دوشنبه, 05 تیر 1396 |

آیا برای حفظ یک رابطه زناشویی باید از فیس‌بوک خارج شد؟

مشاور و روان‌درمانگر

شبکه‌های اجتماعی در اینترنت عمر زیادی ندارند. از تبدیل فیس‌بوک به یکی ازمهم‌ترین محافل ارتباطی بین افراد در اینترنت تنها چند سال بیشتر نمی‌گذرد. اماهمین چند سال هم ظاهرا برای تاثیرگذاری عمیق بر روابط انسان‌ها کافی بوده است

برای خیلی‌ها فیس‌بوک سریع‌ترین و آسان‌ترین راه برقراری ارتباط با دوستان وبستگان است. برای عده‌ای امکان یافتن دوستان قدیمی است که فیس‌بوک را جذابمی‌کند. حس نزدیکی بین افرادی که ممکن است به صورت فیزیکی از هم بسیار دورباشند هم از عوامل دیگر جذابیت این شبکه اجتماعی است. فیس‌بوک در عین حال بهافراد این امکان را می‌دهد تا بر محدودیت‌ها و مشکلات ارتباط رودررو هم فائقآیند. برای افراد کمرو فیس‌بوک -یا هر نوع امکان ارتباطی مجازی- بزرگ‌ترین فرصتاست تا حرفشان را بزنند و احساس خود را بدون ترس و واهمه بیان کنند. خصلت مجازی بودن شبکه‌های اجتماعی در ذهن کاربران این شبکه‌ها اغلب این تصور راایجاد کرده است که گویی محدودیت‌ها یا قوانین و قواعد عرفی حاکم بر ارتباطات دردنیای واقعی، مشمول رفتار آنلاین آنها نمی‌شود. اما در واقع، نتیجه یکی است واین تنها وسیله ارتباطی و محل آن است که فرق کرده است. همین تصور شاید به یکیاز عوامل مهم در به وجود آمدن انواع و اقسام سوءتفاهم‌ها، تنش‌ها و مشکلات بینافراد، به‌ویژه بین زوج‌ها بدل شده است.

در گذشته هنگام بیان موضوعی خصوصی در یک میهمانی، اغلب نگاهی نیز به اطرافمی‌انداختیم تا مطمئن شویم فقط فرد یا افراد مورد نظر شنونده باشند. اما درفضای مجازی بسیاری از کاربران ممکن است بی‌توجه به گستره وسیع دوستان فیس‌بوکیخود، همان موضوع را با تعداد بیشتری در میان بگذارند. موضوعی که ممکن است لزوما برای شریک زندگی‌شان خوشایند و قابل تحمل نباشد.

از همین رو است که عضویت در این سایت‌ها درصورتی که به ماهیت آنها بی‌توجهیشود، بازی با آتش است. بی‌توجهی به قواعد عرفی که در دنیای بیرون به صورتخودکار بر روابط حاکم است، در فضای مجازی به مشکلاتی دامن می‌زند که به مراتبتبعات پیچیده‌تری خواهند داشت.

 

عامل طلاق

 در سال‌های اخیر داستان‌های مختلفی درباره تبعات ارتباطات مجازی کاربرانشبکه‌های اجتماعی در رسانه‌ها منتشر شده‌اند. به تازگی برخی آمار و ارقام رسمیو غیررسمی علت یک‌سوم طلاق‌ها را در کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا به عضویت در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه فیس‌بوک نسبت داده‌اند. حتی کار به جایی رسیده است که وکلا و حقوقدانان هم فیس‌بوک را عامل مخربی درروابط زناشویی قلمداد می‌کنند. آنها به مشتریان در حال جدایی خود پیشنهادمی‌کنند تا وقتی مراحل قانونی طلاق طی نشده است به عضویت خود در فیس‌بوک پایاندهند و از انتشار هرگونه پستی در آن خودداری کنند. چرا که دادگاه‌ها می‌تواننداز فیس‌بوک به عنوان سند در روند رسیدگی به پرونده‌های طلاق استفاده کنند.

 زوج، نهاد اجتماعی کوچکی است که همانند هر نهاد اجتماعی دیگری نیازمند به رسمیتشناخته شدن توسط دیگران و دنیای بیرون استاگر در گذشته پیدا کردن شواهدی که نشاندهنده‌ی عدم وفاداری همسر باشد به راحتیمیسر نبود، امروزه استناد به عکس، ویدیو و پیغام‌های رد و بدل شده بر صفحهفیس‌بوک می‌تواند شواهدی برای اثبات بی‌توجهی، عدم‌وفاداری و روابط خارج ازازدواج تلقی شود. برای توضیح و یافتن علت بروز تنش بر اثر رفتار افراد در شبکه‌های اجتماعی،نگاهی به ساختار رابطه نزدیک آنها ضروری است. زوج، یک نهاد اجتماعی کوچک است. نهادی که هویتش بر پایه اعتقادات، سلایق و اهداف دو نفری تعریف می‌شود که آن راتشکیل می‌دهند. در عین حال این نهاد مانند هر نهاد دیگر اجتماعی نیازمند بهرسمیت شناخته شدن توسط دیگران و دنیای بیرون است. دنیای بیرون هم انتظارات خاصخود را دارد. انتظاراتی که شاید بعضی‌ها علی‌رغم میل باطنی خود به آن تن دهندتا صرفا همرنگ جماعت شوند.

 امروزه برای اغلب افراد داشتن تلفن همراه، آدرس ایمیل و حتی عضویت در شبکه‌هایینظیر فیس‌بوک از جمله این انتظارات محسوب می‌شود. در سال‌های اخیر نیز زوج‌هاباهم بودن و رسمیت رابطه‌شان را در چنین شبکه‌هایی اعلام می‌کنند و انتظاردارند که دیگران هم آنها را به عنوان زوج به رسمیت بشناسند. هویتی که قبلا تنها با داشتن یک 'حلقه' به دست و معرفی همسر به فامیل و آشنایانصورت می‌گرفت، اکنون تنها با یک کلیک و تغییر پروفایل در شبکه‌های اجتماعی وجایگزینی عکس قبلی با یک عکس دونفره انجام می‌شود. پس اگر شبکه‌های اجتماعیامکان رسمیت دادن به روابط عاطفی را دارند، آیا می‌شود که نقششان را در اینروابط نادیده گرفت؟

 سوءتفاهم‌های ناشی از به اشتراک گذاشتن بخشی از اطلاعات شخصی از طریق یک نوشته،عکس یا ویدئو بخصوص برای آنهایی که به تازگی وارد یک رابطه عاطفی شده‌اند وممکن است شناخت کافی از هم نداشته باشند، می‌تواند خطری جدی برای رابطه محسوبشود. معمولا در ابتدای یک رابطه، دو طرف نیاز شدیدی به باهم بودن دارند و اکثراترجیح می‌دهند که وقت آزادشان را با هم صرف کنند و پیله‌ای دور خودشان بتنند. عضویت در یک شبکه اجتماعی ممکن است سوراخی در این پیله شکننده ایجاد کند و مانعشکل‌گیری اعتماد متقابل شود. اعتمادی که از عوامل حیاتی عبور موفق از این دورانمحسوب می‌شود.

 

حوزه شخصی، حوزه زناشویی

 بعضی از کسانی که به خاطر مشکلاتی مربوط به شبکه‌های اجتماعی به من و دیگرهمکاران مشاورم مراجعه می‌کنند، فیسبوک را عامل شروع جروبحث‌های خود می‌دانند. آنها می‌خواهند بدانند که در چه نوع رابطه‌ای قرار گرفته‌اند؟ آیا ریشه اختلافشان بی‌اعتمادی، حسادت و حساسیت بیش از حد آنهاست یا در رابطه‌ای قرارگرفته‌اند که طرف مقابل به برخی از اصول بنیادینی که لازمه تداوم یک ارتباطسالم است، پایبند نیست.اینجاست که فرصت مناسبی فراهم می‌شود تا توجه آنها را به سوالی اساسی جلب کرد: به عنوان عضوی از یک رابطه زناشویی چه چیزهایی را مربوط به حوزه شخصی می‌دانندو چه چیزهایی را به حوزه زناشویی نسبت می‌دهند، حوزه‌ای که به شخص مقابل هممربوط می‌شود.

بعضی زوج‌ها معتقدند که اختلاف سلیقه، نارضایتی‌هایشان از یکدیگر و دلخوری‌های کوچکی که بینشان پیش می‌آید، تنها و تنها به خودشان مربوط استبه نظر من زوج‌ها بخصوص در ابتدای یک رابطه، باید تعریف مشخصی از حوزه شخصی وحوزه زناشویی داشته باشند. انتقال برخی مسائل زناشویی به دیگران از هر طریقی کهباشد، همیشه برای طرف مقابل قابل پذیرش نیست و گذاشتن برخی اطلاعات روی فیس‌بوکهم از این قاعده مستثنی نیست. بعضی زوج‌ها معتقدند که اختلاف سلیقه، نارضایتی‌هایشان از یکدیگر و دلخوری‌هایکوچکی که بینشان پیش می‌آید، تنها و تنها به خودشان مربوط است و تا جایی کهامکان دارد، خودشان باید آنها را حل کنند. این گروه تصور روشنی از حریم خصوصیخود دارند و به تبع آن، اطرافیانشان نیز حد و مرزهای این حریم را رعایتمی‌کنند.

 گروهی دیگر، برعکس، کوچک‌ترین حرف، عمل و رفتار همسرشان را به اطرافیان منتقلمی‌کنند. مرز حوزه شخصی و عمومی این افراد چندان روشن نیست و در نتیجه، دیگرانهم نمی‌دانند که چه زمانی و کجا آن را محترم بشمارند. این دسته عادت دارند کهدر پست‌هایشان (در شبکه‌های اجتماعی) خصوصی‌ترین اتفاقات زندگیشان را از طریقنوشته، عکس یا فیلم به اشتراک بگذارند. محتویاتی که به برخی از کاربران دیگر درفضای مجازی امکان لایک زدن یا نظر دادن می‌دهد. نظری که ممکن است خوشایندهمسرشان نباشد و موجبات دلخوری او را فراهم آورد، حسادت او را تحریک کند یااحساس امنیت  را از او بگیرد. طبیعتا احتمال اینکه عضویت در شبکه‌های اجتماعی برای گروه اول ایجاد مشکل کند،به مراتب کمتر از گروهی است که مرزبندی مشخصی بین حوزه فردی و زناشویی خود باحوزه عمومی ندارند.

 

آینه تمام قد

فضای مجازی نه تنها امکان معاشرت را علی‌رغم فاصله جغرافیایی کاربران با همفراهم می‌کند، بلکه به بسیاری، امکان بیان نکاتی را می‌دهد که در فضای غیرمجازینمی‌توانند به زبان بیاورند. این خصلت، روابط را در چارچوب فضای مجازی بخصوصبرای آنهایی که یاد نگرفته‌اند حد خود را با دیگران مشخص کنند یا تفاوتی بینحوزه فردی و حوزه زوج و عمومی بگذارند، پیچیده می‌کند. اگر در یک مهمانی مردی زنی را جذاب ببیند، یا به خودش اجازه نمی‌دهد چنین چیزیرا به زبان بیاورد یا اگر هم چیزی بگوید، معمولا آن را به طور خصوصی مطرحمی‌کند. اما این فرد ممکن است در فضای مجازی برای لایک زدن عکس همان زنملاحظاتی را که در مهمانی در نظر می‌گرفت، فراموش کند و نظری هم زیر عکسبگذارد. لایک و نظری که همزمان شاید صدها نفر از آن مطلع شوند. اگر افراد بی‌دلیل و به شکل بیمارگونه شکاک نباشند، معمولا فقط وقتی به هممشکوک می‌شوند که یا اساسا نتوانسته‌اند محیط امنی در رابطه‌شان ایجاد کنند یااعتمادشان به دلایلی از طرف مقابل سلب شده استبه باور من، فیس‌بوک به خودی خود خطری برای روابط زناشویی نیست.

فیس‌بوک درواقع همچون آینه تمام قدی است که واقعیت‌های موجود را منعکس می‌کند. اگر افرادبی‌دلیل و به شکل بیمارگونه شکاک نباشند، معمولا فقط وقتی به هم مشکوک می‌شوندکه یا اساسا نتوانسته‌اند محیط امنی در رابطه‌شان ایجاد کنند یا اعتمادشان بهدلایلی از طرف مقابل سلب شده است. در چنین شرایطی قبلا سراغ نامه‌ها و دفترچهخاطرات و وسایل شخصی هم می‌رفتند و امروزه سراغ ایمیل، تلفن همراه و فیس‌بوکهمدیگر می‌روند. کسانی که بعد از مدتها بودن در یک رابطه و داشتن فرصت کافی برای شناخت یکدیگر، به خاطر نداشتن رمز ایمیل همسرشان، تعداد دوستان زن یا مردش، اجتنابش از گذاشتنعکس دونفری و ذکر اینکه مجرد است یا متاهل، با هم جروبحث و دعوا می‌کنند، شایدبهتر باشد دلیلش را جای دیگری جستجو کنند.

آنها حتما باید با هم درباره انتظاراتشان از یکدیگر و تعریفی که هرکدام ازرابطه دارند، صحبت کنند. تعریف ما از حوزه شخصی به تجربه ما در محیط خانوادگیکه در آن بزرگ شده‌ایم، مرتبط است. ممکن است فردی در محیطی بزرگ شده باشد کهمرزهای حوزه شخصی در آن پررنگ بوده است و در نتیجه به حفظ فضای خصوصی در رابطهزناشویی خود حساس باشد. چنین فردی احتمالا نه خود به سراغ تلفن و ایمیل همسرشمی‌رود و نه به او اجازه چنین کاری را می‌دهد. رفتاری که ممکن است برای طرفمقابل -بخصوص وقتی از محیط خانوادگی کاملا متفاوتی می‌آید- قابل فهم و پذیرشنباشد و به حساب پنهان‌کاری و ریگی در کشف داشتن گذاشته شود.

 گاه سوءتفاهم تنها و تنها به خاطر درک متفاوت از حوزه شخصی بروز می‌کند و همیشهنباید آن را به حساب عدم‌علاقه یا بی‌توجهی یا خیانت گذاشت. فهم و درک متقابلاز انتظارات طرف مقابل قطعا می‌تواند مانع بروز بسیاری از مشکلات زوج‌ها شود کهدر آن صورت، طبیعتا نه فیس‌بوک و نه هیچ محیط مجازی یا واقعی دیگری همنمی‌تواند رابطه را به خطر اندازد.


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy