جمعه, 02 تیر 1396 |

پدیده توتالیتاریسم و وضع روشنفکران

mariam rezaeeمعمولا رژیم‌های توتالیتر را با رژیم های آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی می شناسند، رژيم‌هایي که سابقه تاریخي آن‌ها واقعیت بسياری از نظام های بسته و فراگیر را نشان داده است و می‌توان رابطه یک طرفه بين طبقه حاکم و مردم را بعنوان شاخصه اصلی آن‌ها درنظر گرفت.

در هر جامعه ای، رهبری فکری اجتماع در دست دولت و یا روشنفکران است و بسته به نوع و ماهیت یک نظام، این نقش به یکی از این دو و یا هر دو محول شده است. اما  ایده آل  این است که روشنفکران جهت دهی به آرای مردم را بر عهده داشته باشند و دولت نه مسلط بر مردم، بلکه در خدمت نیازها و آرمان های ترسیم شده توسط روشنفکران باشد. بنابراین در هر جامعه ای نقش روشنفکران و تعامل آن ها با دولت از یک طرف و با مردم از طرف دیگر، از اهمیت بالایی برخوردار است بطوری‌که ایجاد بسترهای مناسب برای ایفای نقش دولت و روشنفکر فضا را برای تعامل و ایجاد یک جامعه باز فراهم می‌کند و هرگونه ضعف در لایه های زیرین اجتماع توسط ماهیت انعطاف پذیر این تعامل به پاسخگویی منجر می‌شود.

نقش و دغدغه روشنفکر در نظام‌های توتالیتر بیش از آنکه دستخوش نیازها و آرمان‌ها وایده آل‌های مردم باشد، درگیر تنش با سیستم حاکم است، بطوری‌که روشنفکر به جای تجویز و توصیه راهکارها برای برون رفت از سیستم بسته و انعطاف ناپذیر حاکم، و سامان دادن به جامعه و مهندسی فکری جامعه، وقت و انرژی خود را صرف شیوه های مبارزه و ایجاد شکاف در ساختارهای بسته نظام برای اصلاحات کوچک می‌کند.

برای تبیین نقش روشنفکران در این جوامع ابتدا تعریفی از روشنفکری ارائه می‌شود و سپس میزان ایفای این نقش در نظام‌های فراگیر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اندیشمندان در خصوص روشنفکری بسیار سخن گفته و تعاریف مختلفی ارائه کرده‌اند و شاخصه‌ها و ویژگی‌های مختلفی را برای آن برشمرده اند.روشنفکر در یک معنای کلی به کسی اطلاق می‌شود که دارای نگاه نو و آگاه به زمان است به گونه‌ای که می‌تواند تضادها و تقابل نیروهای درگیر درلایه‌های پنهان قدرت را درک کند و آن‌ها را بدون تعصب و جزمیت تحلیل و نقد کند.

روشنفکر جامعه را از لحاظ فکری تغذیه می‌کند که لازمه آن تولید اندیشه های بدیع، ایجاد خودآگاهی و تفکر اجتماعی است. روشنفکر در برابر سیستم ثابت و منجمد مقاومت می‌کند و خواهان تحول و تغییر در نظم موجود می‌شود. معمولا روشنفکران، در جامعه جزء صاحبان قلم یا دارای مشاغل فکری هستند، هرچند این مسئله قطعیت ندارد و لزوما افراد دارای مشاغل فکری روشنفکر نیستند، بلکه روشنفکر یک نگاه نقاد نسبت به انسان و روابط انسان‌ها با یکدیگر و به خصوص با دولت بعنوان در دست دارنده قدرت سیاسی دارد که این نگاه ممکن است بصورت بالقوه در فرد بماند و زمینه بروز در جامعه را نیابد و یا اینکه روشنفکر آن‌را در عرصه عمل ایفا کند.

اگرچه تعاریف مختلف از روشنفکر ماهیتا شباهت های بسیاری به هم دارند اما بسته به نوع نظام و سیستمی که روشفکر در بستر آن تولید فکر می‌کند، کارکرد و اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد.

روشنفکر در یک نظام توتالیتر با روشنفکری که در یک نظام دموکراتیک قرار دارد به سبب تفاوت در نوع تعاملات با قدرت، ساختارهای موجود و تفاوت در ظرفیت پذیرش نقد از لحاظ شیوه انتقاد و روش های به چالش کشیدن سیستم و میزان تاثیرگذاری آن تفاوت می‌کند.

روشنفکران در نظام های توتالیتر بیش از نظام های دیگر تاوان آگاهی و نقد سیستم حاکم را می‌پردازند و این به سبب ویژگی این نظام هاست. شاخصه اصلی این نظام ها وجود یک ایدئولوژی رسمی است که در جهت مسخ توده ها بر تمام واقعیت های جامعه در حوزه عمومی و خصوصی اعمال میشود، سلطه یک حزب واحد یا یک طبقه کوچک که توسط یک فرد واحد رهبری می‌شود و بر تمامی مجاری، اعمال رای می‌کند.نیروی پلیس سرکوب‌گر و رسمی و عناصر اطلاعاتی مخفی، ابزار این طبقه برای اعمال سلطه است. این نیرو با در دست داشتن تسلیحات و شیوه های جدید نظارت پلیسی، نسبت به سایر بخش های جامعه از یک هژمونی برخوردار است و اعضای آن نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس وفاداری و خدمت بی قید و شرط به ایدئولوژی، گزینش می‌شوند. انحصار وسایل ارتباط جمعی از ویژگی های دیگر این نظام است بطوری‌که اعمال سانسور شدید و تکصدایی بودن، رسانه دولتی را به تریبونی برای تبلیغ ایدئولوژی حزب تبدیل می‌کند در این نظام «وحشت» امکان هرگونه آزادی بیان و نقد را سلب می‌کند و ساختارهای سیاسی در جهت سرکوب شدید نواندیشان و دگراندیشان و خفه کردن صداهای اعتراض آمیز نهادینه می‌شوند.

در این جامعه فضای گفتگو که شرط آن تعامل اندیشه‌های متنوع است، مجال بروز نمی‌یابد و تنها تمجید و ستایش سیستم از تریبون‌های رسمی به گوش می‌رسد. توزیع قدرت در اینگونه نظام ها به نفع طبقه ای محدود است. اما طبقه ای که سهم کمتری در قدرت را داراست بزرگ‌تر و دارای فرصت کم‌تر برای ایفای نقش‌های سیاسی و اجتماعی است و در بسیاری موارد سلطه ایدئولوژی، این محرومیت و کاستی ها را در اذهان توده مشروعیت می‌بخشد.

اما در نظام‌های دموکراتیک سیستم به نحوی نهادینه شده است که در تعامل بین روشنفکران، مردم  و دولت، اعتراضات در قالب احزاب مختلف به سمت بالا هدایت می‌شود و بدون اینکه برای جامعه تبعات امنیتی ایجاد کند در خود سیستم هضم می‌شود. یعنی انعطاف سیستم به گونه‌ای است که اعتراضات را بدون اینکه به پایه‌ها آسیب برساند پاسخ می‌گوید.

در نظام های توتالیترهمانند آلمان نازی، اساسا یک حزب مسلط وجود دارد که برتری سیاسی، نظامی و اقتصادی را در انحصار دارد و نقش روشنفکران به عنوان «حلقه واسط» مردم و دولت نادیده گرفته می‌شود و به علت «عدم اطمینان» و شکاف موجود بین طرفین، اعتراضات کوچک و هرگونه تغییرخواهی به منزله توطئه و تهدید قلمداد می‌شود که جواب آن سرکوب خواهد بود.

 

از خود بیگانگی روشنفکر

تداوم یک نظام توتالیتر و تشدید سلطه فکری و سیاسی حزب، نقش اصلی روشنفکر را دستخوش تغییر می‌کند. او که منتقد وضعیت موجود است دچار یک سردرگمی درونی در مقابل رویه نظام می‌شود. احساس ضعف در مقابل سیستم پلیسی و سانسور شدید، روشنفکر را دچار «از خودبیگانگی» می‌کند. ازخود بیگانگی به معنای انزوای فرد از جامعه، جدایی او از فعالیت های اجتماعی و فقدان خود شکوفایی.

روشنفکر در چنین جوامعی تنهااست و  به سبب ترس از سیستم امنیتی حاکم، از طرف اجتماع دچار طرد نامحسوس می‌شود. هنجارهای نظام توتالیتر به حدی مردم را در هراس قرار می‌دهد که افراد را از عرصه مشارکت عمومی و فعالیت های اصلاح‌گرانه گسیخته و وحدت فکری را از آن‌ها می‌گیرد. بعلاوه به دلیل نتیجه ندادن اعتراضات و منتج شدن آن به سرکوب، مردم و به دنبال آن روشنفکر، نسبت به ایجاد تغییر ناامید می‌شوند.

ایده آل‌ها، آرمان ها و ضرورت ایجاد تغییر از یک طرف و چهره زشت و دهشناک واقعیت و احساس ضعف در مقابل تغییر این واقعیت از طرف دیگر، روشنفکر را با چالشی درونی روبرو می‌سازد. در این نظام، کانال‌های تعامل اصلاح‌گرانه بین قدرت و روشنفکر بسته شده است. بنابراین انگیزه تولید و زایش در روشنفکر ضعیف می‌شود. سرکوب دگراندیشان و منع کردن آن‌ها از فعالیت فکری، همنوایی رویه در زمینه فکری را در بین روشنفکران از بین می‌برد و هر روشنفکر تبدیل به «جزیره»‌ای می‌شود که قادر به ایفای نقش برای حرکت در جامعه نمی‌شود.

خفقان، تسلط ایدئولوژی و چهره امنیتی یافتن نهادهایی که می‌بایست بی‌طرف بمانند (مثل دانشگاه) روشنفکر را وامی‌دارد که در مقابل واقعیات سکوت کند یا چیزی را بگوید که به آن اعتقاد ندارد. این مسئله سبب می‌شود روشنفکر اعتقاد و ایمان نسبت به خود و نقش موثرش برای تغییر و اصلاح را از دست بدهد.

روشنفکر که همواره جنبه ای از یک شخصیت ایده آلیستی را داراست خواهان این است که «هست»ها را به «شدن»های مطلوب جامعه تبدیل کند، اما این از خودبیگانگی، حرکت و پویایی را از روشنفکر می‌گیرد و توان او را در وضعیت بالقوه و  فاقد نقش موثر قرار می دهد.

 این از خود بیگانگی ممکن است نهایتا به تعاملات غیر قانونی همچون جنبش‌های انعطاف ناپذیر عمومی و کاهش مشارکت سیاسی و اجتماعی منجر شود، اما در نهایت عصیان روشنفکر به عنوان هادی حرکت‌های اجتماعی، امری اجتناب ناپذیر است که خواه نا خواه گریبانگیر توتالیتاریسم می شود. درچنین سیستم های بسته‌ای، خود اجزا در جهت نفی سایر اجزا، نظم خشک و متصلب حاکم را با چالش روبرو می‌کنند.

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

::معرفی کتاب

چقدر ما خوبیم

جامعه شناسی طنز
ترجمه و تالیف: ابراهیم رها

انتشارات: مروارید
1394
۹۶صفحه

انتشارات مروارید به تازگی کتابی را با عنوان «چقدر خوبیم ما» نوشته ابراهیم رها روانه بازار کتاب کرده است؛ کتابی که نویسنده‌اش متن آن را حاصل تاملات خود در نقد رفتارشناسی ایرانیان در قالب بیانی طنزآمیز عنوان کرده است.
«چقدر خوبیم ما» در برگیرنده یادداشت‌هایی از ابراهیم رهاست که همگی برای نخستین بار در این کتاب منتشر و برای این کتاب نوشته شده اند.

col

sup

sup copy