دوشنبه, 05 تیر 1396 |

دسته هاون پرنده نما

Hatamiتاریخ جهان به روایت صد شی (5)
ذرت، گندم، برنج، گوش فیل همگی از جمله غلاتی هستند که هزاران سال پیش اجدادمان در هر منطقه به تصادف برگزیدند، کاشتند، خشک کردند، کوبیدند و ذخیره کردند. پرنده ای با بالهای باز تراشیده شده بر دسته ی هاونی سنگی حکایت زمانی است که مردان کشاورزی می کردند و زنان آشپزی آموخته بودند و از غلاتی که گاه سمی نیز بودند خوراکی می پختند و خانه ای داشتند و فرزندانی. بدین ترتیب دهکده ها شکل گرفت و روابط انسانی وارد مرحله ی جدیدی شد...

بخش دوم: غذا


Bird-shaped pestle

دوره تاريخي: پس از عصر يخبندان 11000 تا 5500 سال پيش

محل كشف: ساحل رودخانه آيكورا (Aikora)، پاپوآ گينه نو

قدمت: 4تا 8000 سال

ابعاد: 36.2*7.3*9.1

اين دسته هاون پرنده نما توسط كشاورزان اوليه در پاپوآ گينه نو براي كوبيدن سبزيجات در هاون استفاده مي شده است. مردم پاپوآ گينه نو در حدود 9000 سال پيش كشاورزي را ياد گرفتند. پاپوآ گينه نو يكي از هفت مكاني بود كه پس از عصر يخبندان، كشاورزي به طور مستقل (از ديگر نقاط دنيا) در آن گسترش پيدا كرد.

گردن بلند دسته هاون نشانگر اين است كه اين وسيله ظريف تر از آن بوده كه كاربردي روزمره داشته باشد و ظاهر پرنده شكلش، بيانگر اين است كه احتمالا براي كوبيدن غذا در مراسم خاص كاربرد داشته است.

كشاورزي و پرورش حيوانات يكي از مهم ترين پيشرفت ها در تاريخ بشر به شمار مي آيد. تغييري تدريجي كه طي هزاران سال ايجاد شد و ده هزار سال پيش نمود يافت، كشاورزي را ايجاد كرد.

كشاورزي آذوقه فراواني فراهم كرد كه براي نخستين بار در تاريخ، بشر مي توانست خوراك جمعيت بيشتري را تامين كند. انسان ها اقامت در يك محل و زراعت را به جستجوي دائم براي يافتن منابع غذايي ترجيح دادند و بدين ترتیب دهكده ها به وجود آمد.

اسرار دسته هاون پرنده نما

پاملا سوادلينگ (Pamela Swadling) باستان شناسِ دانشگاه ملي استراليا:

"اين دسته هاون سنگي حدود 100 سال پيش توسط معدنچيان طلا در ساحل رودخانه آيكورا در اورو (Oro) در پاپوآ گينه نو يافت شد. در زمان كشف اين شي، دسته هاون ها و كاسه هاي ديگري نيز در سراسر گينه نو بريتانيا و گينه نو آلمان يافت شدند. مسئله جالب توجه اين بود كه مردم محلي نمي دانستند كه اين اشيا در چه زماني و توسط چه كساني ساخته شده بود، آنها اشیایی بودند با تاريخی تاريكي.

از آنجا كه برخي از اين اشيا در ميان گنجينه هاي باستاني يافت شدند، علم باستان شناسي به آشكار كردن داستان آنها كمك كرد. تاريخ گذاري گنجينه هاي يافت شده مشخص مي كند كه اين ابزار در زماني بين 3 تا 8 هزار سال پيش ساخته و استفاده مي شده اند.

دسته هاون و هاون سنگي هميشه در مكان هايي يافت مي شوند كه محصولات (كشاورزي) نشاسته اي قابليت رشد دارند. اين مسئله بيانگر اين است كه احتمالا اين اشيا براي كوبيدن گياهان نشاسته اي و دانه هاي خوراكي پخته شده و تبديل آنها به خمير، كاربرد داشته اند. اين نوع غذاها همچنان در بخش محدودي از مناطق ساحلي پاپوآ گينه نو پخت مي شوند.

بر خلاف اين دسته هاون، اغلب هاون و دسته هاون ها ساده و بدون تزئين بودند. بيشتر دسته هاون هاي پرنده نما در پاپوآ گينه نو يافت شده اند. بزرگترين مجموعه كشفيات از سواحل دريايي كه در خشكي گينه نو پيشروي داشته و حدود 4000 سال پيش خشك شده بدست آمده است. اغلب پرندگاني كه بر بالاي دسته هاون ها تراشيده و در اين مجموعه يافت شده اند، بر خلاف اين نمونه، به شكل نادري بال هايشان بسته است. در مقابل، پرندگاني مانند اين كه با بال هاي باز تراشيده شده اند در بخش هايي وجود داشتند كه معمولا شمار اندكي از هاون ها و دسته هاون ها يافت شده اند.

بسياري از اين وسايل در مسير راه هاي اصلي كه از خط ساحلي به سمت دره هاي كوهستاني مي رود يافت شده اند. البته دليل اين مسئله هنوز مشخص نيست، اما شايد به تجارت پرنده بهشتي كه بين كوهستان و مناطق ساحلي رايج بوده مربوط باشد."

آئين، دين، كالري و اشتها

پروفسور گرايم باركر (Graeme Barker) باستان شناسِ دانشگاه كمبريج:

"گينه نو در زمينه توليد غذا يكي از قديمي ترين نقاط دنياست. اندك زماني پس از اينكه همنوعان متفكر ما (Homo Sapiens) در ادامه حركت شان به خارج از آفريقا حدود 40،000 سال پيش به گينه نو رسيدند، استفاده از گياهاني مانند سيب زميني شيرين (Yam) و گوش فيل (Taro) را آغاز كردند.

بررسي گسترده فسيل ها نشان مي دهد كه ساكنان اين منطقه براي تقويت رشد گياهان جنگل را آتش مي زدند. باستان شناسان براي توصيف زندگي اين انسان هاي شكارگر و گرد آورنده غذا (كه ديگر كشاورز شده بودند) از واژه فرهنگ گياهي (Vegeculture) استفاده مي كنند.

در حدود 10،000 سال پيش از ميلاد انسان ها در اين منطقه براي آماده كردن نوع خاصي از زمين كشاورزي و پرورش گوش فيل زمين ها را زهكشي مي كردند و اين سبك زندگي با اولين نشانه هاي كشاورزي در آمريكا، خاورميانه و چين مصادف بوده است. اما آنچه كه اين شي آلت گونه (Phallus) و پرنده نما و مبهم و تا حدي گمراه كننده به ما يادآوري مي كند اين است كه توليد و به دست آوردن غذا براي بيشتر كشاورزان اوليه همانقدر كه به خوردن و سير شدن ربط داشته به مراسم ديني و آئيني نيز مربوط بوده است.

اين شي يكي از معدود دسته هاون هاي تزئين شده اي است كه در قرن 19 و ابتداي قرن 20 توسط اروپاييان از آن منطقه گردآوري شده است. بسياري از اين دسته هاون ها احتمالا به دوران پيش از تاريخ تعلق دارند، اما تعدادي از آنها نيز در زمان كشف همچنان مورد استفاده بودند.

چنين دسته هاون هايي براي كوبيدن گياهان و دانه هاي خوراكي كاربرد داشتند، اما در زمان هاي معيني براي ساخت شربت هاي جادويي كه در آئين باران سازي به كار مي رفتند نيز مورد استفاده قرار مي گرفتند. پرندگان، امروزه همچنان نمادهاي بسيار مهمي براي مردم گينه نو هستند و براي پيش بيني خوش شانسي يا بد شانسي، مسير پروازشان مشتاقانه توسط مردم نظاره مي شود.

ممكن است ما تصور كنيم كه در زندگي خود غذا و اعتقادات و سوپر ماركت و كليسا و مسجد را از هم جدا كرده ايم. اما براي ما نيز همچون مردم گينه نو كه از اين دسته هاون ها استفاده مي كرده اند، جمع شدن دور ميز شام زمينه ساز بسياري از تعامل هاي اجتماعي و رسم هاي زندگي است."

اينجا در رستوران كاركنان موزه بريتانيا، ناهار هميشه امر بين المللي دلپذيري بوده است! نه فقط دانشمندان و راهنمايان موزه از سراسر جهان به اين مكان مي آيند، بلكه خوردني ها نيز از چهارگوشه دنيا آورده شده اند. وقتي كه به سالاد بار نگاه مي كنيم مجموعه اي گوناگون از جمله سالاد سيب زميني، برنج ذرت و لوبيا قرمز را مي بينيم. مسئله جالب درباره اين سبزيجات اين است كه نه تنها تمامي آنها از نقاط مختلفي از جهان آورده شده اند، بلكه اگر گياهاني كه اين محصولات از آنها به عمل آمده اند در فرآيندي طولاني كه از حدود 10،000 سال پيش توسط عده اي از آشپزهاي جسور و مبتكر! تا پايان عصر يخبندان آغاز شد، محافظت و اصلاح نمي شدند، امروزه به اين شكل وجود نمي داشتند.

سر آشپز مادهور جافري (Madhur Jaffrey) مي گويد: كشاورزان اوليه مراقبت و اصلاح گياهان را به خاطر حفظ خانواده خود انجام مي دادند؛ و مارتين جونز (Martin Jones) درباره زندگي در آن دوره مي گويد: انسان براي دستيابي به سرزمين هاي بسيار خشن به فنون تكاملي جديدي نياز داشت.

حدود 11000 سال پيش جهان دستخوش دوره اي از تغييرات آب و هوايي سريع و شديد شد كه پايان عصر يخبندان را در پي داشت. درجه حرارت طي يك قرن 7 درجه افزايش پيدا كرد و سطح آب درياها 100 متر بالا رفت. يخ ها آب شدند و برف جاي خود را به علف زارها داد، نتيجه كار تدريجي اما تغييرات زندگي انسان ها ژرف بود.

10،000 سال پيش با آغاز ضرباهنگ هاي (شخم زدن)، كوبيدن و سائيدن مواد غذايي كه مي رفتند تا رژيم غذايي انسان و چهره زمين را تغيير دهند، آهنگ زندگي در سرتاسر جهان دگرگون شد. پيشينيان ما براي زماني طولاني گوشت را كباب مي كردند، اما "آشپزي" به معنايي كه ما امروزه به كار مي بريم در آن دوره ( 10،000 سال پيش) آغاز شد.

اشياي فراواني در موزه بريتانيا وجود دارد كه به كمك آنها مي توانيم اين زمان بخصوص در تاريخ بشر را شرح دهيم. زماني كه انسان ها واقعا كشت گياهاني را كه مي توانست در سرتاسر سال آنها را تغذيه كند آغاز كردند. آغاز اين نوع كشاورزي فرآيندي است كه به نظر مي رسد كه در بسياري از نقاط مختلف جهان كم و بيش روي داده است و دانشمندان به تازگي دريافتند كه يكي از اين نقاط پاپوآ گينه نو بوده، جزيره پهناوري كه اين دسته هاون پرنده نما از آنجا آمده است. به نظر مي رسد كه اين شي 8000 سال قدمت داشته باشد، اما يك دسته هاون در آن زمان نيز به همين شكلي كه امروز كابرد دارد استفاده مي شده است، كوبيدن و آماده كردن مواد غذايي در هاون جهت طبخ. اين يك دسته هاون (نسبتا) بزرگ به شمار مي رود، ارتفاعش به 35 سانتي متر مي رسد و يك برآمدگي سنگي به بزرگي يك توپ كريكت در انتهايش قرار دارد و مي توان تصور كرد كه زياد (اما نه هر روز) مورد استفاده بوده است. چوبهء بالاي برجستگي بسيار خوشدست است. قسمت بالايي دسته كه شبيه به پرنده اي بلند و باريك با بال هايي گسترده و گردن قلمي روبه جلوست، هيچ كاربردي براي كوبيدن مواد غذايي ندارد و البته تا حدي شبيه به هواپيماي كنكورد است!

اكنون با اين ايده كه پختن غذا ما را به هم پيوند داد آشنا هستيم،‌همه ما به عنوان عضوي از خانواده و جامعه مي دانيم كه تا چه حد خاطرات يك خانواده با ظرف هاي آشپزخانه گره خورده است. به نظر مي رسد كه اينگونه پيوندها قدمتي به اندازه نخستين ابزار آشپزي در حد 10،000 سال دارند.

هاون و دسته هاون هاي ديگري نيز در گينه نو يافت شده اند كه نشان مي دهند در حدود 10،000 سال پيش كشاورزان در جنگل هاي استوايي و علف زارهاي آن منطقه به پرورش محصولات مي پرداختند. نظر رايج درمورد آغاز كشاورزي از خاورميانه و راهيابي آن به ديگر نقاط جهان از منطقه اي كه آن را هلال حاصلخيز مي خوانند، با اين كشف نسبتا جديد زير سوال رفت. اكنون مي دانيم كه در واقع اين مرحله خاص (آغاز كشاورزي) از تاريخ بشر در بسياري از نقاط جهان تقريبا به طور همزمان رخ داده است و روشن است كه بسياري از ما انسان ها به طور هم زمان كشاورز شديم. در تمامي نقاطي كه انسان به كشاورزي مشغول بود گياهان خاصي را برگزيد، آنها را از انواع وحشي و خودرو جدا كرد و در زميني ديگر به كشت آنها پرداخت. در خاورميانه انسان علف هاي خاصي را برگزيد كه انواع اوليه گندم بودند، در چين برنج خشك وحشي انتخاب شد، در آفريقا نوعي از حبوبات علف مانند از خانواده ذرت و بالاخره در پاپوآ گينه نو گياه نشاسته دار گوش فيل برگزيده شد. شگفت انگيز ترين مسئله درباره اين گياهان اين است كه بسياري از آنها در حالت طبيعي اوليه شان يا قابل خوردن نيستند يا حداقل مزه بسيار ناخوشايندي دارند. اما چرا بايد گياهاني را برگزيد كه فقط پس از خيس خوردن و جوشاندن و خرد كردن قابل خوردن باشند؟ مارتين جونز (Martin Jones)، استاد علوم باستاني در دانشگاه كمبريج، كيمياگري غذايي! را به عنوان بخشي اساسي از فرآيند تكامل انسان مي داند:

"همانطور كه گونه هاي انسان به سراسر نقاط جهان پا مي گذاشتند، مي بايست برتري رقابتي خود بر ديگر حيوانات براي كسب غذا را حفظ مي كرد. بنابراين انسان به سمت غذاهاي پيچيده تر رفت، از جمله دانه هاي كوچك و سخت گياهان كه امروز آنها را غلات مي ناميم و به طور خام قابل هضم نيستند، حتي ممكن است سمي باشند و براي خوردن بايد آنها را خمير و تبديل به نان كرد. (در اين منطقه) به سمت غلات بزرگ و (گاهي) سمي مانند سيب زميني هندي و گوش فيل رفتيم كه براي خوردن بايد خشك، خرد و پخته مي شدند.

برتري ما نسبت به ديگر حيوانات داشتن مغز بزرگي بود كه به ما اجازه مي داد تا به مراحل مختلف آماده كردن غذاهاي پيچيده تر فكر كنيم و حيوانات را در اين رقابت پشت سر گذاريم."

بنابراين آشپزي به تفكر احتياج دارد. ما نمي دانيم جنسيت آشپزهايي كه در گينه نو از اين دسته هاون استفاده مي كردند چه بوده، اما پژوهش هاي باستان شناسي مشخص كرده كه در خاورميانه باستان، آشپزي فعاليتي زنانه بوده است. از كاوش گورهاي متعلق به اين دوره دانشمندان دريافتند كه ران ها، قوزك و زانوهاي زنان بالغ اغلب سائيدگي شديدي داشته زيرا آسياب كردن گندم مستلزم زانو زدن و جلو و عقب رفتن براي آرد كردن دانه ها بين دو سنگ سنگين بوده است. اين ورم مفاصل كه فعاليت بدني را كاهش مي داد بسيار سخت و دردناك بود.  زنان و كشاورزان جديد در خاورميانه و ديگر نقاط دنيا، طيف كوچكي از غذاهاي اوليه مغذي را كه مي توانست نسبت به قبل جمعيت بيشتري را تغذيه كند مي كاشتند. بيشتر اين غذاهاي جديد كاملا بي مزه بودند، اما حتي در اين مورد نيز دسته هاون مي توانست نقش مهمي بازي كند. سر آشپز مادهور جافري (Madhur Jaffrey) مي گويد:

"اگر دانه هاي خردل كه در دنياي باستان نيز شناخته شده بود را يك روز نگه مي داشتيد تغييري در مزه اش ايجاد نمي شد، اما اگر آنها را خرد مي كرديد قضيه كاملا فرق مي كرد و مزه اش تند و تيز مي شد، بنابراين خرد و آسياب كردن مزه يك ادويه را كاملا تغيير مي داد."

مارتين جونز (Martin Jones) معتقد است كه كشاورزي اوليه در زمان خودش الگوي كلي جامعه را تغيير داد:

"انسان در تعداد كمي از غذاها تخصص پيدا كرد اما اين به معني كنار گذاشتن ديگر غذاها نبود. تاكيد بر غذاهاي معين و محدود يكي از عوامل شكل گيري كشاورزي بود و اين روش زندگي موجب شد مردم شيوه هاي گوناگوني براي زندگي، تعامل و تقسيم غذا ايجاد كنند."

محصولات (كشاورزي) جديد به خلق جوامع جديد كمك كرد،‌ زيرا در صورت مساعد بودن آب و هوا اين گونه ها محصول زيادي به بار مي آوردند و اين مازاد توليد را مي شد انبار، مبادله و يا در يك جشن بزرگ مصرف كرد. پيكر نازك، كشيده و زيباي اين دسته هاون، ظريف تر از آن به نظر مي رسد كه بتواند كوبيدن پي در پي و هر روزه گوش فيل را تاب آورد. بنابراين به نظر مي سد كه اين دسته هاون بيشتر براي آماده كردن غذا در مراسم و گردهم آيي هاي خاص كاربرد داشته است. غذا خوردن هميشه يكي از زمينه هاي دور هم جمع شدن بوده است، همانگونه كه ما احتمالا امروزه نيز براي كسب و كار، شادي و رقص و يا گرامي داشت روزهاي خاص زندگي، غذا را دور هم صرف مي كنيم.

بيشتر غذاهايي كه در ناهارخوري موزه بريتانيا وجود داشتند به نقاط مختلف جهان تعلق دارند و مطلب قابل تامل اين است كه مادامي كه بسياري از انسانها آزادانه به چهارگوشه دنيا سفر مي كنند، به محصول كشاورزاني كه اغلب سفر نمي روند و روي يك تكه زمين كار و زندگي مي كنند وابسته هستند. همه مي دانيم كه اين امر چگونه كشاورزان سراسر جهان را در برابر تغييرات آب و هوايي آسيب پذير مي سازد. وابستگي به شرايط آب و هوايي پايدار موجب شد كشاورزان 10،000 سال پيش به خداوندگان غذا و آب و هوا تشخص بخشند و اين خداوندگان (خيالي) در قبال پرستش شدن امنيت چرخه طبيعت و باروري محصول را حفظ مي كردند. امروز اما اين امور از جمله مسئوليت هاي دولت ها و رايزناني (campaigners) مثل سرباب گلداف (Sir Bob Geldof) به شمار مي آيد:

"به نظر من روانشناسي غذا و جايگاه انسان در آن، مهم ترين جنبه زندگي ما به شمار مي رود. اصولا نياز به كار از نياز به خوردن نشات مي گيرد. بنابراين محوريت انديشه خوراك بنياد تفكر نوع انسان است. واضح است كه هيچ حيواني بدون غذا نمي تواند زنده باشد، اما اين مسئله، امروز در آغاز قرن 21، تا جايي پيش رفته كه به روشني جزو سه اولويت اصلي خطابهء قدرت هاي جهاني قرار گرفته است و آينده بخش عظيمي از جمعيت جهان به موفقيت يا عدم موفقيت آنها وابسته است. به سادگي مشخص است كه در حال حاضر غذاي كافي براي كل جمعيت جهان وجود ندارد و عوامل زيادي اين كمبود را تحت تاثير قرار مي دهند كه تغييرات آب و هوايي در صدر آنها قراردارد."

افزايش جمعيتي كه بلافاصله پس از عصر يخبندان به مدد خوراك جديد مقدور شد نه يك مشكل كه يك مزيت بود. نخستين اجتماعات يكجا نشين تا جايي كه آب و هوا اجازه مي داد به سرعت رشد كردند و جوامع پايدار جديدي را توسعه دادند. از اين رو تغييري در آب و هوا همانند آنچه كه موجب شد براي اولين بار كشاورزي شكل گيرد، اكنون بقاي انسان را تهديد مي كند.

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy