شنبه, 03 تیر 1396 |

نامۀ سّری «پیشه وری» به استالین

درﺧﻮاﺳﺖِ ﻛمک های ﻣﺨﻔﻴﺎنۀ ﺗﺴﻠﻴﺤﺎﺗﻲ از اﺳﺘﺎﻟﻴﻦ ﺑﺮاي ﺟﺪاﻛﺮدنِ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن از اﻳﺮان
این ﺳﻨﺪ ترجمه‌ی نامه‌ی سری سید جعفر پیشه‌وری به استالین، در پی موافقت شوروی برای خروج نیروهایش از ایران است. پیشه‌وری پس از رد شدن اعتبارنامه‌اش در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی به نظر بسیاری از پژوهشگران به دام روس‌ها افتاد و در سال 1324 با چندنفر از فعالان سیاسی آذربایجان، فرقه دموکرات آذربایجان را تأسیس کرد و چندی بعد با حمایت شوروی اعلام استقلال کرد. اما با تشکیل دولت قوام در بهمن ۱۳۲۴، و موافقت شوروی برای خارج کردن نیروهایش از ایران، پیشه‌وری برای مذاکره به تهران سفر کرد. دولت مرکزی در نیمه دوم ۱۳۲۵ برای اعاده حاکمیت خود در آذربایجان نیروی نظامی مستقر کرد و فرقه دموکرات از هم پاشید و پیشه‌وری به شوروی پناه برد و در باکو اقامت گزید.

توضیح ﻣﺘﺮﺟﻢ: 1

. درﺑﺎرة ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﺳﻨﺪ را از ﻣﺘﻦ اﺻﻠﻲ آن  ﺗﺮﻛﻲ آذرﺑﺎﻳﺠﺎﻧﻲ  ﺑﻪزﺑﺎن ﻓﺎرﺳﻲ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﺮده‌ام. در ﺗﺮﺟﻤﺔ ﻓﺎرﺳﻲ ﺳﻨﺪ ﻛﻠﻤﺎت ﻧﺎﺧﻮاﻧﺎ را ﺑﺎ ﻧﻘﻄﻪﭼﻴﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮده‌ام. ﻫﺮآﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻛﻠﻤﻪاي ﻧﺎﺧﻮاﻧﺎ وﻟﻲ ﺑﻪﻇﻦ ﻗﻮي ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺑﻮد در درون [«......»] آورده ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﭼﻨﺪ ﻣﻮرد ﻣﻦ ﻛﻠﻤﻪاي را ﺑﺮاي ﻛﻤﻚ ﺑﻪ درك ﻣﻀﻤﻮن ﺟﻤﻼت ﺑﻪ ﻣﺘﻦ اﻓﺰوده‌ام که افزوده‌ها در داﺧﻞ [ ] ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه‌اﻧﺪ. در اﺻﻞ ﺳﻨﺪ، ﺑﻪ ﺟﺎي ﻧﺎم »اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي« از ﻧام‌های ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. (ﺷﻮراﻻر اﺗﻔﺎﻗﻲ، ﺳﻮﻳﺖ ﻟﺮ و(… که ﻣﻦ ﻫﻤﺔ آﻧﻬﺎ را «اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي» ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﺮده‌ام

2. ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﺔ ﺳﻨﺪ:

»ﻧﺎﻣﻪ« ﺑﺎ ﻣﺸﺨﺼﺎت 7-1 , л.49A, д.364, п. 38, оп.094АВПРФ, ф. در آرﺷﻴﻮ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﻓﺪراﺳﻴﻮن روﺳﻴﻪ (Федерации Архив внешней политики Российской) ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮد.
ﻧﺴﺨﻪاي از اﻳﻦ ﺳﻨﺪ در 230-218,v.114,i.89,s.1AR SPIHMDA, f. (آرﺷﻴﻮ دوﻟﺘﻲ ﺟﻤﻬﻮري آذرﺑﺎﻳﺠﺎن درﺑﺎره اﺣﺰاب ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺟﻨﺒش‌هاي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺨﺰن1 ﻓﻬﺮﺳﺖ 89 ﭘﻮﺷﻪ114 ﺻﻔﺤﻪ (230 -218 ﻧﻴﺰ در ﺑﺎﻛﻮ ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲﺷﻮد.
 
ﻣﺘﻦ ﺳﻨﺪ 17) آذر (1325
 

از ﻃﺮﻳﻖ آﻗﺎي ﻛﺮاﺳﻨﻴﺦ ﺳﺮﻛﻨﺴﻮل اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي در ﺗﺒﺮﻳﺰ ﺑﻪ دوﻟﺖ ﺷﻮروي

ﺷﻤﺎ ﺧﻮد ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮب ﻣﻲداﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﭘﺲ از ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎن ﻣﺎ از ﺗﻬﺮان، ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت دﺳﺖ راﺳﺘﻲ و ارﺗﺠﺎﻋﻲ آﻧﺠﺎ ﺑﺮاي ﻧﺎﺑﻮدي آزادي و ﻣﺠﻤﻮﻋﺔ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﻧﻬﻀﺖ دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺟﺪي و ﭘﺮﺣﺮارت ﺿﺮورت ﺣﻤﻠﺔ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺑﻪ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن را ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. ﻗﻮام اﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻧﻴﺰ ﻛﻪ ﻗﺒﻼ از اﻋﺰام ﻧﻴﺮو ﺑﺮاي ﺗﺄﻣﻴﻦ آزادي اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻔﺖ، در ﺗﻠﮕﺮاﻓﺎت و ﺑﻴﺎﻧﻴﻪﻫﺎي ﺧﻮد ﻋﻠﻨًﺎ و رسماً اﻋﻼم ﻛﺮد ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺧﺎﺗﻤﻪ دادن ﺑﻪ ﻧﻬﻀﺖ و ﻧﺎﺑﻮدي ﺳﺮان آن ﺑﻪ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺣﻤﻠﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. ﺳﺮاﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ در ﺣﺮف و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﺤﺪود ﻧﻤﺎﻧﺪ و ﺳﺎﻋﺖ ﻫﻔﺖ ﻗﺒﻞ از ﻇﻬﺮ روز ﺳﻴﺰدﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺎه ]آذر[، ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺴﻠﺢ اﻋﺰاﻣﻲ او در ﻣﻨﻄﻘﻪ رﺟﻌﻴﻦ 12 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﺎم پست هاي ﻓﺪاﻳﻲ ﻣﺎ را زﻳﺮ آﺗﺶ ﺗﻔﻨﮓ، ﻣﺴﻠﺴﻞ، ﺗﻮپ و ﺗﺎﻧﻚ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﻛﻮﺷﻴﺪﻧﺪ وارد اراﺿﻲ ﻣﺎ ﺷﻮﻧﺪ. ﮔﺬﺷﺘﻪ از اﻳﻦ، ﺑﺮﺧﻼف ﻣﻮاﻓﻘﺘﻨﺎﻣﺔ اﻣﻀﺎ ﺷﺪه، ﻧﻴﺮوي ﻣﺴﻠﺢ ﺑﻪ زﻧﺠﺎن اﻋﺰام ﻧﻤﻮده و ﺑﺮﺧﻼف ﻧﺎﻣﺔ رﺳﻤﻲ ﻣﻌﺎوﻧﺶ ﻣﻈﻔﺮ ﻓﻴﺮوز، ﻓﺌﻮدال ﻣﺸﻬﻮر ذواﻟﻔﻘﺎري و دﻳﮕﺮان را ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ از زﻧﺠﺎن دور ﻧﻜﺮده، ﺣﺘﻲ ﺑﻪ او درﺟﺔ ﺳﺮﻫﻨﮕﻲ داده، ﻣﺴﻠﺢ ﻧﻤﻮده ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎده اﺳﺖ.

اﻳﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﻮام، ﻫﻨﻮز ﻣﺮﻛﺐ اﻣﻀﺎﻳﺶ ﭘﺎي ﻣﻮاﻓﻘﺘﻨﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ و زﻳﺮ ﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻳﺶ ﺑﻪ دﻛﺘﺮ ﺟﺎوﻳﺪ  اﺳﺘﺎﻧﺪار آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺧﺸﻚ ﻧﺸﺪه، ﺑﺎ ﺑﻲ ﺷﺮﻣﻲ آﻧﻬﺎ را ﻧﻘﺾ ﻛﺮده و ﻧﻴﺖ ﭘﻠﻴﺪ ﺧﻮد را ﻋﻠﻨﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. روﺷﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ او در اﻧﺪﻳﺸﺔ اﺟﺮاي ﺗﻌﻬﺪات رﺳﻤﻲاي ﻛﻪ درﺑﺎرة ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖآﻣﻴﺰ ﻣﺴﺌﻠﺔ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎن ﺷﻮروي  ﻛﻪ ﺧﻮدش آﻧﻬﺎ را واﺳﻄﺔ ﺳﺎزش ﺑﺎ ﻣﺎ ﻗﺮار داده  ﻧﻴﺴﺖ. در ﭼﻨﻴﻦ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚراه در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﻠﻖ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ و آن راه، دﻓﺎع از آزادي ﺑﺎ ﻧﻴﺮوي ﺳﻼح ﺧﻮد و ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﻲ ﺟﻮاﻧﺎن ﺧﻮﻳﺶ اﺳﺖ.
ﺧﻠﻖ ﻣﺎ ﺑﻪﺧﻮﺑﻲ درﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺿﺎﻣﻦ آزادي او، ﻧﻪ ﺗﻮاﻓق ها، ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ، ﻣﻮاﻓﻘﺘﻨﺎﻣﻪﻫﺎ و ﺗﻠﮕﺮاف ها، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﻴﺮوي ﺑﺎزو و ﻗﺪرت ﺳﺮﻧﻴﺰهاش ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺧﻠﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻗﺸﻮن و ﻗﻮاي ﻣﺴﻠﺤﻲ را  ﻛﻪ ﺑﺪﻧﺒﺎل ﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﻣﺴﺎﻟﻤﺖﺟﻮﻳﺎﻧﺔ ﻗﻮام ﺑﻪ دﻛﺘﺮ »]ﺟﺎوﻳﺪ [« ﺑﻪ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﻓﺮﺳﺘﺎده ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﻧﺒﻴﻨﺪ.
ﻗﻮام ﻗﺎدر اﺳﺖ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﻫﺮ دﻗﻴﻘﻪ ﻛﻪ ﺑﺨﻮاﻫﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ و ﻫﻴﭻ ﺳﻨﺪ و ﻣﻮاﻓﻘﺘﻨﺎﻣﻪاي ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ از اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺧﺎﺋﻨﺎﻧﺔ او ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﻛﻨﺪ.

ﻣﺎ ﻫﺸﺖ ﻣﺎه ﺗﻤﺎم اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻼف اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺮدمﻣﺎن، ﺑﺮﺧﻼف آرزوﻫﺎ و ﺗﻤﺎﻳﻼت اﻋﻀﺎء و ﻓﻌﺎﻻن ﻓﺮﻗﻪﻣﺎن؛ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ اﻣﻮر و ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖآﻣﻴﺰ اﺧﺘﻼﻓﺎت؛ ﺑﺎ درﻧﻈﺮداﺷﺖ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺟﻬﺎﻧﻲ دوﺳﺖ ﺑﺰرﮔﻤﺎن اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻧﺠﻲﮔﺮي دوﻟﺖ ﺷﻮروي، ﻛﻮﺷﻴﺪه‌اﻳﻢ ﻛﻪ ﺳﻴﻤﺎي ﻗﻮام را دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ و ﻣﺘﺮﻗﻲ ﺟﻠﻮه دﻫﻴﻢ؛ و ﺣﺘﻲ در ﻣﻮاﻗﻌﻲ ﺑﺮﺧﻼف ﻓﻜﺮ و اﻋﺘﻘﺎد ﺧﻮﻳﺶ از او ﺗﻌﺮﻳﻒ و ﺗﻤﺠﻴﺪ ﻧﻴﺰ ﻧﻤﻮده‌اﻳﻢ. ﻫﺪف اﻳﻦ ﺑﻮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎر ازﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎ ﻣﺨﺘﻞ ﻧﺸﻮد. ﺣﺘﻲ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺪاﺋﻴﺎن ﻣﺎ اﻣﻜﺎن ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻗﺰوﻳﻦ، رﺷﺖ و ﺗﻬﺮان را ﻧﻴﺰ داﺷﺘﻨﺪ، ﻣﺎ از ﻧﻔﻮذ و اﺣﺘﺮام ﺧﻮﻳﺶ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮده و ﺟﻠﻮي آﻧﻬﺎ را ﮔﺮﻓﺘﻪاﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺪﺳﺖ او ﻧﻴﻔﺘﺪ. اﻳﻦ ﮔﺬﺷت‌‌هاي ﻣﺎ را ﺟﻬﺎﻧﻴﺎن ﻣﻲداﻧﻨﺪ و ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ از ﻫﻤﻪ ﻣﻲداﻧﻴد.
ﻣﺎ در اﺟﺮاي اﻳﻦﻣﻮاﻓﻘﺘﻨﺎﻣﻪ، ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻠﻲ ﺧﻮد را ﻣﻠﻐﻲ ﻛﺮدﻳﻢ، ﻣﺠﻠﺲ ﻣﻠﻲﻣﺎن را ﺑﻪ اﻧﺠﻤﻦ اﻳﺎﻟﺘﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﻤﻮدﻳﻢ، دﺳﺘﻪﺟﺎت ﻓﺪاﺋﻲ را ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﮕﻬﺒﺎن ﻣﺒﺪل ﺳﺎﺧﺘﻴﻢ؛ آﻣﺎدة ﺳﭙﺮدن اﺧﺘﻴﺎر و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻗﺸﻮن ﻣﻠﻲﻣﺎن ﺑﻪ آﻧﺎن ﺷﺪﻳﻢ و ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻫﻤﺔ ﻋﺎﻳﺪات ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﺰاﻧﺔ آﻧﻬﺎ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎﻧﻚ ﻣﻠﻲ ﻛﺮدﻳﻢ. اﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮد ﻛﻪ دﺳﺘﺎوﻳﺰي ﺑﻪ دﺳﺖ آﻧﻬﺎ داده ﻧﺸﻮد. ﻗﻮام ﺑﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪة اﻳﻦ ﻛﻮﺗﺎه آﻣﺪن‌هاي ﻣﺎ ﻫﺮ روز ﺑﺮ ﺧﻮاﺳت‌هاي ﺧﻮد اﻓﺰود و ﺳﺮ اﻧﺠﺎم ﻛﺎر را ﺑﻪ آﻧﺠﺎ رﺳﺎﻧﻴﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻴﻜﺒﺎره ﺑﻪ آزادي ﺧﺎﺗﻤﻪ دﻫﺪ. او ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻧﻔﺖ را ﺑﺎ اﻳﻦ ﻗﺼﺪ ﭘﻴﺶ ﻛﺸﻴﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺮوج ارﺗﺶ ﺳﺮخ را از اﻳﺮان ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﺪ و ﻧﻬﻀﺖ ﻣﻠﻲ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن را در ﻫﻢ ﺑﻜﻮﺑﺪ. ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ او اﻳﻦ ﻛﺎرﻫﺎ را ﺑﺎ دﺳﺘﻮرات اﻧﮕﻠﻴﺲ و اﻣﺮﻳﻜﺎ  ﻛﻪ ﺑﻪ ﺛﺮوت اﻳﺮان ﭼﺸﻢ دوﺧﺘﻪاﻧﺪ  اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﺪ. او ﺧﻴﺎل ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﺎدر ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﻫﻤﻮاره ﻛﺎر ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻓﺮﻳﺐ و دروغ ازﭘﻴﺶ ﺑﺒﺮد. او ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ  ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ آذرﺑﺎﻳﺠﺎنی‌ها را ﻓﺮﻳﻔﺖ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ دوﻟﺖ ﺷﻮروي را ﻧﻴﺰ اﻏﻔﺎل ﻛﻨﺪ و ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻧﻔﺖ را ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﻧﻴﺮنگ‌های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺧﺎﺗﻤﻪ دﻫﺪ. ﻣﺎ آذرﺑﺎﻳﺠﺎنی‌ها ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮب ﻣﻲداﻧﻴﻢ ﻛﻪ انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها ﻣﻲﻛﻮﺷﻨﺪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻧﻔﺖ را ﺑﻪﻫﺮﻗﻴﻤﺘﻲ ﺑﻪﺳﻮد ﺧﻮد ﺣﻞ ﻛﻨﻨﺪ، و ﻗﻮام ﻧﻮﻛﺮ آﻧﻬﺎﺳﺖ. اوﻻ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻣﻲﺑﻴﻨﻴﺪ او ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﺣﺘﻲ ﻳﻚﻧﻔﺮ آزاديﺧﻮاه ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ راه ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﺧﻮد اﻗﺪاﻣﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﻛﺸﻮر ﺷﻮراﻫﺎ اﺳﺖ. ﻣﺠﻠﺴﻲ ﻛﻪ از ﻣﺮﺗﺠﻌﻴﻦ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﻮد ﻗﻄﻌﺎ راﺿﻲ ﺑﻪ داده ﺷﺪن ﻧﻔﺖ ﺑﻪ ﻛﺸﻮر ﺷﻮروي ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﻗﻮام ﻧﻴﺰ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﺔ ]ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ[ ﻣﺠﻠﺲ ﻗﻮل ﺧﻮد را زﻳﺮ ﭘﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻬﺎد ﻳﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻌﻔﺎ ﮔﺮﻳﺒﺎن ﺧﻮد را رﻫﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺷﻮروي ﻧﻴﺰ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ از وﻋﺪهﻫﺎي ﻗﻮام ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺳﻨﺪ و ﻳﻚ ﻣﺪرك رﺳﻤﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ ﺣﻮادﺛﻲ درﺗﺎرﻳﺦ اﻳﺮان زﻳﺎد اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. ﭘﺲ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ اول وﺛﻮق اﻟﺪوﻟﻪ ﺑﺮادر ﻗﻮام اﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻗﺮاردادي ﺑﺎ انگلیسی‌ها ﺑﺴﺖ. ﭘﺲ از آﻧﻜﻪ اﻳﻦ ﻗﺮارداد ازﻃﺮف ﺷﺎه و ﻣﺠﻠﺲ رد ﺷﺪ آﻧﻬﺎ ]ﺣﺘﻲ[ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﭘﻮﻟﻲ را ﻛﻪ ﺑﻪ وزراي دوﻟﺖ ﻣﺜﻼ ﻧﺼﺮت اﻟﺪوﻟﻪ ﭘﺪر ﻣﻈﻔﺮ ﻓﻴﺮوز داده ﺑﻮدﻧﺪ ﭘﺲ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻧﻔﺖ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺴﻴﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﺑﺪون داﺷﺘﻦ ﻃﺮﻓﺪاراﻧﻲ در ﻣﺠﻠﺲ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ آن ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. «ﺣﺴﻦ ﻧﻴﺖ» ﻗﻮام اﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻧﻴﺰ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﺤﻜﻤﻲ ﺑﻪﺣﺴﺎب آﻳﺪ؛ زﻳﺮا او در ﻣﺴﺌﻠﺔ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ ﺣﺴﻦ ﻧﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ.
ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻧﻔﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻮد اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي ﺣﻞ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭘﺸﺖ آن ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻴﺮوﻫﺎ اﻛﻨﻮن در ﻧﻘﺎط دﻳﮕﺮ اﻳﺮان ﺑﻪﺷﻜﻞ ﻓﻮق اﻟﻌﺎده‌ای در ﺣﺎل ﺳﺮﻛﻮب ﺷﺪن و ازﺑﻴﻦ رﻓﺘﻦاﻧﺪ. وﻟﻲ ]ﻫﻨﻮز[ ﻛﺎﻣﻼ ازﺑﻴﻦ ﻧﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﻧﻴﺮوي ﻣﺎ در آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﻧﻴﺮوي ﻣﻬﻤﻲ اﺳﺖ. ﻣﺎ داراي اﻣﻜﺎﻧﺎت ﺟﺪي ﺑﺮاي وارد آوردن ﻓﺸﺎر ﺑﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺗﻬﺮان ﻫﺴﺘﻴﻢ. اﻳﻦ اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻣﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي آزاديﺧﻮاه دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚِ دﻳﮕﺮ ﻧﻘﺎط اﻳﺮان را ﺗﻘﻮﻳﺖ کند.
ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ اﮔﺮ ﻛﺎر ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻮال ﭘﻴﺶ رود ﻧﻴﺮوي ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﻪﺳﺮﻋﺖ ازدﺳﺖ ﺧﻮاﻫﺪ رﻓﺖ. آن ﻫﻨﮕﺎم ﻗﻮام و دﻳﮕﺮ ﻣﺮﺗﺠﻌﻴﻦ ﻫﺮﭼﻪ را ﻛﻪ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻲ آﻧﻜﻪ ﻣﺎﻧﻌﻲ ﺑﺮ ﺳﺮ راه ﺑﺎﺷﺪ، اﻧﺠﺎم ﺧﻮاﻫﻨﺪ داد. در ﻛﻞ ﺑﺎﻳﺪ اﻋﺘﺮاف ﻛﺮد ﻛﻪ در سیاست، ﺣﺴﺎب ﺑﺎز ﻛﺮدن روي حسن‌نیت ﻗﻮام و ﻳﺎ ﻳﻚ ﻛﺎرﻣﻨﺪ دﻳﮕﺮ دوﻟﺘﻲ ﻛﺎري ]«ﺑﻴﻬﻮده»[ اﺳﺖ. ﻃﺮﻓﺪار ﺟﺪي ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي ﺑﺨﺶ ﻣﺘﺮﻗﻲ و آزاديﺧﻮاه ﺧﻠﻖ اﺳﺖ؛ و ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻴﺮو اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻘﻮﻳﺖ و ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺷﻮد. ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﺧﺎﻃﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻬﻀﺖ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن را ﺣﻔﻆ ﻛﺮد و از آن ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﻧﻤﻮد.
اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ را ﻧﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ درﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻛﻪ در اﻳﺮان ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺎرﺟﻲ ]«دﺧﻴﻞ در»[ سیاست ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻔﻮذ و ﻧﻴﺮوي ﺧﻮد را ازدﺳﺖ ﻧﺪاده‌اند؛ ﺑﻪوﻳﮋه اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ ﻧﮕﺎهداﺷﺘﻦِ ]«ﻃﺮﻓﺪار»[ﻫﺎي ﺧﻮﻳﺶ اﻋﺘﻤﺎد آﻧﻬﺎ را ﺟﻠﺐ ﻛﺮده و در ﻣﻮﻗﻊ ﻟﺰوم اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮده‌اﻧﺪ؛ ﻣﺜﻼ ﺣﺎدﺛﺔ ﻗﺸﻘﺎي را درﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮیم:
ﺷﻤﺎ ﺧﻮب ﻣﻲداﻧﻴﺪ ﻛﻪ در آﻧﺠﺎ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎر ﺷﻮرﺷﻬﺎي ﺑﺰرﮔﻲ ﻋﻠﻴﻪ دوﻟﺖ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ؛ ﺑﺎ اﻳﻨﻬﻤﻪ انگلیسی‌ها ﺗﺎ اﻣﺮوز اﻣﻜﺎن ﺿﺒﻂ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﻗﺒﻀﻪ ﺗﻔﻨﮓ ازآﻧﻬﺎ را ]ﺑﻪ دوﻟﺖ اﻳﺮان[ نداده‌اند. آﻧﺠﺎ و ﻳﺎ ﺑﺨﺘﻴﺎري]ﻫﺎ[ و دﻳﮕﺮ ﻃﻮایف ﺟﻨﻮب ﻫﻤﭽﻨﺎن در ﺣﻜﻢ دژﻫﺎي انگلیسی‌ها ﻫﺴﺘﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ]ﻳﻌﻨﻲ انگلیسی‌ها[ ﻧﻴﺰ روز ﺑﻪروز ﺑﺮ اﻳﻦ ﻧﻴﺮوﻫﺎ ﻣﻲاﻓﺰاﻳﻨﺪ.
ﺷﻤﺎ ﺧﻮد ﺧﻮب ﻣﻲداﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺗﻮده را ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﻤﻲﺗﻮان ﺑﭙﺎ ﺧﻴﺰاﻧﺪ؛ و ]ﻧﻬﻀﺖ[ را ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﻤﻲﺗﻮان ﺑﻪوﺟﻮد آورد؛ زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺮاي ﻧﻬﻀﺖ ﻋﻈﻴﻢ ﺗﻮده‌اي؛ ﻫﻤﻪ وﻗﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻲﮔﺮدد. در ﻧﺘﻴﺠﺔ ﻋﻠت‌هاي ﺑﺴﻴﺎر و ﻓﺪاﻛﺎری‌های عظیم ﻳﻚ ﻧﻴﺮوي ﺗﺮﻗﻲﺧﻮاه اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ در اﻳﺮان و ﻳﻚ ﻧﻬﻀﺖ ﺑﺰرگ در آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻧﻬﻀﺖ ﺣﺎﻣﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ دوﻟﺖ ﺷﻮروي و پشتیبان ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي در اﻳﺮان اﺳﺖ.
اﻳﻦ ﻧﻴﺮو ﺳﻼح ﺑﺮﻧﺪه‌ای ﺑﺮاي ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ آن اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي ﻧﻴﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ خلق‌های اﻳﺮان ﻗﺎدر ﺑﻪاﻧﺠﺎم ﻛﺎرﻫﺎي ﺑﺰرگ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮔﺸﺖ. اﻳﻦ ﻧﻴﺮو ﻧﻴﺮوﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ آﻣﺎدة ﻓﺪاﻛﺎری‌های ﻋﻈﻴﻢ در راه ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ]ﻣﺮدم و ﺟﺎﻣﻌﻪ[ اﺳﺖ؛ و اﮔﺮ ازدﺳﺖ داده ﺷﻮد ﺑﻪ اﻳﻦ زودي ﻗﺪرت ﺟﺪﻳﺪي ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺑﻪوﺟﻮد آید.
ﻣﺎ ﻧﻤﻲداﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﭼﺮا خلق‌های ﺳﺘﻤﺪﻳﺪة ﻳﻮﻧﺎن و اﻧﺪوﻧﺰي و ﻳﺎ ﻧﻘﺎط دﻳﮕﺮ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ در راه آزادي ﺧﻮﻳﺶ ﻣﺒﺎرزه ﻛﻨﻨﺪ، وﻟﻲ ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ دﺳﺖ ﺧﻮدﻣﺎن تسلیم‌ِ ﺟﻼدان ﻛﻨﻴﻢ. اﻳﻦ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺣﺮف ﻣﺎ ﺑﻠﻜﻪ ﮔﻔﺘﺔ آﺷﻜﺎر ﻣﺮدم ﻣﺎ و اﻋﻀﺎي ﺑﺮﺟﺴﺘﺔ ﻓﺮﻗﺔ ﻣﺎ اﺳﺖ. ﻓﺮﻗﺔ ﻣﺎ و ﺧﻠﻖ ﻣﺎ به ما ﻣﻲ‌ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻨﻬﻤﻪ دﻻﻳﻞ و ﻣﺪارﻛﻲ ﻛﻪ در در دﺳﺖ دارﻳﻢ دﻳﮕﺮ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﻴﻢ ﺣﺮف و ﻧﻮﺷﺘﻪ را ﺑﺎور ﻛﻨﻴﻢ و ﺑﻪ ﻗﻮام اﻟﺴﻠﻄﻨﻪ و دﻳﮕﺮان اﻋﺘﻤﺎد ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ. ﻗﻮام ﻣﻲرود و دﻳﮕﺮي ﺑﺠﺎي او ﻣﻲآﻳﺪ. اﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﻴﺮوي ﻣﺴﻠﺢ ﺧﻮد ارﺗﺠﺎع را درﻫﻢ ﻧﻜﻮﺑﻴﻢ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪﺳﻮد ﻣﺎ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﭼﺮﺧﻴﺪ. ﻫﻴﭻ ﺗﻀﻤﻴﻨﻲ ﺑﺮاي ﻣﺎ وﺟﻮد ﻧﺪارد و ﻣﺎ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﻴﻢ ﺧﻮد را ﮔﻮل بزنیم.
اﻣﻜﺎن اﻣﺮوزي را ﻧﺒﺎﻳﺪ ازدﺳﺖ داد. ﻣﺎ اﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻨﻴﻢ ﺗﺎرﻳﺦ ﻫﻤﻮاره ﻣﺎ را ﻣﺬﻣﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. در ﺟﻬﺎن ﻫﻴﭻ ﻣﻠﺘﻲ ﺧﻮد ﺑﻪدﺳﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﻗﺪرت ﺧﻮد را ﻧﺎﺑﻮد ﻧﻜﺮده اﺳﺖ. ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﭼﻨﻴﻦ کنیم. ﺣﻤﻠﺔ ﺧﺎﺋﻨﺎﻧﺔ ﻧﻴﺮوي اﻋﺰاﻣﻲ ﻗﻮام ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﻴﺠﺎن ﺷﺪﻳﺪي در ﻣﻴﺎن ﻣﺮدم ﻣﺎ ﺑﻪوﺟﻮد آورده اﺳﺖ. ﻣﺮدم ﮔﺮوه ﮔﺮوه ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﺑﺮاي دﻓﺎع از آزادي ﺳﻼح ﻣﻲﺧﻮاﻫﻨﺪ. اﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﺟﺪي روﺣﻴﺔ ﻣﺮدم ﻣﺎ اﺳﺖ. روﺣﻴﺔ ﭼﻨﺪ ﻓﺌﻮدال ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻋﻨﺼﺮ ارﺗﺠﺎﻋﻲ دﻳﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﻴﺮﻧﺼﺮت اﺳﻜﻨﺪري، ﺟﻤﺎل اﻣﺎﻣﻲ، ﺳﺮﻟﺸﻜﺮ ﻣﻘﺪم و ذواﻟﻔﻘﺎری‌ها ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ روﺣﻴﺔ ﺧﻠﻖ ﺑﺎﺷﺪ. روﺣﻴﺔ آﻧﻬﺎ ﻛﻪ آﻗﺎﻳﻲ و زﻣﻴﻨﻬﺎی‌شان را ازدﺳﺖ داده‌اند روﺷﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ. وﻟﻲ ﺗﻮدهﻫﺎي ﺷﻬﺮي و روﺳﺘﺎﻳﻲ ﻛﻪ آزادي و زﻣﻴﻦ ﺑﻪدﺳﺖ آورده‌اند آﻣﺎدة ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻓﺪاﻛﺎري در راه دﺳﺖآوردﻫﺎﻳﺸﺎن هستند.
اﮔﺮ ﻣﺎ اﻣﺮوز اﻣﻜﺎن دﻫﻴﻢ ﻛﻪ آزادي آﻧﺎن ازﺑﻴﻦ ﺑﺮود دﻳﮕﺮ ﺑﻪﭘﺎﺧﻴﺰاﻧﺪن آﻧﺎن ﻣﻤﻜﻦ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮔﺸﺖ. آﻧﻬﺎ دﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ اﻋﺘﻤﺎد ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﻛﺮد. ﺗﻮده ﻧﻪ ﻓﻘﻂ از ﻣﺎ ﺑﻠﻜﻪ از ﻫﻤﺔ ﻧﻴﺮوﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻌﺎر آزادي ﺑﻪﻣﻴﺪان ﻣﻲآﻳﻨﺪ، ﻧﺎاﻣﻴﺪ و ﻣﺄﻳﻮس ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺸﺖ. ﻧﻴﺮو و ﻗﺪرت ﻣﺎ ﻧﻴﺰ درﮔﺮو اﻋﺘﻤﺎد و اﻳﻤﺎن ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﺎ اﺳﺖ.
ﺧﻠﻖ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن، رﻫﺒﺮ آن ﻓﺮﻗﻪ دﻣﻮﻛﺮات، و ﺳﺮان ﻓﺮﻗﻪ دو اﻧﺘﻈﺎر از دوﻟﺖ ﺷﻮروي دارﻧﺪ:
اوﻻ) ﻣﺎدام ﻛﻪ ﻣﺮزﻫﺎﻳﻤﺎن ﺑﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻗﺪرت ﻣﻠﻲﻣﺎن ﭘﺎﺑﺮﺟﺎﺳﺖ ﻣﻘﺪار ﻛﻤﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼح داده ﺷﻮد.
زﻳﺮا اﮔﺮ ﻛﺎر ﺑﻪ اﻳﻦ روال ﭘﻴﺶ رود اﻳﻦ ﻛﺎر دﻳﮕﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﻣﺎ ﺑﻪراﺣﺘﻲ ﻗﺎدرﻳﻢ اﻳﻦ ﺳﻼح‌ها را ﭼﻨﺎن ﻣﺨﻔﻴﺎﻧﻪ ﺑﻪدﺳﺖ ﻗﻮاي ﻣﻠﻲ ﺑﺮﺳﺎﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﻧﻴﺮوي ﻣﺨﺎﻟﻒ از آن ﻣﻄﻠﻊ ﻧﺸﻮد. ﭘﺲ از ﺷﺮوع و ﺷﺪت درﮔﻴﺮي اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﺴﻴﺎر ﺳﺨﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﻣﺎ ﺳﻼح زﻳﺎدي ﻧﻤﻲﺧﻮاﻫﻴﻢ. ﻣﻨﻈﻮر ﻣﺎ اﻧﺪك ﻣﻘﺪاري اﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﺪاﺋﻴﺎن ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﺑﺎ دﺳﺖ ﺧﺎﻟﻲ ﺟﻠﻮِ دﺷﻤﻦ ﺑﺮوﻧﺪ.
ﺛﺎﻧﻴﺎ) ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻗﻮام ﺟﻨﮓ را ﺷﺮوع ﻛﺮده و ﺑﻪ رﻳﺨﺘﻦ ﺧﻮن ﺑﺮادران ﻣﺎ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ، اﺟﺎزه داده ﺷﻮد ﻣﺎ ﻧﻴﺰ از ﻫﺮﺳﻮ او را در ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻗﺮار دﻫﻴﻢ، ﺗﺎ از اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ اﻣﻜﺎن ﻗﻴﺎم آزاديﺧﻮاﻫﺎنِ ﻫﻤﻪﺟﺎي اﻳﺮان را ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﺮده ﻧﻬﻀﺖ ﺑﺰرﮔﻲ در ﺳﺮاﺳﺮ اﻳﺮان آﻏﺎز ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ؛ و ﺑﺎ ﺳﺮﻧﮕﻮن ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ ارﺗﺠﺎﻋﻲ ﺗﻬﺮان ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ ﺑﻪﺟﺎي آن ﻣﺴﺘﻘﺮ ﺳﺎزﻳﻢ.
اﮔﺮ اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﻪ ﺻﻼح ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﮕﺬارﻳﺪ از ﺗﻬﺮان ﻛﺎﻣﻼ ﻗﻄﻊ راﺑﻄﻪ ﻛﻨﻴﻢ و ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻠﻲ ﺧﻮﻳﺶ را ﺑﻪوﺟﻮد آورﻳﻢ. ]ﻣﺮدم ﻣﺎ[ ﺑﻪ راه ﺣﻞ اﺧﻴﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﻤﺎﻳﻞ دارد. ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي ﻫﺮﻛﺪام از اﻳﻦ دو راه را ﻛﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻛﻨﺪ ﻣﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻴﻢ آنرا ﺷﺮاﻓﺘﻤﻨﺪاﻧﻪ اﺟﺮا ﻛﻨﻴﻢ و ﻣﻮﻓﻖ ﮔﺮدﻳﻢ. ﻗﻮام ﻗﺒﻞ از آﻧﻜﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺴﻠﺢ ﻣﺎ را در اﺧﺘﻴﺎر ﺑﮕﻴﺮد ﺳﻴﻤﺎي ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن داد.
اﻳﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎل ﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ. او اﮔﺮ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﻌﺪ ]از دردﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺴﻠﺢ ﻣﺎ[ اﻧﺠﺎم ﻣﻲداد ﻣﺎ را ﻳﻜﺴﺮه ﻧﺎﺑﻮد ﻣﻲﻛﺮد. ﻣﺮدم آذرﺑﺎﻳﺠﺎن از ﺣﻤﻠﺔ اﻣﺮوز او اﺣﺴﺎس ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ. او ﻣﻲﺗﻮاﻧﺴﺖ اﻳﻦ ﻛﺎر را زﻣﺎﻧﻲ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻓﺎﻗﺪ ﺗﻮان دﻓﺎﻋﻲ ﺑﺎﺷﻴﻢ؛ ﺣﺎل آﻧﻜﻪ اﻣﺮوز اﻳﻦ اﻣﻜﺎن دﻓﺎﻋﻲ وﺟﻮد دارد. اﮔﺮ از اﻳﻦ ﺗﻮان درﺳﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد ﻣﺎ ﻗﺎدرﻳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎﻳﻤﺎن دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻴﻢ. اﻣﺎ اﮔﺮ اﻧﺪﻛﻲ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﺷﻮد ﻳﺎ ﺗﺮدﻳﺪ ﺑﻪﺧﻮد راه دﻫﻴﻢ اﻳﻦ اﻣﻜﺎن از ﺑﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ رﻓﺖ.
ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ در ﺑﺎﻻ ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻣﺮدم ﻣﻲﺗﺮﺳﻨﺪ، ﻣﺎﻳﻮس ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ارﺗﺠﺎع ﻗﻮاي آزادي را ﻣﻨﻬﺪم و ﻧﺎﺑﻮد ﻣﻲﺳﺎزد. اﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎي از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ ﻧﻔﻮذ و ﻗﺪرﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي در ﻧﺘﻴﺠﺔ ﺳﺎل‌هاي ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻛﻮﺷﺶ و زﺣﻤﺖ ﺑﻪدﺳﺖ آورده اﺳﺖ. در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﺮان ﺑﺎﻟﻜﻞ ﺑﻪ آﻏﻮش اﻧﮕﻠﻴﺲ و اﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻲاﻓﺘﺪ، دﺳﭙﻮﺗﻴﺴﻤﻲ ﺷﺪﻳﺪﺗﺮ از دورة رﺿﺎﺧﺎن در اﻳﺮان ﭘﻴﺶ ﻣﻲآﻳﺪ و ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي ﺑﻪﻫﻴﭻ ﻋﻨﻮان اﻣﻜﺎن ﺣﺮﻛﺖ ﻧﻤﻲﻳﺎﺑﺪ. در ﭼﻨﻴﻦ دوره و در ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ از ﻧﻔﺖ در اﻳﺮان... ﻣﻲﺷﻮد و دوﻟﺖ ﺷﻮروي در ]ﻣﻮﺿﻮع[ ﻧﻔﺖ ﻛﺎﻣﻼ ﻣﻲﺑﺎزد. در اﻳﻦ ﻫﻴﭻ ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ.

ﺷﻜﺴﺖ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي در ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻧﻔﺖ در اﻳﺮان ﺑﻪﻣﻌﻨﺎي ﺷﻜﺴﺖ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺗﺮﻗﻲﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ در اﻳﺮان اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺷﻜﺴﺖ ﺿﺮﺑﺔ ﺑﺰرﮔﻲ ﺑﻪ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ در ﺧﺎور زﻣﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ زد؛ زﻳﺮا ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺟﻨﺒﺶ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﻈﻴﻢ و ﻣﺜﺒﺘﻲ ﺑﺮ ﺟﺎي ﻧﻬﺎده اﺳﺖ ﺷﻜﺴﺖ آن ﻧﻴﺰ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻨﻔﻲ ﻋﻈﻴﻤﻲ ﺑﺮﺟﺎي ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻬﺎد.
ﻣﺎ ﺑﺎز ﻫﻢ ﺗﻜﺮار ﻣﻲکنیم: ﻛﺎر از آن ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺬاﻛﺮات و ﺗﻮافق‌ها ﺣﻞ ﺷﻮد. ﻫﺮ اﻧﺪازه ﻛﻪ دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﺑﺮاي ﺻﻠﺢ و ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ ﺗﻼش ﻣﻲﻛﻨﺪ دوﻟﺘﻬﺎي اﻧﮕﻠﻴﺲ و اﻣﺮﻳﻜﺎ دوﻟﺖ اﻳﺮان را ﺻﺪﭼﻨﺪان ﺑﻪ ﺟﻨﮓ و ﺧﻮنرﻳﺰي ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و اﻣﻜﺎﻧﺎت اﻳﻦ ﺟﻨﮓ و ﺧﻮﻧﺮﻳﺰي را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.
درﻳﺎﻓﺖ ﻣﺒﺎﻟﻐﻲ ﻛﻼن از اﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻗﻮام ﻳﻚ اﻓﺴﺎﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ. ﺳﻴﻞ اﺳﻠﺤﻪ از اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن و ﺳﺎﻳﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ارﺗﺠﺎﻋﻲ به سوی اﻳﺮان ﺳﺮازﻳﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺳﻼح‌هاﻳﻲ ﻛﻪ از […] ﺗﻮﺳﻂ واﮔﻮن‌ها ﺑﺎرﮔﻴﺮي شده‌اند، ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎ در زﻧﺠﺎن ﺗﺨﻠﻴﻪ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺎ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ. ﻣﺎ از دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﻛﻤﻚ زﻳﺎدي ﻧﻤﻲﺧﻮاﻫﻴﻢ. ﻣﺎ ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻪدﺳﺖ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺋﻨﺎﻧﺔ ﺿﺪ ﺷﻮروي داده ﻧﺸﻮد، ﺣﺘﻲ دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﭼﻨﻴﻦ واﻧﻤﻮد ﻛﻨﺪ ﻛﻪ دﻳﮕﺮ ﺑﻪﻣﺎ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﻧﻴﺰ ﻧﻴﺴﺖ. اﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ دوﻟﺖ ﺗﻬﺮان ﻧﻤﻲﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺎ ﻣﻴﺎﻧﺠﻲﮔﺮي دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ ﺣﻞ ﺷﻮد، ]ﻣﺎ ﻣﻲﺧﻮاﻫﻴﻢ[ دوﻟﺖ ﺷﻮروي ﻫﻢ ﺑﻪﻣﺎ اﻣﻜﺎن دﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺗﻬﺮان ﺑﺎ ﻫﻤﺎن روﺷﻲ ﻛﻪ او درﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ، رﻓﺘﺎر ﻛﻨﻴﻢ.
ﺣﺎل ﻛﻪ ﻗﻮام و انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺴﺌﻠﺔ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﻣﺴﺌﻠﻪاي داﺧﻠﻲ اﺳﺖ ﻣﺎ اﻳﻦرا ﺑﻪﻓﺎل ﻧﻴﻚ ﻣﻲﮔﻴﺮﻳﻢ و ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺖ. ﺑﮕﺬار ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻓﺪاﺋﻴﺎن آذرﺑﺎﻳﺠﺎنﺳﺮِ آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺑﻜﻮﺑﻨﺪ. ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﻣﺴﺌﻠﺔ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن ﻣﺴﺌﻠﻪاي داﺧﻠﻲ اﺳﺖ. ﻣﺎ اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﺔ داﺧﻠﻲ را ﺧﻮدﻣﺎن ﺣﻞ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ. ﻛﺴﻲ ﺣﻖ ﻧﺪارد در ﺷﻮراي اﻣﻨﻴﺖ ﻳﺎ در ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﺧﺎرﺟﻲ ﻋﻠﻴﻪ اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي ﻫﻴﺎﻫﻮ ﺑﺮﭘﺎ ﻛﻨﺪ.
ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ در ﺑﺎﻻ ﮔﻔﺘﻴﻢ، اﮔﺮ ﻛﻤﻚ اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي ﻣﺨﻔﻴﺎﻧﻪ اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد آﻧﮕﺎه در ﺻﻮرت ﻣﺮاﺟﻌﺔ دوﻟﺖ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺷﻮراي اﻣﻨﻴﺖ ﺳﻨﺪي در دﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.
در ﺧﺎﺗﻤﻪ ﺑﺎر دﻳﮕﺮ ﺗﻜﺮار ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ دﻳﮕﺮ ﺗﻮاﻓﻘﺎت و ﻣﺬاﻛﺮات ﺳﻮدي ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺨﺸﻴﺪ. ﭼﺸﻢ اﻣﻴﺪ ﻫﻤﺔ ﺧﻠﻖ، ﻓﺮﻗﻪ، و رﻫﺒﺮان آن ﺑﻪ ]ﻳﺎري ﻛﺸﻮر ﺷﻤﺎ اﺳﺖ[ و ﻧﺠﺎت را در ]ﻛﻤﻚ آن[ ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ. آﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻨﻴﺪ ﺗﻨﻬﺎ دادن ﻣﻘﺪار ﻛﻤﻲ ﺳﻼح ]ﺑﻪ ﻣﺎ اﺳﺖ.[
اﻛﻨﻮن دﻫﻬﺎ ﻫﺰار دﻫﻘﺎن ﻓﻘﻂ ﺳﻼح ﻣﻲﺧﻮاﻫﻨﺪ. اﮔﺮ ﺷﻤﺎ اﻳﻦ ﻛﻤﻚ را ﺑﻪﻣﺎ ﺑﻜﻨﻴﺪ ﻫﻢ آزادي ﻣﺮدم اﻳﺮان و ﻫﻢ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﻮروي از ﺧﻄﺮ ﺧﻮاﻫﺪ رﺳﺖ. وﮔﺮﻧﻪ ﺧﻄﺮ ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺰدﻳﻚ و ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻈﻴﻢ اﺳﺖ.
ﻣﺠﺪدا ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ اﻣﻜﺎن دارد ﻗﻮام ﺣﻤﻠﻪ را ﺑﺮاي ﻣﺪت ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺳﺎزد. ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻓﺮﻳﺐ اﻳﻦﻛﺎر را ﺧﻮرد. اﻳﻦﻛﺎر ﻣﺎﻧﻮوري ﺑﻴﺶ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﻣﺎ ذره‌ای ﺗﺮدﻳﺪ ﻧﺪارﻳﻢ ﻛﻪ او ﺧﻮد را ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﺑﺮاي ﻧﺎﺑﻮدي ﻧﻬﻀﺖ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن آﻣﺎده ﻣﻲﻛﻨﺪ و ]ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ[ راه دﻳﮕﺮي ﺑﺮاي ﻣﺎ ﻧﻤﺎﻧﺪه اﺳﺖ. ﺧﻄﺮ ﺑﻼﺗﻜﻠﻴﻔﻲ و وﺿﻌﻴﺖ ﻣﺒﻬﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ از ﺣﻤﻠﻪ اﺳﺖ. اﻳﻦ وﺿﻊ ﻣﺎ را ﺑﻪﺗﺪرﻳﺞ ﺧﻮاﻫﺪ ﻓﺮﺳﻮد، ]ﺗﻀﻌﻴﻒ[ ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻤﻮد و ﻧﺎﺑﻮد ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. ﺑﻲﺻﺒﺮاﻧﻪ دراﻧﺘﻈﺎر ﻛﻤﻚ ﻣﺨﺘﺼﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ.
ﺑﺎ اﺣﺘﺮام ﺻﻤﻴﻤﺎﻧﻪ ﭘﻴﺸﻪوري ﭘﺎدﮔﺎن ﺷﺒﺴﺘﺮي دﻛﺘﺮ ﺟﺎوﻳﺪ ﻏﻼم داﻧﺸﻴﺎن


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy