شنبه, 03 تیر 1396 |

حرکت به سوی دانشگاه های نسل چهارم

نقش خردورزان  و دانشمندان یک جامعه  در شکل دهی افکار عمومی  و تبیین بایدها و نبایدها برکسی پوشیده نیست. چه از منظر دینی و چه از منظر اجتماعی، آنجا که بحث از علماست، منظور دانشمندان جامعه است و مسئولیت  ها و وظایفی که آنها درقبال مردم جامعه شان برعهده دارند. دانشگاه ها و موسسات آموزشی و پژوهشی از جمله مهمترین مراکز  جذب علما و دانشمندان یک جامعه تلقی می شوند. جایی که انتظار می رود تا نسل های آینده کشور را آموزش دهند و تربیت نمایند.

ادبیاتی که جریان تاریخی تکامل نقش دانشگاه ها را  در جوامع تبیین می کند نشان دهنده آن است که دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی از آغاز پیدایش تاکنون ادوار متفاوتی را پشت سر گذاشته اند و مسئولیت هایی بزرگتر را برعهده گرفته اند. در حالیکه در آغاز این موسسات بیشتر مسئولیت  آموزش نسل های آتی را فراروی خود داشتند به تدریج پژوهش و تحقیق نیز جزو اجزای لاینفک آنها شد و نسل جدیدی از دانشگاه ها متولد شدند که جدا از کار آموزشی خود به فعالیت های تحقیقاتی  و پژوهشی در عرصه های مختلف دانشی نیز روی آوردند. نقشی که هم برای  کاربردی کردن علوم موثر بود و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاه را در قبال جامعه توسعه می داد.

با گذشت زمان بحث دانشگاه های نسل سوم(1) مطرح شد. دانشگاه های نسل سوم که به عنوان دانشگاه های کارآفرین(2) نیز مشهور شدند در راستای ارتقای مسئولیت اجتماعی(3) وظیفه یافتند تا در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه خود نیز موثر باشند و در ثروت آفرینی و کارآفرینی و کاربردی کردن علوم نقش موثرتری ایفا نمایند. در حالیکه در نگاه سنتی علم و ثروت دو سر طیفی متفاوت بود و برای دانش پژوهان حتی تفکر ثروت آفرینی مذموم تلقی می شد، در نگاه و پارادایم جدید، کسب و آفرینش ثروت  از علم، عین ثواب بود. ظهور مفاهیم نوینی چون اقتصاد دانش بنیان و توسعه دانش محور به جا افتادن سریع این نقش در اذهان عمومی  برای دانشگاه ها کمک کرد. دیگر " علم بهتر است یا ثروت " از عنوان انشای مدارس رخت بربست و راهکارهای تولید ثروت از علم مبنای سیاست گذاری ها کشور قرار گرفت.

آموزش در این پارادایم به عنوان یک کسب و کار(4) توصیف شد. دانشگاه ها از نگاه سنتی ارائه دانش آکادمیک فاصله گرفتند و به تامین نیاز جوامع روی آوردند. دانشگاه های مختلف جهان شروع به توسعه جغرافیایی و موضوعی کردند و در کشورهای مختلف شعبه زدند و با جذب تخصص های مختلف، حوزه  های علمی بیشتری را به فهرست خدمات آموزشی و پژوهشی و کارآفرینی خود افزودند.

چرخه هم افزای علم و تکنولوژی  که باعث  شدت یافتن تولید علم به واسطه  ظهور تکنولوژی های جدید از یکسو و توسعه تکنولوژی در عرصه های جدید به واسطه تولید علوم جدید از سوی دیگر شد، دانشگاه ها را وادار ساخت تا همپا با توسعه علوم بین رشته ای، توسعه یابند و خود را با تحولات محیطی و تامین نیازهای علمی و تکنولوژیکی جوامع  مختلف تطبیق دهند.دانشکده های مختلف حول تخصص خود، موسسات و نهادهای کارآفرینی ایجاد کردند و با تجمیع دانش بین دانشکده  ها ، خدمات آموزشی و پژوهشی جدیدی را ارائه نمودند.

از سوی دیگر دانشگاه های کارآفرین معمولا براساس توانمندی های تخصصی خود و یا منطقه جغرافیایی که در آن فعالیت می کردند، نهادهای تخصصی خود را شکل داده‌اند. برای مثال دانشگاه هایی که تخصص مهندسی دارند نهادهای فنی و یا نهادهای بین رشته ای که با مسائل فنی درگیر است را به راه می اندازند و دانشگاه های یزشکی نهادهای پزشکی و یا نهادهای بین رشته ای که با رشته پزشکی (به صورت اعم آن) سروکار دارند تاسیس می نمایند. و از این طریق نوآوری ها(5) حول تخصص نهادینه می شوند. به همین شکل و تناسب از نظر دسته بندی جغرافیایی دانشگاه هایی که در منطقه کشاورزی فعالیت می کنند بیشتر به تاسیس نهادهای تخصصی حول موضوع کشاورزی و نوآوری های علمی در حوزه کشاورزی روی می آورند و نوآوری ها حول مسائل منطقه ای(6) درگیر مسائل سیاست گذاری، بازرسی، تحقیق، آموزش های کاربردی و... این حوزه می شوند.

دانشگاه های کارآفرین به واسطه اینکه قرار است علم را کاربردی نمایند و از علم ثروت آفرینند، وادار شدند تا  به نیازهای اقتصادی جامعه توجه بیشتری نشان دهند و در عرصه های مختلف فرهنگی اجتماعی اقتصادی جامعه شان ( ویا سایر جوامعی که در آنجا شعبه تاسیس می کنند) حضور پررنگتری بیابند. در دانشگاه های کارآفرین مسئله تحقیق بازار و اینکه چه محصولاتی بازار بهتری خواهد داشت و جامعه بیشتر به چه خدمات و کالاهایی نیاز دارد اهمیت ویژه ای یافت و تجاری سازی خدمات علمی و پژوهشی با ظهور شرکت های دانش بنیان از شمول وظایف دانشگاه ها شد.

دانشگاه های نسل سوم برای این کار اقدام به راه اندازی نهادهای متعدد پیرامون خود کرده اند. برخی از دانشگاه های پیشرو دنیا هزاران موسسه  و نهاد حول تخصص ها و توانمندی های خود ایجاد کرده اند که پاسخگوی نیازهای جامعه  و توسعه اقتصادی اجتماعی کشور بوده و ضمنا منجر به ایجاد اشتغال برای فارغ التحصیلان و عده کثیری از دانشمندان و دانش پژوهان شده است.

اما چرخه هم افزای علم و تکنولوژی آثار متعددی در جوامع  گذاشته است  و یکی از مهمترین آثار آن کوتاه کردن  زمان بقای نسل هاست. همانطور که دوام بقای نسل های رایانه و تلفن های همراه  کوتاه شده، زمان بقای یک پارادایم در حاکمیت فکری و سیاست ها نیز کاهش یافته است. یعنی دانشگاه های نسل سوم در زمانی کوتاه جای خود را به دانشگاه های نسل چهارم دادند. یعنی نسلی که ویژگی های نسل های قبلی را به نحو بهتری در خود دارد، اما اهداف والاتر و متعالی تری را دنبال می کند.

در حال حاضر بحث  ظهور دانشگاه های نسل چهارم مطرح و جریان حاکم دانشگاه های جهان شده است. این دانشگاه ها جدا از وظایف دانشگاه های سه نسل گذشته، ماموریت دارند تا در شکل دهی آینده جامعه خود نقش ایفاء نمایند. تشخیص  اینکه جامعه  شان در چه و ضعیتی است و در چه وضعیتی باید باشد ؟ سرمایه گذاری ها ی مالی و انسانی باید به کدام سو سوق یابند ؟ چگونه باید جامعه را به سمت وضعیت مطلوب سوق داد؟ جایگاه کشور در نظام منطقه ای و بین المللی کجاست ؟ در این وضعیت دانشگاه ها نقشی پیش گستر(7) یا کنشگرایانه دارد. یعنی دانشگاه نسل چهارم باید ضمن بررسی روندهای جاری و آتی جهانی و تشخیص نقاط قوت و ضعف جامعه، مسیر سیاست های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی کشور را به سمت و سویی رهنمون شوند که کشور بتواند جایگاه مناسب خود را در منطقه و نظام بین الملل به دست آورد.

بومی سازی کاربردهای علوم جدید از جمله وظایف این دانشگاه  هاست. فناوری ها آثار متعددی در جوامع دارند که اگر در مورد نحوه جذب و نفوذ آنها در جامعه حرکتی صورت نگیرد و سیاست های مشخصی دنبال نشود، ورود آنها می تواند بعضا آثار مخربی نیز به همراه داشته باشد. بخواهیم یا نخواهیم جریان دانش و فناوری در عرصه ای جهانی در حال حرکت است. فناوری های نوین به کشورها وارد می شوند و آثار خود را دارند، نکته اینجاست که با رویکردی منفعل نمی توان به این موضوع پرداخت. یعنی نمی توان صبر کرد تا فناوری های جدید ظهور یابند و به جامعه وارد شوند و بعد از ورود به فکر ممانعت  از رسوخ و یا کنترل آثار آن بود. بررسی و رضد فناوری هایی چون فناوری های  برهم زننده (8) برای سیاست گذاران کشورها لازم است، چه اینکه ظهور و تجاری شدن آنها ممکن است سرمایه گذاری روی فناوری هایی که ( با ظهور فناوری های برهم زننده)  از رده خارج می شود را غیر معقول نمایند.

بهترین کسانی که می توانند در مورد روندهای آتی ظهور فناوری ها، نقل و انتقال دانش و آثار فناوری  های نوین روی  جوامع نظر بدهند دانشگاهیان هستند. بهترین کسانیکه می توانند روی اینکه  سرمایه های مادی و معنوی باید در چه زمینه ای متمرکز شوند و یا چه فناوری هایی بیشتر مورد نیاز جامعه است نظر بدهند همین دانشگاهیان هستند.  بهترین نهادی که می تواند بستر تعاملات مناسب بین المللی و منطقه ای را برای تبادل دانش و فناوری هموار نماید دانشگاه ها هستند. از این رو ورود دانشگاه ها به پارادایم جدید بین المللی ضروری است و پیش نیاز توسعه و پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در جهان آتی تلقی می شود.

 

وضعیت دانشگاه های ما

به نظر می رسد که دانشگاه های کشورمان حداقل دو نسل از پارادایم های نوین حاکم بر دانشگاه های پیشرو جهان عقب مانده اند. در بسیاری از دانشگاه ها و در ذهن بسیاری از مقامات علمی ما، هنوز پارادایم " علم بهتر است یا ثروت " دوران دبستان حاکم است. در بسیاری از سخنرانی ها مشاهده می شود که ورود یک استاد دانشگاه به بحث های کارآفرینی و ثروت آفرینی نقطه ضعف شخصیتی او تلقی می شود. در حقیقت بزرگترین مانع انتقال مفاهیم نوین و پارادایم های کنونی ناظر بر نقش و مسئولیت دانشگاه ها، مدل ذهنی ماست.

مدل های ذهنی فعلی تضاد بین علم و ثروت را تجویز می کنند. علم آموزی و دانش اندوزی نقطه مقابل ثروت آفرینی تعریف شده  و برای توسعه کشور این مدل های ذهنی باید اصلاح شود. حتی در آموزه های دینی ما نیز ثروت آفرینی مذموم نیست. این ثروت اندوزی است که مذموم است. امامی که آب را در زمین بایر با علم خود استخراج می کرد ارزش زمین را چندین هزار برابر می نمود. خلق ارزش از زمین صحرایی با تبدیل آن به نخلستان نیز به همین تناسب ثروت آفرینی بوده است. عظمت امام (ص) اما درعدم دلبستگی و وقف این ثروت ها ( چاه آب و نخلستان در وسط صحرا ) برای محرومین است. برداشت های اشتباه از سیره بزرگان و الگوهای دینی و ملی خیلی وقت ها می تواند از موانع توسعه باشد.

برای تغییر این پارادایم، به  آگاه سازی(9)، گفتمان سازی(10) و جریان سازی(11) فکری نیاز است. گرچه فاصله جامعه و دانشگاه های ما با پارادایم های کنونی جهانی زیاد است، اما نسل نوی اساتید و دانشجویان، با نگاه به تفاوت ها و فاصله ما با دنیا، به راحتی به آگاهی لازم خواهد رسید. ورود یکی دو دانشگاه پیشرو به این پارادایم، صحنه رقابتی را برای سایر دانشگاه ها ایجاد خواهد کرد که تغییر  پارادایمیک را امکانپذیر خواهد ساخت. دانشگاه ها باید به این فهم برسند که می توان با تشکیل نهادهایی پیرامون حوزه های تخصصی خود، امکان خلق خدمات بهتر و بیشتر و ثروت آفرینی برای دانشگاه  و دانشگاهیان را فراهم نمود و از این محل هم دانشگاه نقش بهتری در شکل دهی کشور داشت.

نکته اینجاست که به دلیل عقب ماندگی فعلی و آمادگی تغییر پارادایمیک، می بایست در مورد سیاست گذاری روی نحوه ورود دانشگاه ها به این بحث و مدل پیاده سازی مفهوم دانشگاه نسل چهارم در کشور فکر کرد. آثار مخرب ورود بدون برنامه دانشگاه ها به این بحث می تواند از آثار عدم توجه به این فاصله ها کمتر نباشد. یعنی دانشگاه های ما در پارادوکسی گرفتار شده اند : از یکسو نیاز دارند که به سرعت این عقب ماندگی در مسئولیت ها را جبران نموده و دانشگاهیان و اندرکاران را با مفاهیم جدید آشنا نمایند و نهادهای لازم را برای شکل گیری آن ساماندهی نمایند و از سوی دیگر نیاز دارند که از ورود بدون برنامه به پیاده سازی و اجرای این مفاهیم نیز پرهیز نمایند و نقش خود را براساس شرایط محیطی و محاطی تعریف نمایند. نقشی که قرار است در آینده خود تعیین کننده مسیر توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهننگی کشور در منطقه و جهان باشد.

 

پی نوشت:

1. Third Generation Universities

2. Entrepreneurial Universities

3. Corporate Social Responsibility

4. Education Business

5. Institutional Innovation 

6. Regional Innovation Systems

7. Proactive Universities

8. Disruptive Technologies

9. Awareness

10. Discourse making

11. Paradigm making

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy