دوشنبه, 05 تیر 1396 |

نگاهی ساختاری به روحیات ایرانیان

آشنایی بیشتر ما با فرهنگ و روان خود از یک سو و هوشیاری جمعی ما ایرانیان از سوی دیگر، می‌تواند روحیات سازنده را افزایش داده و پادزهری بر خلقیات نامناسب ما باشد؟ از دیر زمان، در نوشته های هرودوت در ٢٥ قرن پیش تا خاورشناسان گوناگون پنج قرن اخیر، تا روشنفکران دوران انقلاب مشروطیت چون آخوندزاده و طالبوف تا جمالزاده و صادق هدایت

تا دهه های اخیر کتاب های فراوانی به چاپ رسیده اند که چند و چونی ما را به چالش کشیده اند. در مورد خصوصیات و روحیات ما ایرانیان سخن ها گفته شده است؛ تا چه حد این گونه گفتارها معتبرند؟

تعدادی از این اظهار نظرها اینگونه هستند: ایرانی ها همبستگی ملی ندارند؛ ایرانی ها خود را برتر از ملل دیگر می دانند؛ ایرانی ها اهل تظاهر هستند، تعارف می کنند پس به دروغگویی عادت دارند؛ ایرانی ها فردگرا هستند و روحیه کار جمعی ندارند، آنچه را که خود می پسندند معیار قرار می دهند؛ ایرانی ها نسبت به موفقیت دیگران حسادت می کنند؛ ایرانی ها خودمحور هستند؛ ایرانی ها همه فن حریف هستند؛ ایرانی ها وقت شناس نیستند؛ هرچند از نظر فردی به ویژه درخارج از کشور افرادی موفق هستند ولی به محض اینکه صحبت از کار گروهی است، از آن فرار می کنند؛ مسائلی چون آبرو، احترام، ناموس و ناموس پرستی برای ایرانیان اهمیت ویژه ای دارد؛ ایرانیان بسیار باهوش، بافرهنگ و خلاق هستند؛ ایرانیان بسیار مهمان نواز و گشاده رو هستند؛ ایرانیان میهن دوست هستند و به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنند. از سوی دیگر، ما را کمی افسرده می پندارند، با تمایلاتی گذشته گرا.

آیااین خلقیات تنها شامل حال ما ایرانیان است؟ آیا این خلقیات با ما عجین شده اند یا قابل تغییرند؟ ما در فرهنگ جامعه خویش زندگی می کنیم، همچون ماهی در آب. نسل ها بار فرهنگی خود را به یکدیگر منتقل می کنندمی‌توان گفت که خلقیات ما ایرانیان به گونه ای ساختاری، جدا از ساختار روان فردی ما به لایه های فرهنگی ما که در طی قرن ها بر روی هم تلنبار شده اند، به شرایط زیست بومی ما و به کلان نظام های تولیدی ما وابسته اند". و همزمان هر نسل تحت تاثیر ارتباط با فرهنگ های دیگر، تغییرات زیست محیطی، پیشرفت های علمی و فنی، فرهنگ نسل پیش از خود را غنی تر می‌کند تا به نسل پس از خود برساند.

درمیان این سنت ها، باورها، منش های فردی و گروهی، خلقیات ما نیز شکل می گیرند. ما با سه عامل، امکاناتی که با خود به دنیا می آوریم، خانواده و فرهنگ است که ما می‌شویم... باید ارتباط بین چهار لایه فرهنگی (پیش از اسلام، از اسلام تا ظهور شیعه، ازاین زمان تا آشنایی با فرهنگ غرب و از این آشنایی تا امروز)، تاثیرات زیست محیطی (کوهستان، کویری، مرطوب، خشک) و کلان نظام های تولیدی (کشاورزی- روستایی، دامپروری- عشایری و شهرنشینی- صنعتی - خدماتی) را چون ستون های ساختاری جامعه ایران در نظر بگیریم. و رابطه بین خلقیات و سنت ها را در این چهار چوب با در نظر گرفتن تنوع فرهنگی، زبانی و مذهبی مردم بررسی کنیم.

نگاه ساختاری در حوزه روان‌شناسی به چه معناست؟ روان انسان ساختار پیچیده‌ای دارد. انسان‌ها وقتی وارد گروه یا جمع می‌شوند، پیچیده‌تر ‌می‌شوند و وقتی در قالب یک فرهنگ هستند، زبان مشترک دارند و این فرهنگ به صدها سال پیش برمی‌گردد و ازطرفی وقتی این فرهنگ‌ها به شکل یک موزاییک فرهنگی بغل هم قرار ‌می‌گیرند و در طول تاریخ این فرهنگ‌ها دچار جنگ و اشغال و قتل عام و حمله‌های طولانی‌ مدت با تاثیرات عمیق قرار ‌می‌گیرند، مسائل به حدی درهم می‌روند و پیچیده ‌می‌شوند که اگر بخواهیم آن ها را به شکل جزئی بررسی کنیم کلاف ازدست‌مان بیرون می‌رود.

توجه به ساختار کلی به این معناست که ما سعی ‌کنیم، چه روان یک انسان، چه روان فرهنگی یک جامعه یا مجموعه فرهنگ‌هایی را که در کنار هم زندگی ‌می‌کنند، از زاویه ای بالاتر و در دامنه‌ای وسیع‌تر و در یک کلیت نگاه کنیم. نگاه ساختاری به ما امکان می‌دهد که بتوانیم موضوع خاص مورد نظر خود را در دورنمای وسیع‌تری ببینیم... درمورد یک جامعه ما می‌توانیم از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی، سنت‌ها و آداب و رسوم، اسطوره‌های یک جامعه یا پایه‌های مشترک زندگی و فرهنگ صحبت کنیم. اینها ضمن اینکه کلی هستند، تابع زمان و مکان هم هستند و بر اساس حادثه‌های مختلف هم تغییر می‌کنند.

"فرهنگ مجموعه ضرب‌المثل‌ها، متل‌ها، مجموعه شعرها و بازی‌های عامیانه است. نگاه ساختاری همیشه بر دو اصل استوار است. این که هر پدیده‌ای را ما باید در پیش زمینه تاریخی- جغرافیایی‌اش ببینیم". هویت ما در حقیقت همان هویت فرهنگی ماست و شاخص عمده آن هم زبان است. در واقع کاری که از فروید شروع شد تا ژاک لاکان، براساس ایده‌های فردینان دو سوسور، این است که زبان به عنوان یک ساختار اساسی و بنیادی حتی پایه‌های اندیشه انسان را تشکیل می‌دهد و این فرهنگی که شاخص‌ آن زبان هست، وقتی که دولت و ملت و فرهنگ هم همراه آن باشند و در یک مسیر بروند، یعنی اینکه جامعه‌ای باشد که یک فرهنگ دارد، یک زبان دارد، یک دولت و ملت دارد، این یک هویت ملی- فرهنگی مشخص ایجاد می‌کند که به عنوان یک اساس و مبنا آن را می شود راحت تعریف کرد.

فرهنگ مجموعه ضرب‌المثل‌ها، متل‌ها، مجموعه شعرها و بازی‌های عامیانه است. نگاه ساختاری همیشه بر دو اصل استوار است. این که هر پدیده‌ای را ما باید در پیش زمینه تاریخی- جغرافیایی‌اش ببینیم. مثلاً فرهنگ مردم ایران را تا آنجا که ممکن است و اطلاع داریم ، حداقل از دو هزار و پانصد، سه هزار سال پیش نگاه کنیم؛ یعنی به آن در زمینه تاریخی، یعنی تا آنجا که گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی تاثیر گذاشته و متاثر بوده است. یکجنبه دیگر هم این است که به دنبال پایه‌های بنیادی در پدیده‌ها برای نگاه ساختاری بگردیم. مثلاً وقتی داروین یا مارکس یا فروید دریچه‌های تازه‌ای برای ما باز می‌کنند اینها نگاه‌شان ساختاری است.

داروین به کل پیدایش حیات در تمام جهان نگاه می‌کند و نگاه ساختاری هم می‌کند، مارکس هم همینطور. او به کل تاریخ نگاه می‌کند. فروید هم نگاه به انسان را از آنتروپولوژی و اتنوگرافی شروع می‌کند و بعد برمی‌گردد به توتم و تابو .برای این است که با این دانسته‌ها جز با نگاه ساختاری کاری نمی‌شود کرد.

ما از نظر فرهنگی پیش از اسلام یک فرهنگ داریم. بین حضور اسلام و شیعه یک فرهنگ است. پس از شیعه یک فرهنگ است و همچنین پیش از آشنایی ما با فرهنگ غرب، یک فرهنگ دیگر وجود دارد. این چهار دنیا را در نظر بگیرید به عنوان چهار لایه. یک برش دیگر هم به این فرهنگ‌ها می‌توانیم بدهیم. ما یک فرهنگ داریم با لایه‌های عشایری، یک فرهنگ با لایه‌های روستایی و یک فرهنگ با لایه‌های شهرنشینی. به عنوان یک مثال ساده، در زمان کوروش بیست و پنج درصد مردم ما عشایر بودند. در سال ۱۹۰۰هم ۲۵درصد مردم عشایر بودند. عشایر تا ۵۰درصد هم رسیده‌اند، ولی با اینکه لایه عشایری امروز ١،٢ درصد است، ولی این لایه، یک لایه مهم از فرهنگ ماست. لایه روستایی، یک لایه بسیار مهم دیگر فرهنگ ماست. شهرنشینی در شهرهای کوچک، ۲۵ درصد لایه‌ها را در سال ۱۹۰۰تشکیل می‌داد. امروزه ۷۰درصد شده و این یکپایه بسیار مهم و اساسی است. "این را هم اضافه کنیم که حداقل در دو سده گذشته، سه حادثه بزرگ بنیان اجتماعی ما رابه هم زده است. یکی پیدایش قانون در سال ۱۲۸۵است، یکی دگرگونی سال‌‌های۱۳۴۲تا ۱۳۴۸که اسمش را خودشان انقلاب شاه و ملت گذاشتند و اینکه سیستم تولیدی روستایی – عشایری، یعنی سیستمی شش صدساله در طول شش سال شکسته شد و یکی هم مذهبی شدن مبانی دولت از سال ۱۳۵۷تاکنون."

اگر از یک طرف دیگر نگاه کنیم ما فرهنگی داریم که در مناطق کویری حاکم است. این همان فرهنگ حاکم درمناطق کوهستانی یا مناطق با باران فراوان یا مناطق کم باران نیست. از سوی دیگر فرهنگ بستگی به زبان‌ها و لهجه‌های گوناگون دارد؛ مثل کردستان، لرستان، گیلان و مازندران. همه این لایه‌ها در هم ادغام می‌شوند و شکل پیچیده ای به خود می گیرند...

در پایان هم می شود گفت این زبان است که با خودش تمام مقوله‌های فرهنگی را حمل می‌کند. زبان مادری مثل یک کشتی است. از طریق آن به هرکدام از ما فرهنگ‌هایی منتقل می‌شود. به همین دلیل حتی برحسب تعریفی که در روانکاوی می‌کنند زبان مادری مادر را زبان مادری می‌دانند. برای اینکه این مادر است که با خودش فرهنگ را می‌آورد. او هم آن را از مادر خودش گرفته است.

پس می‌بینیم که اینجا باید در مورد رابطه رفتار و کردار هر انسان در طول سه، چهار نسل و رفتار و تغییرات پیرامونی، کمی ‌با ملاحظه نگاه کنیم. یعنی امکان این وجود ندارد که فرهنگ یک جامعه به زودی و به راحتی تغییر کند و افراد آن جامعه هم از نظر ساختاری به همین سادگی تغییر یابند.

 

* روانکاو بالینی و پژوهشگر در سوربن پاریس

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy