دوشنبه, 05 تیر 1396 |

«مذاکرات» ترکمانچای

مانع از دست دادن آذربایجان، گیلان، قزوین و سقوط تهران بود

راحت طلبی و کم خوانی و بی اطلاعی باعث شده که در مملکت و فرهنگ ما خیلی از کارها کنتراتی (به مفهوم مصطلح عامیانه) باشد، مثلا کنترات دادن فهم از دین، کنترات دادن فهم نظام بین الملل و از همه بدتر کنترات دادن خواندن تاریخ. مثلا وقتی تاریخ را به مرجعی نامطمئن و ایدئولوژیک، کنترات می دهیم به ما می گویند که در تاریخ چیزی هست به اسم ”قرارداد ننگین ترکمانچای“ تا یاد بگیریم این عنوان را در هر موقعیتی برای تخریب رقیب بکار ببریم

عهدنامه ترکمانچای برای مخالفان اصولگرای مذاکرات هسته ای، چنین نقشی را ایفا می‌کند اما وقتی نگاه دقیق‌تری به این قرارداد می اندازید، خواهید دید که وقتی بخاطر بی‌کفایتی شاه دین‌پناه قاجار، عهدنامه گلستان امضا و قفقاز ،ارمنستان و ایالت‌های شرقی گرجستان از ایران جدا می‌شود، بعضی از روحانیون که فضا را برای منکوب کردن پادشاه و بهم زدن توازن :”شاه و مذهب“ به نفع خویش مناسب می بینند، خواستار جهاد و جنگ می شوند: ”زیرا حاکم روس سرزمین های اشغالی این مناطق را با قواعد مسیحیه اداره می‌کند.“ (یحتمل از حاکمان روس انتظار می رفته که عامل به احکام شرع مقدس اسلام به سبک اسلام قاجاریه باشند).

به تحریک سید محمد مجاهد(سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۴۳) افرادی چون سید عبدالله بهبهانی (با بهبهانی دوران مشروطیت فرق دارد)، آیت الله استرآبادی، ملاهادی نراقی، ملا محمد تقی برغانی، میرزا عبدالوهاب قزوینی، ملا احمد نراقی، سید عزیزالله مجتهد طالشی و آخوند ملا محمد ممقانی به سمت تبریز حرکت می کنند تا چنین القا شود که همه علما خواهان جهادند و به شاه اولتیماتوم داده می شود که اگر به خواست آنها تمکین نکند خود وارد عمل خواهند شد تا به ملت تفهیم شود که اگر شاه ( یکی ضعیف ترین کشورهای آن زمان ) عرضه حفظ عزت کشور و مقابله با روسیه(ابرقدرت آن زمان)را ندارد علما اما دارند(عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، ص ۲۲۳، انتشارات امیرکبیر).

تردیدی نیست که اگر چنین مقابله‌ای در توان حاکمیت وقت ایران بود، حرفی در ضرورت این اقدام نبود و چه چیزی بهتر از بازگشتن سرزمینها به ایران اما سید محمد مجاهد نه تنها درکی از اوضاع جهان نداشت بلکه دریافت دقیقی از میزان بی کفایتی شاه و ناتوانی دولت زمان خود نداشت زیرا بر اساس اصول فکری او نه فساد اداری و نه موروثی بودن و استبداد مانع تداوم سلطنت شاه شیعه نبود و اشکال فقط در عدم ”جهاد“ بود لاجرم به جای تعرض به پایه های اصلی توسعه نیافتگی هم و غم علما نیز معطوف به فراهم کردن زمینه جهاد بود زیرا توفیق در آن، توثیق حکم علما و ارجحیت آن بر شاه را نیز تثبیت می کرد.فضای جنگ با روسیه در حالی فراهم می شد که عباس میرزا و انسان فهیمی چون قائم مقام بخاطر درک محدودیت ها و نیز شناخت بازیگران نظام بین الملل خواهان مذاکره با حکومت اشغالگر برای مدارا با مردم تحت اشغال بودند (تا قبل از ترکمانچای مناطق مذکور اشغالی نامیده می شد و بعد از مذاکرات ایران مجبور شد از این عنوان نیز دست بکشد). در صفحه ۴۲کتاب ”کشتگان بر سر قدرت“ آمده است:

نایب السلطنه ”عباس میرزا“ و قائم مقام (صدراعظم) دل خون و ساکت بودند. تا شاه نظر قائم مقام را پرسید، او بهانه آورد که: ”کار جنگ و لشکرآرایی را باید از لشکریان خواست که من مرد قلمم“.

شاه اصرار کرد. قائم‌ مقام پاسخ خود را با این سؤال بیان کرد:

”شاهنشاها! مالیات ممالک محروسه چقدر تواند بود؟“

شاه روی در هم کشیده پاسخ داد:

«شش کرور»

البته، شاه می ‌دانست که قائم ‌مقام خود این را بهتر می ‌داند. آنگاه قائم‌ مقام پرسید:

”آیا مالیات ممالک روس به عرض مبارک رسیده است؟“

شاه با کمی تندی پاسخ داد:

”آری! ششصد کرور است، می ‌دانیم“

و قائم مقام جوابی را که آماده کرده بود باز گفت:

”جنگ شش کرور و ششصد کرور نه شرط عقل است.“

علما اصرار بر جنگ داشتند و شاه خواست طالعی بگیرند... پایان این جنگ برای قائم مقام روشن بود، پس دم درکشید و ساکت شد، که میدان در دست رمالان بود... .فرجام هم این بود که فتحعلی شاه از سید محمد مجاهد، مسوّده ای برای آغاز جنگ با روسیه درخواست کرد، تا درشب اول قبر آن را به نکیر و منکر نشان دهد تا ثابت شود به دستور روحانیون به جنگ پرداخته است (!) و این درحالی بود که مخالفان جنگ به درستی معتقد بودند که با توجه به تمایل الکساندر اول تزار جدید برای بهبود روابط با ایران و حل و فصل اختلافات می توان با مذاکره مشکلات را حل کرد(نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران- نوشته دکتر م.یاوری-۱۳۶۰ – ص ۲۱). در نهایت و با اصرار علما، جنگ در گرفت و سپاه ایران چنان شکستی خورد که ایوان پاسکویچ فرمانده سپاه روس به درستی ادعا کرد که براحتی می تواند تهران،آذربایجان، قزوین و سایر مناطق ممالک محروسه ایران را فتح کند و از اینجا به بعد بود که شاه و علما دوباره دست به دامان همان هایی شدند که از ابتدا مخالف ورود به عرصه ای بودند که با وجود ارضای موقتی هیجان پیروزی، بواسطه مکفی نبودن امکانات و هزینه های سنگین، بی نتیجه بود.از این به بعد هنر قائم مقام و هیات مذاکره کننده ایرانی بود که بادست خالی و ارتشی مضمحل در حالی به از دست دادن دربند، باکو، شیروان، قراباغ رضا دادند که فتح تهران برای سپاه روس کاری بسیار ساده بود اما در نهایت و به لطف مذاکرات، روسیه در اوج قدرت و با وجود برتری نظامی، حاضر شد تبریز اشغالی را تخلیه کند و به آن سوی ارس برود هرچند ایران بخاطر آغاز دوباره جنگ مجبور به پرداخت غرامت به عنوان کشور آغازگر جنگ شد.بنابراین در اینکه نکبتی پیش آمد کرده بود که به از دست رفتن سرزمین ها بخاطر بی کفایتی شاه قاجارمنجر شد، تردیدی نیست اما دست کم در مورد ترکمانچای ننگ و فلاکت متوجه آنهایی بود که زمینه هیجان و ورود به مسیری هزینه زا را ایجاد کرده بودند و حالا بدون قبول مسوولیت، مذاکره کنندگان را به خیانت و همداستانی در بروز نکبتی متهم می کردند که خود بانی آن بودند بنابراین قرارداد ترکمانچای قراردادی است که همیشه از منظر ”از دست دادن“ نگریسته شده و کمتر به این اندیشیده شده است که اولا این قرارداد ناشی از رویکرد غیرعقلانی و هیجانی آغاز دوباره جنگ با روسیه بود و ثانیا مانعی برای از دست رفتن آذربایجان و گیلان و قزوین و سقوط تهران، محسوب می‌شد آن هم در شرایطی که نه سپاهی در کار بود و نه سرداری و طرف مذاکره روسیه‌ای بود که با وجود مساعد بودن ادامه پیشروی و تثبیت موقعیت به لطف مذاکره کنندگان ایرانی، در اوج قدرت و پیروزی به مرز ارس عقب نشینی کرد!

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy