جمعه, 02 تیر 1396 |

آنگ سان سوچی

از حبس خانگی تا رهبری جنبش دموکراسی خواهی

 «شرافت سیاسی به معنای صادق بودن در عرصه سیاست است. یکی از مهم ترین چیزها برای فردی که در این عرصه کار و فعالیت می کند، این است که وی هرگز نباید مردم کشورش را فریب دهد.سیاستمداری که مردم را فریب می دهد، فاقد شرافت سیاسی است.

سران حکومت کشور من، اصلا معنای شرافت سیاسی را نمی دانند، زیرا همواره مشغول فریب دادن مردم هستند...» (آنگ سان سوچی)

تاریخ، بزرگان و مبارزان زیادی را در خود جای داده و برای همیشه ماندگار ساخته و در عصر حاضر بسیارند دلیر مردان و شیرزنانی که از زندگی روزمره چشم پوشیده و خود را وقف بشریت ساخته اند. صفحه ای از این تاریخ مختص به خانم آنگ سان سوچی (Aung San Suu Kyi )از سرزمین برمه یا میانمار است.سرزمینی که سالیانی است در زیر یوغ حاکمان نظامی قرار دارد. اما اکنون نور امید در آن تابیده است. برمه در حال تجربه یک باز گشایی سیاسی غیرقابل پیش بینی و بس بزرگ است که مشخصههای آن را این گونه می توان برشمرد: بازگشت آنگ سان سوچی و اتحادیه ملی برای دموکراسی به زندگی سیاسی، آزادی بسیاری از زندانیان سیاسی و بازگشایی فضای بسیار چشمگیری جهت مباحث و فعالیتهای سیاسی.این کشور در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش بزرگ دور شدن از 50 سال حکومت اقتدارگرای خشن و بی برنامه است و همچنین ضرورت حل ستیزه های قومی سختی است که از دهه های پیش برجامانده. خانم آنگ سان سوچی نماد آرزوهای دموکراسی خواهانه مردم میانمار است. «برمه كه كشوری بالقوه بسیار ثروتمند، دارای تنوع سرزمینی از كوهستان‌های منطقه معتدل شمالی تا كشتزارهای مناطق گرمسیری جنوبی و منابع طبیعی فراوان است، به دلیل دیكتاتوری طولانی و حاكمیت نظامیان دچار فقر و درماندگی شد.»(1)

برغم تلاش برای به حاشیه راندن وی، محبوبیتش در میانمار هر روز بیشتر می شود. او در بیستم ژوئیه سال 1989 به فرمان دولت نظامی در خانه زندانی و در سال 2010 پس از حدود 13 سال از حبس خانگی آزاد گردید.  خانم سوچی نه تنها در میانمار که در جامعه بین المللی نیز بسیار مورد احترام و محبوب است. همچنین دریافت کننده جوایز بی شماری از جمله جایزه مشهورترین فرد هند،جواهر لعل نهرو، جایزه ساخاروف از پارلمان اروپا، مدال ریاست جمهوری آزادی از ایالات متحده، بوداییسم زن برتر از دپارتمان مذهبی سازمان ملل، جایزه شخصیت مجله تایم در سال2004 و جایزه صلح نوبل می باشد. کشور برمه سرزمینی است با قومیت های مختلف و دارای دولت نظامی، هرچند این دو ویژگی مبارزه را سخت می کند اما از اراده و تلاش خانم سوچی نکاسته و او امیدوارتر از همیشه به مبارزه خود ادامه می دهد.

 مبارزه از راه عدم خشونت در قرن بیست و یکم، خود را در مبارزه آنگ سان متجلی ساخته، عزم بر نجات کشورش از یوغ نظامیان حاکم دارد. می خواهد کشور چند قومیتی اش را در زیر سایه دموکراسی به آرامش برساند. خوداو این موضوع را چنین بیان می دارد:«من به نبرد مسلحانه اعتقاد ندارم، زیرا این سنت را به جای خواهد گذاشت تا هرکس که سلاح های مجهزتری در اختیار د ارد، قدرت را از آن خود کند.حتی اگر جنبش دموکراسی از راه توسل به روش های خشونت آمیز به پیروزی برسد، باز در ذهن مردم، این اندیشه را به جای خواهد گذاشت که هر که زورش بیشتر است،برنده نهایی است. این تفکر، کمکی به برقرای دموکراسی نمی کند».

آنگ سان «انسان محوری و تکیه بر شرافت سیاسی» را دغدغه اصلی در پرداختن خویش به سیاست می داند و معتقد است«شرافت سیاسی به معنای صادق بودن در عرصه سیاست است. یکی از مهمترین چیزها برای فردی که در این عرصه کار و فعالیت می کند، این است که وی هرگز نباید مردم کشورش را فریب دهد.سیاستمداری که مردم را فریب می دهد، فاقد شرافت سیاسی است . سران حکومت کشور من اصلا معنای شرافت سیاسی را نمی دانند، زیرا همواره مشغول فریب دادن مردم هستند...»

برمه در دهه پنجاه میلادی و در دورانی که سابقه بیش از دو قرن مستعمره بریتانیا بودن را پشت سر می گذاشت، توسط پدر خانم آنگ سان سوچی به استقلال رسید.پدر آنگ سان، دانشجوی جوان دانشگاه رانگون(پایتخت برمه) در اواخر دهه سی میلادی، رهبری نبرد استقلال طلبانه مردم علیه استعمار گران بریتانیایی را بر عهده گرفت. وی برای ساقط کردن حکومت استعماری تحت فرمان بریتانیا، در هماهنگی با ارتش وقت ژاپن و پس از گذراندن دوره های آموزشی، گروه«سی فرمانده» را راه اندازی کرد. این گروه متشکل از سی فرمانده جوان برمه ای بود که استقلال کشور، مهمترین آرمان آنها به شمار می رفت. گروه یاد شده موفق شد با بسیج کردن توده های مردم، استعمار گران بریتانیایی را از خاک برمه اخراج و استقلال ملی را به کشور اعطا نمایند.

پدر آنگ سان در تاریخ 19 ژوئیه 1947 توسط رقبای سیاسی اش ترور شد. در سال 1962 ژنرال «نه وین»(ریاست وقت ارتش برمه) دست به یک کودتای نظامی زد و اداره کشور را در اختیار شورای حکومت نظامی گذاشت. استدلال کودتا گران در برچیدن بساط دموکراسی در برمه این بود که گروههای قومی و نژادی متعددی که در این کشور زندگی می کنند، می باید تحت حاکمیت یک مرکزیت قدرتمند قرار گیرند، در غیر این صورت کشور به ورطه فروپاشی و تجزیه درخواهد غلتید. طی سالهای 1967 تا 1976 نارضایتی های سیاسی و اجتماعی شدت گرفت. رهبری و ساماندهی این تحرکات اعتراضی عموما به عهده دانشجویان برمه ای بود.حاکمان نظامی علاوه بر کشتار خیابانی، هزاران تن از مردم را نیز بازداشت و در زندان ها تحت شکنجه های سخت قرار دارند. خانم آنگ سان سوچی، در پی بروز این تظاهرات قدم در عرصه سیاست گذاشت و طی مدتی کوتاه عملا تبدیل به رهبر جنبش دموکراسی خواهی برمه شد.

خانم سوچی در نوزدهم ژوئن 1945 در رانگون بدنیا آمد و در سال 1947 ، در حالی که دو سال بیشتر نداشت پدر خود را در جریان ترور سیاسی از دست داد. مادر وی پس از کشته شدن همسرش توسط تروریست های جناح رقیب، در سال1960 به عنوان سفیر برمه به همراه فرزندش به هندوستان اعزام شد.

خانم سوچی که بخشی از سال های نوجوانی خود را در دهلی گذراند، در سال1964 به انگلستان رفت تا در رشته فلسفه و علوم سیاسی دانشگاه آکسفورد تحصیل کند.  در سال1972 با دکتر « مایکل آدیس» از اتباع انگلستان ازدواج کرد و دارای دو فرزند پسر شد. او در سال 1988 برای مراقبت از مادرش که دچار سکته قلبی شده بود به وطن بازگشت.طی ماههایی که  به پرستاری از مادر خود پرداخته بود، بحران سیاسی در برمه می رفت که راه به رویارویی مستقیم مردم و عمال حکومت نظامی ببرد. سرانجام پس از وقوع تظاهرات مردم در هشتم آگوست، 1988 او از حاکمان نظامی خواست به خواسته های ملت گردن نهاده، از سرکوب آنان دست بردارند و به حل مسالمت آمیز بحران و شکاف عمیق سیاسی در کشور کمک نمایند.

خانم سوچی در ادامه فعالیت های خود در روز 24 سپتامبر همان سال حزب«اتحاد ملی برای دموکراسی» را تأسیس و با نادیده گرفتن ممنوعیت های حکومتی در بیش از یکصد تجمع مردمی در سراسر برمه شرکت و سخنرانی کرد. او در همه این سخنرانیها از مردم خواست با استفاده از روش های عاری از خشونت، به مبارزه آزادیخواهانه خود ادامه دهند.

آنگ سان سوچی که در فاصله حضور پانزده ماهه خود در کشور بر اساس برنامه های حزب متبوع خود(اتحاد ملی برای دموکراسی) به فعالیت علنی و گسترده سیاسی در کشور دست زده بود، سرانجام به فرمان دولت نظامی در بیستم ژوئیه 1989 در خانه اش زندانی شد. حکومت اعلام کرد که دلیل بازداشت خانگی وی«به خطر افتادن کشور»  توسط آنگ سان سوچی بوده است. به وی اجازه داده شده بود که فقط با اعضای نزدیک خانواده اش دیدار کند.

در دومین سالگرد حصر خانگی وی، رژیم اجازه برگزاری انتخابات عمومی را صادر کرد که طی آن حزب متبوع آنگ سان سوچی با کسب82 درصد آراء برنده قاطع انتخابات شد، اما رژیم حاضر به قبول نتیجه انتخابات و واگذاری قدرت به حزب متبوع نشد! در پی بلند شدن صدای اعتراض سیاستمداران پیروز در انتخابات، رژیم به رویکردی جدید در راستای برقراری هرچه بیشتر محدودیت برای آزادیخواهان دست یازید و ضمن اصرار بر ادامه بازداشت خانگی آنگ سان سوچی، حق ملاقات او با اعضای خانواده اش را نیز نقض و ارتباط وی را به طور کلی با جهان خارج قطع کرد. در پی این اقدام و افشاگریهای نهادهای بین المللیِ دفاع از حقوق بشر و دموکراسی، افکار عمومی بیرون از مرزهای برمه که با شگفتی وقایع درون این کشور دیکتاتور زده را تعقیب می کردند، به تکاپو افتاد و دبیر کل سازمان ملل متحد خواهان آزادی هرچه سریعتر آنگ سان شده و مردم بسیاری از کشورها نیز خواهان پایان یافتن حاکمیت نظامیان بر سرنوشت مردم نگون بخت این کشور شدند.

در چهاردهم اکتبر همان سال(1990) آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل  شد و اعلام گردید که مبلغ یک میلیون و سیصد هزار دلار جایزه نقدی به وی تعلق می گیرد. آنگ سان در پی خبر فوق اعلام داشت که از جایزه مذکور به منظور تأسیس یک بنیاد بهداشتی و آموزش برای مردم برمه استفاده خواهد کرد. در دهم ژوئیه سال1995 دوره شش ساله بازداشت خانگی آن سانگ سوچی پایان رسید و وی آزاد شد، اما مجاز به خروج از محدوده شهر رانگون نبود. در دهم اکتبر همان سال حزب «اتحاد ملی برای دموکراسی» آنگ سان را به عنوان دبیر کل خود معرفی کرد و به عنوان تنها زن موجود در شورای مرکزی این حزب، رهبری فراگیرترین تشکل سیاسی برمه را بر عهده گرفت.

سال 1996 و همزمان با رشد روز افزون فعالیت های این حزب، زمان اعمال سخت گیریهای مضاعف رژیم علیه اعضای حزب فرا رسید. در ماه مه همین سال بیش از 250 عضو دستگیر و زندانی شدند و مجددا در ژوئن همان سال بیش از یکصد تن از دوستان و آشنایان آنگ سان سوچی که قصد داشتند برای شرکت در تولد پنجاه و دو سالگی وی به خانه اش بروند بازداشت و روانه زندان شدند.

اکتبر سال 1966 انبوه فشارها و سرکوب های اجتماعی-سیاسی رژیم علیه شهروندان برمه ای چنان عرصه را بر دانشجویان مبارز و آزادیخواه تنگ کرد که مجددا با برپایی تظاهرات متعدد و گسترده دانشجویی، به اعلام مخالفت های سیاسی با عملکرد نظامیان حاکم پرداختند. این اقدامات و تحرکات مشابه، راه را برای تشدید هرچه بیشتر خفقان توسط حاکمیت نظامی باز کرد و عمال رژیم در اواخر همان سال اقدام به بازداشت دویست فعال دیگر حزبی همفکر آنگ سان سوچی کرده و وی را نیز دوباره محکوم به تحمل بازداشت خانگی کردند.«شورای دولتی احیای نظم و قانون» سرانجام در پی اعلام مخالفت های جهانی با رویکرد مستبدانه اش در اداره کشور، در 15 نوامبر 1996 خود را منحل و با تشکیل شورای تازه ای موافقت کرد که با عنوان «شورای صلح و توسعه»، در کسوت کابینه ای جدید و با حضور 19 عضو و ریاست یک ژنرال برپا شد. در روز 27 مارس1999 «دکتر مایکل آدیس» (همسر آنگ سان سوچی) در اثر ابتلا به بیماری سرطان پروستات در انگلستان درگذشت؛ در حالیکه همسرش همچنان در بازداشت خودسرانه نظامیان حاکم بر برمه قرار داشت و همچنان به پیشنهاد مشتاقانه حاکمان برای خروج از کشور«نه» می گفت! در سال2001 در حالیکه وی همچنان در بازداشت خانگی به سر می برد، رسانه ها خبر دادند که سازمان ملل متحد از چند ماه پیش مذاکرات مخفیانه ای را با دو طرف درگیر آغاز کرده و در ژانویه سال2002 نیز دیداری میان آنگ سان و ژنرال «تان شوئه» (حاکم نظامی برمه) انجام شد. آنگ سان که به پیروی از تز مبارزه غیر خشونت آمیز همواره در تمامی سخنرانی های خود اعلام کرده بود آماده مذاکره با سران رژیم بوده و هست، هدف مذاکرات خود با حاکم نظامی را«آزاد سازی زندانیان سیاسی» اعلام کرد. در پی این دیدار، رژیم شروع به آزاد کردن زندانیان سیاسی کرد و حزب«اتحاد ملی برای دموکراسی» نیز اجازه یافت که 35 شعبه خود را در شهر رانگون بازگشایی کند. در ششم ماه مه همان سال نیز آنگ سان از حبس خانگی رهایی یافت و محدودیت هایی که در مورد فعالیت سیاسی وجود داشت برطرف گردید. البته مأموران رژیم در همه حال نظارت خود را بر فعالیت های او ملحوظ می داشتند.

ژانویه 2003 در تاریخ مبارزات سیاسی مردم برمه دارای ویژگی خاصی بود؛ چرا که در این دوران رژیم برمه برای نخستین بار به دو نماینده سازمان بین المللی حقوق بشر اجازه داد که از این کشور بازدید  کنند. این بازدیدها تغییر شگرفی در شیوه حکومت داری دیکتاتورهای برمه ایجاد نکرد و در اواخر سال2006 حکومت نظامی اعلام کرد که دوباره حبس خانگی آنگ سان سوچی را تمدید کرده است. بر اساس گزارشها و اخبار رسیده از برمه، و ضعیت این کشور در یکی دو سال اخیر تغییر بخصوصی نکرده و نمودار مناسبات ملت و حکومت همچنان با فراز و فرود تحت حاکمیت نظامیان به پیش می رود . آنگ سان سوچی که در چنین شرایطی همچنان مقام رهبری مبارزات آزادیخواهانه مسالمت آمیز و غیر خشونت بار ملت برمه را بر عهده دارد، به عنوان یکی از پیروان این نظریه در تبیین روشی که برای خود در پیش گرفته در گفت و گو با «آلن کلمنتس» می گوید:« روش های مبارزاتی غیر خشونت آمیز، اقدامات سودمند و مفیدی هستند. شما برای رسیدن به هدفتان باید کار و تلاش کنید. روش غیرخشونت آمیز به معنای این نیست که گوشه ای بنشینید و امیدوار باشید اتفاق مناسبی رخ بدهد. در این نوع مبارزه، صرفا توسل به روش هایی مجاز است که عاری از خشونت باشند. شیوه مبارزه عاری از خشونت به آرامی و آهستگی حرکت می کند. شاید به همین دلیل است که جوانان برمه ای احساس می کنند که این شیوه چندان مؤثرو کارآمد نیست.» آنگ سان سوچی که با وجود ایجاد محدودیت، حصر خانگی و فشارهای سیاسی رژیم علیه خود و همفکرانش همواره کوشیده از ابزارهای تبلیغی مناسب برای ایجاد ارتباط با مردم کشورش بهره جوید، همه هفته سخنرانی هایی را برگزار می کند که تریبون آن در پشت نرده های حیاط منزلش واقع شده و شنوندگان، انبوه مردمی هستند که در خیابان منتهی به منزل وی اجتماع کرده و با پذیرفتن خطر دستگیری احتمالی توسط رژیم، به سخنان وی گوش می سپارند. گروهی از جوانان غیر مسلح نیز به طور شبانه روزی با حضور در منزل وی، وظیفه حفاظت از رهبر خود را بر عهده دارند. رژیم نظامی برمه در راستای مقابله و خنثی کردن اندیشه ها و حضور سیاسی آنگ سان سوچی صرفا به ایجاد تضیقات فردی علیه وی اکتفا نکرده و به منظور مقابله با حزب متبوع وی و نیز ترسیم چهره ای دموکرات از خود اقدام به راه اندازی تشکل ها و گروه هایی  رسمی وفرمایشی کرده که این گروهها بعضا به مثابه اهرم و گروه فشار، ضمن تبلیغ به نفع رژیم، ایجاد اخلال و بر هم زدن تجمعات و فعالیتهای حزب وی را نیز در فهرست شرح وظایف خود قرار داده اند. آنگ سان سوچی که در عین داشتن گرایش های بودیستی، بخشی از دوران نوجوانی و جوانی خود را در هندوستان گذرانیده و به باور برخی محققان، زندگی در این کشور به تاثیر پذیری وی  از اندیشه های مبارزاتی مهاتما گاندی و رویکرد وی در نبرد سیاسی عاری از خشونت انجامیده، معتقد است:« من خود را نه یک سیاستمدار گاندی وار تلقی می کنم و نه یک سیاستمدار بودایی. البته من یک بودایی هستم و در طی تمام مراحل زندگی ام تلاش کرده ام به اصول آئین بودایی عمل کنم. واقعیت این است که من ستایشگر کسانی هستم که جنبش اولیه استقلال برمه را پایه ریزی کردند. دلیل اصلی من برای مخالفت با روش های مبارزاتی خشونت آمیز این است که توسل به این اقدامات باعث پایه ریزی یک سنت غلط می شود، یعنی سنت تغییر دادن وضعیت سیاسی از راه توسل به زور. اگر خواهان پایه ریزی یک سنت قوی از دموکراسی در کشور هستید، یکی از اصول اساسی آن این است: ایجاد تغییر سیاسی صلح آمیز از طریق به شمار آوردن اراده مردم، اراده ای که خود را از طریق صندوق های رأی آشکار می کند و نه از طریق نیروهای مسلح. ما که خواهان تغییر دادن سیستمی هستیم که معتقد است «حق با کسی است که زور دارد»، باید اثبات کنیم روش ما برتر از زور است. نبرد برای دموکراسی نبردی برای بهبودی زندگی روزانه ماست و نبردی است دائمی و توقف ناپذیر... من می دانم که رژیم توانایی این را دارد که هر بلایی که دوست دارد بر سرم بیاورد و با این حال هیچ  ترسی از آنها ندارم. نترسیدن من ناشی از ناآگاهی ام نسبت به این توانایی رژیم نیست. نترسیدن من ناشی از عدم نفرت من به رژیم است. ترس و نفرت دست در دست هم جلو می روند...»این زن مبارز و صلح‌دوست اعلام كرده كه خواهان شركت در انتخاب ریاست‌جمهوری كشورش در ‌سال ۲۰۱۵است. انتخاب او می‌تواند تحول بزرگی در جهش اقتصادی و بین‌المللی آن كشور ثروتمند ایجاد كند.

در کنار تحولات برمه به سوی آزادی و دموکراسی، موضوع اختلافات قومی و مذهبی بین بودایی ها و مسلمانان در این کشور، توجه سازمان های بین المللی را به خود جلب کرد. این اختلافات به در گیری هایی انجامید و شماری از دوطرف کشته شدند که بیشتر کشتگان از مسلمانان بودند.بر اساس برخی گزارش ها، درگیری‌های فرقه‌ای سال گذشته میلادی در استان راخین حدود 200 کشته و 140‌هزار زخمی بر جای گذاشت که اغلب آن‌ها مسلمانان روهینجا بودند.  به دنبال این خشونت ها، سازمان ملل متحد نماینده ویژه ای برای رسیدگی به این حوادث تعیین کرد. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیته سوم مجمع عمومی و کمیته حقوق بشر ژنو در این زمینه فعال شدند وسازمان ملل متحد قطعنامه ای در مورد وضعیت حقوق بشر در برمه به تصویب رساند. هم چنین ، سازمان همکاری های اسلامی در این زمینه فعال گردید و هیاتی را در چارچوب گروه تماس به برمه اعزام کرد. دالایی لاما رهبر معنوی بوداییان تبت در درخواستی به منظور پایان خشونت‌های مرگبار علیه اقلیت مسلمانانان میانمار از راهبان این کشور خواست طبق قوانین بودا عمل کنند. اوگفت:« راهبان برمه‌ای! لطفا هنگامی که خشم خود را علیه برادران و خواهران مسلمان ابراز می‌کنید، آیین بودا را به یاد‌ آورید. من مطمئنم این کار از برادران و خواهران مسلمان که قربانی می‌شوند، دفاع می‌کند.» یکی از مشکلات مسلمانان ساکن برمه آن است که  مهاجر و فاقد تابعیت کشور برمه هستند. بنابر این، دولت برمه آنان را اتباع این کشور به شمار نمی آورد.« اینان مسلمانان غیربنگالی گریخته از هند بوده اند كه در جنگ استقلال بنگلادش جانب پاكستان را گرفتند و در پایان جنگ با انتقامجویی مردم بنگلادش مواجه شدند، ‌به برمه گریختند و پاكستان نیز پذیرای آنان نیست! مردم بودایی محلی نیز از فرهنگ و مدارای لازم برای تحمل این غریبگان از همه جا رانده برخوردار نیستند و در این جهان افراط و تعصب عرصه را به آنان تنگ كرده و به كشتن و سوزاندن خانه و كاشانه‌شان اقدام كرده‌اند. خانم سوچی درباره آنان نیز خواهان رفتاری انسانی و حل مشكلاتشان شده است.»(2) خانم سوچی در مورد این حوادث بر اساس رعایت حقوق اقلیت ها، به نفع مسلمانان ساکن این کشور موضع گیری کرد؛ گرچه برخی ناظران حقوق بشر، توقع اتخاذ مواضع محکم تر و ایفای نقش فعال تری در این مورد از خانم سوچی داشته و دارند.

 

* کارشناسی ارشد علوم سیاسی

پی نوشت:

1و 2. فریدون مجلسی، روزنامه شهروند، 19 آذر 1392.

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy