دوشنبه, 05 تیر 1396 |

جنگ نیابتی ایران و عربستان در عراق

مصاحبه با دکتر صالح صدقیان مدیر مرکز عربی مطالعات ایران

عراق در روزهاي اخيرمركز توجهات بين المللي قرار گرفته است. عبور شورشيان داعش از مرزهاي سوريه به عراق و تصرف شهر استراتژيك موصل و هراس از تهديد دولت مركزي عراق سبب شد، نخست وزير اين كشور اعلام حالت فوق العاده كرده و علماي شيعه و سني در كنار دولت مركزي مردم را به قيام عليه اين تروريست ها فرابخوانند.

اهميت عراق از منظر ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك كشورهاي منطقه و جهان را وادار به عكس العمل و اعلام آمادگي براي كمك به دولت نوري المالكي نخست وزير عراق كرد. اهميت اين تحولات باعث شد، براي بررسي دقيق تر اين تحولات به سراغ دكتر محمدصالح صدقيان مدير مركز عربي مطالعات ايران در تهران برويم، تا از دريچه اي عربي به موضوع نگاه كنيم. براي مخاطب ايراني مهم است كه بداند يك عراقي به تحولات كشورش چگونه مي نگرد و چه مولفه هايي را براي اين بحران تمييز مي دهد. ماهيت گروه داعش، نقش گروه هاي داخلي براي حل بحران، امكان ايجاد اجماع بين المللي براي خروج شبه نظاميان از شهرهاي عراق و سوالات بسيار ديگري در اين مصاحبه موردتوجه قرار گرفت. دكتر صدقيان باور دارد، ورود داعش به عراق را مهم ولي از آن مهمتر وجود پايگاه اجتماعي در شهرهاي سني نشين است. وي نقش ايران، عربستان و امريكا را براي حل بحران مهم تعبير كرد و معتقد است داعش ابزار دست قدرت هاي منطقه اي براي تثبيت قدرت شان است و اگر حمايت اين قدرت ها نباشد، هسته مركزي اين گروه ها از هم خواهد پاشيد. منطقه و جهان در شرايط خاصي بسر مي برند و نظام امنيتي و سياسي جديدي در حال شكل گيري است و از اين باب قدرت هاي منطقه سعي محكم كردن جاي پاي خود در اين بازي بزرگ دارند، صدقيان جنگ عراق را ادامه جنگ نيابتي عربستان و قطر در سوريه معرفي كرد.

 

همانگونه که می دانید عراق روزهای سختی را سپری می کند، بحران با ورود شورشی های داعش به موصل شکل جدی به خود گرفته و پیش روی به داخل خاک این کشور همچنان ادامه دارد. از دید شما علت ورود داعش به عراق چه بوده است و ریشه این حوادث را در چه مولفه هائی می توان جستجو کرد؟

از دید من چند متغیر به صورت همزمان  در جریانات اخیر دخیل بوده و در واقع چرائی وورد داعش را باید از این دریچه نگریست. سوال اینجاست که چرا داعش با توجه به ماهیتی که از او در ذهن داریم، با این سرعت وارد شهرهای عراق، حتی شهرهای سنی نشین شده است.

اولین متغیر، انتخابات ریاست جمهوری سوریه و نتایج آن بود. شرایط در سوریه پس زا انتخابات اخیر بسیار فرق کرده است. درست است که تفاوت را در ظاهر نمی بینیم اما معادلات را برهم زده است.

متغیر دوم، مسائل مربوط به توافقنامه هسته ای ایران با کشورهای 1+5 و مذاکرات مستقیم ایران و امریکاست.

متغیر بعدی، سفر روحانی به کشور ترکیه و تشکیل کمیسیون امنیتی میان دو کشور برای اولین بار است. منطقه شاهد این تحولات است.

اینها متغیرهای مهمی هستند که نمی توان چشم بر آنها بست. این متغیرها فقط شامل حال ایران، ترکیه، سوریه وعراق نمی شود بلکه عربستان و قطر را نیز درگیر خود کرده است.

در هفته پیش رو، وزرای خارجه ایران و سوریه دیدار مهمی را با هم خواهند داشت، شما این دیدار را در کنار دیدار امیرعبداللهیان معاون وزیر خارجه ایران با سعودالفیصل ولیعهد عربستان در مصر قرار دهید و البته امکان دیدار دو جانبه میان مقامات عالی کشورها نیز بسیار محتمل است.

ما مسئله داعش را باید در این چارچوب مورد بررسی قرار دهیم. یعنی منطقه و تحولات آن را خوب بشناسیم، بازی قدرت را ببینیم، و سپس به دنبال فهم داعش و تحرکات آن برویم.

می پرسید چرا داعش وارد عراق شد، من به شما می گویم داعش در خاک سوریه و در چند کیلومتری عراق حاضر بود. هر زمانی این حمله می توانست اتفاق بیفتد یک ماه قبل یا یکسال بعد. مهم این است که آنها در سوریه هستند و در داخل عراق پایگاه مردمی در شهرهای سنی نشین موصل، تکریت، صلاح الدین، دیاله، الانبار و فلوجه و ... دارند. افراد  از زمان سقوط صدام در موصل پایگاه اجتماعی دارند تفکراتی انقلابی در این منطقه حاکم است در نتیجه داعش هر وقت که می آمد امکان این پیش روی وجود داشت. مردم منطقه سنی نشین در احساس تحقیر و نارضایتی از وضع موجودشان با هم هماهنگندف در این موضوع که شیعیان چرا باید بر آنها حکومت کنند نیز هم رای هستند. من بارو دارم این پایگاه اجتماعی و مردمی از 9 اوریل 2003 به این سو وجود داشته است.

در حال حاضر دنیا شاهد مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای 1+5 است این شنست رد جریان است اقای روحانی شنبه گفت، به نتیجه این مذاکرات در وین خوش بین است. این نکته بسیار مهمی است، این مذاکرات که بین ایران و شکورهای غربی در جریان است، بسیار برای آینده کشورهای حوزه خلیج فارس اهمیت دارد. این شرایط باعث شده است که عربستان به سمت ایران بیاید و بخواهد وارد مذاکره شود، نگاه عربستان با چند سال قبل بسیار متفاوت است. دیدار ظریف و سعودالفیصل می تواند یک صحنه جدید باشد. برگ هائی که در دستان ایران است در این مذاکره است بسیار برنده تر از طرف عربستانی است. حتی می توان به جرات گفت، عربستان الان در ترکیه، فلسطین، سوریه و اردن جایگاه قبل را ندارد و موقیعتش دچار لغزش شده است.

 

یعنی شما معتقد هستید اینها یکی از  نتایج مذاکرات هسته ای ایران است؟

 

دقیقا، مذاکرات هسته ای ایران، فقط برای یاران مهم نیست. شما شبکه های عربی را نگاه کنید که با چه جدیتی این مذاکرات را دنبال می کنند این ها نشانه هستند. اینکه پس زا این مذاکرات چه اتفاقی خواهد افتاد، آِا قدرت ایران در منطقه تثبیت خواهد شد، آیا ایران محدود خواهد شد، اینها سوالاتی هستند که ذهن همه را به خود مشغول کرده است.

روحانی روز شنبه گفت، این تفاهم هسته ای "نقطه آغاز" همکاری های جدید است. این حرف خیلی سنگین و مهم سات به نظر من، دنیا حرف های روحاین را می شنود، داستان را دنبال می کند و می داند این ایران، ایرانِ سال چند سال قبل نیست.

عربستان در این مدت بسیار نگران بوده است، دیگر امروز همه می دانند حامی داعش در عراق و سوریه عربستان و بندر بن سلطان سات. در ظاهر بندر از سمت خود کنار رفته ولی او الان در مراکش است و مسئولیت مدیریت این گروهک ها به همراه طارق الهاشمی معاون رییس جمهوری پیشین عراق را برعهده دارد. این را من می گذارم به حساب تلاش عربستان برای داشتن یک برگ برنده در مذاکره با ایران، آنها می دانند موقعیت شان پس از داستان مصر و سوریه در منطقه و جهان تضعیف شده است.

 

خبرها حاکی از مبارزه پیشمرگ های کرد در خارج از مرزهای کردستان عراق و مبارزه با تروریست هاست، اینکه آنها تا پیش از این اجازه خروج از مرزهای کردستان را نداشتند و حالا به بهانه مبارزه با داعش وارد خاک عراق شده اند به نظر من نمی تواند کم اهمیت باشد، ایا می توانیم این تحلیل را داشته باشیم که کردها در گسترش ناامنی نقش داشته اند تا وزنه خود را سنگین تر کنند.

 

ببینید حتی گفته شده کردها سلاح داده اند. الان نیم توان دقیق پاسخ داد، اما اگر ما نقشه سیاسی عراق را به همراه منافع اکراد در منطقه، ارتباط آنها با ترکیه، کشورهای عربی و اسرائیل   و از آن مهمتر منافع بلند مدت و میان مدت کردها را در نظر بیاوریم بعید نیست که کردها با توجه به زیرکی در تحلیلی که از انها سراغ داریم  بخواهند از داعش سوء استفاده کنند. همانجور که خودتان گفتید قبلا پیشمرگ های کرد اجازه نداشتند حتی وارد کرکوک شوند. الان شما مسئله نفت را هم دارید. ما دیدیم خیلی از کشمکش های سیاسی بین کردها و دولت مرکزی در بغداد بر سر مسئله نفت بود. من در مورد کردها با تامل صحبت می کنم چون هنوز اطلاعات کافی نداریم.

 

باراک اوباما روز جمعه رسما اعلام کرد به عراق نیرو نخواهد فرستاد و در عین حال کمک امریکا را مشروط به توافق تمامی گروه ها و سران قبایل در عراق کرد. بررسی عملکرد ارمیکا رد سالهای پس زا یازدهم سپتامبر نشان داده، عراق برای آنها با اهمیت تراز افغانستان است. ذخایر نفت عراق را هم نمی توان از نظر دور داشت. با حمله داعش به موصل قیمت نفت به 113 دلار رسید. آیا شما فکر می کنید این امکان دارد عراق را به کناری بگذارند و به تماشاییش روی داعش بنشینند.

 

این یک بازی بسیار پیچیده و چند مجهولی است. در عراق ما یک منطقه پر تنش داریم. داعش در سوریه پایگاه دارد، به راحتی می آید عراق را برهم میریزد و به دیر الزور و رقه در خاک سوریه باز می گردد. یعین یانکه محاصره این نیروها امکان پذیر نیست. اینها با حداکثر 500 نفر وارد عراق شدند، مشکل اینجاست که مردم موصل به انها پیوستند. ما در موصل ارتش 8 هزار نفری با تجهیزات کامل نظامی داشتیم. همه فرار کردند و سلاح ها و تجهیزات نظامی به دست داعش افتاد. الان منطقه در دست آنهاست، این داستان به این زودی ها قابل کنترل نخواهد بود. الان می گویند کار کارِ امریکائی هاست و یک بازی سیاسی کثیف است. ولی این را نباید فراموش کرد که داعش وقتی به عراق حمله کرد در عراق پایگاه اجتماعی قوی داشت یعنی یانکه مردم زمینه شورش را داشتند این به داعش یا امریکا ربطی ندارد.

مشاور نوری المالکی ترکیه را محکوم کرده است که ترکیه با ابزار داعش عراق را برهم ریخته است. اگر ما بخواهیم نقش ترکیه را در عراق بپذیریم. باید دقت بیشتری داشته باشیم. ترکیه نمی تواند به تنهائی در عراق بازی بزرگ داشته باشد. وضع ترکیه امروز بسیار حساس است، او پایگاه هیا امریکائی را در خاک خودش دارد و عضو ناتو است. آنها نیم توانند به تنهائی چشم بر همه چیز ببندند و وارد حزوه نفوذ یک قدرت بزرگ شوند. من باور داریم عراق یک متغیر چند مجهولی است. هیچ بازیگری از کل بازی خبر ندارد. همه می خواهند در عراق باشند و منافع خودشان را تثبیت کنند.

حکومت الان عراق اصرار دارد بازهم نوری المالکی برای 4 سال دیگر نخست وزیر شود، یعنی نخست وزیری شیعه در صدر کشوری که جمعیت سنی زیادی دارد. آیا عربستان با یان موضوع راحت برخورد خواهد کرد!

 

این مولفه هائی که اشاره داشتین از سال 2003 وراد بازی شده اند!

 

بله این متغیرها حاضر بودند ولی از سال 2003 قواعد بازی در عراق و منطقه تغییر کرده است. سنی ها باید اجازه ورود به مسائل را داشته باشند، وگرنه همین نارضایتی ها بازهم ریشه خواهد دوانید و جای دیگر عراق را به زمین خواهد زد. ایران نمی خواهد قواعد بازی در عراق که پس از 2003 شکل گرفته عوض شود ولی عربستان دارد بازی را برهم میریزد.

عراق الان یک قانون اساسی ده ساله دارد. ایران در همسایگی اش دوست ندارد تنش باشد و در عین حال دوست ندارد برگ های برنده یا که بدست اورده به راحتی از دست دهد.

سخنرانی روز جمعه اوباما مثال خوبی است، او به یک تفاهم سیاسی همه را دعوت کرد. و گفت بدون ایجاد همکاری و توافق همگانی موضوع عراق حل شدنی نیست.  اوباما یک هدف در ذهن دارد و من به این موضوع باور دارم . او می خواهد قواعد بازی عراق پس از 2003 را دوباره ارزیابی کند.

 

ایا تحلیل درستی است که عراق صحنه جنگ نیابتی میان ایران و عربستان است

 

بله من هم این تحلیل ها را قبول دارم، این یک جنگ نیابتی است. اما این حرف تازگی ندارد. جنگ نیابتی از زمان شروع بحران سوریه به گوش ما رسید. وقتی در بحران سوریه از ناتو خواسته شد بیاید و غائله را تمام کند، هیمن داستان بود. امریکا و ناتو بدون بررسی نمی خواستند وارد این کارزار شوند. دیگر زمان ورود به منطقه با 140 هزار نیرو سپری شده است امریکا دیگر به آن زمان باز نخواهد گشت. الان زمان پاسخ دادن به قدرت نمایی های موجود در سوریه است.

دیگر امرکیا و ناتو تمایلی به حضور مستقیم در بحران ها ندارند. در لیبی ناتو با حمله هوائی وارد عمل شد و در چارچوب همان حمله باقی ماند، ولی در مرود سوریه حتی زمانی که بحث بر سر استفاده از سلاح های شیمائی هم قوت گرفت، موضوع حمله مستقیم کاملا رد شد. ما اکنون وارد رمحله جدیدی شده ایم. دیگر زمان لشکرکشی ها سپری شده است.

 

تا چه حد موضوع خطر تجزیه عراق را جدی می دانید. ایران و امریکا هر دو روی توافق همه گروه های عراقی تاکید دارند آیا یان بدان معناست که این خطر را جدی گرفته اند!

 

مسئله تقسیم عراق موضوع جدیدی نیست، قبلا هم بود. در سال 2006 جو بایدن این موضوع را سما اعلام کرده بود که اگر مشکلات عراقی ها با تقسیم حل می شود، ما نیز موافق هستیم. تقسیم عراق به سه قسمت کرد، شیعه و سنی بیشتر از همه به نفع کردها تمام خواهد شد.

در منطقه بیشترین حامی تقسیم کشورهای عربی، اسرائیل است. اسرائیل نه تنها طرفدار تقسیم عراق بلکه طرفدار خرد شدن هر کشوری که در منطقه است.

دقت کنید چند سال قبل رد منطقه 4 ارتش عربی بسیار قوی وجود داشت. عراق، سوریه، مصر و لیبی . الان این ارتش ها چه وضعی دارند! این سوال بسیار مهمی است. یعنی با تجریه و تقسیم این کشورها و تضعیف نیروهای نظامی شان، اسرائیل برای مدتها بیمه خواهد شد.

در تقسیم عراق، منطق شیعه و سنی نشین متضرر خواهند شد. شیعیان طبق قانون اساسی نخست وزیری و مجلس را در اختیار دارند. اگر عراق تقسیم شود به نفع آنها نخواهد بود. بزرگترین بازنده سنی ها سهتند. آنها نه توان و ظرفیت اقتصادی برای اداره خود دارند و نه دسترسی به آب، و جبر جغرافیایی آن ها را به زمین خواهد زد. در نهایت همه ضرر خواهند کرد.

 

در قطعنامه 1368 شورای امنیت که برای حمله به افغانستان صادر شد، هم ترویست ها و هم حامیان آنها مورد خطاب قرار گرفتند. آیا از دید شما در صورت اتمام بحران، این اتفاق در مورد داعشی ها هم خواهد افتاد. یعنی جامعه بین المللی با کشورهای حامی گروه های تندرو که نظم و امنیت منطقه را برهم ریخته اند، مقابله خواهد کرد.

 

من این موضوع را از یک دریچه دیگر نگاه می کنم. هر جنگ یک ابزاری برای خود دارد. در جنگ سرد، امریکا و شوروی بر سر کسب مناطق نفوذ به یان سو و انسوی جهان چشم داشته اند. آندروان ابزار خاص جنگ سردی خود را می خواست. اسرائیل در سال 1948 ایجاد شد. اسرائیل، جنگ ستارگان و ... همگی ابزارهای جنگ سردی هستند و در آن زمان کاربرد داشتند. اما در حال حاضر ما به دنبال یک نظام سیاسی جدید هستیم. نئو محافظه کاران در امریکا به دنبال ایجاد یک خاورمیانه جدید بودند، الان هم طرح هائی در دست دارند. ما در شرف تولد یک نظام سیاسی _ امنیتی در منطقه هستیم. ایران از زمان فروپاشی شوروی تا امروز، نشان داد درک کرده که منطقه دارای یک خلا امنیتی است و حرکت هایش نشان می دهد می خواهد جزئی از این نظام در حال شکل گیری باشد.

تمامی کشورهای قدرتمند منطقثه در تب و تاب جای گیری در این تحول هستند. از زمان سقوط صدام تا به امروز این شرایط حاکم بوده است. جنگ 2006 که اسرائیل علیه حزب الله داشت نیز در همین چارچوب قابل تبیین است.

ما در زبان عربی یک اصطلاح داریم که می گوئیم، "نظام رسمی عربی"، ما این نظام را در دوران صدام داشتیم. قبل از 2003 کشورهای عضو اتحادیه عرب یک نظام سیاسی رسمی را متفق القول پذیرفته بودند. اما با کنار رفتن صدام این نظام بر هم ریخت. بازیگران دو را بیشتر نداشتند، یا باید هر بازیگر به سوی شناختن جایگاه خود در بازی جدید پیش می رفت و یا باید منطقه را بدون نظم، و نظام نگاه دارند. در این چارچوب آخر است که داعش معنا پیدا می کند. یعنی داعش ابزار این قدرت ها در این سناریو است.

اصل موضوع دعوای قدرتها بر سر ایجاد یک نظام سیاسی و امنیتی جدید است. در این مرحله یعنی عبور از نظام قدیم به جدید، گروه های تندرو مثل جبهه النصره، القاعده، داعش و ... ابزار خوبی خواهند بود. شما برای عبور از رودخانه نیاز به قایق دارید، داعش دارد نقش این قایق را بازی می کند. به تعبیر دیگر اینها ابزارهای کوتاه مدت در دست عربستان و قطر هستند.

قدرت ها بین المللی و منطقه ای دارند این تحرکات را نگاه می کنند. و می بینند که یانب ازیگران توان و ظرفیت بازی بزرگ برای بلند مدت را ندارند.

 

آیا حمله داعش به عراق، کشوری که حوزه منافع رسمی قدرتهای بزرگ منطقه ای است می تواند باعث ایجاد ائتلافی میان آنها شود. اقای روحانی شنبه رسما اعلام کرده بود، ما آماده همکاری همه جانبه برای حل بحران عراق هستیم.

 

هیچ کدام از کشورهای منطقه از وجود روه هیا تکفیری و تندرو سود نخواهند برد. این گروه ها همانطور که گفتم، ابزار هستند و زمان دارند. اما اگر کمک های مالی قطع شود و اینها متلاشی شوند و به کشورهای خود برگردند. داستان تازه شروع خواهد شد. همان طور که یم دانید اتباع کشورهای مختلفی در داعش حضور دارند. تبعه فرانسه یا بلغارستان با بازگشت به اروپا مشکلی را یاجاد نخواهد کرد. اما تکفیری کویتی، یا قطری یا سعودی بحرانی را با خود به کشورش حمل خواهد کرد. قبلا هم گفتم داعش در موصل پایگاه اجتماعی داشت، حالا هم می گویم داعشی ها در منطقه پایگاه دارند یعنی زمینه نارضایتی در منطقه هست، اینها می توانند کشورهای خودشان را نیز به اشوب بکشند.

اینها برای کشوری مثل ایران خطر محسوب نمی شوند، چرا که ایران توان مهار آنها را دارد و مردم آنها را نمی پذیرند. ولی حساب عربستان و قطر از این ایران جداست. کشورهای حوزه خلیج فارس توان و ظرفیت بازی بلند مدت را ندارند.

این کشورها به شیوه ای حکومت نکرده اند که نارضایتی در این کشورها حداقلی باشد. این به این معناست که داعش های دیگر می می توانند متولد شوند.

 

اینجا داستان طالبان و علت رسوخ آن در بدنه اجتماعی افغاسنتان دوباره تکرار می شود، آیا داستان عراق و کشورهای منطقه نیز همان سرانجام را خواهد داشت. یعنی گروه های تندرو هر جا که دولت شعیف عمل کرده و مردم ناراضی هستند، حاضر شوند و جای دولت را بگیرند.

 

بله منظور من هم همین است. بسیاری از کشورهای منطقه در یک موضوع مشترک هستند و آن ضعیف بودن است. ضعیف به این معنی که قدرت را به یک میزان برای همه گروه ها نمی توانند تسری دهند. نه تنها قدرت را بلکه خدمات دولتی را نیز نمی توانند.

کشورداری موضوعی نیست که درگیر احساسات بتواند بشود. من تجربه ایران و فرمان عفو امام خمینی را برای نوری المالکی گفتم و از او خواستم اعضای بعث را ببخشد و در دولت بپذیرد. امام خمینی در شرای طانقلابی یاران که مردم با شور و هیجان خوساتار اعلام اسامی اعضای ساواک بودند به شدت با این مضوع مخالفت کرد و اجازه اینکار را ندارد. چرا ! چون این یک موضوعی است که تبعات اجتماعی بلندمدت خواهد داشت. شما یک کارمند ساواک را به زندان بیندازی یا اعدام کنی، خانواده او نیز درگیر خواهند شد. در عراق این اتفاق در مرود بعثی ها نیفتاد. نیروهای نظامی اموزش دیده ای بودند که می توانستند با نظارت به کار گرفته شوند. اما نوری المالکی معتقد بود مردم عراق 40 سال تحت ظلم رژیم بعث بوده اند، تحمل این بخشش را ندارند. من آن زمان به او گفتم، که مردم احساساتی سهتند ولی این نخبگان هستند که باید جهت فکری مردم را شکل دهند و آنها را قانع کنند.متاسفانه این اتفاق در آن زمان نیفتاد. انحلال حزب بعث را تبعاتش را امروز پس از 8 سال شاهد هستیم. پس از 8 سال هنوز نتوانسته ایم یک نظام سیاسی منسجم و کشوری آرام ایجاد کنیم. ما نتوانسته ایم حکومتی ایجاد کنیم که سنی ها و کردها هم خود را سهیم بدانند و یا بهتر بگویم نتوانسته ایم سیستیم را ایجاد کنیم که همه خود را برنده ببینند یا حداقل بازنده بزرگ نبینند.

 

سخنرانی روز جمعه اوباما و روز شنبه روحانی در مورد موضوع عراق دارای مولفه هائی نزدیک به هم بود. ایا می توانیم انتظار داشته باشیم که ایران و امریکا بر سر عراق ائتلاف کنند و آیا اگر این اتفاق بیفتد این به معنای صحه گذاشتن بر نقش منطقه ای ایران خواهد بود.

 

این سناریوئی کاملا محال از دید من خواهد بود. اینجا نقش اسرائیل را کجای تحلیل قرار داده ایم! ما در منطقه ای هستیم که به هیچ عنوان نمی توان جایگاه اسرائیل را در تحلیل ها نادیده گرفت. عرب ها یک ضرب المثل دارند که "امریکا از ریه ای اسرائیلی تنفس می کند". درست است که در برخی موضوعات منافع امریکا و اسرائیل در تضاد با هم قرار می گیرد ، مثلا جلسه 1+5 یکی از دلایل به نتیجه نرسیدنش در دور قبل فشار اسرائیل در توان موشکی ایران، تعریف جایگاه و نقش ایران در منطقه بود. این موضوعاتی نیست که اسرائیل به راحتی از کنار آن بگذرد. در دوران آقای خاتمی ایران گفت، ما تابع تصمیم مردم فلسطین هستیم. این حرف تا مدتی تنش ها را پائین آورد. ولی تجربه 8 ساله ایران باعث شد، دیگر روحانی نتواند یان رحف را بزند و اگر بزند هم اسرائیل یا دیگران باور نخواهند کرد. ایران سال 2005 با ایران سال 2014 بسیار با هم فرق دارند. ایران نمی خواهد به پیش از 2014 بازگردد و اسرائیل می خواهد ایران را به شرایط 2004 و 2004 بازگرداند.

به نظر من بازی مهمی در جریان است. تحلیل کردن اوضاع هم بسیار دشوار است. بازیگران مختلف با منافع مختلف در یک بازی وارد شده اند.  ما نباید تصور کنیم حالا که همه مذاکرات با لبخند طی می شود، فرض قرمز جلوی پای ایران خواهند انداخت. امروز ایران وارد یک بازی بزرگ شده و باید بزرگ بازی کند. حالا دیگر با یاران مثل یک بازیگر بزرگ رفتار می شود در نتیجه بخششی در کار نیست اگر اشتباهی صورت گیرد از دور خارج خواهد شد نه تنها ایران که هر بازیگر دیگری.

8 سال پیش محسن رضائی به عربستان گفت، شما باید برای همیشه قدردان ما باشید چرا که ما جلوی امریکا را در طرح خاورمیانه بزرگ گرفتیم. در صورت موفقیت آن طرح امروز عربستاین تجزیه شده داشتیم.

این تغییر نقش ایران و ادبیاتی که در خطاب با دیگر قدرت های منطقه ای به کار می گیرد باعث شده است آنها در مورد تمامی تحرکات ایران حساس باشند. امریکا و ایران نمی توانند با چشم پوشی روی باقی بازیگران خود وارد این بازی شوند. در عین حال که خود نیز بر سر خیلی از مسائل با هم اختلاف دارند.

 

با سپاس از وقتی که در اختیار مخاطبان ما قرار دادید.

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy