دوشنبه, 05 تیر 1396 |

بررسی توهم توطئه در آسیب شناسی فرهنگ سیاسی ایران

Khezri fبا توجه به مطرح شدن بحث پیرامون توهم توطئه در طی چند دهه­ی اخیر،(1) برخی از اندیشمندان اجتماعی تلاش کرده­اند تا تعاریفی از این مساله ارایه دهند. از آن­جمله می­توان به حاتم قادری اشاره کرد که معتقد است، "در نگرش توطئه فرض بر این است که دست­های آشکار و پنهان رقم زننده­ی مقدرات فرد، جامعه و یا یک ملت هستند."

آبراهمیان معتقد است، "بر اساس دیدگاه تئوری توطئه تصور چنین است که ایران صحنه­ای است که بازیگران آن از سوی قدرت­های خارجی کنترل می­شوند و نقشی که بر عهده گرفته­اند یا کلماتی که بر زبان می­رانند نیز از خارج تعیین شده است. بازیگران، یعنی ایرانیان در صحنه­ی سیاست همانند عروسک خیمه­ شب­بازی و دست­ آموز بوده و صرفا به فرمان این نیروهای خارجی عمل می­ کنند. همه چیز از پیش طراحی شده است و همانند نمایشنامه بر روی کاغذ آمده است."(2)

فرضیه­های توطئه، بخش جدایی­ ناپذیر از جریان اصلی فرهنگ سیاسی ماست که بر عرصه سیاسی جامعه غلبه دارد. بر طبق این فرضیه، کمتر پدیده سیاسی و اجتماعی را می­ توان پیدا نمود که بر اساس تبانی و توطئه­چینی قدرت­های خارجی و دست­های پنهان آنان مستقیم یا توسط ایادی و عواملشان به وجود نیامده باشد(3) از این دیدگاه به ندرت ممکن است رویدادها به همان شکلی که در ظاهر اتفاق می­افتد درک شوند، زیرا چنین دریافتی اولا نشانه جهالت نسبت به حضور نیروهای برتر در اطراف شخص، و ثانیا نشانه حماقت، خامی، یا فقدان حساسیت در درک انگیزه­های پنهان دیگران است. که تک تک این عوامل به نوبه­ی خود منجر به نوعی بی­اعتمادی سیاسی در بین مردم می­ شود. البته این بی­اعتمادی ناشی از ذهنیت معطوف به توطئه سیاسی، مختص ایرانیان نیست، بلکه در خاورمیانه به طور کلی و اغلب فرهنگ­ هایی که در نتیجه مداخله نیروهای خارجی ضعیف شده و آسیب دیده­اند متداول است. با وجود این بنظر می ­رسد که چنین دیدگاهی در فرهنگ ایرانی به درجات عالی­تری از پرداخت رسیده است. برای نشان دادن معنای عمیق، نقشه، یا حتی توطئه­ای که پشت یک سلسله رویداد نهفته است، ارایه نوعی تحلیل ضرورت دارد. بسیاری از ایرانیان همواره پیچیده­ترین تبیین را از رویدادهای سیاسی، بخصوص در بررسی مقاصد قدرت­های خارجی از همه محتمل­تر می­دانند. هر تفسیر خاصی با توجه به چشم­اندازهای ایدئولوژیک مفسر فرق می­کند، اما هرچه قدرت خارجی مورد نظر نیرومند­تر باشد، این فرض که سلسله خاصی از رویدادها با یکدیگر بی­ارتباط باشند، غیرقابل درک­تر و خام­تر بنظر می­رسند.(4)

بدین ترتیب هیچ رویدادی در صحنه بین المللی غیرمترقبه و تصادفی نیست و تمام اهرم تمامی وقایع عمده سیاسی و سیر حوادث تاریخی در دست پنهان و قدرتمند سیاست بیگانه است و اراده دشمنان، موتور محرک آنها تلقی می­شود. با این نگرش کاری که برای تفسیرگر سیاسی می­ماند این است که معلوم کند کدام قدرت خارجی، کدام بازیگر صحنه را در اختیار دارد. اگر این دانسته شود، دیگر می­توان فهمید چه طرحها و توطئه­هایی در کار است و بر این اساس، نتیجه حرکات روی صحنه و حتی پایان نمایش چه خواهد بود.(5)

با این تفاسیر شاید بتوان به احمد اشرف حق داد که معتقد است،"توهم توطئه نوعی بیماری روانی فردی و جمعی است. بیماری فردی سوء­ظن به همه چیز و همه کس را پارانویا و بیماری جمعی رابیماری توهم توطئه می­نامند."(6)

البته اشرف در توضیح این تعریف اشاره می­کند. "این که می­گوییم توهم توطئه نوعی بیماری است، بدین معنا نیست که اساسا هیچ توطئه­ای در هیچ موردی در کار نیست و آنچه توطئه خوانده می­شود، همه از باب خواب و خیال و توهم است. بلکه منظور آن است که مقوله توطئه را به دو گونه می­توان بررسی کرد: یکی برخورد علمی و دیگر برخورد عاطفی و بیمار گونه. در برداشت علمی توطئه به عنوان فرضیه­ای در نظر می­آید که قابل رد یا اثبات است، و در پرتو داده­های عینی و اسناد و مدارک تاریخی و بدون جانب داری تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار می­ گیرد. حال آنکه توهم­ توطئه از اعتقاد راسخ و جزمی و تعبدی به نوع خاصی از توطئه شکل می­ گیرد و هم­چون سایر اعتقادات در قلمرو بررسی و تحلیل علمی قرار نمی­ گیرد و از اینرو قابل اثبات یا رد و انکار نیست."(7) توهم توطئه غالبا به صورت یک دستگاه فکری منسجم شکل می­ گیرد و شالوده جهان­بینی افراد و گروه­های اجتماعی را بنیان می­نهد. توهم توطئه غالبا میان وطن­ پرستان افراطی، سنت­ پرستان مذهبی، و محافظه­ کاران راست­گرای سیاسی نفوذ می­ کند و رونق می­ گیرد و جزء لاینفک ایدئولوژی سیاسی آنان می ­شود.

از طرف دیگر به نظر می­رسد توهم­ توطئه از سوی دولت­ ها و با نیروهای درگیر داخلی آگاهانه و یا ناآگاهانه ساخته می­ شود تا رقبای احتمالی را با برچسب اعیادی خارجی از میدان بدر کند. به عبارتی دیگر این فقط مردم نیستند که در هر پیچ و خم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که در ایران به وقوع پیوسته به دنبال یافتن دست های مرئی و یا نامرئی استعمار یا دولت­ های خارجی هستند.

 

توهم توطئه در ایران

ظرف یک قرن اخیر کمتر حکومتی را در ایران می­توان سراغ گرفت که مخالفت و مخالفین خود را به خارج و خارجی­ها نسبت نداده باشند. حاکمان ایران همواره هر تحول و حرکت ریز و درشت سیاسی را به خارجی­ها، و مخالفین خود را بازیگران و آلت دست آنها می­ دانستند.

محمد رضا شاه گویاترین مصداق این بیماری بود او در طول 37 سال سلطنتش، به خصوص در دو دهه آخر آن هر مخالفی را آلت دست خارجی­هایی می­دانست که با او و سلطنتش دشمن بودند. مخالفین چپی خود را مرتبط با کمونیسم بین­الملل یا ارتجاع سرخ می­ پنداشت، ملیون را وابسته به انگلیس و آمریکا و مذهبی­ ها را عوامل مصر، سوریه، عراق و این اواخر لیبی می­ دانست.(8) درست به همین دلیل بود که از دیدگاه شاه تظاهرات و فعالیت­ هایی که علیه رژیم اعلام می­شد و طبیعی و خودجوش نبود، بلکه برنامه­ای از پیش طراحی شده برضد رژیم بود. او در توضیح این مطلب به سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران پیش از انقلاب می­گوید: آنچه پیش آمده از حدود توانایی و قابلیت ک. گ. ب (سازمان جاسوسی شوروی) خارج است و باید دست اینتلجنس سرویس و سازمان سیا هم در کار باشد. شاه با شگفتی و ناراحتی می­ پرسید مگر با آمریکایی­ها چه کرده است که سیا برضد او دست بکار شده است.(9) به گفته گراهام فولر: "در چنین حالتی اگر کسی اطمینان دهد که شخصا از نقش ایالات متحده اطلاع دارد، و مثلا می­داند که یک سلسله اقدامات و یا بی­ عملی ­های دولت آمریکا ناشی از غفلت، بی توجهی، ناهماهنگی و اشتباه بروکراتیک بوده است ..... پاسخ این خواهد بود که یا گوینده خام است ویا انگیزه­های واقعی خود را پنهان می­کند. غیرممکن است دولت قدرتمند آمریکا دچار خطا، لغزش و یا اقداماتی ناهماهنگ گردد. همچنین ناکامی آشکار سیا در درک وخیم شدن اوضاع ایران و نجات شاه در تحلیل نهایی فقط نشانه آن است که ایالات متحده یک دستور کار سیاسی و عمیق را دنبال می­کند که چون هدف­های بلافصل آن آشکار نیست، نگران کننده است."(10)

"شاه همچنین روی نقشه انگلیسی­ ها در این نقشه تاکید می­کرد و می­گفت انگلیسی­ها بعد از ملی شدن صنعت نفت کینه او را به دل گرفته­ اند و چون زیر بار شرایط آنها برای تمدید قرارداد کنسرسیوم نفت نرفته، دست به تحریک بر ضد او زده اند. شاه لحن انتقادآمیز گفته­ های رادیو بی بی سی را به عنوان شاهد مدعای خود ذکر می­کرد."(11)

سفیر انگلیس در ایران در مورد برنامه­های بی بی سی و حمایت انگلیسی­ها از مخالفین شاه به او می­گوید : "اگر واقعا کسی باور داشته باشد که دولت انگلستان در خفا با مخالفین شما در ضد و بند هستند، جایش در تیمارستان است."

در مجموع علل گرایش و توسل به تئوری توطئه را در ایران می­ توان به دو دسته­ی علل عام و علل خاص تقسیم بندی کرد.

 

الف) علل عام

ایمان به فرضیه توطئه از نظر پیامدها یا کارکردهای روانی و اجتماعی، برای کسانی که به آن اعتقاد دارند، آرامش خاطر می­آورد و هم­چون سازوکارهای دفاعی روانی این فرصت را به آنها می­دهد تا از خود رفع مسوولیت کنند و همه تقصیرها را به گردن توطئه بیگانگان بی­اندازند. مثلا عقب ماندگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را به گردن استعمار بگذارند، و یا ناتوانی خویش را در اداره امور کشور در لحظات بحرانی و شورش­ها و انقلاب­ های ناشی از آن به توطئه پشت پرده بیگانگان منتصب سازند. در همین رابطه می­توان به برخی از دلایل زیر اشاره نمود.

- توجیح ضعف­ های داخلی

- ساده کردن تحلیل و ایجاد حالت اقناع

- کاستن از انتقاد به بهانه­ی بهره­ گیری بیگانگان

- ایجاد نفرت روانی از مخالفان و سرکوب آنان(12)

 

ب) علل خاص

از جمله علل خاص وجود توهم توطئه در ایران می­توان به دو دسته از علل اشاره کرد. علل سیاسی و علل فرهنگی.

- ریشه­ های سیاسی توهم توطئه

علاوه بر توطئه ­پردازی کشورهای خارجی رقیب علیه یکدیگر که بیشتر در شرایط نیمه استعماری بروز و ظهور می­یافت باید به توطئه­ پردازی دستگاه­ های امنیتی کشور برای رسیدن به مقاصد سیاسی و کوشش مداوم برای لجن مال کردن رجال کشور نیز اشاره کرد.

بی­تردید دستگاه­های دولتی ایران و دستگاه­های امنیتی کشور در طی دوره حاکمیت استبداد در پخش شایعات و توطئه­ پردازی نقش عمده ای داشته و دائما در تلاش بوده­اند که اذهان مردم را ازامور واقعی به امور واهی منحرف کنند. از بهترین نمونه­های اینگونه توطئه­ پردازی­ها آثار اسماعیل رائین است که از حمایت دستگاه امنیتی برخوردار بود. از جمله دیگر کسانی که در این زمینه قلم زده ­اند، دکتر مهدی بهار، ابراهیم صفایی و ابوالفضل قاسمی هستند. هدف عمده کتاب فراماسونری رائین، آن بود که غالب رجال کشور را به نوکری انگلستان متهم کند، درحالی که هدف کتاب میراث خوار استعمار به قلم دکتر مهدی بهار متهم کردن رهبران نهضت ملی شدن نفت به بازکردن پای آمریکا به ایران بود تا مسوولیت دولت شاه درواقع کودتای 28 مرداد و قرارداد با کنسروسیوم نفت را پرده­پوشی کند.(13) معمولا دستگاه­های دولتی نیز از شایعه­پذیری و علاقه عمیق مردم نسبت به توهم توطئه برای نشان دادن قدرت خود استفاده می­کردند. چنانکه از این شایعات که انگشت ساواک در قالب حوادث دخیل است و یا مرگ شخصیت­هایی نظیر جهان پهلوان تختی، جلال آل­احمد، سید حسن ارسنجانی، دکتر علی شریعتی و حاج سید مصطفی خمینی به وسیله ساواک صورت گرفته است، برای ایجاد رعب و وحشت در مردم استفاده می کردند.(14)

امیر اسدالله علم در این باره می­گوید: "عرض کردم قتل بختیار انعکاس عجیبی در مردم کرده است ... یک عده دیگر هم از این قدرت عجیب شاهنشاه، ماست­ها را کیسه کرده ­اند. حتی می­گویند آن دو نفر جوانی که هواپیمای ما را ربودند، مامورین ساواک بودند که می­خواستند رد گم کنند و آنها هم در قتل بختیار شرکت کردند و شاهنشاه خندیدند. فرموند این قسمت که محمل است ولی شما تایید بکنید، چه بهتر که قدرت ما هم مثل قدرت سابق انگلیسی ها افسانه­ ای بشود."(15)

فقدان آزادی بیان و برخورد آزاد و سالم عقاید و آراء گوناگون از دیگر عللی است که موجب آسیب ­پذیری مردم در برابر شایعات گوناگون توطئه پردازان می­ شود از اواخر قرن نوزدهم به این طرف که افکار اجتماعی جدید در ایران مطرح می­شد، سایه سانسور هم همواره بر سر آن سنگینی می­ کرده است. در دوره قاجار با اندیشه­ های نوین مخالفت جدی می­ شد و در عصر پهلوی سانسور رسما بخشی از ابراز حکومت بود. احکام پهلوی اجازه هیچ­گونه نشر، تحقیق و نگرش مستقل که مغایر با نظر حکومتی بود را نمی­ دادند، اعم از اینکه این تحقیقات مربوط به تاریخ و روند تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران باشد با پیرامون جهان خارج در عمل آنچه که پیش از نیم قرن پیرامون تحولات سیاسی، زمینه­ هایی بوجود آمد نشان، نتایج حاصله از آنها و رجال سیاسی دست اندرکار، گفته و نوشته می­شد صرفا نظر حکومت بوده و بس.

 

- ریشه ­های فرهنگی و اجتماعی توهم توطئه

در شرایطی که هیچ تصور دیگری از تاریخ و هیچ تفکر و نظر دیگری در مورد وضعیت سیاسی کشور، اعم از آنکه واقع بینانه باشد یا غیرواقع بینانه، صحیح باشد یا غلط، اجازه انتشار نداشت، شاید چنان به دور از انتظار هم نباشد که به جای طرح واقعی جریانات سیاسی، جامعه به تخیل­ گرایی و اوهامی هم­چون جستجوی دست انگلیسی­ ها، عوامل پشت­ پرده و نفوذی و طرح­ها و توطئه­ های قدرت­ های مرئی و نامرئی خارجی پناه ببرد.(16)

از سوی دیگر عوامل ریشه­دار فرهنگی، عوامل سیاسی را تشدید و تقویت می­کنند. از جمله اعتقاد به ثنویت که از دوران پیش از اسلام در ادیان ایرانی اهمیت داشته است، شالوده­فکری توهم توطئه راشکل می­دهد. چنان­که پیش از این دیدیم توهم توطئه اساطیری توطئه که در افسانه­های باستانی ایران متجلی می­شود و در شاهنامه فردوسی انعکاس یافته است سرشار از توهم توطئه انیران علیه ایران است. از توطئه­های شرق و غرب علیه ایرج، موسس اساطیری ایرانشهر، تا تاسیس ملوک طوایف به اغوای ارسطو و به دست اسکندر گرفته تا داستان­های رستم و سهراب و اسفندیار و سیاوش همگی حکایت از توطئه­های بی­شمار دارند.(17)

گذشته از آن اعتقاد به قضا و قدرو رمل و اسطرلاب و طالع بینی و دسیسه­ های فلک کج­رفتار و نیروهایی که از حیطه دخالت انسان بیرون است از عواملی هستند که توهم توطئه را تقویت می­کنند. خصوصیات اسطوره­ای تاریخ نگاری سنتی ایرانی و علاقه ایرانیان به شیوه تفکر اسطوره­ای و تمایل شدید آنان به اغراق شاعرانه حتی در مسایل سیاسی و اجتماعی نیز در تقویت توهم توطئه بی تاثیر نبوده است.(18)

درنهایت به­ نظر می­رسد فقدان روحیه کندو کاو در علوم اجتماعی به ویژه تاریخ نگاری، علم سیاست و روابط بین الملل از جمله مهمترین عوامل موثر در بسط توهم توطئه باشد که این به نوبه­ ی خود منجر به بی­ اعتمادی سیاسی می ­شود.(19) که بی­ اعتمادی سیاسی در پذیرش قواعد عام بازی (قانون) از جانب عموم مردم مانع ایجاد می­کند پس در نقطه­ ی مقابل یکی از شاخص­های اساسی حاکمیت قانون یعنی عام بودن که در فصل گذشته به آن اشاره شد، قرار می­گیرد. بی­ اعتمادی سیاسی همچنین در برابر شفاف شدن قواعد بازی یعنی دومین شاخص حاکمیت قانون مانع ایجاد می­ کند.

 

نتیجه:

مهمترین تاثیر توهم توطئه تقویت عدم اطمینان به نفس سیاسی(20) و بی ­اعتمادی سیاسی است. این بی ­اعتمادی در حالت حاد به بحران مشارکت می ­انجامد.

 در واقع وقتی سرنخ تمامی وقایع عمده­ی سیاسی و سیرحوادث تاریخی در دست پنهان و قدرتمند بیگانه تصور می ­شود، هنگامی که دشمنان بسیار قدرتمند وقایع تاریخی را طراحی کرده و مرحله به مرحله آن­ها را مطابق میل خود به اجرا در می­آورند، دیگر جایی برای دخالت در سیاست و مشارکت سیاسی و باقی نمی­ ماند.

در واقع افراد تصور می­کنند دست و پا بسته دچار یک جبر تاریخی شده­اند که امکان هیچ حرکت کوچکی برای آنها باقی نگذاشته است. مطابق این تصور، عرصه سیاست عرصه فعالیت، از ما بهتران، نیروهای بیگانه یا آلت دست است. در چنین صحنه­ای جایی برای نیروهای صدیق و وطن دوست وجود ندارد و عرصه­ ی سیاسی برای فعالیت این افراد تنگ می­شود. از طرف دیگر توهم توطئه به مردم توطئه­ اندیش امکان می­ دهد تا به مثابه­ی نوعی سازوکار روانی از خود سلب مسوولیت کنند و همه تقصیرها را به گردن بیگانگان بی­اندازند. به طبع آن افراد فرصت می­یابند تا انفعال خود در مقابل همه ظلم­ ها و نا به سامانی­ های اجتماعی را توجیه کنند. در چنین شرایطی قانون­گریزی، بی­تفاوتی و انفعال سیاسی و اجتماعی بر جامعه حاکم می­شود. ذهن توطئه اندیش با باور کردن برخی افسانه سازی­ها و ایمان آوردن تعبدی به برخی اسطوره ­ها امکان هرگونه تحلیل، نقد و ارزیابی صحیح مسایل اجتماعی و سیاسی را از دست می­ دهد. بدین ترتیب به جای نقد عالمانه و تحلیل منطقی قضایا با پاسخ­ هایی خیال­ پردازانه روبرو می­ شویم که ذهن توطئه­ اندیش را سرانجام به فلج ذهنی دچار می­ کند. از آن­جا که دولت­ها وابسته، آلت دست یا نوکر حلقه به گوش بیگانه تصور می­ شوند، بی­اعتمادی به دولت کمترین نتیجه این تلقی و تفکر محسوب می ­شود. این بی­ اعتمادی درواقع بی­ اعتمادی ناشی از اقتدارگرایی ساختار­سیاسی را تشدید و تقویت می­کند و در مجموع نوعی بحران مشروعیت دایمی ایجاد می­ کند. از طرف دیگر بازیگران و نخبگان سیاسی نیز دایما به بیگانگان منتصب می­شوند. در این میان نظام اقتدارگرا نیز با سواستفاده از این عنصر فرهنگی دست به قانون­گریزی زده، با وابسته به بیگانه خواندن مخالفین دست به سرکوب آن­ها می زند. نخبگان سیاسی غیروابسته نیز وابسته به بیگانه خوانده شده و در نزد افراد عمومی بی­اعتبار می­شوند. بدین ترتیب حاکم پاتریمونیال به عنوان تنها کسی که می­تواند استقلال کشور را در مقابل توطئه­ های خارجی حفظ کند پا به میدان گذاشته با سرکوب مخالفین رژیم استبدادی خود را مستحکم­ تر می­کند.

هنگامی هم که برخی قراین خارجی فرضیه توطئه را تایید نکند، ذهن توطئه­اندیش به دنبال قراین نامربوط­تری می­گردد، تا به هر طریق، وجود توطئه را باور کند. از طرف دیگر با توجه به اهمیت نقش خانواده در جامعه­ پذیری سیاسی، توهم توطئه از مجرای خانواده به افراد انتقال پیدا می­کند. تغییر اساسی توهم ­توطئه نیاز به زمان و تغییرات اساسی­ تری دارد. همانطور که گراهام فولر خاطر نشان می­کند: "مادام که جامعه ایران به نوعی درک عمیق­تر از باز بودن و آگاهی بیشتر نسبت به عملکرد سایر دولت­ها نرسیده­ اند، و آمادگی لازم را برای کنار گذاشتن نظریه توطئه به عنوان ویژگی اصلی سیاست بین المللی پیدا نکرده است، چنین ذهنیتی از ریشه تغییر نخواهد کرد."(21)

پی نوشت ها:

1. شاید بتوان از خلیل ملکی به عنوان یکی از اولین اندیشمندانی که به اهمیت این موضوع در ایران پی­پردند اشاره کرد. وی سلسله مقالاتی برای روشنگری پیرامون این موضوع طی دهه­ی 20 و 30 به نگارش درآورد.

نگاه کنید به:

خلیل ملکی، خاطرات سیاسی، مقدمه محمد علی همایون کاتوزیان، انشارات رواق، 1360.

 خلیل ملکی، برخورد عقاید آرا، ویرایش و مقدمه محمد علی همایون کاتوزیان و امیر پیشداد، نشر مرکز، 1374.

امیر پیشداد، محمد علی همایون کاتوزیان، نامه­های خلیل ملکی، نشر مرکز، 1381.

خلیل ملکی، نهضت ملی ایران و عدالت اجتماعی، گزینش عبدالله برهان، نشر مرکز، 1377.

2. Abrahamian, Ervand, Essay on the Islamic Republic, University of California Press, 1998, p. 111.

3. صادق زیبا کلام، ماچگونه ما شدیم؟، تهران: روزنه، 1373، ص 29

4. گراهام فولر، قبله عالم: ژئوپلتیک ایران، عباس مخبر، نشر مرکز، 1387، ص 25

5. سهراب رزاقی، "مولفه های فرهنگ سیاسی ما"، نقدونظر 8-7، صص 207-206.

6. احمد اشرف، "توهم توطئه"، فصلنامه­ی گفت­و­گو، شماره­ی 8، تابستان 1374، ص 7.

7. همان، ص8

8. صادق زیبا کلام، مقدمه­ای بر انقلاب اسلامی، تهران: روزنه، 1372، صص 27-26

9. ویلیام سولیوان، ماموریت در ایران، محمود مشرقی، تهران: هفته، 1361، صص 111-110 .

10. فولر، پیشین، صص 26-25

11. سولیوان، پیشین.

12. بر اساس آمار در این سده حدود 200 میلیون نفر در جهان توسط دولت­های سرکوب­گر از بین رفته­اند و در این میان، همواره توجیح سرکوب سیاسی و کشتار مخالفان نظام­های مستبد و توتالیتر تحت عنوان "همکاری با دشمن و بیگانگان" بوده است.

13. اشرف، پیشین، صص 39-38.

14. همان

15. امیر اسد ا... علم، یادداشت های علم، با مقدمه مشروحی درباره شاه و علم از علینقی عالیخانی، واشنگتن: بی نا، 1993، ج 2، صص 289 و 322 به نقل از احمد اشرف، پیشین، ص 39.

16. صادق زیبا کلام، پیشین، ص 31.

17. اشرف، پیشین، ص 40.

18. همان.

19. زیبا کلام، پیشین، صص 31-30.

20. Politicial Efficacy

21. گراهام فولر، پیشین، ص 26.

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy