شنبه, 03 تیر 1396 |

آب، مساله راهبرادی شماره یک

وقتی من به دبستان می‌رفتم، جمعیت ایران 15 میلیون بود. اکنون یعنی 60 سال بعد، جمعیت از 75 میلیون نفر گذشته؛ یعنی پنج برابر شده است. به عبارت دیگر در طول حیات من آب سرانة کشور به یک پنجم کاهش یافته است. 60 سال پیش نیز کمبود آب داشتیم، 2500 سال پیش هم به گواهی سنگ‌نبشته داریوش که خواستار ایمن بودن کشور از دروغ و خشکسالی است، لابد کمبود آب داشته‌ایم.

اکنون با پنج برابر شدن جمعیت، که بیشتر هم خواهد شد، نیاز بیشتر به گندم و برنج و بنشن و صیفی و میوه و گوشت خواهیم داشت که بیش از پنج برابر هم خواهد بود؛ زیرا با توسعه اقتصادی، نیاز به کیفیت و تنوع غذا بیشتر هم می‌شود. همسایه‌های ما نیز وضع مشابه و حتی بدتری دارند. صنعت بیشتر و کشت بیشتر آب بیشتر می‌خواهد و رودخانه‌ها خشک می‌شوند و دریاچه‌ها بیابان می‌شوند، چنان که می‌بینیم. و برای کشت بیشتر و غذای بیشتر و صنعت بیشتر، نیاز به آب بیشتری داریم که وجود ندارد! روزگاری سیستان به اعتبار آب هیرمند دریاچه‌ای داشت و ماهی فراوان و انبار غله ایران بود. اکنون برهوت است. آب آن در افغانستان مصرف می‌شود، بخشی هم به تریاک تبدیل می‌شود و تبدیل شده‌اش به ایران می‌آید! چه باید کرد؟ باید عزا بگیریم و منتظر بدتر شدن اوضاع و فروپاشی اقتصادی و اجتماعی بمانیم؟ بشر که مسأله می‌آفریند، باید به فکر راه حل هم باشد. 

راه حل چیست؟

مسأله تازه‌ای نیست که جوامع گوناگون درباره‌اش نیندیشیده باشند. راه حل در کاربرد شیوه‌هایی است که امتحان خود را نیز پس داده‌اند. به دلیل عدم شفافیت یا سکوت مقامات دولتی که راه حلها را با مطبوعات و مردم در میان نمی‌گذارند، اطلاعات اندکی از برنامه‌های دولتی در دست داریم؛ اما می‌دانیم که در جهان برای حل مسأله دو مسیر با هم پیموده می‌شود: یکی کاهش مصرف، یا بهتر است بگوییم بهینه‌کردن مصرف آب، به طوری که با مصرف آب کمتر، به تولید و محصول و رفع نیاز بیشتری دست یابیم. دوم افزودن به منابع آب است که مستلزم انواع سرمایه‌گذاری است، و در نتیجه مستلزم مصرف اقتصادی و حساب شده‌تری است.
یکم) کاستن از مصرف: کاستن از مصرف نیاز به اکتشاف و سرمایه‌گذاری کمتری دارد. آمارها نشان می‌دهد که بیشترین مصرف آب در کشاورزی است. لستر براون در کتاب «برنامه ب2» آب مصرفی برای برای تولید هر کیلو گرم گندم آبی را به طور متوسط 1500 لیتر می‌داند. در مناطق خشک، مانند بیشتر نواحی ایران، این مصرف بیشتر هم می‌شود. مصرف آب برای تولید هر کیلو برنج بسیار بیشتر است. یعنی بهای تمام شده و پنهانی این محصولات، یعنی بهایی که نقداً به وسیله کشاورز پرداخت نمی‌شود، اما به حساب منابع ملی کشور گذاشته می‌شود، بسیار گزاف است. 

توصیه به آبیاری تحت فشار یعنی فواره‌ای در شامگاه پنجاه سال است سابقه دارد؛ اما هنوز در ایران عمومی و کاربردی نشده است. آبیاری قطره‌ای در باغها که در کیفیت و کمیت تولید نیز اثر بسیار مثبتی دارد نیز هنوز رواج کافی نیافته است. گویی کشاورزان ما که در مصرف کودهای شیمیایی افراط می‌کنند، سرمایه‌گذاری برای آبیاری علمی را هدر دادن سرمایه می‌دانند و ترجیح می‌دهند آب رایگان را هدر دهند! 
در تولید گوشت نیز اغلب ترجیح می‌دهند گاو و گوسفند را به مراتع و به کنار علوفه ظاهراً رایگان ببرند، تا اینکه علوفه را به بهایی به آغلها و طویله‌ها بیاورند و به فرسایش زمین و کوبیده شدن و نابارور شدن خاک نمی‌اندیشند؛ برای مثال کشت پسته در مناطق کویری با کندن چاه و آبیاری غرقابی مرسوم شد که 90 درصدش تبخیر می‌شود و املاح خود را بر جای می‌گذارد و خاک را تخریب می‌کند. کشاورز آب ملی را هدر می‌دهد؛ اما حاضر نیست با لوله‌کشی و استفاده قطره‌ای آب ظاهراً رایگان را هدر ندهد. کشت برنج در مناطقی که رطوبت طبیعی کافی نیست، باید ممنوع باشد. 

هم اکنون دشتها با پمپاز بیش از حد آب دوشیده شده، سطح سفره‌های آب پایین رفته، دشتها نشست کرده، آبها شورتر شده، و آینده امیدبخشی نمی‌تواند وجود داشته باشد! توسعه پایدار به توسعه‌ای گویند که با وجود بهره‌برداری از منابع، ادامه بهره‌برداری تضمین شود. شیوه مخرب و رو به افول کنونی توسعه پایدار نیست! کشاورز باید بهای آب را بپردازد و دولت باید به قطره‌ای کردن (در باغها و باغچه‌ها) و بارانی‌کردن آبیاری (در کشتزارها) کمک کند و حق بهره‌برداری از زمینهای زیردستی که آب به آنها نمی‌رسد، سلب نشود.

کاستن مصرف آب در صنایع و مصارف خانگی نیز روشهای عملی و تبلیغی خود را دارند و در نهایت بازیافت پسابهای آنها، راه حلی عملی است. اما راه اصلی مصرف بهینه از منابع موجود آب منحصر به آبیاری قطره‌ای و فواره‌ای نیست. آب بیش از هر چیر بر اثر تبخیر هدر می‌رود. پس باید جلوی هدررفتن گرفته شود. برای این کار دنیای امروز به کشاورزی گلخانه‌ای روی آورده است. در گلخانه می‌توان درجه حرارت را مهار کرد، می‌توان مصرف کود را در حد مطلوب محدود کرد، می‌توان با آفات بهتر و اصولی‌تر مبارزه کرد. می‌توان تا 90 درصد از مصرف آب کاست و به تولید بیشتری دست یافت. 

درست است که کشت گلخانه‌ای نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه بیشتری دارد، اما بازده آن نیز سریع است؛ زیرا در طبیعت ممکن است بتوان سالی یکی دو بار کشت کرد، در حالی که کشت گلخانه‌ای در تمام سال ادامه دارد. گلخانه گرمای خود را از آفتاب می‌گیرد، و درجه حرارت محیط آن با همان انرژی قابل کنترل است. اگر حرارت بالا باشد، می‌توان با نصب ردیفهایی از سلولهای الکتریکی با نوعی هاشور زدن از گرمای سالن کاست و از برق تولیدی برای روشنایی شبانه و بالابردن میزان رشد و کشت نیز استفاده کرد. با همان گرما، مانند یخچالهای نفتی قدیمی که با تبخیر و تعریقِ آمونیاک، تولید سرما می‌کردند، می‌توان سالن را به درجه مطلوب خُنک و به کشت تنوع فصلی یا منطقه‌ای بخشید. 

در کنار شهرها در همه جهان زمینهایی است که اجازه تغییر کاربری ندارند. کشت گلخانه‌ای در این گونه زمینها از مزیت اقتصادی نزدیکی به شهر و کاستن از هزینه حمل و نقل نیز برخوردارند. کشت گلخانه‌ای اکنون صدهاهزار هکتار زمین را زیر پوشش خود دارد. بخش مهمی از سبزی و صیفی و علوفه و خیار و گوجه فرنگی اروپا از جزیرة یخ بسته ایسلند تأمین می‌شود که گرمای گلخانه‌های آن از چشمه‌های آب‌گرم و برق و روشنایی آن نیز از منابع گرمای زیرزمینی تأمین می‌شود.

دوم) افزودن بر منابع آب: در باره کاستن از مصرف بررسیهای بسیار شده و راه‌حل‌های شناخته‌شده فراوان است. بشر معمولاً به راه‌حلهایی که بیشتر و آسانتر در اختیار اوست، می‌اندیشد. کاستن از مصرف زودتر به نظر می‌آید، اما چشم‌انداز توسعه اجتماعی و کشاورزی و اقتصادی طوری است که نیاز واقعی از منابع موجود، حتی با رعایت اصول و قواعد مصرف بهینه و کاستن از مصرف، نیز فراتر می‌رود. ضمناً ممکن است به دلایل طبیعی مانند خشکسالی، عرضه آب ثابت نماند و کاهش یابد، آن وقت چه باید کرد؟ گاهی افکار رؤیایی مانند انتقال آب دریا به دل کویر و نظایر آن، بدون هیچ برآورد هزینه‌ای، مطرح می‌شود. راه حلها باید عاقلانه و از لحاظ اقتصادی امکان‌پذیر، و از لحاظ زیست‌محیطی بی‌زیان باشند. مهمترین منابع موجود در اختیار بشر، منابع آب شور و آب دریاست. شیرین کردن آب شور سابقه بسیار طولانی دارد. گاهی به صورت محصول فرعی در خنک‌کننده‌های نیروگاههای برق ساحلی ـ اعم از هسته‌ای یا ژنراتورهای با سوخت فسیلی ـ به دست می‌آید. بخش عمده آب شیرین مصرفی کویت، امارات جنوبی خلیج فارس و بخشی از عربستان از این طریق تأمین می‌شود. در ایران علاوه بر آب دریا، منابع کویری و داخلی آب شور نیز فراوان است که می‌توان به طور موضعی از شیرین کردن آن استفاده کرد. 

روش دیگر شیرین کردن آب شور به روش اُسمُز معکوس است که با واردکردن فشاری بیشتر از فشار اسمزی بر آب شور، با استفاده از غشایی جداکننده می‌توان آب شیرین را به آن سوی غشا یا ممبران هدایت کرد. در این روش هرچه میزان شوری آب کمتر باشد، استحصال آب شیرین سریعتر و بیشتر می‌شود. به همین دلیل برای استفاده بهتر از روش اُسمُز معکوس که هزینه بیشتری هم دارد، از آبهای لب شور و چاههای ساحلی استفاده می‌شود. از این روش بیشتر برای نیازهای شهری و انسانی استفاده می‌شود. روشن است که وقتی آبی با چنین زحمت و هزینه‌ای یا با حمل از راههای دور تأمین می‌شود، باید با سامانه جمع‌آوری پیشرفتة پساب همراه باشد که تا قطرة آخر تصفیه و برای استفاده کشاورزی در اختیار گلخانه‌های مجاور شهرها قرار گیرد.

اکنون از انرژی خورشیدی به روشهای گوناگون برای تولید آب شیرین استفاده اقتصادی و عملی می‌شود. قدیمی‌ترین روش ایجاد استخرهای آب شور در زیر پوشش شیشه‌ای در مناطق پرآفتاب و کویری است. در چنین مناطقی آب با تشعشع آفتاب از پس شیشه در محیط بسته وکوتاه تا حد جوشش گرم می‌شود. آنگاه رطوبت و بخار به روشهای گوناگون به سالن بعدی هدایت می‌شود که تیغه‌های فلزی سقف آن با روش سرمای حاصل از تبخیر آمونیاک یا سرمای صبحگاهی سرد می‌شود، و موجب اشباع رطوبت و تعرق روی تیغه‌ها و بارش شدید آن می‌شود که در حوضچه‌های زیرین جمع‌آوری و به سالنهای گلخانه‌ای نزدیک هدایت می‌شود. این سالنها رطوبت خود را از حوضچه‌های آب شور تأمین می‌کنند که تبخیر باز هم کمتری داشته باشند. مناطق کویری نزدیک به سواحل دریای عمان که روزهای بسیار گرم و شبهای سرد دارند، بهترین مکان برای تعرق شدید و تهیه این گونه آب شیرین هستند.

روش دیگر که در سالهای اخیر در کالیفرنیا و اسپانیا و استرالیا آزموده شده، تاباندن نور خورشید با استفاده از آیینه‌هایی با حرکت تنظیم‌شده با تابش آفتاب، و تمرکز آن روی لوله‌های مسی حامل آب شور است که بخارش جدا و تقطیر می‌شود و پسماند آب غلیظ‌شده به مرکز تهیه نمک منتقل می‌شود. در کالیفرنیا از این شیوه برای تصفیه هرزآبها و پسابهای زهکشهای شور کشاورزی استفاه می‌شود که موجب تخریب کیفیت خاک در زمینهای پایین‌دستی می‌شد و اکنون از آن استفاده دوباره می‌شود. سرزمینهای کویری ایران برای ایجاد ایستگاههای ترکیبی خورشیدی برای تولید همزمان برق و آب و گلخانه بسیار مناسب است.

روش دیگر که در خلیج فارس و دریای عمان قابل بهره‌مندی است، جمع‌آوری آب شیرین دریایی است. در خلیج فارس چشمه‌های آب شیرین شناخته‌شدة زیردریایی وجود دارد که گردآوری و انتقال آن به ساحل قابل بررسی است. نیاز به آب به قدری حاد و جدی است که انواع امکانات باید بررسی شود. 

می‌دانیم که کشتی‌های نفتکش هنگام تخلیه و بازگشت، باید مخازن خود را با آب تعادل پر کنند. اگر با سوپرتانکرها به راههای دور مانند برزیل یا تایلند و خاور دور نفت صادر شود، می‌توانند در بازگشت صدهاهزار تن آب تعادل خود را از مصب رودخانه‌های عظیم مانند آمازون یا مکنگ پرو در سواحل ایران تخلیه کنند. حتی تراشیدن و انباشتن مخازن نفتکش‌های ارزان اسقاطی و بازنشسته از یخهای قطبی و انتقال آن نیز قابل بررسی است.

در بسیاری موارد نوع سرمایه‌گذاریهای کشاورزی باید تغییر کند؛ زیرا کارهای بزرگی که از امکانات مالکان کوچک خارج است، از قالب شرکتهای بزرگ سهامی می‌تواند عملی شود؛ برای مثال به موجب قرارداد ایران و افغانستان در دهه 1340 با دیدی کاملاً ارفاقی قرارداد حقّابه ایران از هیرمند با افغانستان امضا شد. اکنون مدتهاست که افغانستان به بهانه نیاز داخلی، آن حقابة ارفاقی ایران را نیز حتی به اندازه نیاز جمعیت افغان مقیم ایران نمی‌دهد! آن آب اغلب صرف تولید تریاک توسط عناصر وابسته به گروههای تروریستی می‌شود. منافع دو کشور شاید ایجاب کند که حقابه ایران و سهم معادلی در افغانستان در قالب شرکت مشترک توانمندی قرار گیرد که اراضی بزرگی را متساویاً در دو سوی مرز زیر کشت گلخانه‌ای متنوعی برند و هر دو کشور با استفاده بهینه از کشت و کار و صنایع زیردستی آن منتفع شوند. چنین ابتکاری را شاید بتوان با همسایگان دیگر نیز به کار برد. 

اما استفاده از نیروی لایزال خورشید قابل اعتمادترین منبع تولید آب شیرین در آینده خواهد بود. منبعی که وابستگی به بخت و بارش یا عدم بارش آسمان ندارد.

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy