شنبه, 03 تیر 1396 |

اقتصاد توطئه

«اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران، درآمدی بر عبور تمدن ها» عنوانی است نسبتا طولانی برای کتابی از دکتر محسن رنانی اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان. روی جلد کتاب همچنین نوشته شده «جلد اول» که اعلام می کند این اثر دست کم در دوجلد ارائه خواهد شد.

گرچه تا زمان نگارش این متن در آبان  ماه 93 هنوز جلد دوم کتاب منتشر نشده است اما ارائه اینترنتی همان جلد اول نیز مباحث زیادی را در رسانه ها در پی داشت. کمبود یک اثر مکتوب آکادمیک که از جنبه اقتصاد سیاسی به نقد و بررسی مهم ترین پرونده سیاسی، بین المللی و امنیتی یک دهه گذشته در جمهوری اسلامی ایران و البته جهان بپردازد باعث شد که گروه «روندهای فکری» مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی طی دعوت از دکتر رنانی جلسه ای را برای نقد این کتاب برگزار کند. در این جلسه که در تاریخ 27 آذرماه 1392 در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد نگارنده به همراه سرکار خانم نسرین قنواتی دانشجوی دکترای سیاست گذاری نقد کتاب را بر عهده داشتیم. آقای آرش ابراهیمی دانش آموخته اقتصاد آثار دکتر رنانی را برای حاضرین معرفی کردند و آقای دکتر قدیر نصری استاد اندیشه سیاسی دانشگاه خوارزمی و مدیر گروه روندهای فکری نیز مدیر جلسه بودند.

به منظور پرهیز از طولانی شدن بحث در این متن بیشتر به یکی از مهم ترین نقدهای وارد به اثر دکتر رنانی می پردازم. کتاب «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی» در بحث اصلی خود ادعا می کند که کل پروژه هسته ای ایران از ابتدا تا امروز در واقع توطئه ای از طرف غرب بوده تا تنش در منطقه خلیج فارس را زنده نگاه دارد (ص 10). طبق نظر دکتر رنانی این تنش به منظور بالا بردن قیمت نفت تا بیش از 100 دلار در هر بشکه طراحی شده تا سرمایه گزاری در انرژی های جایگزین برای غرب از نظر اقتصادی توجیه پذیر باشد. گرچه در چند بخش مختلف از این کتاب نویسنده بیان داشته که تحلیلش از تئوری توطئه فاصله دارد اما به نظر می رسد که پایه اصلی نگارش کتاب بر مبنای بررسی یک توطئه بزرگ استوار شده است. توصل به تئوری توطئه برای تحلیل شرایط سیاسی ایران و جهان سابقه ای بس دراز در جامعه ما داشته و کم نیستند افرادی که بیشتر اتفاقات و رویدادهای سیاسی، اقتصادی و ... را فقط ناشی از دخالت های پنهان دست های بیگانه دانسته و به جای بررسی شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین المللی حاکم بر هر دوره، که البته کاری زمان بر و تخصصی است، به راحتی استعمار و استکبار جهانی را در هر مشکلی مقصر می دانند.

وقتی خواننده اثر در ابتدا با نام کتاب مواجه می شود احتمالا چنین برداشت می کند که با اثری تخصصی، مستند و دقیق روبرو است؛ اما هرچه صفحات بیشتری از کتاب را می خواند تصور اولیه بیشتر رنگ می بازد. نویسنده ادعا می کند که این کتاب را برای وجدان عمومی جامعه نوشته است (ص 22). فارغ از اینکه نوشتن یک اثر چند صد صفحه ای در شاخه اقتصاد سیاسی  برای وجدان عمومی جامعه ای که عادت به کتاب خوانی ندارد تا چه حد تصمیمی مناسب و موثر است، از این نکته نباید گذشت که حتی مطبوعات و منتقدینی که این کتاب را معرفی کرده و به تمجید از دکتر رنانی پرداختند فقط اشاره ای سطحی به مباحث کتاب داشته و گویا متن کتاب را نخوانده بودند. وجود برخی حساسیت ها و ملاحظات سیاسی در زمینه پرونده هسته ای باعث شده تا کسانی که با نظرات رسمی و اعلامی حکومت در زمینه این پروژه اتفاق نظر ندارند بدون مطالعه و بررسی کافی، از اثر این استاد دانشگاه به عنوان ابزاری برای انتقاد استفاده کنند، غافل از اینکه این کتاب خود مشکلات فراوانی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها می پردازیم.

بینش و بیان نامه ای که در ابتدای کتاب آمده هیچ سنخیتی با اثری که قاعدتا می بایست به استناد آمار و ارقام فرض خود را ثابت کند ندارد. ترکیب کردن نامه با روایت های احساسی درج شده در روزنامه ها و مخاطب قراردادن شخصیتی که  مسلما چه در زمینه مسائل سیاسی-اقتصادی کشور و چه در زمینه پرونده هسته ای اطلاعات بسیار بیشتری از نویسنده نامه داشته مسلما نه از جنبه آکادمیک و نه از جنبه اطلاع رسانی کاری بایسته نیست. مسئول دانستن یک نفر در پرونده هسته ای نشان از ضعف دانش سیاسی نویسنده کتاب دارد، حتی اگر آن فرد مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران باشد. مطالعه کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ایدکتر حسن روحانی نشان می دهد که پیش برد پروژه هسته ای نه به تصمیم  یک فرد بلکه اراده کلیت نظام بوده است.

یکی از مهم ترین نقاط ضعف این کتاب بی توجهی به ارائه مستندات و منابع ادعاهای مطرح شده است. هنگامی که یک استاد دانشگاه که قاعدتا تاکید فراوانی هم بر روش شناسی و روش تحقیق در آثار آکادمیک دارد کتابی را به رشته تحریر درمی آورد انتظار این است که از نظر ارائه منابع و مستندات خالی از اشکال باشد، که متاسفانه چنین نیست. در کنار این مسئله دکتر رنانی در جلسه نقد بیان داشتند که برای نگارش این کتاب با هیچ کارشناس روابط بین الملل و علوم سیاسی مشورت نکرده و هیچ مطالعه ای نیز در زمینه ادبیات روابط بین الملل نداشته و با نادیده گرفتن این رشته های علمی به اظهار نظر درباره پیچیده ترین پرونده سیاسی-فنی-امنیتی تاریخ جمهوری اسلامی پرداخته است. در بخش هایی از کتاب (برای مثال ص 34) از واژگان و عباراتی نامفهوم همچون "رهایی بشریت از نظام سلطه" ، "تدوام نظام سلطه"و "جهاد برای کاهش قیمت نفت" استفاده کرده که به نوعی یادآور ادبیات حماسی ضد امپریالیستی است اما در کمال شگفتی دو صفحه بعد ادعا کرده "البته بر این باورم که در نهایت، راهبردی که غرب دنبال می کند، و ایران شرایط را برای آن مساعد کرده است، با منافع بلند مدت کل بشریت نیز سازگار تر است". اینجا هم همچون موارد پیشین تعریفی واضح از "منافع بلند مدت کل بشریت"به دست نمی دهد و خواننده را با این تضاد مواجه می کند که در نهایت تکلیف ما با نظام غرب چیست؟ در این بخش از طرفی هم مقام رهبری را مسئول پرونده هسته ای می داند و هم کل ماجرا را توطئه ای از پیش تعیین شده از طرف غرب (بدون تعریفی واضح) می پندارد. این دو ادعا نه تنها با هم در تضاد هستند بلکه درک درستی از چارچوب فکری نویسنده را نیز بسیار دشوار می کند و خواننده متن در صفحات مختلف اثر با ادعاهای گاه تا 180 درجه متفاوت روبرو می شود. چند صفحه پس از آن در چرخشی دیگر پیشنهاد می کند که ایران می تواند طی مذاکراتی برای عادی سازی روابط ضربه اولیه را به غرب وارد کند و در پی آن با پایین آمدن قیمت انرژی "ضربه مهمی" به سرمایه گذاری های عظیم غرب در حوزه انرژی های نو وارد کند و حتی آن سرمایه گذاری ها را به شکست بکشاند! (ص52). به نظر می رسد که دکتر رنانی خود یک تنه چنین محاسباتی انجام داده و نزد خود پنداشته، غرب که چنین دسیسه های پیچیده ای را طراحی می کند  به هیچ کدام از این موارد توجه نکرده است.

دکتر رنانی ادعا می کند که پرونده هسته ای ایران توطئه ای است برای ناآرام کردن خلیج فارس و منطقه خاورمیانه. اما آنانی که اندکی با تاریخ این منطقه آشنایی داشته باشند، دست کم در یک قرن گذشته کمتر دهه ای را به خاطر می آورند که این منطقه استراتژیک دنیا رنگ آرامش به خود دیده باشد. حمله آمریکا به افغانستان و عراق در نخستین سال های دهه نخست قرن جدید، جنگ اول خلیج فارس در دهه 1990، جنگ ایران و عراق در دهه 1980، درگیری های نظامی اعراب و اسرائیل در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970، استقلال طلبی و جنبش های ملی گرایانه کشورهای عربی در دهه 1950، تاثیر پذیری منطقه از جنگ دوم جهانی در دهه 1940 و ... همگی نشان دهنده این واقعیت اند که خاورمیانه همواره منطقه ای پر تنش و بی ثبات بوده است. پس این نخستین بار نیست که این منطقه دورانی پر تنش را تجربه می کند و قطعا آخرین بار نیز نخواهد بود. تنش های خاورمیانه ناشی از تعارضات ساختاری منطقه است نه توطئه های نه چندان مشخص کشورهای خارجی. نگارنده کتاب مدعی شده (ص45) که شرایط ما در برابر غرب در سال 1387 همچون شرایط ما دربرابر عراق پس از آزاد سازی خرمشهر بود! شاید فراموش شده که در 3 خرداد 1361 ما از نظر نظامی، سیاسی و البته افکار عمومی داخلی برتری قابل توجهی بر عراق به دست آورده بودیم، اما چگونه می توان پذیرفت که رویارویی ما با غرب در سال 1387 واجد همان شرایط سیاسی، نظامی و روانی لحظه فتح خرمشهر بوده است!؟

در فصل دوم کتاب با عنوان "نگاهی به تجارب پر هزینه غرب در قرن بیستم"  ادعا شده که جنگ جهانی اول با شلیک یک تروریست آغاز شد. "...جنگ جهانی اول آغاز شد و دولت های غربی تازه از خواب پریدند و دریافتند که تا چه حد شکننده اند. و دریافتند که همه دستاوردهای شگرف یک قرن تلاش انسانی می تواند با شلیک یک تروریست، یا تصمیم یک حاکم خودخواه یا خطای یک مقام سیاسی یا محاسبات اشتباه یک فرمانده نظامی از دست برود" (ص 143). فروکاستن علت یکی از مهم ترین پدیده های نظامی- سیاسی قرن بیستم، به "شلیک یک تروریست" نشان دهنده بی توجهی دکتر رنانی به عوامل شکل دهنده پدیده های تاریخی است. هر سال در سرتاسر جهان درگیری های مرزی متعددی بین کشورهای همسایه ای که دارای اختلافات و مناقشات مرزی هستند رخ می دهد. طی هر کدام از آنها احتمالا چند نفر کشته می شوند اما هیچ یک حتی به یک جنگ محدود هم ختم نمی شود. شرایط سیاسی-اقتصادی-نظامی کشورها در آستانه جنگ جهانی اول و بر هم خوردن توازن قدرت بین کشورهای مهم اروپا یکی از مهم ترین علل شکل گیری جنگ جهانی اول بود که بدان توجه نشده است.

رویارویی ایران و آمریکا که ترجیع بند کتاب مناقشه اتمی است مسلما با پرونده اتمی آغاز نشده است. در پی تسخیر سفارت آمریکا در تهران، ایالات متحده تلاش کرد که پرونده ایران را در شورای امنیت مطرح کرده و قطعنامه ای بر علیه کشورمان صادر کند که با مخالفت شوروی ناکام ماند. پس از آن نیز طبق گفته آقای دکتر ظریف در کتاب خاطراتشان، آمریکا تلاش کرد که در سال 1366 پرونده ایران را به شورای امنیت برده و قطعنامه سنگینی تحت فصل هفتم بر علیه ایران صادر کند که این بار با تلاش نمایندگان ایران در سازمان ملل و پذیرفتن قطعنامه 598 باز هم آمریکا موفق به این کار نشد. این سومین تلاش آمریکا همزمان با دولت آقای احمدی نژاد بود که منجر به صدور قطعنامه بر علیه ایران و وضع تحریم های بین المللی شد. پس نتیجه می گیریم که تقابل ایران و آمریکا منحصر به این دوره اخیر نیست. از طرف دیگر این پرسش هنگام مطالعه کتاب به ذهن میرسد که چنانچه غرب با همه ابزار به دنبال بحران آفرینی و رویارویی با ایران است چرا حالا تن به مذاکره داده و به دنبال یک توافق دراز مدت، ماه ها است که با دیپلمات های ایرانی مذاکره می کند؟

نکته دیگری که ذهن خواننده را مشغول می کند این است که با این همه تاکید دکتر رنانی بر تاثیر افزایش تنش ها در خاورمیانه بر قیمت نفت، چگونه است که اکنون در اوج درگیری ها در عراق و سوریه و حملات و جنایات داعش و تشکیل ائتلاف بین المللی بر علیه آن قیمت هر بشکه نفت به زیر 90 دلار رسیده است؟ آیا غرب از وابستگی به نفت رهایی یافت؟ آیا در توسعه انرژی های جایگزین به حد نهایی فن آوری رسید؟ و یا اینکه قیمت نفت تابع عوامل متعددی همچون تعداد عرضه کنندگان ومیزان عرضه، قدرت خرید و میزان تقاضا برای مصرف، چشم انداز بازارهای منطقه ای، رشد و توسعه فن آوری های اکتشافی، عمر مخازن و دیگر عوامل فنی و اقتصادی است؟ بحران آفرینی در خاورمیانه برای غرب هم دردسرساز خواهد بود. بازیگران منطقه ای عروسک خیمه شب بازی کشورهای غربی نیستند که به راحتی نقش های دلخواه سیاستمداران اروپایی و آمریکایی را بازی کنند. برنار اسکاورسینی رئیس پیشین سرویس اطلاعاتی فرانسه گفته بود بازگشت جهادگرانی که در سوریه می جنگند یک کابوس بزرگ برای کشورهای اروپایی است (تنش در خاورمیانه، اسکاورسینی، به نقل از دیپلماسی ایرانی). از طرف دیگر این روزها با تحلیل هایی مواجه می شویم که عکس نظرات دکتر رنانی را مطرح می کنند: آمریکا و عربستان در توافقی نانوشته به دنبال کاهش قیمت نفت هستند تا بر ایران و روسیه فشار بیشتری وارد کنند (جنگ نفتی علیه روسیه و ایران، توماس فریدمن، به نقل از دیپلماسی ایرانی). البته عواملی همچون کاهش تقاضا در برخی مصرف کنندگان بزرگ و کشف ذخایر جدید در آمریکا نیز در این زمینه بی اثر نیستند.

مشکلات خاورمیانه آمریکا را از پرداختن به مسائل مربوط به بزرگترین رقیب اقتصادی و یکی ازبزرگترین قدرتهای نظامی روبه رشد جهان یعنی چین بازمیدارد. ازطرف دیگرب حرانهایی مانند اوکراین و رویارویی غرببامسکوکه تا امروز منجر به وضع برخی تحریمهای اقتصادی برعلیه روسیه شده است در طولانی مدت اهمیت بیشتری برای توازن قدرت منطقه ای و جهانی داشته و واشنگتن ترجیح میدهد تا فارغ از درگیری های خاورمیانه به این پرونده های مهم بپردازد. البته این به معنی نادیده گرفتن مسائل خاورمیانه نیست. خاورمیانه همچنان دربردارنده تهدیدات امنیتی برای کشورهای منطقه و جهان خواهد بود اما نظم جهانی با رفتار چین، هند و روسیه تعیین خواهدشد. هرچه آمریکا در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان سرگرم جنگ و درگیری باشد و هزینه های نظامی اش افزایش پیدh کند، برتری اقتصاد یاز طریق سرمایه گذاری در بازارهای مختلف جهان و نفوذ مالی خود را در برابر رقبایی مانند چین از دست میدهد.

در بیشتر صفحات این کتاب رویارویی ایران و آمریکا به عنوان مهم ترین مسئله روابط بین الملل مطرح شده به نوعی که حتی می تواند سرنوشت تمدن غرب را رغم بزند. این مسئله در عنوان کتاب نیز گنجانده شده اما در فصل هشتم: نظریه بازی ها، تحلیل بازی اتمی ایران و غرب؛ ادعا شده که موضوع عراق برای کشورهای غربی از پرونده ایران مهم تر است! "...از سوی دیگر، در مورد حفظ اقتدار و هژمونی جهانی غرب، چالش ایران برای غرب مهم تر از چالش عراق نیست. یعنی مرجعیت و اقتدار غرب اکنون در عراق به چالش گرفته شده است و نه در ایران" (ص 234).این هم از جمله دیگر تناقضات کتاب است که می تواند خواننده را سردرگم کند.

اکنون با توجه به همه درگیری هایی که در منطقه خاورمیانه وجود دارد قیمت نفت به پایین ترین حد خود در چند سال گذشته رسیده و بشکه ای 85 دلار را نیز تجربه کرده است. این دقیقا برخلاف نظر دکتر رنانی است که اشاره کرده بود چنانچه قیمت نفت به زیر 90 دلار برسد مذاکرات متوقف خواهد شد. غرب و در راس آنها ایالات متحده آمریکا مدتی است به این نتیجه رسیده اند که برقراری ثبات و امنیت در خاورمیانه بدون حضور ایران به راحتی ممکن نیست. توافق با ایران متضمن برقراری توازن قدرت طولانی مدت در یکی از نا امن ترین مناطق جهان خواهد بود. چنانچه نظریات دکتر رنانی را بپذیریم و باور کنیم که کل پروژه هسته ای از ابتدا توطئه ای از طرف غرب بوده چه تضمینی وجود دارد که در روابط و مذاکرات بعدی هم ما را فریب ندهند؟! نتیجه ای که از این کتاب می گیریم این است که برای در امان ماندن از فریب دشمنی که هر لحظه در حال توطئه چینی است شاید بهتر باشد کلا با جهان و به ویژه غرب روابط محدودتری داشته باشیم.

در فصل هشتم گفته شده که " ...این منافع پنهان غرب در مناقشه اتمی، بسیار عظیم تر از منافع آشکار توقف غنی سازی است. این منافع حتی اکنون هم که در این کتاب از آنها سخن گفته شده است برای ما آشکار نیستند. فقط می دانیم که غرب منافع بزرگی در این حوزه ها دارد که می کوشد از طریق تداوم مناقشه اتمی با ایران به آنها دست یابد" (ص 232). خلاصه این حرف چنین است: می دانیم که نمی دانیم! وقتی یک مدرس و استاد دانشگاه آن هم در رشته نیازمند به حساب و کتابی همچون اقتصاد، درباره یکی از مهم ترین مسائل روز کشور چنین نظر می دهد از دیگران چه انتظاری می توان داشت؟ فرید زکریا در هفته نامه تایم نوشته بود که مشکل اصلی در خاورمیانه اسلام نیست بلکه فسادی است که از قدرت سرچشمه می گیرد (فرید زکریا، تهدید اصلی در خاورمیانه چیست؟ تایم به نقل از عصر ایران). اگر جمله قابل اعتنای این تحلیل گر آمریکایی را بپذیریم باید بدانیم که فساد و در پی آن کشمکش برای قدرت و تنش در خاورمیانه، که بی ثباتی دائم را در پی دارد محصول یک علت نیست بلکه عوامل متعددی منطقه را به سمت بحران پیش می برند.

دکتر رنانی در صفحه 242 کتاب به اوج قله توطئه پنداری رسیده طوری که نتیجه می گیرد: زمین گیر شدن غرب در عراق و افغانستان، ناتوانی غرب در وادار کردن ایران به توقف غنی سازی، اعتراف به ناکارآمد بودن قطعنامه ها از سوی خود کشورهای غربی، ارسال بسته های تشویقی و مذاکرات هسته ای، شکایت غرب از گران شدن قیمت نفت، اختلاف نظر میان آمریکا و اروپا بر سر برنامه هسته ای ایران، ناکام ماندن غرب در همراه کردن چین و روسیه، ضعف غرب برای حمله به ایران و ... جملگی ظاهر سازی غرب برای سرگرم و سردرگم کردن ایران است! در صفحه 247 کتاب و در بخشی تحت عنوان "گزارش لحظه به لحظه از بازی غرب با ایران" نویسنده کتاب ادعا کرده که همچون گزارش گران ورزشی لحظه به لحظه بازی غرب با ایران را روایت می کند و از ورود مکرر توپ سیاست غرب به دروازه ایران خبر می دهد. تو گویی این استاد دانشگاه طی شش سال تمام حرکات سیاسی، اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی پدیده ای به نام غرب را یک تنه و دن کیشوت وار رصد و تحلیل کرده (بدون اینکه حتی یک کتاب در حوزه روابط بین الملل و رشته های مربوطه خوانده باشد) و حالا چکیده آن را به سمع و نظر بینندگان می رساند.

با خواندن این اثر متوجه می شویم که چرا همانگونه که خود دکتر رنانی در ابتدا اشاره کرده بود، هیچ یک از مقامات ارشد کشور و مسئولان نظام پاسخی به اثر ایشان نداده اند. خاورمیانه یکی از پیچیده ترین مناطق دنیاست اما این کتاب بر این پیچیدگی های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی چشم بسته و تلاش کرده فقط با اتکا به تئوری توطئه تحولات منطقه را تحلیل کند. چنانچه غرب توطئه ای آنچنان که در این کتاب تصویر شده است، بر علیه ما ترتیب داده و هیچ کس تا به حال متوجه آن نشده است چگونه می توان انتظار تغییر شرایط را داشت و اصلا چه نیازی به نوشتن این کتاب بود؟ این اثر مسلما ضعیف ترین کار منتشر شده از طرف نویسنده در سالیان اخیر است و به همین جهت در محافل آکادمیک توجه کسی را جلب نکرده است. تئوری توطئه شمشیری است دولبه. برای مردم جذاب است چون خبر از کشف راز رمزهایی می دهد که دیگران از آن بی اطلاعند و به تبع همین رازگشایی نوعی حس ناتوانی و انفعال را در بین مردم رواج می دهد زیرا باور می کنند که در برابر چنین نقشه های پیچیده و خطرناکی کاری از پیش نمی برند. رواج این نظریه در محافل دانشگاهی و میان استادان و مدرسان می تواند زنگ خطری برای جامعه ما باشد.

 

]ماهنامه صنعت و توسعه، شماره79 - آذر [

 

 * کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy