دوشنبه, 05 تیر 1396 |

زمینه های فرهنگی مشارکت سیاسی

democracyبخش پایانی
جامعه‌شناسان مشهور امریكایی برای جنبه‌های اجتماعی فرهنگ سیاسی اهمیت بیشتری قایلند كه این نظر ناشی از این پیش فرض است كه فرهنگ سیاسی نیز مانند “فرهنگ اجتماعی”(22) در بستر زمان و در ارتباط با رویدادهای مختلف شكل می‌گیرد و لذا مانند سایر پدیده‌های اجتماعی مرتباً در حال تغییر و نو شدن است...

جنبه های اجتماعی فرهنگ سیاسی

جامعه‌شناسان مشهور امریكایی برای جنبه‌های اجتماعی فرهنگ سیاسی اهمیت بیشتری قایلند كه این نظر ناشی از این پیش فرض است كه فرهنگ سیاسی نیز مانند “فرهنگ اجتماعی”(22) در بستر زمان و در ارتباط با رویدادهای مختلف شكل می‌گیرد و لذا مانند سایر پدیده‌های اجتماعی مرتباً در حال تغییر و نو شدن است. (احمد نقیب زاده، 1372، ص 67)این جامعه شناسان اعتقاد دارند كه تجربیات تاریخی حاكی از آن است كه توسعه تكنولوژی، علوم و گسترش آموزش و وسایل ارتباط جمعی در ایجاد فرهنگی نوین و مالاً انسانی نوین و نوگرا نقش اساسی دارند.  آنها درباره انسان نوین چنین اظهار می‌كنند كه “فرد نوگرا شهروندی مطلع و مشاركت كننده است كه به خود اعتماد دارد و در روابط خود با منابع نفوذ سنتی كاملاً مستقل عمل می‌كند و آماده پذیرش تجربیات و ایده‌های جدید است.  ذهنی باز و از لحاظ مفهومی منعطف دارد.  ”(سیف زاده، حسین، 1373، ص 62)

در مورد كسب آمادگی برای مشاركت سیاسی سی.  ایچ.  داد معتقد است شمار كسانی كه در غرب به وسایل مختلف به آگاهی سیاسی بیشتری رسیده‌اند و فرصتهای زیادتری برای مشاركت كسب كرده‌اند فزونی گرفته است.  به عقیده او در حال حاضر خواستهای بعضی از اعضای جامعه چنان به دقت منظور می‌گردد كه دیگر نمی توان واقعیت گسترش قدرت حكومت را از مسلمات دانست.  هر چند وی این نكته را متذكر می‌شود كه برخی معتقدند این مشاركت بیشتر ظاهری بوده است تا حقیقی.  به عقیده وی مشاركت سیاسی مؤثر به آن آسانی كه گمان برده می‌شود حاصل نمی‌شود زیرا چنین استدلال شده است كه سازمانهایی مانند احزاب سیاسی و اتحادیه‌های كارگری رفته‌رفته تحت تسلط عده‌ای انگشت‌شمار قرار می‌گیرند و سهم فرد در مقایسه با وسعت دامنه سیاست ملی چنان اندك است كه به هیچ تنزل می‌كند.  وی همچنین دیوانسالاری عظیمی را كه برای حفظ نفوذ گسترده حكومت لازم است و در كلیه شئون زندگی امروزی رخنه كرده است، عایقی میان فرد و حكومت می‌داند.  (سی. اچ. داد، 1369، ص 51-50)

در مورد فرهنگ سیاسی نباید فراموش كرد كه دگرگونی ایستارها بر اثر تغییر داده‌ها و به طور كلی رفتارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی می‌تواند عناصر فرهنگ سیاسی را متأثر سازد و به تحولاتی در جهت‌گیری‌های مردم بیانجامد.  بنابراین در فرایند بررسی فرهنگهای سیاسی مختلف باید به دینامیسم و پویایی فرهنگ سیاسی توجه داشت، به عنوان نمونه در مورد ایالات متحده امریكا مسایلی از قبیل جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت(23) منجر به تجدیدنظر در قضاوتهای مردم نسبت به نظام سیاسی شد. (قوام، عبدالعلی، 1370، ص 75)

 

شاخص های اصلی فرهنگ مشارکت

فرهنگ سیاسی با توجه به پدیده مشارکت با سه شاخص اصلی مورد بررسی قرار می گیرد: 1- اعتماد به یکدیگر2-رضایت از زندگی 3- حمایت از دگرگونی انقلابی (که بطریق منفی با فرهنگ مدنی همبستگی دارد). (اینگلهارت، 1373، ص 49)

پیدایش هنجارها ونگرشها در میان عموم مردم جهت مشارکت سیاسی ضروری است.  یکی از مهمترین این نگرشها حس اعتماد به یکدیگر است، اعتماد به دیگران، یک پدیده ژنتیکی فطری نیست، بلکه یک پدیده فرهنگی است که تجارب تاریخی مردم به آن شکل میدهد و در معرض تغییر قرار دارد.

آلموند و وربا به این نتیجه رسیدند که اعتماد به یکدیگر شرط روابط ثانوی است که به برای مشارکت سیاسی موثر در هر دموکراسی وسیع لازم است شخص باید مخالفان را به چشم مخالفان وفادار بنگرد، و وقتی قدرت سیاسی را به آنها تسلیم کند، می تواند اطمینان داشته باشد که آنان در چارچوب قانون حکومت کرده، در صورتیکه درانتخابات آینده پیروز شود، متقابلا قدرت سیاسی را واگذار میکنند. در مطالعات آلموند و وربا ایتالیاییها وآلمانیها از لحاظ حس اعتماد در مرتبه پائینی قرار دارند.  اعتماد به یکدیگر بخشی از نشانگان فرهنگی پایداری است که به بقای دموکراسی منجر میشود(اینگلهارت، 1373، ص 25و36) و این اصل برای تضمین بلند مدت دموکراسی و نهادهای دموکراتیک در میان مردم ضروری است.

سطح توسعه اقتصادی مهمترین علل اختلاف فرهنگی جوامع مختلف است، امنییت اقتصادی در نتیجه توسعه اقتصادی سبب افزایش احساس رضایت عمومی از زندگی در جامعه می شود وبتدریج باعث پدید آمدن یک هنجار فرهنگی (رضایت از زندگی)نسبتا عالی میشود.  نهادهای دموکراتیک به ویژگیهای فرهنگی پایدار مانند رضایت از زندگی و اعتماد متقابل بیشتر از متغییرهای نسبتا متزلزل مانند رضایت سیاسی وابسته است. (اینگلهارت، 1373، ص 23و 35)

توسعه اقتصادی خواه ناخواه تقاضاهایی ایجاد می‌كند كه حداقل برخی از این تقاضاها بایستی تبدیل به سیاست شوند.  احتمال اینکه جوامع ثروتمند افراد مادی پرورش دهند بسیار کم است. حال آنکه جوامع مادی رشد اقتصادی بالایی دارند. یا به عبارت دیگر چون جوامع ثروتمند بیشترین فرامادیون را پرورش می دهند پس از تاخیر مقتضی، این جوامع کمترین آهنگ رشد اقتصادی را دارند. نتیجه بلند مدت این است که آهنگ رشد اقتصادی بالا سرانجام به آهنگ رشد اقتصادی پایین منجر می شود. رفاه، رونق اقتصادی موجب تحول فرهنگی به سوی ارزشهای فرامادی می شود، که آن نیز سرانجام به اهمیت کمتر به رشد اقتصادی می انجامد(اینگلهارت، 1373، ص 62)

به عقیده سی ایچ داد، گسترش صنعت سبب پیدایشگروههایی میشود كه رفته رفته کسب خودآگاهی به نیاز به قدرت می برند، که این موجب می‌شود حتی در حكومتهای خودكامه و یكه تاز مشاركت عاملی مؤثر به حساب آید.  وی معتقد است هنگامی كه رشد اقتصادی و اجتماعی به سطحی میرسد که امكان ظهور انجمنهای نیرومندی به وجود می‌‌آید، خواه ناخواه قدرت حكومتی كه انتظار می‌رود نماینده منافع عمومی‌تر باشد تضعیف می‌شود.  هرچه درجه مشاركت بیشتر باشد، قدرت حكومت محدودتر است.  به عقیده او تنها هنگامی می‌توان به معنای اخص گفت كه بین مشاركت مردم و قدرت حكومت منافات وجود ندارد كه مشاركان حق حكومت را برای رد كردن خواسته‌هایشان بپذیرند و برای رسیدن به آنچه که می‌خواهند فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارد نسازند. ( سی.  ایچ.  داد، ، 1369، ص ص 53-50)

از نظر شاخصهای اقتصادی و اجتماعی حضور طبقه متوسط در فعالیت‌های سیاسی چشمگیر و حائز اهمیت است.  كسانی كه امكانات بیشتری دارند بیشتر در زندگی سیاسی مشاركت می‌كنند.  در بحثهای مربوط به انتخابات در كشورهای غربی، معمولاً رأی دهندگان از طبقه متوسط هستند كه فعالیتهای خود را منحصر به تلاش برای امرار معاش ننموده‌اند و قسمتی از وقت خود را صرف مسایل مربوط به جامعه خویش می كنند. ( بشیریه، حسین، 73-1372، ص ص 50-48) بنابراین افزایش شمار افراد طبقه متوسط در اثر توسعه اقتصادی و اجتماعی بر رونق مشاركت سیاسی می‌افزاید.  

در عین حال برخی بر این باورند، توسعه اقتصادی ضرورتا و بخودی خود منجر به دموکراسی نمی شود بلکه فقط موجب دگرگونیهای لازم در ساختار اجتماعی وفرهنگ سیاسی می شود و بقای نهادهای دموکراتیک را افزایش می دهد. بارزترین مثال آن کشورهایی مانند عربستان سعودی، کویت ولیبی که کاملاّ ثروتمند هستند، اما ساختار اجتماعی و فرهنگ سیاسی آنها برای دموکراسی مساعد نمی باشد.  (اینگلهارت، 1373، ص 47)

دمکراسی با ثبات تنها محدود به عوامل اقتصادینیست، شرائط فرهنگی ویژه نیز در این میان، تعیین کننده هستندو به نوبه خود با توسعه اقتصادی و سیاسی کلان ارتباط دارند.  موفقیت اقتصادی بلند مدت می تواند به مشروعیت رژیم های مختلف در جامعه صنعتی کمک کند، و به بقای نهادهای دمکراتیک پس از استقرار شان یاری رساند. لیکن توسعه اقتصادی فقط در صورت همراهی با دگرگونیهای معین در ساختار اجتماعی و فرهنگ سیاسی ممکن است به لیبرال دموکراسی بیانجامد(اینگلهارت، 1373، ص 50)

کیندر و کیویت (1979) دریافتند، رابطه بین اقتصاد و سیاست صرفا تعقیب دقیق منافع اقتصادی نیست بلکه تا حدود زیادی جامعه گرایانه است.  شخص به حکومتی رای میدهد که بنا بر استنباطش به کشور خدمت کرده است بدون ملاحظه اینکه چه تاثیری بر وضعییت مالی خودش گذاشته است.

رضایت از زندگی، رضایت سیاسی، اعتماد به یکدیگر، میزان زیاد بحث سیاسی و حمایت از نظم اجتماعی موجود نشانگان نگرش مثبت نسبت به جهانی که شخص درآن زندگی می کند تشکیل می دهند.  این نشانگان با بقای نهادهای دموکراتیک رابطه دارد.

رضایت کلی از زندگی قسمتی از نشانگان گسترده نگرشهایی است که نشان میدهد شخص نگرش نسبتا مثبت یا منفی نسبت به جهانی که در آن زندگی میکند دارد.  رضایت از زندگی، خوشبختی، اعتماد بیکدیگر و اینکه شخص از دگرگونیهای بنیادین اجتماعی حمایت کند یا از جامعه کنونی خود، همه با هم در یک دسته فرهنگی که ارتباط تنگاتنگ با تداوم یا فقدان نهادهای دموکراتیک برای مدت طولانی در یک جامعه دارد گرد هم می آیند.  بنظر میرسد این نگرشها یک جنبه دیرینه از فرهنگهای مورد نظر بوده، مولفه بلند مدتی را تشکیل میدهند که زمینه ساز سطوح مطلق رضایت از عملکرد حکومت در هر زمان معین است.  این نشانگان همچنین با سطح اقتصادی یک کشور در ارتباط است.  کشورهای توسعه یافته تر از لحاظ رضایت سیاسی، اعتماد به یکدیگر ودیگر عناصر این نشانگان نسبتا در با قرار دارند(اینگلهارت، 1373، ص 7-46)

سطح پایین رضایت و اعتماد موجب می شود که شخص به احتمال زیاد نظام سیاسی موجود را نپذیرد واز راست یا چپ افراطی حمایت کند(اینگلهارت، 1373، ص 41)

با وجود اینکه توان کنش سیاسی در میان مردم غرب به تدریج افزایش یافته است. ولی این امر به طور متناوب مشهود است، در هر کشور میزان فعالیتی که در یک زمان معین انجام می پذیرد به مسائل و وضعیت سیاسی جاری بستگی دارد.  وقتی مجموعه شواهد برخی از کشورهای پیشرفته صنعتی را مورد بررسی قرار می دهیم، شاهد افزایش کلی سیاسی شدن در سطح فردی هستیم.  با مشخص شدن شاخصه های اصلی فرهنگ سیاسی و میزان تاثیر گذاری آن بر فرآیند مشارکت سیاسی نحوه تاثیر گذاری افراد در این جریان کلی بر اساس مشخصه ها و فاکتورهای مختلفی مورد بررسی قرار می گیرد. این افزایش را می توان به سه عامل نسبت داد: 1-افزایش میزان تحصیلات و اطلاعات سیاسی در میان گروههای سنی جوانتر، در مقایسه با گروههای بزرگتر، 2- سیاسی تر شدن زنان – در حالی که نقش سنتی زنان با بیشتر شکل های کنش سیاسی منافات دارد، تفاوتهای جنسی در میان آن دسته از گروههای سنی که از دیگر گروهها جوانتر هستند از همه کمتر است، و 3- گسترش ارزشهای فرامادی – رشد با احساس امنیت جانی و اقتصادی ظاهرا شخص را تشویق می کند که سهم بیشتری از توجه خود را صرف ملاحظات مجرد و عالیتر همچون سیاست نماید.  (اینگلهارت، 1373، ص 415)

سطح تحصیلات تأثیر متقابلی بر میزان مشارکت افراد دارد.  افراد با تحصیلات بالا ممکن است به خاطر آگاهی هایی که دارند در انتخابات شرکت و یا از شرکت در آن اجتناب کنند.  درهمین ارتباط مذهب عاملی مهم و شاید مهم ترین عامل در مشارکت عمومی می باشد، ادیان و مذاهب مشارکت جو، مثل تشیع، افراد را به مشارکت در امور سیاسی و اجتماعی دعوت می کنند. بر همین اساس در متون اسلامی به فرهنگ مشاركت بسیار توجه شده است.  محمد باقر صدرمنشأ مشاركت سیاسی و اجتماعی را محتوای درونی انسانها می‌داند.  محتوای درونیانسانها در حقیقت اندیشه و ارادة او را تشكیل می‌دهد و اساس جنبشها را پدیدمی‌آورد.  به عبارت دیگر محتوای درونی انسانها، زیربنا و مجموعه پیوندهای اجتماعی وساختار زندگی بشر روبنای زندگی اجتماعی محسوب می‌شود.  پیوند محتوای درونی انسانهابا وضعیت اجتماعی بیانگر نوعی رابطة علّی است كه آیه شریفه «ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» (قرآن کریم، رعد، آیه 11) بر آن دلالت می‌كند.  این آیه به صراحتاعلام می‌كند كه تغییر در سرنوشت اجتماعی انسانها به تغییر در ارادة فردی آنهابستگی دارد ونقش آگاهی‌های عمومی را در گسترش مشاركت سیاسی نمی‌تواننادیده گرفت.  درجة آگاهی سیاسی و اجتماعی شهروندان رابطه مستقیم با میزان و كیفیت جریان تبادل اطلاعات وسهولت دسترسی به آن و اعتماد عمومی دارد. معمولاً گرایشهای حزبی، صنفی، گروهی اجتماعی و سیاسی مردم و واكنش آنان در برابرعملكرد حكومت در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی به پیش زمینه‌های آگاهی بستگیدارد.

در نظام جمهوری اسلامی ایران مشارکت سیاسی بمعنای حق دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود با توجه به آموزه های دینی و سیاسی است. بر همین اساس دخالت مردم در امر تصمیم گیریهای سیاسی و نظارت بر آنها با توجه به اصل اول قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. این مشارکت مبتنی بر اصول قانونی، مذهبی و عرفی حاکم بر روابط اجتماعی مردم ایران است.

  

نتیجه گیری

نظریه و دیدگاههای متفاوتی در جامعه‌شناسی سیاسی دربارة عوامل مؤثر بر شکل گیری مشاركت سیاسی ارائه گردیده است که عمده ترین آنهاعبارتند از:

نظریة «دترمینیستی ماركس» مبتنی بر نقش اقتصاد بعنوان زیربنای روابط اجتماعی، در چارچوب این نظریه عده ای تاکید دارند که مشارکت سیاسی بر مبنای الگوهای انتخاب عاقلانه براساس متغییرهای اقتصادی شکل خواهد گرفت.

نظریة «تفهمی ماكس وبر» با اعتقاد بر برتری نقش فرهنگ بر سایر عوامل در شکل گیری مشارکت سیاسی، طرفداران این نظریه معتقدند رویکرد فرهنگ سیاسی جایگزین مهمی برای انتخاب عاقلانه و چارچوبی کلی برای تبیین رفتار سیاسی است.  واکنش مردم نسبت به اوضاع با گرایشهای ذهنی ای شکل میگیرد که از فرهنگی به فرهنگ دیگر ودر درون خرده فرهنگها متفاوت است، این تفاوت در گرایشها ی ذهنی بازتاب اختلاف در تجربه اجتماعی شدن است واینکه یادگیری اولیه فراگیری بعدی را مشروط کرده بی اثر ساختن یادگیری اولیه را بسیار مشکل میسازد. تفاوتهای پایدار در یادگیری فرهنگی نقش مهمی در شکل دادن به عقاید وعملکرد مردم بازی میکند.  رویکرد فرهنگ سیاسی دربحث در این خصوص با نظریه انتخاب عاقلانه تفاوت دارد.

اعتقاد به جبرگرایی فرهنگی همچون اعتقاد به جبرگرایی اقتصادی ساده کردن بیش از حد مساله است.  بنابراین دمکراسی باثبات بازتاب تاثیر متقابل عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، اما اینها، تنها عوامل نیستند.  بلکه محیط بین المللی نیز به شکل گیری نیتجه کمک می کند.  اینگلهارت معتقد است آنها نقش عوامل فرهنگی را نادیده گرفته و یا به آن کمتر اهمییت می دهند. گمان می رود آنها حداقل روابط متقابل فرهنگ و اقتصاد را بخوبی درک نکرده اند. در چارچوب این دیدگاه رضایت از زندگی واعتماد به یکدیگر از شاخصه های اساسی فرهنگ سیاسی می باشند که همراه با حمایت از نظم اجتماعی که نشانگان نگرشهای مثبت نسبت به جهانی هستند که شخص در آن زندگی می کند این نشانگان با بقای نهادهای دمکراتیک رابطه دارند.  در کشورهای بر خورداراز سطوح بالای رضایت از زندگی و اعتماد متقابل و صبر و شکیبایی و. . .  بسیار بیشتر احتمال دارد که نهادهای دمکراتیک پذیرفته و حفظ شوند اما در گروه کشورها ی فاقد چنین نگرشهایی، نهادهای دمکراتیک به احتمال بیشتر پایمال می شوند.  اعتماد به یکدیگر مانند رضایت از زندگی و خوشبختی با سطوح نسبتا بالای توسعه اقتصادی متناسب است. اعتماد به یکدیگر موجب توسعه اقتصادی و منجر به افزایش احساس امنییت می شود که اعتماد به یکدیگر را در پی خواهد داشت. اینگلهارت معتقد است هر دو فراگرد متقابلا یکدیگر را تقویت میکنند. بنابراین توسعه اقتصادی به خودی خود موجب پیدایش دموکراسی نمی شود، بلکه به نظر می رسد که با دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی ای که فرصتهای دمکراسی را افزایش می دهند در ارتباط باشند.

آنچه ما در این مقاله در صدد اثبات آن بوده ایم مبتنی بر این فرض بوده است که فرهنگ سیاسی یک حلقه رابط تعیین کننده بین توسعه اقتصادی و دمکراسی است.  بررسی فرهنگ سیاسی در چارچوب مشارکت سیاسی مکمل ضروری انتخاب عاقلانه است.

بطور خلاصه باید گفت: فرهنگ از مهم ترین متغیرهای مشارکت سیاسی و اجتماعی است و صرفا پدیده ثانویه ای که توسط توسعه اقتصادی تعیین شود نیست. مجموعه مستقلی است از عواملی که گاهی اوقات به رویدادهای اقتصادی شکل می دهد، همچنانکه از آن تاثیر می پذیرد. در جامعه ی برخوردار ازفرهنگ سیاسی مشارکتی، مشارکت افراد گسترده تر است و در جامعه ای که فاقد چنین فرهنگی است، مردم با پدیده های سیاسی و اجتماعی برخوردی انفعالی دارند.  فرهنگ های مختلف انگیزه ها و توقعات متفاوتی را در افراد جامعه به وجود می آورند.  ممکن است در فرهنگ هایی که عامل اقتصادی قوی وجود دارد و پیشرفت اقتصادی آرمان افراد آن جامعه است، مردم برای گسترش یا تداوم فعالیت های اقتصادی راه های سیاسی را طی کنند. در فرهنگ هایی نیز ممکن است انسان ها به خاطر احساس نیاز به عوامل معنوی در سیاست مشارکت کنند.  بنابراین با زمینه سازی های فرهنگی مناسب در جوامع می توان افراد را به مشارکت در امور سیاسی ترغیب کرد.

منابع :

1- آبسر كرامبی، نیكلاس و دیگران، - “فرهنگ جامعه‌شناسی”، ترجمه حسن پویان، انتشارات چاپخش، تهران 1366.

2- اینگلهارت، رونالد، ترجمه مریم وتر، انتشارات کویر، 1373.

3- بشیریه، حسین، “انقلاب و بسیج سیاسی”، انتشارات دانشگاه تهران، 1372.  

4- بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی، نقش نیروهای اجتماعی درزندگی سیاسی.  

5- بشیریه، حسین، “جزوه مبانی سیاست”، دانشگاه امام صادق، نیمسال 73-1372.  

6- ساعی، احمد، “درآمدی بر شناخت مسایل اقتصادی – سیاسی جهان سوم، “انتشارات قومس، تهران 1374.

7- سی.  ایچ.  داد.  “رشد سیاسی”، ترجمه عزت‌الله فولادوند، نشر نو، تهران 1369.

8- سیف‌زاده.  حسین، “نوسازی و دگرگونی سیاسی”، انتشارات قومس، تهران، 1373.  

9- قوام، عبدالعلی، “سیاستهای مقایسه‌ای”، انتشارات سمت، تهران، 1370.  

10- قرآن کریم، سوره.  رعد آیه 11

11- مور، برینگتن، “ریشه‌های اجتماعی استبداد و دمكراسی”، ترجمه دكتر حسین بشیریه، مركز نشر دانشگاهی، تهران 1369.

12- نقیب‌زاده، احمد، “سیاست و حكومت در اروپا”، انتشارات سمت، تهران 1372.  

13- روزنامه ایران، یكشنبه 26/9/84.

14- Elvin Hatch.  “Culture” in Adamkupor & Jessica Kuporced.  

The social science Encyclopedia london.  Routledge and Kegan Paul. 1985.

15- Mayran.  Winer, “Under standing political Development”.  (Brawn, 1987).

16- Samuel.  P.  Hantington & Joan.  M.  Nelson.  “No easy choice Political Participation in Developing countries” (Harvard university press, 1976.

17- S. P. H.  “Political order in changing societies”.  (New Haven & London, Yale.  U.  P.  1966

 

پی نوشت ها:

* دکتری جامعه شناسی

1.  Samvel P.  Huntington

2.  Joan.  M.  Nelson

3.  Spontaneous Political Participation

4.  Mobilized Political Participation

5.  Structural - Historical

6.  Political Action

7.  Patrimonialistic

8.  Oriental Despotism

9.  Revolutionary Participation

10.  M.  Lipset

11.  Karl.  Devtch

12.  Mobilization

13.  Political Culture

14.  Political.  Education

15.  Political Orientation

16.  Socialization Process

17.  Lucianw.  Pye

18.  Sidney.  Verba

19.  Gabriel.  Almond

20.  David.  Robertson

21.  S. E.  Finer

22.  Social Culture

23.  Water - Gate

 

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy