شنبه, 03 تیر 1396 |

نوروز را دوست می داریم​

نوروز در خاطره من کهن ترین یادمانده است؛ نخستین اتفاق یا شرایطی که به من نوعی هویت بخشید، یعنی میان من با محیط پیرامونی ارتباطی برقرار کرد که برایم مهم بود. از کودکی، یعنی چهار سالگی و پنج سالگی، بسیاری چیزها را فراموش کرده ام، اما نوروزهای آن سنین را فراموش نمی کنم، که از مدتی قبل مادر در تدارک آن بود، هم برای خانه و هم برای ما بچه ها! از اینکه از کفش تا کلاه صاحب لباس نو می شدم خوشحال بودم.

اما به من گفته بودند که نمی توانم آنها را بپوشم، تا زمانش فرا برسد. به این ترتیب من نیز با محترم شناختن آن انتظار مقدس در آن رخداد مهم مشارکت داشتم. با آن هویت می یافتم و با بی صبری از اینکه باید صبر کنم خشنود بودم! جای لباس هایم را در پشت مبلی در اتاق پذیرایی می دانستم. گاهی به دیدارشان می رفتم و از روی مبل سرک می کشیدم تا مطمئن شوم که سر جای خودشان هستند. از برق کفش ها از همه خوشحال تر می شدم. بعد خانه به جنب و جوش در می آمد، و بعد سبزی سبز می کردند و میزی چیده می شد که از آن انتظار معجزه ای داشتیم. لحظه سال تحویل با صدای توپی که در رادیو پخش می شد، واقعیتی از تحویل و تحول بود. انگار رنگ روز هم عوض می شد. آنوقت باید آن لباس های نو را می پوشیدیم، شخص تازه ای می شدم. نخستین بامداد نوروزی با لباس های نو به بالکن خانه می رفتم، حیاط را نگاه می کردم. نفس متفاوتی می کشیدم. همه چیز را متفاوت می دیدم. هنوز هوا خنک  و گاهی سرد بود، ادامه دیروز بود، اما برای من هیچ ربطی به دیروز نداشت. وقتی بزرگتر شدیم، کت و شلوارتازه ای را که آقای نویدی در خیابان کاخ برایم دوخته بود بر تن می کردم. بازهم آدمی تازه در محیطی تازه بودم. همه جا را آن طور که انتظارش را داشتم متفاوت می دیدم. بعد نوبت دیدار از بزرگترها می رسید. بزرگترهایی که تدریجاً رفتند و پدر و مادر خودم تبدیل به بزرگترها شدند. ما هم به اعتبار آنها باید می ماندیم تا به دیدنمان بیاند. تا نوبت بازدید رسد. هرچه بزرگتر می شدیم، ضمن علاقه به آن مناسک بی انتظار و توقع، تدریجاً می فهمیدیم، که گردشی نو در طبیعت آغاز شده است، اما انتظارات بیشتر نداشتیم. منظورم از مناسک بی انتظار و توقع این است که معمولاً انجام مناسک رنگ مذهبی دارد، و شخص با انجام آن انتظارات و امیدها و توقعاتی دارد، یا برای این دنیا، از سلامت و ثروت گرفته تا ازدواج و فرزند و خانه، تا توقعات اخروی و پرهیز از آتش جهنم، اما نوروز مناسکی بی ادعا و بی توقع است! فقط زیبایی است و چیدن میز هفت سین رنگین، و جمع شدن به دور آن و عشق را دامن زدن! باری بعد آن بزرگتر ها هم رفتند، و دوباره این ما بودیم که باید با فرزندان به دیدار بزرگترها می رفتیم. و آنها را دور همان میز جمع می کردیم. بچه ها هم دوباره همان احساسات دیرین ما را نسبت به نوروز تجربه کردند، هویتی که ما را ما می کند به آنان نیز القا شد. با کارهایی ساده، با خوشحالی از نو نوار شدن نوروزی، از خشنودی در مشارکت در  چیدن سفره نوروزی، با نوعی تعصب و انتظار گنگ که مبادا چیزی از آن کسر باشد!

اما ما نسل دیگری بودیم. بازیچه تغییراتی دیگر. در نتیجه وقتی خودمان «بزرگترها» شدیم کوچکترهایی پیرامون ما نماندند که به دیدارمان بیایند! بچه ها هم پراکنده شدند، در دنیا، فقط هفت سینشان را می چینند، عکس هایشان و عکس هایمان در کنار آن سفره هاجای دارند. در آن زمان ها خوشحال بودم که سالی نو شد و سالی بر عمرم افزوده شد،  اکنون به این می اندیشم که سالی گذشت و سالی از عمرم کاسته شد! اما هنوز هم نوروز را دوست دارم  و دوست داریم!

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy