانی کنار همرزمانشان. برای بعضی‌ها جنگ اسارت است و تنهایی، و برای برخی دیگر دنیای بعد از جنگ دنیای دیوانگی است؛ آسایشگاه روانی، صدای ممتد سوت خمپاره و.... برای بعضی‌ها خاطره‌هایی است دردناک که شاید برای همیشه پس‌ذهن‌شان باقی بماند و هر از گاهی به بهانه یا بی‌بهانه، با نشانه‌های کوچک و بزرگ ورق بخورند و خودی نشان دهند و چهره‌ای را غمگین کنند. برخی این نشانه‌ها را همیشه به همراه دارند، دستی که ندارند یا عصایی که دارند، آنها با این خاطره‌ها زندگی می‌کنند، به آن‌ها خو می‌کنند و... و اما برای برخی جنگ هیچ‌گاه پایانی ندارد، حتی اگر تنها برای لحظاتی در جبهه مقابل دشمن بوده باشند، برای آنهایی که باید دائما بجنگند برای زنده ماندن، برای آنهایی که باید همه چیز را از ابتدا شروع کنند...

اتاق افسراننوشته‌ی مارک دوگن روایت زندگی این آدم‌هاست. آدم‌هایی که هر روز می‌جنگند نه در جبهه‌های حق علیه باطل، یا باطل علیه حق، نه با آلمانی‌ها و نه با دشمن، با خودشان، برای این که این زندگی را تاب بیاورند، دلیلی برای ادامه دادن پیدا کنند، درد را تحمل کنند، از زیر تیغ جراحی زنده بیرون بیایند... برای این که زندگی کنند. آدم‌هایی که می‌جنگند تا دوباره یاد بگیرند چگونه غذا بخورند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، حرف بزنند، نگاه‌ها را اگر هنوز قادر به دیدنشان باشند، تحمل کنند، ترحم‌ها را نادیده بگیرند. می‌جنگند که به آینده فکر نکنند، به گذشته برنگردند، و همین لحظه را در دنیای کوچک‌شان، چهاردیواری اتاق بیمارستان، زندگی کنند و “هفتصد و هشتاد و پنج‌مین پیاله‌ی سوپ مخلوط با گوشت چرخ کرده‌ای” را که دیگر نه بویی ندارد و نه لذتی با قیفی پایین ببرند تا زنده بمانند و شاید “روزی چون دسته همسرایان، گوشه‌ای از تالار رودروی سیاستمداران دوست و دشمن بنشینند تا ارزش صلح را یادآوری کنند، تا دنیا را مطمئن کنند که این آخرین جنگ خواهد بود؛ جنگ جهانی اول.”

مارک دوگن گوشه‌ای از این جنگ، از این کلمه، از این فاجعه‌ی بشری را به تصویر می‌کشد؛ ساده، صریح و انسانی. اتاق افسران داستان مبارزه‌ی شجاعانه‌ی انسان‌هایی است که می‌خندند، درد می‌کشند، ازدواج می‌کنند و در همه‌ی این احوال تو را که خواننده‌ای، غمگین و شرمنده می‌کنند. شرمنده از این که انسانی و در دنیایی زندگی می‌کنی که هنوز انسان‌ها می‌جنگند و می‌کشند و زندگی‌ را نابود می‌کنند. اتاق افسران، داستان تلخ زندگی نابود شده‌ای است که گرچه از ابتدا ساخته می‌شود، طعم تلخش فراموش نشدنی است.

کاش این تلخی را همه‌ی کسانی که به هزاران دلیل و انگیزه انسان‌ها را به جان هم می‌اندازند و در مورد شروع یا خاتمه‌ی جنگ‌ها تصمیم می‌گیرند، بچشند.

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section