جمعه, 02 تیر 1396 |

تاملی دوباره بر، ملی شدن صنعت نفت ایران

Morovatiبه مناسبت 29 اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت
ملی شدن صنعت نفت در ایران، برای ما به عنوان یک ایرانی چه معنایی می تواند دربر داشته باشد! همین که بدانیم یک دارایی ملی، به سبب کفایت عده ای به رهبری دکتر مصدق در سال 1329 از چنگال بیگانگان به خانه ی امن ملت بازگشته، آیا کفایت می کند!

گاهی، بهانه را از شلوغی واپسین روزهای سال وام میگیریم تا به یاد نیاوریم، یادمان نیست به افتخارِ یک واقعه ملی، دمی بیندیشیم و زوایای آن را دوباره و دوباره در ذهن هامان مرور کنیم. به همین مناسبت، روز را مغتنم شمرده، نگاهی گذرا به چند و چون حوادث منجر به ملی شدن صنعت نفت می افکنیم. با ادای احترام به روح معمار اصلی آن، دکتر محمد مصدق از قرارداد دارسی تا ملی شدن صنعت نفت حاکمیت مطلق انگلستان بر منابع نفتی ایران با قراداد دارسی(1) شکل جدیدی به خود گرفته بود. اما در سال های پایانی جنگ دوم جهانی بود که مردم ایران، حضور بریتانیا را در تناقض با منافع خویش پنداشتند. این دشمنی در نهایت به ایستادن در مقابل زیاده خواهی انگلستان و ملی کردن نفت منجر شد. در شهریور ۱۳۲۰ کارگران نفت جنوب با توجه به شرایط خاص داخلی و بین‌المللی به سرعت در سندیکای کارگران نفت خوزستان متشکل شدند و با توجه به موقعیت استراتژیک ایران و اهمیت نفت در سرنوشت جنگ، به عنوان وزنه‌ ای قابل تامل مطرح گشتند. کارگران نفت جنوب با هدایت شورای متحده مرکزی اتحادیه‌ های کارگران و زحمتکشان ایران به مبارزه ادامه دادند و در خوزستان دست به  اعتصاب عمومی تیر ۱۳۲۵زدند.

به تحریک شرکت نفت انگلیس و ایران، پلیس و فرمانداری نظامی دست به کشتار عظیمی در میان کارگران زدند و به بهانه رهبری اعتصاب توسط شورای متحده مرکزی اتحادیه ‌های کارگران و زحمتکشان ایران  تحت رهبری حزب توده ایران،۸۳نفر از کارگران را در کشتار23 تیر 1325 کشتند. از طرف  شرکت نفت انگلیس و ایران «شاپور بختیار» رییس وقت اداره کار خوزستان طرف مذاکره کارگران جهت خواسته های صنفی کارگران بود. بر اثر مبارزه کارگران برای نخستین بار «قانون کار ایران» در ایران تصویب گردید. تداوم مبارزه کارگران و پیوستن مردم به جنبش، به ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ منجر گردید. با این که در مقابل این مبارزات، کشتارهایی نظیر23 تیر 1325 و 30 تیر1331را تدارک دیدند، خللی در اراده مردم به وجود نیامد. ملی شدن صنعت نفت ایران برای انگلیس غیرقابل تحمل بود. ضربات سنگین ناشی از ملی شدن صنعت نفت برای انحصارات نفتی جبران ناپذیر بود، به ویژه که جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران نیروی محرکه‌ ای برای مردم دیگر کشورهای منطقه برای کسب حقوق خود بود.

هم ‌زمان با شکل گیری اعتراضات گسترده مردمی که از سوی بسیاری از گروه ‌های سیاسی و نیز نمایندگانی از مجلس شورای ملحمایت می‌شد، انگلیسی ها جهت حفظ و تحکیم موقعیت خود در سر پل ‌های نفتی ایران بر آن شدند با اعطای برخی امتیازات محدود بر اعتراضات پایان دهند. مهم‌ترین این اقدامات قرارداد گس-گلشائیان بود که به لایحه الحاقی نفت نیز مشهور شده‌است و دولت حاجبعلی رزم آرا تلاش فراوان کرد تا بلکه مجلس شورای ملی آن را تصویب کند. اما به رغم تمام فشارها و تهدیدهایی که وجود داشت مجلس شورای ملی آن را رد کرد. مدت کوتاهی پس از آن کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی طرح ملی شدن صنعت نفت ایران در سراسر کشور را به نمایندگان پیشنهاد کرد که پس از کش و قوس‌های متعدد در داخل و خارج از مجلس و بالاخص مدت کوتاهی پس از آن که رزم آرا نخست وزیر وقت در روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ از سوی خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام هدف گلوله قرار گرفته و به قتل رسید مورد توجه جدی نمایندگان قرار گرفت.

در واقع می توان گفت، جرقه‌های ملی كردن صنعت نفت در بین مردم ایران از ششم بهمن ماه 1329 با دعوت آیت‌الله كاشانی و جبهه ملی از مردم برای حضور در مسجد شاه زده شد. به دنبال این دعوت هزاران نفر از مردم در این تجمع شركت كرده و قطعنامه‌ای در پایان به تصویب شركت كنندگان رسید كه حكایت از عزم مردم ایران در ملی كردن صنعت نفت داشت. قابل تامل آن که، شعار ملی كردن نفت در سراسر كشور در تاریخ پانزدهم آبان 1329 در شورای عالی جبهه ملی به تصویب رسیده بود. دكتر مصدق بعدها در خاطراتش عنوان داشت که، شعار ملی كردن نفت را دكتر حسین فاطمی در منزل آقای نریمان برای نخستین بار پیشنهاد كرده بود.

بعد از آن در 12 اسفند 1329 كمیسیون نفت مجلس جلسه‌ای تأثیرگذار داشت. در این جلسه رزم‌آرا، نخست‌وزیر وقت، حاضر شد و با ملی كردن صنعت نفت مخالفت كرد. پس از این جلسه، مصدق (رهبر جبهه ملی و نماینده مجلس وقت) نیز برای خنثی كردن سخنان رزم‌آرا نامه‌ای در رد اظهارات وی نوشت و در كمیسیون نفت قرائت كرد. روز 15 اسفند ماه 1329، مصدق اعلامیه‌ای علیه رزم‌آرا منتشر ساخت. یك روز بعد رزم‌آرا ترور شد.

قتل رزم‌آرا (كه سدّ اصلی مقابل ملی نمودن صنعت نفت بود) به ملی شدن صنعت نفت كمكی حیاتی نمود. مستنداتی وجود دارد كه حكایت از صدور فتوای قتل رزم‌ آرا به دست آیت‌الله كاشانی دارد. نواب صفوی در این باره می‌گوید كه «كاشانی به قتل رزم‌ آرا فتوا داد و مصدق، شایگان، بقایی، سنجابی، مكی، فاطمی، شمس، قنات‌آبادی، نریمان و آزاد از این ماجرا آگاه بودند.» هم‌چنین گفته شده است كه دكتر مصدق نیز درباره قتل رزم‌ آرا با نواب صفوی دیدار داشته است. آیت‌الله كاشانی در یك مصاحبه‌ مطبوعاتی كه یك ماه بعد از ترور رزم ‌آرا انجام شد، دلیل قتل رزم ‌آرا را حمایت شدید از شركت نفت جنوب و سیاست استعماری انگلستان عنوان نمودند.  

روز 17 اسفند كمیسیون نفت به اتفاق آرا پیشنهاد ملی كردن صنعت نفت را به تصویب اعضا رساند. در 24 اسفند 1329 مجلس شورای ملی و در 29 اسفند 1329 مجلس سنا گزارش كمیسیون را تصویب نمودند و صنعت نفت ایران رسما ملی اعلام شد.  

مدتی بعد از ملی كردن صنعت نفت، دولت انگلیس به دیوان دادرسی بین‌المللی لاهه شكایت كرد. در هفتم خرداد 1331 مصدق (نخست‌وزیر وقت) به اتفاق همراهان به لاهه پرواز كردند. جلسه دیوان لاهه روز 19 خرداد 1331 تعیین شده بود. بسیاری بر این باورند که، نحوه ی برخورد دکتر مصدق و تنشی که در هنگام شروع جلسه به وجود آورد، در تغییر فضای جلسه به سود ایران نقش بسیار مهمی داشت. ماجرا را اینگونه نقل می کنند...

هنگامی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشكیل شود، دكتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی كه پیشاپیش جای نشستن همه شركت كنندگان تعیین شده بود، دكتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه، یكی دو بار به دكتر مصدق گفتند كه اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دكتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلكه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما وی اصلا نگاهش هم نمی كرد. جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی كننده به مصدق رو كرد و گفت كه شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آن جاست. کم كم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میكرد كه مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت: شما فكر می كنید نمی دانیم صندلی ما كجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس كدام است ؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان كدام است. اما علت اینكه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟ او اضافه كرد كه سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و كم كم یادشان رفته كه جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آباء و اجدادی ماست نه سرزمین آنان. سكوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پایان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتكار و حركت، عجیب بود كه تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار مصدق قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محكوم شد.

مصدق طی نطقی در دیوان لاهه از تجاوزكاری‌ های دولت انگلیس علیه ایران سخن گفت و دخالت‌ های استعماری انگلیس در مسائل ایران را خاطرنشان ساخت: 

" ما ملل شرق سالیان دراز مزه تلخ موسسات اختصاصی و استثنایی را كه صرفا به منظور تامین بیگانگان بوجود آمده بود چشیده و به چشم خود دیده ایم كه كشور ما میدان رقابت سیاست های استعماری بوده و ضمنا پی برده ایم كه متاسفانه علی رغم آن همه امید و آرزو، جامعه ملل و سازمان ملل متحد نتوانسته اند به این وضع اسفناك كه شركت سابق نفت ایران و انگلیس در پنجاه سال اخیر مظهر برجسته آن بود خاتمه دهند. ملت ایران كه از این وضع به ستوه آمده بود در یك جنبش مردانه، با ملی ساختن صنایع نفت و قبول اصل پرداخت غرامت یكباره به سلطه بیگانگان خاتمه داد. در آن موقع دولت انگلیس به یك سلسله عملیات تهدید و ارعاب متوسل شد. چتر بازان خود را به مجاورت سرحدات ایران و ناوهای جنگی را به نزدیكی آبهای ساحلی ما فرستاد...تاریخچه روابط ایران و انگلیس طولانی تر از آن است كه بخواهم در اینجا آن را به تفضیل بیان كنم. همین قدر باید بگویم كه در قرن نوزدهم ایران میدان رقابت روس و انگلیس بود. چندی بعد دو حریف با هم كنار آمدند و در ۱۹۰۷ كشور ما را به دو منطقه ی نفوذ تقسیم كردند...تصمیم ملی شدن صنعت نفت، نتیجه ی اراده ی سیاسی یك ملت مستقل و آزاد است. تمنا دارم به این نكته توجه بفرمایید كه درخواست ما از شما این است كه به اتكای مقررات منشور ملل متحد، از دخالت در موضوع خودداری فرمایید...عرایض خود را به همین جا خاتمه می دهم و اگر نتوانستم حقانیت و مظلومیت ملت ایران را كاملا به معرض افكار عمومی دنیا بگذارم، امیدوارم كه لااقل حقانیت ما به دیوان ثابت شده باشد."

دادگاه سرانجام در 31 تیر 1331 رأی خود را صادر كرد و اعلام نمود:

«مسأله‌ی نفت از اختیارات و مسائل داخلی ایران است و نمی‌تواند در دیوان مورد بحث واقع شود و قرارداد 1933 (1312) بین دولت ایران و شركت نفت منعقد شده نه بین دو دولت، لذا رسیدگی به آن از حدود صلاحیت دیوان خارج است.»

و... آنچه مصدق را برای مردم ایران مصدق کرد، ایستادگی او برای جامه ی عمل پوشانیدن به آرمانی ملی بود. ملی کردن صنعت نفت، حضور در دادگاه لاهه، نحوه برخورد با دربار بالاخص شاه، نوع نگاه به میهن و.... او را برای هیمشه تاریخ، به یاد ماندنی ساخته است.

 

پی نوشت:

1. قرارداد دارسی توسط ویلیام ناکس دارسی در سال ۱۹۰۱ با دولت ایران امضا کرد تا به اکتشاف و استخراج نفت در ایران بپردازد. این قرارداد در سال 1933 برای پنجاه سال دیگر تمدید شد.

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy