دوشنبه, 05 تیر 1396 |

جايگاه كشورهاي آسياي جنوب غربي درسياست منطقه گر ايي ايران

مصاحبه با عباس ملكی، معاون پژوهشی مركز مطالعات استراتژیك

روابط ایران با همسایگان چه در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه و چه در حوزه تمدنی ایران در آسیای  جنوب غربی نه تنها مساله سیاست خارجی است بلكه موضوع همكاری های اقتصادی هم هست.

برای كشوری مانند ایران كه با 15 كشور همسایگی دارد، امكان همكاریهای اقتصادی و توسعه روابط با همسایگان بویژه آن گروه از همسایگان كه مشتركات فرهنگی و تاریخی با آنها داریم، می تواند بخشی از مشكلاتی كه تحریم ها در سالهای اخیر برای ایران فراهم كرده است را حل كند.  با دكتر عباس ملكی در مورد ضرورت منطقه گرایی، توسعه روابط با همسایگان  و نیز فعال كردن پیمان های موجود در سطح منطقه گفت و گو كردیم. وی معتقد است كه به دلیل مشكلاتی كه در روابط ایران با كشورهای عربی وجود دارد، ایران باید به جای خاورمیانه، خود را بتدریج در مجموعه كشورهای" آسیای جنوب غربی "تعریف كند . متن كامل گفت و گو با دكتر عباس ملكی را در زیر می خوانید:

 

- در شرایط حاضر که ما گرفتار تحریم هستیم، منطقه گرایی و استفاده از مزیت همسایگان متعدد که با انها اشتراکات فرهنگی هم داریم، می تواند کمک بزرگی برای تخفیف آثار تحریم ها باشد. آقای روحانی اخیرا در سفر چابهار بر این موضوع تاکید کرد، به نظر شما آیا دولت برنامه ای مدون برای منطقه گرایی تدوین کرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم.  به نظر من منطقه گرایی علاج دردهای مزمن سیاست خارجی کشور است. اما اینکه دولت جدید تا چه اندازه آن را در دستور کارش قرار داده باشد، باید از خودشان پرسید. از بعد تحلیلی که به مساله نگاه می کنیم، من احساس می کنم ایران بر خلاف کشورهای  دیگر که در یکی از زیرمجموعه های منطقه ای قرار می گیرند، این را در مفهوم ژئوپلتیکی اش منظورم است، ایران در چند زیر مجموعه قرار می گیرد که از آن جمله اند، خاورمیانه، آسیای جنوب غربی، حوزه دریای خزر و نیز حوزه خلیج فارس. من فکر می کنم که وقت آن رسیده است که ایران خود را منطقه آسیای جنوب غربی تعریف  کرده و از یک کشور خاورمیانه ای خود را به کشوری در آسیای جنوب غربی تبدیل کند.

 

- چرا این فکر را می کنید، چون ایران در خاورمیانه کشوری "تنها" محسوب می شود؟

بله. البته با کشورهای خاورمیانه اشتراکاتی داریم، تردیدی نیست. بزرگترین تمدن های قبل وبعد از  و بعد از اسلام در این منطقه رخ داده، سومر، بابل، کلده، آشور، عیلام و خود ایران ... اما مساله این است که ما سوء برداشت عمیقی با اعراب داریم. بهترین اعراب را که می بینید باز هم ما برای آنها عجم هستیم و آنها برای ما عرب هستند. می دانید که عجم به معنای گنگ است یعنی کسی که نمی تواند خود را بیان و اظهار کند. اینکه زبان فارسی در توسعه اسلام و نیز توسعه تمدن اسلامی – ایرانی نقش مهمی ایفا کرده است، تفاوتی ایجاد نمی کند چون اعراب این را کمتر به رسمیت می شناسند. مسایل سیاسی هم مزید بر علت شده است. خب عیبی ندارد. ایران، ایران است حالا اگر کشورهای عربی تمایلی به رابطه خوبی با ما نداشتند، دنیا که به آخر نمی رسد.

 

- ریچارد بولت استاد تاریخ دانشگاه کلمبیا معتقد است که حتی اگر ایران با غرب به روابط خوبی دست پیدا کند، نهایتا به سمت شرق بازخواهد گشت، جایی که ایران نفوذ فرهنگی دارد و شعر فارسی و سایر مظاهر فرهنگی اش جذابیت دارد.منظورتان استفاده از این نفوذ فرهنگی است؟

بله.  ما حجم وسیعی از نفوذ در مناطق دیگر یعنی در آسیای جنوب غربی داریم که باید به آن فکر کرد. از اینجا تا غرب چین بدون استثنا هر چیزی می بینید، رنگ و بوی ایرانی دارد حتی در غرب چین، حسینیه ها کاملا ایرانی است و نوشته های پشت مغازه ها در ارومچی و کاشغر، تاشغورخان همه به زبان فارسی است و همه ی تمدن این منطقه ایرانی است، دره بدخشان، تنگه واخان در افغانستان، رودخانه وخش، آمودریا، سیردریا.

یک بار که رفته بودیم دیدن آقای نظربایف در قزاقستان، ما را بردند به شهری به نام جمبول. این شهر بر خرابه های شهری به نام اترار بنا شده است و می دانید که اترار از شهرهای قلمرو خوارزمشاهیان بود. این نفوذ از هند تا تا آسیای صغیر ادامه دارد. نفوذی که ما به عنوان فرهنگ و تمدن داریم در آسیای صغیر، و در قفقازکم نظیر است، حتی در روسیه. وقتی شما در روسیه  به شهر دربند وارد می شوید متوجه می شوید که ایران یعنی چه یا در گرجستان و چچن،ا آذربایجان و ارمنستان که جای خود. به همین دلیل فکر می کنم اگر ما از کشورهای خاورمیانه توجه مان را به این سو منتقل کنیم، برای ما فایده بیشتری داشته باشد.

 البته به این معنا نیست که با کشورهای عربی رابطه خوبی نداشته باشیم. اما به نظرم ما تلاش خودمان راکردیم، مثلا در مورد مصر ما سالها تلاش کردیم و هر بهانه ای آنها آوردند ما رفع کردیم. اما معلوم شد که بقای حکومت های دیکتاتوری درمصر در این است که روابط خوبی با ایران نداشته باشند.

این را هم لازم است اشاره کنم که مردم کشورهای عربی با ایران رابطه خوبی دارند. من این را در اردن دیدم، در یمن حتی در خود مصر. مردم عادی می فهمند که ایران یعنی چه و ایران  را کشوری می دانند که دارای تمدن است و به اهل بیت پیامبر افتخار می کند.

با اینهمه و برغم توجه مردمی در کشورهای عربی، به نظرم می رسد آسیای جنوب غربی بهترین منطقه برای این برای فعالیت های منطقه گرایانه است. اما منطقه گرایی درعین حال که خوب است و فوایدی دارد، محدودیت هایی هم پیش می آورد. فوایدش این است که شما در منطقه وسیع تری تصمیم می گیرید اما از آن سو چالش هایی هم دارد. مهمترین چالش هم موضوع حاکمیت ملی در مقابل تصمیم گیری مشترک در سازمانی فراملی است. در هر سازمان منطقه ای بالاخره  یک یا دو کشورباید بیشتر زحمت بکشند، در اتحادیه اروپا آلمان و فرانسه حتما بیشتر از یونان و اسپانیا کار می کنند. ما هم در منطقه باید این کار را بکنیم اما به محض اینکه در کار منطقه ای سرمایه گذاری می کنید مثل هواپیمایی، بانک، کشتیرانی، گمرک و .... اگر به نتیجه نرسد  انتقادات داخلی شروع می شود که چرا اصلا باید این هزینه ها را بکنید. حال آنکه ما این هزینه ها را باید بکنیم برای اینکه تا نفوذمان را در کشورهای همسایه بالا ببریم یا حفظ کنیم.

نمونه این نفوذ را در حتی در کشورهای همسایه مان در غرب داریم. این اتفاقی نادر و جالب است که ما هم زمان هم با دولت عراق و هم اقلیم کردستان عراق روابط خوبی داریم. این واقعا در دنیا بی نظیره که کشوری بدون صرف هزینه های عظیم مالی و انسانی مثل کاری که امریکایی ها در عراق کردند، نفوذی در این کشور دارد که حتما کمتر از نفوذ امریکا نیست.

 

- آیا ایران برای  تبدیل این اشتراکات فرهنگی و تمدنی به نفوذ کاری کرده است؟ به هر حال با اینکه ایران و افغانستان یک واحد فرهنگی محسوب می شود، اما نتوانستیم از این اشتراکات استفاده کنیم، در مورد سایر همسایگان هم همینطور. مثلا مراوادات و همکاریهای فرهنگی  بین دانشگاههای کشورهای همسایه با ما شکل نگرفته است.

درست است، من معتقدم که ما باید در زمینه های فرهنگی مثلا آموزش عالی به دانشگاههای عراق و کردستان عراق کمک کنیم. ببینید برخی دانشگاهها در کردستان عراق، کتاب هایشان را از نمایشگاه بین المللی كتاب تهران می خرند و برای اینکه ضوابط و قواعد درستی نداریم به صورت قاچاق این کتاب ها را می برند. دولت بیاید اجازه خروج کتاب  از کشور را مخصوصا  به کشورهای همسایه را بدهد. این سنت از زمانی باقی مانده است که دولت به ناشران کاغذ می داد. الان که کاغذ نمی دهد، پس باید اجازه  خروج کتاب را بدهند. مثلا اگر بخواهند 10 تا کتاب آموزش ریاضی 1 ببرند، نمی توانند چون گمرک اجازه نمی دهد.

 

این نشان می دهد که ما هوشیار نیستیم. هوشیاری در این است که وقتی نیاز وجود دارد و آنها مایلند نیازشان را از ایران برطرف کنند، ما شرایطش را مهیا کنیم. من امریکا که بودم در شهر بوستون، تعدادی عراقی دیدم که می گفتند ما بورسیه مالکی هستیم. معلوم شد که دولت امریکا توافقی کرده است با مالکی، نخست وزیر عراق که 500 نفر عراقی به صورت بورسیه در بهترین دانشگاههای عراق مثل ام ای آتی درس بخوانند. اینها بعدا مسئولین این کشور می شوند. بحثم این است که اگر این دانشجویان می توانند ام ای تی درس بخوانند چرا نباید بتوانند دانشگاه شریف یا امیرکبیر و دانشگاه تهران درس بخوانند؟

 در مورد افغانستان هم بهترین کار این است که ما اسکله ای به افغانستان اختصاص بدهیم و اجناس از مرز میلک در زابل بیاید و سرمایه گذاری شود. هندی ها هم خیلی علاقمند به سرمایه گذاری در این موضوع هستند. مدت هاست که راه اندازی چنین طرحی منوط به رفع مسایل خیلی کوچک مثلا در گمرک و پلمب کانتینرها است. کدام کشور در دنیا چنین امکانی را دارد که ما داریم؟ نزدیک ترین دسترسی به آب های آزاد جهان برای افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی همین دریای عمان یعنی چابهارما است. چرا از این استفاده نکنیم؟ ما هم کشتیرانی داریم، هم خطوط ریلی و هم جاده ای و ترکیب اینها قدرت بزرگی به ما می دهد.

 

- اتصال زاهدان به خط آهن سراسری 30 سال طول کشید، این در حالی است که زاهدان به کویته متصل بود. اگر همزمان با ساخته شدن خط آهن سرخس- بندرعباس، خط آهن چابهار-میلک هم ساخته می شد، نه تنها در توسعه تجارت میان ایران و افغانستان، فواید زیادی حتی در توسعه شرق کشور داشت.

بله، فوایدش زیاد است. در کنارش، خط لوله گاز از عسلویه رفته به مرز پاکستان. ساخت این خط لوله یکی از افتخارات بزرگ جمهوری اسلامی است. حالا پاکستان به هر دلیلی گاز را نمی خواهد. می شود دو انشعاب از این خط لوله گرفت، یکی به سمت جنوب به سمت چابهار و یکی به سمت شمال تا زابل و از زابل به سمت خراسان جنوبی. اینها همه می توانند مناطقی باشد که کارخانه ها در آن درست بشود هم برای تولید و هم برای صادرات، صادرات  برای افغانستان .

 به نظر من برای توسعه شرق کشور ما نیاز به یک برنامه استراتژیک داریم که این برنامه باید خط آهن، خطوط جاده ای، خط لوله گاز را ببیند، با حمایت دولت. آن زمان است که کسی از آنجا به شمال کشور مهاجرت نمی کند.

 بریم سر اکو به عنوان نمونه ای از تمایل ایران به منطقه گرایی.  اکو از سال 1364 تشکیل شده است اما به نظر نمی رسد اکو توانسته باشد توفیقی در تحقق اهدافش داشته باشد. به نظر شما این پیمان منطقه ای موفق بوده؟

 به نظر من اکو سازمانی است که نسبتا موفق بوده است. همین که تا حالا مانده است، یکی از موفقیت هایش است. اکو دبیرخانه ای دارد و کشورهای عضو جایی دارند که با هم صحبت کنند. اتفاقا اکو هم در حوزه تمدنی ما قرار دارد، اعضای اکو، مثل تاجیکستان، ازبکستان، افغانستان، پاکستان و ... ده کشوری هستند که با ما اشتراکات فرهنگی و تمدنی دارند.

 البته اینکه می گویید که موفق نبوده است شاید کمی هم درست باشد. یکی از دلایل موفقیت کم اکو این است که هر کدام از این کشورها عضو یک پیمان دیگری هم بودند و به جای دیگری هم نگاه داشتند، مثلا پاکستان عضو کشورهای مشترک المنافع زیر نظر ملکه انگلستان است. ترکیه عضو ناتو است و سالها نگاهش این است که عضو اتحادیه اروپا شود. آذربایجان عضو شورای اروپاست و دلش می خواهد روابط نزدیکی با اروپا داشته باشد. کشورهای آسیای مرکزی جزو کشورهای مشترک المنافع با روسیه هستند و پیمان امنیتی شانگهای، و افغانستان هم مشخص است. می خواهم بگویم با همه اینها اکو ایستاده است، و این خوب است. اما اگر شما بپرسید که اکو توانسته همه اهدافش را محقق کند، خیر. کشتیرانی اکو، هواپیمایی اکو، بانک اکو.

 

- حتی ساخت و ساز حتی. می توانستیم کاری که ما در ونزوئلا کردیم را در این کشورها مثلا در تاجیکستان انجام دهیم؟

در این کشورها ما خیلی تلاش کردیم که تجار ما آنجا بروند، اما به دلیل مشکلات و موانع مثل صدور ویزا و ...خیلی از این تجار از بین رفتند. مثلا تاجر پپنه، جنس را خریده و پول را هم پرداخت کرده، اما دفعه بعد که رفته بارش را بیاورد نتوانست ویزا بگیرد. من می دانم در بعضی کشورها وزارت خارجه شان بیشتر از ما از تجارش حمایت می کند و ما هنوز سفارتخانه هایمان، بعد سیاسی را بر بعد اقتصادی مقدم می دانیم اما اگر شما فکر کنید که در آسیای مرکزی همه چیز روی روال است، اشتباه است. در بعضی جاها گروههای غیرقانونی و مافیا دارد، در بعضی جاها دولت ها خیلی مسلط هستند و اجازه هر گونه فعالیتی را به گروههای خصوصی نمی دهند. با همه این احوال بالاخره ما با اینها تجارت داریم.

 با ترکیه روابط مان خیلی وسیع و گسترده است. پاکستان مساله داخلی دارد و با افغانستان ما از تحریم و حضور امریکاییها در آنجا متضرر می شویم، امریکایی ها به ایرانی ها اجازه نمی دهند در مناقصه ها و مزایده ها شرکت کنند. با همه این حرف ها، روابط مردم با مردم خیلی بالاست. اینها جایی درج نمی شود. من می بنیم که بنا یا معمار یزدی می رود افغانستان. من می بینم که خانه های هرات شکل خانه های یزد ما را دارد. می بینیم که خیلی محصولات ایرانی در بازارهای افغانستان است.

 

- الان همین رابطه مردم با مردم به شکل قاچاق است. مثلا از زابل، قبل از ایجاد این دیوار مرزی به افغانستان آرد، کبریت، حبوبات، نوشابه و ... می رفت، مردم می بردند. غیر از دوران کوتاه فعالیت بازارچه های مرزی سازوکاری قانونی برای این مبادله تعریف نشده است که به مردم مرزنشین در دوسوی مرز هم کمک کند. یا سرمایه گذاری در بخش آموزش یا معادن در افغانستان.

 این موضوع سه نکته یا دلیل اساسی دارد. اولا اینکه بخش خصوصی ما به اندازه بخش خصوصی هند و ترکیه فعال نیست. به این دلیل این را می گویم که در افغانستان هند و ترکیه بسیار موفق بودند و هر دوی این کشورها بدون ایران هیچگونه دسترسی به افغانستان ندارند. پس نکته اول این است که بخش خصوصی ما کاملا گسترش یافته و سازمان یافته نیست. این را باید حل کرد. نکته دوم این است که دولت ما کمتر به موضوعات اقتصادی حساس است. این را باید گفت. یعنی دولت در نگاهش به خارج بیشتر مسایل سیاسی را می بیند تا همکاریهای اقتصادی و مردمی. هنوز هم در نگاهش به خارج از کشور، بیشتر مسایل سیاسی را می بیند تا همکاریهای مردمی. هنوز که هنوزاست ما در افغانستان نتوانستیم جای پای محکمی به لحاظ اقتصادی داشته باشیم چون مسایل دیگری برای ما مهم است. ما در میان تاجیک ها، هزاره ها و حتی در میان پشتون ها نفوذ فوق العاده ای داریم. خیلی کم کشورهایی هستند که در قندهار فعالیت داشته باشند چون آنجا جای امنی نیست اما ما در آنجا سرکنسولگری داریم و بچه های ما در آنجا کار می کنند.

 دلیل سوم اینکه وقتی  امریکایی ها بالاخره توانستند به بگرام و کابل وارد شوند و کنفرانس بن تشکیل و تمام شد و جبهه متحد شمال توانست دولت را دست بگیرد، یادشان رفت که این ایران بود که  به این کار کمک کرد. امریکایی ها این خصلت را دارند که یادشان می رود. به همین دلیل هم ناموفق هستند. میزان پولی که امریکاییها در افغانستان خرج کردند با هیچ دوره تاریخی قابل مقایسه نیست اما چه نتیجه ای از اینهمه هزینه گرفته اند؟ هیچ .

خلاصه آنکه  این سه عامل باعث شد که ایران نتواند نتیجه بگیرد و در افغانستان کاملا موفق باشد. با همه اینها وقتی نگاه می کنیم به سیاست های پاکستان یا امریکا حتی سیاست های ازبکستان و تاجیکستان، در افغانستان بدون تردید ما موفق تر هستیم. البته باید تاکید کنیم که از لحاظ اقتصادی هند و ترکیه موفق تر بودند.

 

- برگردیم به کشورهای عربی، روابط ما با عربستان که مهمترین کشور عربی منطقه محسوب می شود، هرگز روابط خوبی نبوده است، حتی قبل از انقلاب. پس از انقلاب فقط در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی که مبتکر تنش زدایی با عربستان بود، ما توانستیم روابط خوبی با این کشور برقرار کنیم که تا زمان آقای خاتمی ادامه یافت اما بعد در دوره احمدی نژاد این روابط به کدورت گرایید که هنوز هم ادامه دارد.  به دلایل زیادی ما بی نیاز از روابط بی تنش با عربستان نیستیم، به نظر شما امکان روابط خوب با عربستان وجود دارد؟

بین ایران و عربستان، ژئوپلتیک است که مشکل درست می کند. ایران به هر حال به لحاظ فرهنگی و سنتی در منطقه نفوذ دارد، در عراق و بحرین و ... در عراق ما کاری نکردیم که معارضه جویی با عربستان نلقی شود، روش کار ایران عقلایی  است. کاری که در عراق کردیم، کمک به نهادسازی بود برای انکه دولت عراق بتواند به امور مسلط شود. اما کار عربستان عقلانی نبود، عربستان کشوری عربی است. گفته  هم می شود عرب ها خون و گوشت شان از هم است و به عروبت افتخار می کنند، اما عربستان از سال 2003 تا 2010 برای عراق سفیر معرفی نکرد. بعد هم که سفیر معرفی کرد، آن سفیر نرفت عراق. این که تقصیر ایران نیست. بنابراین اگر ایران می تواند از نفوذش استفاده کند و عربستان نمی تواند، تقصیری متوجه ایران نمی کند.

علاوه بر این، به نظرم می رسد که دیدگاه‌های منطقه ای عربستان سعودی در سالهای اخیر آن اندازه قوی نبود که در دوره ای که ملک عبدالله  خود ولیعهد بود و این کارها را مستقیما خودش مدیریت می کرد. در سیاست هایشان در عراق شکست خوردند در مصر و سوریه، کارهایی که کردند، جواب نگرفت. آنها خودشان بعد از اینکه اینهمه گروههای تروریستی در سوریه را تسلیح کردند و پول دادند حالا بهشان می گویند تروریست . ایران در مقابل، سیاست های خودش را براساس منافع ملی اش پیگیری کرد. در عین حال در هیچ کشوری دخالت مستقیم نکردیم. ما واقعا در بحرین دخالت مستقیم نکردیم. این نشان می دهد که عربستان، ایران راخوب نمی شناسند و سعی هم نمی کند که بشناسد. بله کسانی که در جنبش اعتراضی بحرین فعال اند در قم درس خوانده اند، خب این چه ربطی به ایران دارد، مگر آنهایی که مسئول 11 ستپامبر بودند در امریکا و جاهای دیگر درس نخوانده بودند؟

 با همه این حرف ها اگر ما درست رفتار کنیم هنوز امید به تنش زدایی بین ما و عربستان است. در مورد عربستان نکته دیگری که می خواستم بگم مساله جانشینی و سن است در هیات حاکمه مساله مهمی است. به خوبی روشن شده است که جریانی به نام بندر وجود داشته است.

 

- اگر مذاکرات میان ایران و امریکا به نتیجه ای برسد، فکر نمی کنید تغییری در روابط میان ایران و عربستان هم ایجاد کند؟ با اینکه عربستان از جمله کشورهایی است که از این مذاکرات دلخور است و ابراز نگرانی می کند.

 به نظر من مذاکرات ما با امریکا و 5 +1 خوب پیش برود، این باید تاثیر مثبت بگذارد، بر خلاف نظر آنهایی که فکر میکنند سعودی ها نگران هستند از اینکه نقش حیاتی خود را در منطقه از دست بدهد.

 

- البته آنها واقعا نگران هستند

این نگرانی که من خیلی نقش داشته باشم در کنار نگرانی برهم خوردن نظم منطقه، به خطر افتادن حمل و نقل نفت و ... ناچیز است. اگر روابط ایران با کشورهای غربی درست شود، چقدر نیاز به حضور نیروهای امریکایی در منطقه است؟ اینها خیلی موضوعات مهمی است. بنابراین از نگاه استراتژیک، عربستان هم یک خلیج فارس آرام با همکاری کشورهای منطقه ای را می پسندد. شاید یک گروه جدیدی تشکیل شود مثلا شورای همکاری خلیج فارس به اضافه ایران، عراق و یمن.

 

- چرا ما در شورای همکاری خلیج فارس نیستیم؟

آنها نخواستند. شاه  در سال 1972 شورای همکاری خلیج فارس را پیشنهاد داد اما آنها جواب ندادند، در حالی که آن موقع هر دو کشور ایران و عربستان پایه های سیاست دو ستونی امریکا در منطقه بودند. مهمترین کشور هم  در آن زمان، ایران بود. بعدها در سال 1982 که جنگ ایران و عراق هم در جریان بود، بدون ایران این شورا را تشکیل دادند. طبیعی بود که شورا تحت فشار صدام، ایران را قبول نکند. به نظر من ایران باید حتما دیالوگ با شورای همکاری خلیج فارس آغاز کند.

 در عین حال  موفقیت شورای همکاری هم جای بحث دارد. در مسایل گمرکی و ویزا موفق بوده اما در مورد جلوگیری از حمله عراق به کویت موفق بوده؟ در ورود نیروهای سعودی به بحرین توانسته است کاری بکند؟ یا می تواند برای حل اختلافات قطر و عربستان کاری بکند؟

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy