شنبه, 03 تیر 1396 |

ایرانیان کانادا و گشایش در روابط تهران- اوتاوا

سه شنبه هفته گذشته و پس از اغلام نتایج انتخابات پارلمانی کانادا  یکی از همکاران مطبوعاتی از من پرسید: آیا شکست محافظه کاران پس از ده سال که دولت را در کانادا در اختیار داشتند عجیب نیست؟ پاسخ دادم عجیب این است که آنها ده سال حکومت را در کانادا در اختیار داشتند! در واقع مردم کاندا مردم متمدنی هستند. بخش مهمی از جمعیت آن را مهاجران تشکیل می دهند. آموزش و پرورش آن کشور در سطح کیفی بسیار مطلوبی است. در چنین کشوری به راستی عجیب است که ناگهان محافظه کارانی با گرایش های نژادپرستانه برای مدتی طولانی دولت را در اختیار بگیرند.

یکی از نشانه های دموکراسی خستگی از هر دولتی است که  دوامش بیش از حد طولانی شده باشد، حتی اگر خوب کار کرده باشد. تمایل به تغییر یکی از حقوق مردم است. چنین تغییری موجب می شود دولت ها خود را مادام العمر و قدرقدرت ندانند و محتاج رأی مردم باشند و به تک صدایی روی نیاورند. اما دوام دولت محافظه کار افراطی در کانادا را می توان نوعی واکنش دانست. واکنش نسبت به رفتارهای متقابلی که برای دولت یا ملتی خشم آور باشد. واکنش نسبت به تندروی هایی سلفی و تکفیری که دولت کانادا  را که جمعیت پاکستانی اکثراً متعصب بزرگی دارد، از مهاجران خاور میانه ای نگران می کرد. اما شدت عمل نیز واکنش آور است. دولت کانادا هنگام قطع روابط خود با ایران به نیاز های 400000 کانادایی ایرانی تبار و خانواده هایشان و ارتباطات انسانی آنها با کشور پدری شان توجه نکرد. حتی بانک های کانادا زمانی به کانادایی های ایرانی تبار اعلام کردند که به دلیل تحریم های بین المللی حساب هایشان را ببندند.  بسیاری از ایرانی تباران مردمان فرهیخته و با سطح آموزشی بالاتر از میانگین مردم کانادا هستند؛ یعنی با حقوق قانونی خود آشنا هستند و به دادگاه مراجعه کردند و بانک ها را ناچار به پوزش خواهی و سازش خارج از دادگاه کردند. اما این اتفاق و رفتارهای دیگر نظیر آن گویی شوکی به ایرانی تباران وارد کرد که برای دفاع از حیثیت و منافع خود باید مشارکت بیشتری در زندگی اجتماعی آن کشور داشته باشند. البته همه ایرانی تباران طرز تفکر مشابهی ندارند. کسانی مانند خانم  نازنین افشین جم که زمانی ملکه زیبایی کانادا شده بود و هنرمند و تحصیل کرده هم هست، احتمالاَ به دلائلی شخصی نگاه متفاوت و سخت گیرانه ای نسبت به روابط کانادا با ایران داشت. ازدواج او با وزیر جنگ آن کشور را می توان سرآغاز سخت گیری های بیشتر دولت کانادا در آستانه قطع روابط  و بعد از آن دانست. نوع رفتار  سیاست های دافعه انگیز دولت آقای احمدی نژاد نیز در خصومت آفرینی و کیش دادن کشورهای دیگر به سمت اسرائیل بی تأثیر نبود. برخی دیگر از ایرانی تباران کانادا در شمار پناهندگانی هستند که نسبت به دولت ایران  نگاهی انتقامجویانه دارند. اما اکثریت جامعه ایرانی تبار کانادا مهاجرانی هستند که به دلائلی مانند تفاوت سلائق ارزشی و اینکه عملاً از برخی فرصت های اجتماعی در ایران محروم می ماندند یا مورد تبعیض قرار می گرفتند  ترجیح داده اند به مهاجرت تن دهند. اینان کینه ای از کشور پدری خود ندارند، بلکه برعکس به علائق فرهنگی و ارتباطات خانوادگی خود پایبند هستند و به رفتارهای خصومت آمیز دولت سابق کانادا معترض هم بوده اند.
    انتخابات خرداد 1392 که قرار بود رئیس جمهور جدید ایران انتخاب شود، دولت محافظه کار کانادا عملاً مانع تشکیل حوزه های رأی گیری و حضور ایرانیان مشتاق در پای صندوق های رأی شد و  نخستین سفر رئیس جمهور و وزیر خارجه ایران به نیویورک و گشوده شدن باب مذاکرات با 1+5 و تعادل و عقلانیتی که در رفتارها و تعاملات دولت ایران دیده شد، در تعصبات دولت محافظه کار بی تأثیر بود. آنان عملاً تابع امیال و تبلیغات اسرائیل بودند، با این حال مجموع این اتفاقات در عمل بیشتر جامعه فرهیخته و تدریجاً پرنفوذ ایرانی و نیز سایر جوامع مهاجر، نخبگان، روشنفکران و عناصر مترقی کانادا را به مقاومت در برابر محافظه کاری واداشت. تصویب قانونی که عملاً کانادایی های نسل اول و دوم مهاجر را به شهروندانی درجه دوم تبدیل و تابعیت آنان را مشروط و متزلزل می کرد، ضمن آنکه برخلاف اصول حقوق بشر و حقوق عمومی بود، عملاً دولت آن کشور را در در ادامه ناسازگاری با ایرن در نوعی انزوا  و دور از سیاست مشترک کشورهای بزرگ جهانی قرار داد که اغلب در مذاکرات با ایران حضور و در نیل به توافق مشارکت داشتند و از آن حمایت می کردند. به این دلائل بود که سهم حزب ایبرال که مایل به تجدید رابطه با ایران و گشایش سفارتخانه هاست ناگهان از 10 درصد نمایندگان به 50 درصد جهش می کند.
    نکته دیگر اعتماد به نفس ایرانی تبارانی است که دوران تزلزل نسل اول یا سال های اولیه مهاجرت را پشت سر گذاشته و به ارزش های معنوی و امتیازهای خود پی می برند و با شهامت به خود اجازه می دهند که در برابر ثروتی که می آفرینند و مالیاتی که می پردازند در سیاست آن کشور دخالت مستقیم هم داشته باشند. آمارهای منابع مختلف نشان می دهد که مهاجران ایرانی در آمریکای شمالی سطح سواد و تحصیل و همچنین سطح درآمدی بالاتر از میانگین شهروندان آن کشورها  دارند. وقتی به پیشینه دو ایرانی لیبرال  برگزیده در مجلس عوام نگاه می کنیم در می یابیم که هر دو از ثمرات.و بازده سرمایه گذاری فرهنگی بالایی برخوردارند که می توان آن را نتیجه نوعی اعتقاد ایرانی به التزام به تحصیل علم به عنوان سرمایه گزاری ترجیحی دانست.
یکی از منتخبان، آقای مجید جوهری، مهندس صنایع پلی تکنیک رابرسون و دارای فوق لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه معتبر یورک است و در میانه پنجاه سالگی و با تجربه مدیریتی، در اوج باردهی علمی و عملی است. منتخب دیگر، آقای علی احساسی، متولد ژنو و تحصیل کرده در تهران و کانادا و انگلستان با تسلط به زبان های انگلیسی و فرانسه و فارسی و دارای لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه معتبر تورنتو، فوق لیسانس اقتصادی از مدرسه اقتصاد لندن از معتبرترین دانشگاه های جهان، و فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه آزگود است که به او امکان پرداختن به شغل وکالت دادگستری را می داد. آقای احساسی از خاندان های سرشناس ایرانی است و در 45 سالگی از کارنامه علمی و تجربی بالایی بهره مند است. به یقین این پیشینه علمی و تجربی از میانگین اکثر نمایندگان منتخب آن کشور نیز بالاتر است. خوشبختانه هر دو نماینده منتخب ایرانی تبار از قبل علاقه خود را برقراری و بسط روابط کانادا با ایران و فراهم آوردن تسهیلات کنسولی مناسب تر برای ایرانی تباران کانادا و همچینی خانواده هایشان اعلام کرده اند.  

[روزنامه شرق، یکشنبه 3 آبان 1394]


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy