جمعه, 02 تیر 1396 |

روزگار ما و فراموش کردن اصول اقتصادی

حدود يك ماه و نيم پيش كتابي در فرانسه منتشر شد. اين كتاب سرو صداي زيادي به پا كرد و همزمان به زبان انگليسي در سراسر ايالات متحده و انگلستان هم  توزيع شد.

«سرمايه در قرن بيست و يكم» كه پخش شد اكثر كارشناسان گمان كردند كه با يك كارل ماركس ديگري در قرن بيست و يكم مواجه هستند، هر چند كه  توماس پيكتي خود را كوچك‌تر از ماركس دانست و ماركسيست‌هاي تندرو هم او را از اين عنوان مبري كردند اما اين  كتاب هر چه بود اصول يا پرنسيپ‌هايي را در زمينه اقتصاد سرمايه‌داري بيان مي‌كرد؛ اصولي كه دولتمردان و كارشناسان  اقتصادي آن را گم كرده بودند. شايد به خاطر افشاي همين واقعيت‌ها بود كه  كتاب پيكتي محبوب تمام كارشناسان شد. اصول يا پرنسيپ اقتصاد موضوع  تازه‌يي نيست اما مي‌توان آن را فراموش كرد. فراموش كردن اين اصول همان بلايي را  مي‌تواند برسر يك فعال اقتصادي يا يك اقتصاد بياورد كه بر سر بسياري از  اقتصادهاي جهان آورده است. در واقع فروپاشي يك اقتصاد و ظهور يك اقتصاد همسان ديگر همگي بر سر فراموش كردن يا يادآوري پرنسيپ‌ها‌ست. اقتصاد سياسي  براي خود پرنسيپ‌هايي دارد. اين پرنسيپ‌ها در طول تاريخ از بين نمي‌روند  بلكه تغيير مي‌كنند يا متكامل‌تر مي‌شوند و در اين مسير انديشمندان اقتصادي هم آنها را كشف مي‌كنند. زماني آدام اسميت وارد مي‌شود و دست نامريي اقتصاد را بيان مي‌كند و بناي اقتصاد ليبرال را مي‌ريزد، زماني ديگر ريكاردو مي‌آيد و «رانت» و منابع كمياب را وارد چرخه اقتصاد مي‌سازد و زماني ديگر كارل ماركس به ميدان مي‌آيد و نظريه توفاني ارزش افزوده را مطرح مي‌سازد و دوره‌يي ديگر كينز با نظريه عمومي خود نشان مي‌دهد كه چه زماني دولت بايد وارد اقتصاد شود و در آخر هم ميلتون فريدمن با نظريه پولي خود ارتباط نقدينگي با نرخ تورم را بيان مي‌سازد كه هر كدام از اينها پرنسيپ‌هايي براي اقتصاد مي‌شوند. اقتصادي برنده ميدان است كه اين  پرنسيپ‌ها را نه تنها فراموش نكند بلكه در زمانه خود آنها را مبناي كار خود سازد. به نظر مي‌آيد تفاوت اقتصاد ايران با اقتصاد ديگر كشورها كه هراز  گاهي مورد مقايسه واقع مي‌شوند بر سر همين موضوع است يعني «فراموش كردن  پرنسيپ‌هاي اقتصادي». در اين خصوص كافي است كه نگاهي به دوره‌هاي اقتصادي  كشور كنيم.
 ما در اقتصاد ايران دوره‌يي را شاهد بوديم كه دولت تمام و كمال  وارد چرخه اقتصادي كشور شده بود. هر چند افرادي سعي مي‌كنند كه نشان دهند فعاليت اقتصادي دولت در آن زمان توجيه‌پذير بوده است و حتي افرادي هم هستند كه نشان مي‌دهند نسبت فعاليت اقتصادي دولت در آن دهه كمتر از دهه‌هاي بعد بود اما كيست كه نداند در آن دوران بخش خصوصي عملا كنار زده شده بود و نقش چنداني در كلان اقتصاد نداشت.  سيستم‌هاي پولي تماما در دست دولت بود، اقتصاد صنعتي يا مصادره شده بود و به‌طور غيرمستقيم در دست دولت بود يا آنكه فعاليتي در حد صفر داشتند.

پرنسيپي كه در اين دوران فراموش شده بود، اقتصاد آزاد بود، اقتصادي كه در آن بازار نيروهاي خود را به كا مي‌اندازد و جهت واقعي اقتصاد را نشان مي‌دهد. در آن مقطع «بازاري» وجود نداشت كه بخواهد جهتي را نشان دهد.  دوره بعد، اقتصاد ايران از آن طرف بام افتاد. نظريه‌پردازان اقتصاد ايران بناي اقتصاد بازار را پرنسيپ خود قرار دادند بدون آنكه متوجه باشند بخش خصوصي وجود ندارد كه بخواهد وارد اين بازار شود. در اين مرحله رانتي كه وارد جريان اقتصاد شد و به تدريج تمام اقتصاد را فرا گرفت كه هنوز اقتصاد از آن جريان خالي نشده است و به شكل و فرم ديگري ادامه حيات مي‌دهند. پرنسيپ فراموش شده در اقتصاد ايران در اين مقطع نحوه توزيع منابع كمياب بوده است. فراموشي اين پرنسيپ اقتصاد كشور را با پديده‌يي مواجه ساخت كه به مافياي اقتصاد معروف شدند.
دوره‌يي ديگر را شاهد بوديم كه يك اصل مهم اقتصادي را كه بيانگر مستقيم  نقدينگي جذب نشده با نرخ تورم است را رييس دولت منكر شد و نرخ تورمي را كه مي‌رفت تك رقمي بشود را در حد دو رقمي نگه داشت و آن را به بيش از 40  درصد هم رساند. بگذريم كه در اين دوران خسارت‌هاي زيادي كه ناشي از ناديده گرفتن پرنسيپ‌هاي اقتصادي در همه سطح و سوء مديريت سياست خارجي بود به  اقتصاد ايران وارد شد. نرخ منفي رشد اقتصادي و نرخ تورم بالا همه اينها نشان‌دهنده اين است كه دولت نهم و دهم به هيچ اصول و پرنسيپي اعتقاد نداشت. گسترش فعاليت‌هاي شبه‌دولتي‌ها، رانت‌خواري‌هاي گسترده و... مواردي است كه هرج و مرج را در اين دوره از اقتصاد ايران نشان مي‌دهد. يكي از نكات برجسته در اين دوره آن است كه  متاسفانه گسترش خصوصي‌سازي كه در قالب اصل 44 صوررت گرفت و ارزش آن بالغ بر140 هزار ميليارد تومان تخمين زده مي‌شد در اين دوره صورت گرفت، دوره‌يي كه هيچ پرنسيپي بر آن حاكم نبود.
شايد بتوان گفت دوره‌يي كه پرنسيپ نسبي اقتصاد بر آن حاكم بود، در دولت‌هاي هفتم‌ و هشتم كه به دوره اصلاحات معروف است، رخ داد. در اين دوره تجربه سياست تعديل كه در دولت قبل صورت گرفته بود با كمك شناسايي موقعيت  محلي اقتصاد كه همان شاخصه‌هاي اقتصاد كشور بود، توانست اقتصاد ايران را به توسعه‌يي برساند كه به گواه همگان دوره رونق بود. شواهد توسعه اين دوره فراوان است كه مهم‌ترين آن رشد اقتصادي هشت درصدي در پنج سال آخر بود. به عبارت ديگر مي‌توان گفت در آن دوره بيش از 30 درصد به توليد ناخالص داخلي كشور افزوده شد اين در حالي بود كه نرخ تورم هم به سوي تك رقمي شدن در حركت بود. دوره‌يي كه مي‌توان گفت قرباني دولت بعدي شد!
فراموش كردن پرنسيپ اقتصاد، زيان‌هاي بي‌شماري به توسعه نحيف كشور وارد كرده است. ارزيابي اين زيان مي‌تواند نشان دهد كه چه ظرفيت‌هايي از بين رفته است و چه استعدادهايي به نابودي كشانده شده است.


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy