جمعه, 02 تیر 1396 |

خسته از ناآرامی

تحلیلی بر تحولات مصر بعد از همه پرسی

بحران اخیر در مصر بر سر پیش نویس قانون اساسی این پرسش را پیش ‌می‌آورد که ریشه‌ی اصلی اختلافات کجاست و بر چه مبنایی می‌توان تحولات جاری را تحلیل کرد. در حالی که رویکرد متداول در تحلیل حول محور تضاد میان اسلام‌گرایی و سکولاریسم است.

به باور نویسندگان این رویکرد نمی‌تواند ابعاد پیچیده‌ی این تحولات را به خوبی روشن سازد. بدین ترتیب برای کامل کردن تصویر موجود می‌بایست از یک طرف گرایش‌های آزادی‌خواهانه و ضد‌اقتداری را به مثابه اهداف اولیه‌ی جنبش و از طرف دیگر مسئله‌ی امنیت و نیز ثبات و بهبود وضعیت اقتصادی را به عنوان دغدغه‌های اصلی توده‌ی مردم –به ویژه اقشار کم‌درآمد جامعه– در شرایط حاضر در نظر گرفت.‌ مصر به عنوان یکی از کانون‌های تحولات اخیر در خاورمیانه، از ابتدای جنبش اجتماعی این کشور تا به امروز بستر وقایع و حوادث گوناگونی بوده است. هرچند این جوانان مصری بودند که با استفاده از شبکه‌های اجتماعی – از جمله فیس بوک و توییتر - اعتراضات اولیه را سامان دادند، اما با نزدیک شدن سقوط رژیم مبارک و فرارسیدن دوران انتقال، به تدریج شاهد ظهور بازیگران متفاوتی در صحنه‌ی سیاسی هستیم. ضدیت با اقتدارگرایی‌ ر‌ژیم پیشین تنها عامل وحدت‌بخش گروه‌های مخالف بود، در نتیجه با کناره‌گیری مبارک از قدرت کم‌کم‌ خواست‌های متفاوتی از سوی آن‌ها طرح شد که بعضا با اهداف ابتدایی پیشروان جریان موسوم به «جوانان شش آوریل» تناسبی نداشت.

غالب تحلیل‌هایی که از فضای کنونی مصر صورت می‌پذیرد به تضاد میان اسلام‌گرایان –از جمله اخوان‌المسملین و سلفی‌ها– و سکولارها –شامل جریان‌های لیبرال، چپ و ناسیونالیست– می‌پردازد که هسته‌ی اصلی آن پذیرش یا مخالفت با اسلام است. اگرچه این موضوع بخشی از منازعات مصر را توضیح می‌دهد، اما نمی‌توان آن را مهم‌ترین مساله‌ی مصر در نظر گرفت، در این رابطه باید توجه داشت که نخست، سکولارها و دیگر گروه‌های مخالف اسلام‌گرایان به حضور ارزش‌های اسلامی در فرهنگ مدنی و زندگی روزمره‌ی مصریان واقف‌اند. دوم، آن چه موجب نگرانی مخالفان پیش‌نویس قانون اساسی و اتحاد مجدد آن‌ها را در قالب جریان‌هایی همانند «جبهه‌ی نجات ملی» شده است، نه مخالفت با اسلام بلکه ترس از قدرت‌ گرفتن روزافزون و ظهور مجدد اقتدارگرایی تحت لوای اسلام است. از همین روست که بیشترین مخالفت‌ها با پیش‌نویس قانون اساسی نه ماده دو، بلکه ماده‌ی چهار و ماده‌ی 219 است؛ که الازهر و مذهب اهل سنت را مرجع و منبع تفسیر می‌داند، «جوانان 6 آوریل» نیز موادی از پیش‌نویس را که در رابطه با اختیارات رییس‌جمهور و نیز برخی حقوق مربوط به اقلیت‌ها و زنان است، برجسته کرده‌اند.

با وجود این که گفتمان غالب بر نزاع میان موافقان و مخالفان مطلوبیت دموکراسی و نفی اقتدارگرایی است، جریان اقلیتی نیز وجود دارد که سوای بحث‌های شکلی و فرمالیستی، به اختلافات ارزشی موجود میان اسلام‌گرایان و مخالفان به خصوص در موضوع آزادی‌های فردی و مدنی می‌پردازد. جریان اقلیت دو گروه متعارض را دربر می‌گیرد. نخست اسلام‌گرایان تندروی سلفی که از طریق احزابی همانند «حزب نور» و «عمران و توسعه» - شاخه‌ی سیاسی جماعت‌های اسلامی- خواستههای خود را طرح می‌کنند. این گروه‌ها بعضا خود را متعهد به رویه‌های سیاسی دموکراتیک –همانند انتخابات- می‌دانند و دیگر گروه‌های متعارض را نیز به پیروی از این امر تشویق می‌کنند، اما در نهایت خواستار اجرای احکام شرعی اسلام حتی به قیمت سرکوبی آزادی‌های فردی و اجتماعی – مطابق با منشور حقوق بشر سازمان ملل-  هستند.

در مقابل طیف متفاوتی از جریان‌های مخالف از جوانان انقلابی «جنبش شش آوریل» گرفته تا قبطی‌هایی که نگران حقوق سیاسی-اجتماعی اقلیت‌های مذهبی هستند و در نهایت گروه‌های ملی‌گرا همانند «جنبش ملی مصر» به رهبری احمد شفیق –نخست‌وزیر سابق دولت مبارک– که دولت مدنی را در مقابل دولت دینی قرار می‌دهند، به مثابه قطب مخالف جریان نخست، اختلافات و تضاد ذاتی میان ارزش‌های اسلامی و دموکراتیک را –به ویژه در عرصه‌ی سیاسی-اجتماعی-  برجسته می‌کنند.

اما همان‌طور که گفته شد اکثریت نیروهای سیاسی فعال در تحولات امروز مصر دغدغه‌های سیاسی متفاوتی دارند. اخوان‌‌المسلمین و بال سیاسی آن «حزب عدالت و آزادی» از یک سو و جریان اصلی سکولار و لیبرال از سوی دیگر که رویکرد واقع‌بینانه‌تری را در رابطه با جایگاه ارزش‌های اسلامی در جامعه‌ی مصر اتخاذ می‌کنند، دعاوی سیاسی خود را حول موضوعات دیگری سامان می‌دهند. پیش از این مسئله‌ی بازگشت استبداد را به عنوان هسته‌ی اصلی منازعات برشمردیم. اما به این مهم باید دغدغه‌های امنیتی یا گذار از وضعیت متشنج و ناآرامی‌های سیاسی-اجتماعی و نیز ثبات و بهبود شرایط اقتصادی را افزود.

اکنون که دو سال از سقوط رژیم مبارک می‌گذرد، به نظر ناامنی، درگیری‌های داخلی و اعتصاب و تحصن‌های طولانی مدت که خود به وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی دامن می‌زند مهم‌ترین دغدغه‌های مردم – به ویژه اقشار پایین‌تر جامعه– است. این بدان معنا نیست که اکثریت جامعه‌ی مصر آرمان‌های آزادی‌خواهانه و دموکراتیک انقلاب را فراموش کرده‌اند، اما اردوکشی‌های خیابانی احزاب و گروه‌های سیاسی ضمن این که دستاورد مثبتی برای کشور نداشته، موجب اخلال و آشفتگی در زندگی روزمره‌ی مردم گشته است. بدین ترتیب شاهد انفعال معناداری در عدم مشارکت حدود دو سوم واجدین شرایط در همه‌پرسی اخیر بودیم که نشان از بی‌علاقگی برای ورود به بازی‌های سیاسی و منازعات قدرت از سوی بسیاری از مردم دارد. به عبارت دیگر هیچ کدام از گروه‌های ذی‌نفع – چه اسلام‌گرایان و چه مخالفان – نتوانستند به بسیج گسترده‌ی عموم مردم خارج از تشکیلات و طرفداران مشخص خود دست بزنند.  

به نظر می‌رسد موفقیت اخوان و شکست مخالفین در همه‌پرسی قانون اساسی به خاطر برداشت‌های متفاوتی است که از جامعه داشتند. اخوان با در نظر گرفتن عوامل نام‌برده، در کنار راهبرد کلی خود -«تَدَرُج» یا اقدام مرحله‌ای– راهکار متفاوتی را در شرایط حاضر پیش گرفته است. راهبرد کلی اخوان با درنظر گرفتن بروز تنش‌ها و بحران‌های احتمالی، تاحد امکان اجتناب از طرح زودهنگام هرگونه ناهم‌خوانی میان مبانی و احکام اسلامی – و به ویژه الگوی حکومت اسلامی- و ارزش‌ها و اولویت‌های مدنی و دموکراتیک، و حل تدریجی این تضادهای ریشه‌ای در طول زمان است. بااین حال با مطرح شدن احتمال انحلال شورای قانون اساسی(CCA)که اکثریت آن‌ را اسلام‌گرایان تشکیل می‌دهند، محمد مرسی طی فرمانی خواستار تسریع کار تدوین پیش‌‌نویس قانون اساسی، پیش از موعد مقرر یعنی ژانویه 2013 شد و این امر با اعتراض شدید دیگر اعضای این شورا و حتی خروج برخی از آن‌ها – از جمله عمروموسی وزیر خارجه سابق دولت مبارک (1991-2001) و دبیرکل اتحادیه عرب(2001-2011)-  از این شورا همراه شد.

بدین ترتیب اخوان با شعار بازگرداندن آرامش به فضای سیاسی-اجتماعی و در طول آن سامان دادن به وضعیت آشفته‌ی اقتصادی، توانست با همراهی دیگر اسلام‌گرایان –به خصوص حزب نور- و علی‌رغم اعتراض مخالفان و درخواست‌های مکرر آن‌ها برای به تاخیر انداختن همه‌پرسی –حداقل به مدت دو ماه- و ادامه‌ی مذاکرات بر سر مواد مورد اختلاف، پیش‌نویس قانون اساسی را به رای بگذارد.

از طرف دیگر افراد و گروه‌های مخالف همه‌پرسی قانون اساسی، از جمله محمد البرادعی، عمروموسی، حمدین صباحی، ، ایمن نور -رئیس حزب «غد الثورة»- و حتی عبدالمنعم ابوالفتوح یکی از نامزدهای اصلی پست ریاست جمهوری و نیز از اعضای سابق اخوان که مدعی از دست رفتن آرمان‌های جنبش بیست و پنج ژانویه هستند، در مقابل سیاست‌های دوگانه‌ی اخوان – تَدَرُج و شتاب همزمان- با توجه به دغدغه‌های امنیتی و اقتصادی ذکر شده‌ی اکثریت مردم مصر، دچار سرگشتگی و انفعال سیاسی شدند. برای مثال «جبهه‌ی نجات ملی» ابتدا خواستار به تعویق انداختن همه‌پرسی شد، سپس اعلام کرد که همه‌پرسی را تحریم می‌کند. پس از آن حضور خود را منوط به شروطی از قبیل نظارت بین‌المللی، حضور حداقل یک قاضی در هر حوزه‌ی رای‌گیری و برگزاری همه‌پرسی در یک روز کرد و در نهایت از مردم خواستند که در همه‌پرسی شرکت کرده و به قانون‌اساسی جدید «نه» بگویند. در مقابل اخوان با طرح مباحث جدید – از جمله صدور «فرمان شش ماده‌ای» از سوی مرسی و همزمان چانه‌زنی با مخالفین در قالب طرح اتحاد ملی، دو مرحله‌ای کردن همه‌پرسی و غیره- و قراردادن مخالفین در موقعیت‌ (واکنشی) توانست قدرت عمل آن‌ها را محدود و همه‌پرسی را در شرایط مساعد امنیتی در دو مرحلهبا موفقیت برگزار کند.

آن چه به درک بهتر تحولات اخیر مصر یاری می‌رساند، در نظر گرفتن گفتمان‌های مسلط سیاسی-اجتماعی، یعنی رد اقتدارگرایی از سوی جریان‌های سیاسی متعارض و نیز خواست توده‌ی مردم برای بازگشت آرامش به فضای جامعه و تثبیت و بهبود شرایط اقتصادی است. در این میان اخوان در کنار راهبرد «تدرج»، راهکار شتاب بخشیدن به تدوین و تصویب قانون‌اساسی جدید را با توجه به فضای جامعه در دستور کار قرار داد تا سیاست‌ها و راهکار‌های مخالفین را -که از قدرت‌ روز‌افزون اسلام‌گرایان و حذف تدریجی از عرصه‌ی سیاسی مصر در هراس‌اند– در کوتاه مدت با موفقیت خنثی کند.

 

* دانشجویان دکتری اندیشه سیاسی


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy