دوشنبه, 05 تیر 1396 |

شاه دِن

Hatamiتاریخ جهان به روایت صد شی (9)
چگونه انسان می تواند مردمی را کنترل کند که نمی شناسد، در حالی که نمی تواند برایشان سخنرانی کند یا آنها را شخصا متقاعد کند؟ سوالی که بیش از 5000 سال -از زمان رشد نخستین شهرها- مطرح بوده است. پاسخ فرمانروایان مصر به این سوال ساده بود، پاسخی که هنوز هم کم و بیش طرفدارانی دارد؛ زور. پادشاهی که با گرزی در دست مردم را به اطاعت از خود وامی دارد، مخالفین را نابود می کند و مردم را به بهانه ی دشمن خارجی متحد می کند. این تصویر حکاکی شده بر روی لوحی از عاج است که بر روی کفش های شاه دِن چسبانده شده بود.

بخش سوم: نخستین شهرها

King Den's sandal label

دوره تاریخی: 4000 تا 2000 سال پیش از میلاد، پیدایش شهرها

محل كشف: آبیدوس، مصر

قدمت: 2985 سال پیش از میلاد

ابعاد: 4.5*5.4 سانتی متر

 

تصویر شخصی كه با گرزی در دست، روی لوحی از عاج اسب آبی حكاكی شده مربوط به شاه دِن است. وی عضوی از نخستین سلسله پادشاهانی بود كه مصر را در قالب یك كشور متحد كردند. این لوح به یكی از كفش های دِن چسبانده و در زمان مرگ در مقبره اش گذاشته شده بود. در برابر دِن دشمن كوچك تری بر خود می لرزد. نوشته های هیروگلیف روی لوح نخستین سالگرد حمله به شرق را گرامی می دارند. آنها به پیروزی های نظامی شاه دِن در صحرای سینا در شرق مصر اشاره دارند.

چرا تمدن در مصر رشد كرد؟

نخستین كشورها و شهرها در دره رودخانه ها گسترش یافتند. سیلاب های سالیانه در امتداد نیل، دره و دلتایی حاصلخیز و مطلوب برای كشاورزی خلق كردند. شهرهای مستقل مصر متحد و توسط یك پادشاه كه بعدها فرعون نامیده شد فرمانروایی می شدند. با وجود این، فرعون چیزی بیش از یك رهبر بود، وی همچنین نماینده ای از طرف خدایان و كانون و میزانی برای دین كشور بود. پس از آن برای 3000 سال مصر توسط فراعنه رهبری شد. در زمان دِن نگهداری از كفش ها شغلی بلند مرتبه و دارای امتیاز بود.

شاه دِن كه بود؟

جفری اسپنسر (Jeffery Spencer) موزه بریتانیا:

دِن چهارمین پادشاه از نخستین سلسله پادشاهی مصر و اولین كسی بود كه عنوان "پادشاه مصر علیا و سفلی" را اختیار كرد. این عنوان بعدها تبدیل به لقبی شد كه برای تمامی پادشاهان مصر به كار رفت. زمانی كه وی به قدرت رسید، پادشاهی در سراسر كشور تثبیت شده بود و حكومت مصر با لشكر كشی های نظامی از جنوب تا نوبیا و از شرق تا صحرای سینا گسترده شده بود.

بیشتر شناخت ما درباره دِن از مقبره وی در آبیدوس (Abydos) و مقبره سران حكومت وی در ساكارا (Saqqara) به دست آمده است. اطلاعات محدود حك شده بر لوح، جزئیات جالبی را به دست می دهد، از جمله اینكه دِن جشن های سالانه برگزار و در مراسم مذهبی شركت می كرد.

گرچه خانواده سلطنتی اصالتا از جنوب آمده بودند، اما دربار در شهر شمالی ممفیس (Memphis) قرارداشت. دِن قصد داشت مقبره خود را در جنوب بنا كند و به خاستگاه خود بازگردد. این مقبره و محتویات آن بیشتر اطلاعاتی كه درباره فرهنگ مادی دوران سلطنت وی در اختیار داریم را فراهم كرده است. مقبره دِن بنای یادبود خشتی بزرگی با یك حفره دفن بود كه در شن های بیابان مدفون شده و كف مقبره با تكه های سنگ گرافیت و دیوارها و سقف با چوب پوشیده شده بود. روبروی مقبره یك جفت سنگ قبر یادبود به حالت ایستاده وجود دارند كه اسم دِن روی آنها حكاكی شده است. ایده ساخت پلكان به طرف حفره دفن در دوران پادشاهی دِن ابداع شد و در دیگر مقبره ها نیز به كار رفت. این مسئله باعث می شد كه بتوان قبل از مراسم خاكسپاری ساختن سقف را تمام كرد.

ثروت مصر در این دوره در اشیای پیشكش شده به شاه مرده كه در مقبره جاگذاری شده بود بازتاب یافته است.

حتی پس از دستبردهای پیاپی سارقان مقبره ها، باقی مانده تجهیزات مقبره مشتمل بود بر اثاثیه فاخر تزئین شده با عاج، ابزار، تسلیحات، انواع فلزات، ظرف های سنگی و سفالی، جواهرات و حتی وسایل بازی!

علاوه بر این هدایا، بیش از 130 نفر از كارگران دربار شاه كه اطراف مقبره وی در چندین ردیف خاك شده بودند، وی را در سفر به جهانی دیگر همراهی می كردند. هركدام از این گورها در ابتدا سنگ قبری از جنس سنگ آهك داشت كه نام فرد دفن شده روی آن حك شده بود.

درباریان بلندمرتبه تر در مقبره های خود دفن شده بودند. اسامی درباریان بلند مرتبه كه در حكومت دِن خدمت كرده بودند بر نشان های مهر موم شده گِلی حفظ شده بود. مهم ترین آنها هماكا Hemaka و آنخكا Ankhka نام داشتند و مقبره آنها در ساكارا Saqqara در میان بیابان با همان شكوه و جلال مقبره دِن تجهیز شده بودند.

***

توانایی، وفور، نزدیكی به فرهنگ و قدرت و خیابان هایی كه ممكن است با طلا پوشیده شده باشند، همگی نمایش گیرای اسطوره مانندی از شهری بزرگ و جدید هستند. این نمایش ها را روی صحنه و پرده دیده ایم و دوست داشته ایم. اما همگی می دانیم كه در واقع شهرهای بزرگ پر سرو صدا، به طور بالقوه خشن و به شكل هشدار دهنده ای ناآشنا هستند. گاهی اوقات حتی تحمل توده عظیم جمعیت شهری بسیار سخت است.

اگر به تعداد شماره تلفن هایی كه احتمالا در موبایل خود ذخیره كرده ایم یا لیست اسامی كه در یك شبكه اجتماعی داریم بنگریم، در ظاهر حتی برای شهر نشینان تعداد این اسامی از چند صد نفر تجاوز نمی كند. انسان شناسان اجتماعی با خوشحالی اشاره می كنند كه این اندازه گروه اجتماعی است كه انسان در یك دهكده عصر حجری با آن سر و كار داشت. بنا بر نظر آنها، انسان همچنان می كوشد تا با ذهن اجتماعی عصر حجر از عهده زندگی جدید شهری برآید (!).

بنابراین چگونه انسان شهر یا كشوری را كنترل می كند كه در آن اكثر مردم همدیگر را نمی شناسند، و به طور شخصی تنها می تواند درصد كمی از ساكنین را متقاعد سازد؟ این سوال موضوع اصلی این قسمت و برای بیش از 5000 سال از زمان رشد نخستین شهرها و كشورها، یك سوال سیاسی كلیدی بوده است.

این شهرها در دره های حاصلخیز مهم ترین رودهای جهان رشد كردند، دجله و فرات و ایندوس و... . اما در این قسمت از مشهورترین رود بین همه رودخانه ها شروع می كنیم، نیل.

توبی ویلكینسون (Toby Wilkinson): شكی نیست كه از نخستین دوره ها نیروی جنگی و قهری پادشاه كه در مركز حكومت قرار دارد، بسیار زیاد بوده است.

استیو بل (Steve Bell): این تصویری است دقیق از گوشمالی دادن! به همین جهت خشن، باوقار، گویا و همچنین زیباست.

شیئی كه در این قسمت بررسی می كنیم نشان می دهد كه در مصر فراعنه، پاسخ به سوال: چگونه رهبری و كنترل كشور را بر جمعیتی زیاد اعمال كنیم؟ بسیار ساده بود: زور.

اگر بخواهید درباره مصر زمان فراعنه صحبت كنید، موزه بریتانیا انتخابهای چشمگیری برای شما دارد، مجسمه های تاریخی، تابوت های رنگ شده مومیایی ها و بسیاری اشیای دیگر. اما از آنجا كه در مورد جامعه ای صحبت می كنیم كه توسط رودخانه اش خلق شد، شیئی برگزیده شده كه به معنی واقعی كلمه از (گِل) رود نیل گرفته شده است. این لوح از عاج یك اسب آبی ساخته شده، و به یكی از نخستین فراعنه مصر، شاه دِن، تعلق داشته است. این لوح به عنوان شیئی كه ما را قادر می سازد كه در ابعادی وسیع به بررسی قدرت بپردازیم، خیلی كوچك است.

این لوح در حدود یك و نیم اینچ مربع مساحت دارد، بسیار نازك است و به كارتهای اعتباری امروزی شباهت دارد. اما در واقع این یك نشان است، نشانی كه روزی به یك جفت كفش متصل بوده و البته نه هر كفش قدیمی ای، بلكه كفش های بالاترین مقام، زیرا این لوح از جنس عاج، نشانی برای یك فرعون مصری است كه جهت همراهی وی در زندگی پس از مرگ ساخته شده است. نزدیكترین معادل جدید برای این لوح «كارت شناسایی عبور» است كه تمامی كارمندانی كه در یك اداره كار می كنند برای عبور از درها و بازرسی ها باید بر گردن خود داشته باشند. كاملا روشن نیست كه چه كسی مخاطب این نشان بوده، آیا خدایان پس از مرگ هدفش بوده اند، یا احتمالا خدمتكارانی كه ممكن بود راهشان را در آن طرف نشناسند! خود تصاویر با حكاكی روی عاج و سپس مالش انگم (صمغ) سیاه روی شكاف ها ایجاد شده اند. با این روش تمایز شگفت آوری بین رنگ سیاه و كِرِم به دست می آید. بنابراین، از طریق این نشان كوچك از جنس عاج به نخستین پادشاهان مصر بسیار نزدیك هستیم، حاكمان نوع جدیدی از تمدن كه حدود 3000 سال پیش از میلاد برخی از پر عظمت ترین آثار هنری و معماری جهان را خلق كردند.

پیش از نخستین فراعنه، مصر بیشتر كشوری بود دوپاره بین بخش مدیترانه ای شرقی و غربی كه قسمت شمال آن روبه دلتای نیل بود و نواری شمالی جنوبی از جمعیت اسكان یافته در امتداد نیل آن دو بخش را از هم جدا كرده بود. سیلاب های سالانه نیل موجب فراوانی محصول می شد، از این رو غذای كافی برای جمعیتی كه به سرعت در حال رشد بود و همچنین مقداری غذای مازاد برای تجارت موجود بود. اما در ورای منطقه سیلاب نیل، مطلقا زمین حاصلخیزی وجود نداشت. بنابراین، ناگزیر مردم بر سر سرزمین های موجود به جنگ پرداختند. درگیری پشت درگیری، تا اینكه مردم جنوب بر ساكنان دلتا پیروز شدند و درست پیش از سال 3000 قبل از میلاد مصر یكپارچه گردید. این یكی از نخستین جوامعی است كه در معنی امروزی می توانیم آن را دولت به حساب آوریم. همانگونه كه یكی از نخستین رهبران آن، شاه دن، می بایست به تمامی مشكلات، كنترل و هماهنگی كه یك دولت امروزی با آن سر و كار دارد می پرداخت.

ممكن است انتظار نداشته باشید كه از روی لوح كفش های شاه دن دریابید كه وی چگونه كشور را اداره می كرده، اما آنها كفش هایی معمولی نبودند، آنها اشیایی والامرتبه بودند(!) و مسئول نگهداریشان یكی از درباریان بلند مرتبه بود، بنابراین شگفت انگیز نیست كه در پشت لوح نوشته ای درمورد چگونگی اعمال قدرت توسط فرعون وجود دارد. مدلی كه 5000 سال پیش در دوران فرمانروایی دن در مصر شكل گرفت به طرز غریبی تا امروز درسرتاسر جهان ادامه یافته است.

در طرف دیگر لوح تصویر صاحب كفش ها قراردارد، با دستمال سر سلطنتی و گرزی در یك دست و تازیانه ای در دستی دیگر. شاه دِن در موقعیت درگیری قراردارد و با اقتدار در حال زدن دشمنی است كه از ترس بر خود می لرزد. طبیعتا نخستین چیزی كه (در این تصویر) انتظارش را داریم كفش هایش هستند اما متاسفانه او پابرهنه است(!).

این لوح كوچك نخستین تصویر از یك فرمانروا در این سری مجموعه هاست و به شكل قابل توجهی از همان ابتدا فرمانروا تمایل دارد تا به عنوان فرمانده كل قوایی كه بر دشمن چیره می شود نمایش داده شود. این نمونه ای از چگونگی نمایش قدرت از طریق تصویر از نخستین زمانهاست. به طور ناراحت كننده ای مسئله آشنایی در مورد این تصویر وجود دارد، این نقش شبیه به (وضعیت امروز) ماست، در واقع تا حدودی شبیه به یك كاریكاتور سیاسی امروزی است. بنابراین ما این تصویر را به استیو بل (Steve Bell) كاریكاتوریست سیاسی، نشان دادیم تا از وی بپرسیم چه برداشتی درباره آن دارد:

"وقتی كه به این شیء می نگریم، تصویری مثالی و صادقانه از قدرت می بینیم، این اعمال قدرت است، تحكم كردن شخص بر شخص دیگر است، و این تصویر غلبه شخصیتی بزرگتر بر شخصیتی كوچكتر مسلما ربطی به اندازه فیزیكی (فرد) ندارد و درباره اندازه و وزن نمادین است و (این نماد گرایی) حتی امروزه به دنیای طبیعت گرایانه كارتون های سیاسی وارد شده است. شما شخصیت هایی كه رویشان تمركز می كنید را بزرگتر می كشید، تنها به این علت كه آن نماد حامل معنی است. در اینجا یكی از نخستین تصاویر سیاسی تاریخ را داریم و این خود مسئله قابل توجهی است. این لوح برای خنده ساخته نشده، اما امروزه به كاریكاتورهای سیاسی میخندیم!"

كار لوح ساز، به شدت جدی و مهم بود زیرا وظیفه داشت ظاهر شاه را به عنوان شخصیتی شكست ناپذیر و نیمه قدسی حفظ كند و همچنین اثبات كند كه دن تنها فردی بود كه می توانست قانون و نظم را كه مصریان مانند هر ملت دیگری از فرمانروای خود می خواستند تضمین كند. در قلمرو فراعنه انتظار می رفت كه هر شخصی هویت مصری مشخصی را اختیار كند. پیام این لوح آن است كه تاوان مخالفت با شاه بسیار سخت و دردناك است. این پیام نه فقط از طریق تصاویر بلكه به وسیله تعدادی (نماد) هیروگلیف كه برروی عاج حكاكی شده نیز منتقل شده است.

نوشته های روی لوح نام شاه دِن را مشخص كرده و مابین وی و دشمن كلمات ترسناكی نوشته شده، "آنها نباید زنده بمانند". تصمیم این است كه آن دیگری حذف شود. ما نمیدانیم كه آن دیگری چه كسی است اما سمت راست لوح نوشته هیروگلیفی است كه اینگونه خوانده می شود: "نخستین مراسم (سالگرد) در هم كوبیدن شرق"، از آنجا كه زمین زیر پای هردو نفر در قسمت راست لوح به سمت بالا رفته، حكایت از این داشته است كه دشمن از شرق آمده، از صحرای سینا. تمامی نیرنگ های شعارها (پروپاگاندای) سیاسی ظالمانه، در این لوح به چشم می خورند؛ فرمانروایی آرام و پیروزمند در برابر دشمنی بیگانه و بدقواره و شكست خورده.

منطقه ای كه حكومت مصر می توانست آن را كنترل و مجبور به اطاعت كند ثابت نبود و در آخرین حد خود تقریبا تمامی دره رود از دلتای نیل تا سرزمینی كه امروزه سودان نامیده می شود و همچنین منطقه وسیعی به سمت شرق تا مرزهای صحرای سینا را شامل می شد. درمورد اینكه چه ساختار حكومتی ای برای چنین دولتی مورد نیاز است نظر توبی ویلكینسون (Toby Wilkinson)، باستان شناس را جویا شدیم:

"مسلما این دوره ای ابتدایی در تاریخ مصر است، زمانی كه ملت نه از نظر سرزمینی بلكه از لحاظ ایدئولو‍ژیكی و روانی هنوز در حال تثبیت شدن است، و شاه و مشاورانش به دنبال راه هایی هستند كه حس ملت بودن مصر را تقویت كنند و برای رژیم خود پشتیبانی به دست آورند. من فكر می كنم كه آنها همانند تمامی رهبران جهان در طول تاریخ باور داشتند كه هیچ چیز مانند جنگ علیه یك دشمن خارجی مشترك، خواه واقعی یا ساختگی، نمی تواند مردم را به شكلی موثر به هم پیوند زند. جنگ نقش مهمی در تثبیت حس ملت بودن برای مردم مصر داشت."

راهبردی كه به شكل مایوس كننده ای آشناست. قلب ها و ذهن ها را در خانه با تمركز بر تهدید خارجی به دست می آورید، اما سلاح هایی كه برای در هم كوبیدن دشمن نیاز است، می توانند برای در هم كوبیدن مخالفین داخلی نیز قابل استفاده باشند. لفاظی سیاسی درباره تجاوز خارجی با سیاست بسیار تند داخلی تقویت می شود.

ساختار (اولیه) دولت جدید (مدرن) از مدتها پیش ساخته شده بود و پیامدهای پایداری اش همانقدر كه سیاسی، هنرمندانه نیز بود. فقط قدرت انضباط بود كه توان سازمان دهی طرح های ساختمانی عظیمی را داشت كه این فراعنه نخستین آغاز كردند. مقبره پر زرق و برق دِن با سنگ های گرانیتی كه از صدها مایل دورتر آورده شده بودند، و پس از آن حتی ساخت اهرامی بزرگتر فقط به این دلیل امكان پذیر بود كه فراعنه مصر می توانستند قدرت شگفت آوری را بر ذهن و بدن مردم خود اعمال كنند.

 

منبع:

www.britishmuseum.org/a history of the world in 100 objects

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy