دوشنبه, 05 تیر 1396 |

پیكره عشاق عین ساخری

Hatamiتاریخ جهان به روایت صد شی (6)
غار عین ساخری سکونتگاه انسان هایی که در سپیده دم عصر کشاورزی زندگی می کردند، جایی است که پیکره عشاق در آن یافت شده است. ناتوفیان مردمانی که این پیکره را ساختند جزء نخستین انسان هایی بودند که حیوانات را اهلی کردند و به پرورش آنها پرداختند، آنها به تدریج یاد گرفتند که چگونه غذاها را انبار کنند، دانه بکارند. پیکره ی عشاق، نمادی است از عشق، زایش و رویش در عصری که باروری اهمیت قابل توجهی پیدا می کند.

بخش دوم: پس از عصر یخبندان

Ain Sakhri lovers figurine

دوره تاریخی: پس از عصر یخبندان 11000 تا 5500 سال پیش

محل كشف: خاریتون، جودا، فلسطین

قدمت: حدود 11000 سال

ابعاد: استوانه ای به ارتفاع 10.2 سانتی متر

این قدیمی ترین نماد رابطه عاشقانه یك جفت در جهان است. این پیكره كه در غاری در صحرای جودا یافت شده است، زن و مردی را در حالت رودر رو نمایش می دهد.

این پیكره چه كاربردی داشته است؟ مردمانی كه این پیكره را ساختند با عنوان ناتوفیان شناخته می شوند و جزو نخستین انسان هایی هستند كه گوسفند و بز را اهلی كردند. ناتوفیان ها انسان هایی شكارگر و گردآورنده غذا بودند كه سبك زندگی شان به تدریج به سمت كشاورزی رفت. حیوانات زادوولد كننده ای كه توسط آنها انتخاب شدند نشان دهنده درك انسان از نقش حیوان نر در تولید مثل بود. آیا این اثر هنری برای مراسم آیینی ای كه بر باروری تمركز داشته استفاده می شده یا نشان ساده ای از عشق انسانی بوده است؟

عشاق عین ساخری كه بودند؟

یك اثر هنری ممكن است در فرهنگ های مختلف و در طول هزاره ها تحسین شود، زیرا موضوعی را بیان می كند كه می توانیم با شرایط خودمان آن را درك كنیم. هر ذهنیتی كه درباره این پیكره داشته باشیم نشانگر پس زمینه های فكری و باورهای ماست. همچنانكه ما از تركیب زیركانه و استعداد ماهرانه به كار رفته در این پیكره لذت می بریم، اكنونِ (امروزِ) خود را به گذشته عمیق این پیكره و دوره دگرگونی مهمی در تاریخ بشر پیوند می زنیم.

11000 سال پیش مردمان ناتوفیان در خاورمیانه با شكار غزال به وسیله سگ های دست آموزشان زندگی می كردند. غزال ها قلمرو ثابتی داشتند، از این رو ناتوفیان ها می توانستند با جستجو در آن منطقه مقدار فراوانی انجیر، بلوط، پسته و همچنین عدس، لوبیا سبز و گندم گردآوری كنند. آنها می توانستند برای مدت طولانی تری در یك منطقه بمانند و دهكده هایی با اسكان دائمی را توسعه دهند.

اگرچه سرپناه هایی كه ناتوفیان ها داشتند، احتمالا خانه هایی دائمی نبودند، اما حتی مجموعه ابزاری كه در غار عین ساخری داشتند شامل تیغه های سنگی ظریفی بود كه در دسته هایی چوبی تعبیه شده بودند و از آنها به عنوان ابزار درو استفاده می كردند. در جریان جمع آوری گندم و جو های وحشی و خودرو، ناتوفیان ها انواعی از این غلات را ترجیح می دادند كه در معرض باد به راحتی دانه هایشان را از دست نمی دادند. این روند گزینش تصادفی، آغازی شد بر اصلاح ژنتیكی تدریجی غلات و رشد خوشه ها را امكان پذیر ساخت. گوسفند، بز، گاو و خوك نیز به تدریج برای فعالیت های كشاورزی اهلی شدند. نسل های بعدی انسان ها، به ویژه زنان، با كارهایی سخت در مزارع مواجه بودند.

***

زمانی كه آخرین عصر یخبندان به پایان خود نزدیك می شد، شخصی سنگی را كه در جریان آب غلت وصیقل خورده بود از كف رودخانه ای در نزدیكی بیت الحم برداشت. 11000 سال پیش، فردی كه این سنگ دوار را یافته بود، آن را تراش و شكل داد و به یكی از تاثیر گذارترین اشیاء موزه ی بریتانیا تبدیل كرد.

بر مبنای باوری سنتی، همیشه فكر می كردیم كه انسان های عصر جدید به اهمیت رابطه جنسی پی برده اند و انسان های دوران باستان در این زمینه كاملا عامی بوده اند. در حالی كه در واقع انسان ها از حدود 10،000 سال پیش، یعنی (حدودا) زمانی كه این پیكره ساخته شد، مانند ما از نظر احساسی كاملا پیچیده بوده اند، و به نظر می رسد كه تمایل به جفت گیری، بخش بسیار بسیار مهمی از دنیای نمادین و اجتماعی آن زمان بوده است.

در پایان آخرین عصر یخبندان، همانگونه كه آب و هوا در سراسر جهان گرم می شد، انسان ها به تدریج شیوه زندگی خود را تغییر دادند و از شكارگری و جمع آوری غذا به یكجا نشینی روی آوردند و در این روند رابطه انسان با طبیعت تغییر شكل یافت. انسان كه روزگاری زندگی اش فقط بخش كوچكی از اكو سیستمی متوازن بود، تلاش كرد تا بر طبیعت غلبه و آن را كنترل كند. هوای نسبتا گرمتر منطقه خاورمیانه گستره ای از چمنزارهای غنی را ایجاد كرد. مردمی كه تا پیش از آن به شكار غزال و جمع آوری دانه های خوراكی و چیدن علف و سبزه می پرداختند، طی دوران پس از یخبندان در دشت هایی كه مملو از چمن بودند و گله های غزال در آن می زیستند، تصمیم گرفتند كه همراه منبع غذایی شان در یك مكان مستقر شوند. و زمانی كه استقرار یافتند، به شكلی سنجیده حبوبات را همراه با ساقه هایشان جمع آوری كردند و با گردآوری و كاشت دانه ها، به شكلی ناخواسته نوعی از مهندسی ژنتیك ابتدایی را در پیش گرفتند. آن ها به تدریج گندم و جو را به اصلی ترین غذاهای بشر تبدیل كردند. این زندگی با ثبات تر، پیشینیان ما را به سمت خدایان جدیدی سوق داد،آن مردمان تصاویری را خلق كردند كه عناصر كلیدی جهان در حال دگرگونی آن ها را نشان می داد و تجلیل می كرد؛ غذا، قدرت، پرستش، جفت گیری و عشق. و سازنده پیكره عشاق نیز یكی از این انسان ها بوده است.

در سالن نسخه های خطی موزه بریتانیا، بیشتر بازدید كنندگان، بی توجه از كنار محفظه ای كه پیكره عشاق عین ساخری در آن قرار دارد می گذرند. احتمال" به این دلیل كه فاصله داشتن از محفظه باعث می شود كه چیز زیادی از پیكره به چشم نیاید، تكه سنگی كوچك، خاموش و مایل به خاكستری! در ابعاد تقریبی مشتی گره كرده. اما وقتی كه نزدیك می شویم، در می یابیم كه این تندیسی است از یك زن و مرد.

اما به غیر از این، ما در مورد قومی كه در این پیكره به نمایش درآمده چه می دانیم؟ سازنده یا مجسمه ساز پیكره عشاق – البته اگر بتوانیم آن را مجسمه ساز بخوانیم- مشخصا به قومی تعلق داشته كه ما امروز آن ها را ناتوفیان ها می نامیم و در سرزمینی می زیسته اند كه اسرائیل، فلسطین، لبنان و سوریه امروزی در آن واقع گردیده اند. این پیكره از منطقه ای در حدود جنوب شرقی اورشلیم یافت شده است. در سال 1933 باستان شناس بزرگ فرانسوی آب هنری برویل (Abbe Henri Breuil) و یك دیپلمات فرانسوی رنه نوویل (Rene Neuville)از موزه كوچكی در بیت الحم دیدن كردند، نوویل نوشت:

" در اواخر بازدید ما، صندوقچه ای محتوی اشیا مختلف از مناطق اطراف به من نشان داده شد، كه همگی آن ها به غیر از این مجسمه (عین ساخری)، هیچ ارزشی نداشتند. من بی درنگ به اهمیت ویژه طراحی این مجسمه پی بردم و در مورد محل كشف این اشیاء سوال كردم. به من گفته شد كه یك عرب بادیه نشین كه از بیت الحم به سمت دریای سرخ می رفته این اشیاء را به اینجا آورده بود."

نوویل كه فریفته پیكره شده بود، كوشید تا اطلاعات بیشتری درباره این كشف به دست آورد و به دنبال مرد بادیه نشینی گشت كه قبلا درباره اش شنیده بود. او تلاش كرد از مردی كه مجسمه را پیدا كرده بود اثری بیابد، كسی كه نوویل را دقیقا" به همان غاری می برد كه مجسمه در آن كشف شده بود. آن غار، عین ساخری نامیده می شد، و از این رو این عشاق حجاری شده! كه نوویل را شیفته خود كرده بودند، همچنان با عنوان عین ساخری شناخته می شوند. پیكره عین ساخری همراه با اشیایی كشف شده است كه مشخص می كنند غار عین ساخری یك اقامتگاه بوده است نه یك مقبره، بنابراین این پیكره به نوعی در زندگی روزمره انسان نقش داشته است. امروزه دقیقا نمی دانیم كه آن نقش چه بوده است، اما می دانیم كه این سكونتگاه به انسان هایی تعلق داشته كه در سپیده دم عصر كشاورزی می زیستند. شیوه جدید زندگی آن ها شامل جمع آوری و انبار كردن غذا می شد.

دانه ی علف های وحشی بر زمین می ریزند و توسط باد جابه جا می شوند یا پرندگان آنها را می خورند، اما دانه هایی كه ناتوفیان ها جمع می كردند همچنان در ساقه بودند و این ویژگی مهمی است برای اینكه بتوان آنها را دوباره كاشت. ناتوفیان ها دانه ها را از پوشش و ساقه شان جدا می كردند و آنها را آرد كرده و سپس دانه های مازاد را می كاشتند. بدین ترتیب كشاورزی آغاز شد و از آن زمان تا كنون انسان از نان استفاده می كند.

نتیجه (پیدایش كشاورزی) به اندازه هر انقلابی در تاریخ بشر عمیق و دگرگون كننده بود. البته فرآیند یكجا نشینی انسان را در برابر مشكلاتی چون آفت محصولات كشاورزی، بیماری های واگیردار و انواع امراض گوناگون و مهم تر از همه تغییرات آب و هوایی قرارداد، اما تا زمانی كه شرایط فراهم بود جامعه گسترش فزاینده ای داشت. یك منبع غذایی سرشار و مطمئن، رشد سریع و پایدار جمعیت را تغذیه می كرد و از پس آن دهكده هایی با جمعیتی بین 200 تا 300 نفر شكل گرفت كه بیشترین تراكم جمعیتی بود كه جهان تا آن زمان به خود دیده بود. زمانی كه انبارهای غذا پر شد، فشار كار كمتر گردید و انسان زمان بیشتری برای تفكر داشت و این جوامع یكجا نشین در حال رشد برای تجربه روابط اجتماعی جدید و اندیشیدن در باب شیوه های در حال دگرگونی زندگی، فراغت كافی داشتند.

مجسمه كوچك و در هم تنیده عشاق عین ساخری ممكن است اثری باشد از این روش جدید زندگی، شیوه ای متفاوت از تفكر در باب خود. ساختن مجسمه ای از عشق به چه معنی است؟

 یان هودر (Ian Hodder) باستان شناس دانشگاه استنفورد تحقیقات زیادی درباره این دوره زمانی انجام داده است و در این نمونه خاص فرآیندی را می بینید كه از آن با عنوان "اهلی كردن ذهن" نام می برد:

"در واقع فرهنگ ناتوفیان ها در مرحله پیش از اهلی شدن كامل حیوانات و گیاهان قراردارد اما آنها دارای جامعه ای مقیم (غیر متحرك) هستند. از این رو، این شی خاص به دلیل تمركز واضحش بر انسان و هوس های او، بخشی است از همان تغییر رویكرد عمومی به سمت توجه بیشتر به اهلی كردن ذهن، اهلی كردن انسان، اهلی كردن جوامع انسانی و گرایش بیشتر به روابط انسان با انسان نسبت به دیگر روابط از جمله رابطه انسان با حیوانات وحشی یا روابط بین حیوانات وحشی."

هنگامی كه مجسمه را در دست می گیریم و به آن می نگریم، نكته ای كه به ذهن می رسد تنها وجود دو پیكره به جای یكی نیست، بلكه مسئله قابل توجه این است كه به دلیل نحوه خاص تراشیده شدن مجسمه غیر ممكن است كه بتوان جنسیت هر یك را تشخیص داد. آیا این كلی گویی و ابهام با نیتی خاص از طرف سازنده بوده است؟ جواب را نمی دانیم و البته این مسئله را هم نمی دانیم كه این مجسمه چه كاربردی داشته است. برخی پژوهشگران معتقدند كه این مسئله احتمالا با موضوع باروری در ارتباط بوده است، اما یان هودر نظر دیگری دارد:

"این شی است كه به روش های گوناگونی قابل توصیف است، و من فكر می كنم كه در گذشته انسان ها اغلب گمان می كرده اند كه چنین تصوراتی از رابطه جفت ها و البته خود جفت گیری با انگاره های مربوط به الهه والده(mother goddess) در ارتباط بوده، زیرا چنین تصور شده است كه دغدغه اصلی نخستین كشاورزان باروری محصولات بوده است.

در واقع به نظر من در این زمان (11000 سال پیش) هنوز زود است كه شواهد كافی از تایید وجود ایده الهه والد به دست آید. زیرا كشفیات جدید بسیار جالبی در ارتباط با این دوره وجود دارند كه در بین آنها هیچ نماد و تمثالی از زن دیده نمی شود و اغلب نمادها بسیار مردانه (phallocentric) هستند، بنابراین به نظر من جفت گیری دراین جوامع كشاورزی اولیه به خاطر هوس های انسانی اهمیت داشته، نه به دلیل تولید مثل، حاصلخیزی و باروری، حمایت و پرورش كودكان و موضوعات مشابه.

مطمئنا احساساتی كه این دو در آغوش یكدیگر دارند اشاره ای به قدرت تولید مثل نیست، بلكه عشق است. انسان های آن دوره در آغاز عصر یكجا نشیی، تشكیل خانواده های پایدار، داشتن غذای بیشتر و بنابراین فرزندان بیشتر بودند و شاید این نخستین زمان در تاریخ بشر بوده كه یك جفت می توانستند زن و شوهر باشند."

تمامی ایده هایی كه به آنها پرداخته شد احتمالا در مجسمه عشاق وجود دارند، اما ما همچنان در قلمرو تفكر و تامل تاریخی هستیم. به هر حال از جنبه ای دیگر این اثر مستقیما نه به عنوان مدركی از جامعه ای در حال تغییر بلكه به عنوان یك اثر هنری گیرا با ما حرف می زند. مارك كوین مجسمه ساز می گوید:

"بین اثر هنری و صنایع دستی تفاوت وجود دارد. صنایع دستی آثاری هستند كه به دوره ای خاص تعلق دارند و در همان دوره نیز می مانند و تبدیل به اثری عتیقه از آن دوره می شوند. اثر هنری شیء است متعلق به گذشته كه به شكلی جاودانه همچنان در زمان حال حضور دارد و به طور قطع می توان گفت كه این پیكره در زندگی امروز نیز دارای معنی و مفهوم است."

اما از جهتی تمامی اشیا در ماورای زمان سخن می گویند. در سراسر مجموعه تاریخ جهان به روایت 100 شی تلاش می كنیم تا داستان زندگی انسان هایی را كشف كنیم كه اشیا و نمادهایی را از بیم ها، امیدها و حتی عشق هایشان خلق كردند. از زمان خلق پیكره عشاق عین ساخری تا زمان ساخته شدن مجسمه "بوسه" رودین در حدود 11000 سال از تاریخ بشر گذشته است اما به نظر نمی رسد كه امیال انسان در این دوره طولانی چندان تغییر كرده باشد.

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy