جمعه, 02 تیر 1396 |

پوتین و توسعه سیاسی در روسیه

potinالف- طرح موضوع: شاید پس از طی یک دهه از قرن بیست و یکم موارد معدودی از افراد و شخصیتها باشند که بعنوان رهبر اقتدارگرای یک کشور همچنان از نقش فردی بسیار مهم و اثر گذار در تعیین سرنوشت کشور خویش بلکه تغییر موازنه قوا در سطح جهانی برخوردار باشند زیرا نه تنها مدتهای مدیدی است که نهادهای متعدد ، سیستم بوروکراتیک و شبکه پیچیده منافع جمعی و گروهی در داخل یک سیستم سیاسی خصلت اقتدارگرائی و تمرکز گرائی فردی رهبران را محدود کرده است بلکه طی دهسال اخیر جهان شاهد افول چشم گیر نظامهای سیاسی اقتدارگرا بوده است.

علی رغم تمامی موارد مذکور بنظر می رسد مورد خاص ولادیمیر پوتین در روسیه همچنان از جمله موارد معدود و منحصر بفرد از اهمیت نقش و رفتار یک رهبر اقتدارگرا است که می تواند علاوه بر سرنوشت روسیه تاثیراتی جدی بر موازنه قوا در سطح جهانی داشته باشد. جهت ارزیابی رفتار سیاسی آتی پوتین در داخل روسیه پاسخ به یک پرسش کلیدی و بسیار مهم می تواند معیار مناسبی برای ارزیابی جهت گیریهای سیاست داخلی روسیه در دوره پوتین باشد و البته از آنجا که سیاست خارجی هر کشوری ادامه سیاست داخلی همان کشور است بنابراین پاسخ به این پرسش بنیادی می تواند چارچوب مناسبی جهت ارزیابی رویکردهای سیاست خارجی روسیه در دوره نوین ریاست جمهوری آقای پوتین را نیز فراهم نماید. پرسش مهم و سوال اصلی این مقاله چنین است: (( رفتار و عملکرد آقای پوتین در دوره نوین ریاست جمهوری در مقوله توسعه سیاسی در جامعه روسیه چگونه خواهد بود؟)) بعبارت بهتر شاید بشود سوال را باین شکل نیز طرح نمائیم: (( آقای پوتین تا چه حد واقعا معتقد به لزوم توسعه سیاسی در روسیه است و اصلاحات سیاسی از منظر ایشان به چه معنی است؟)) بنظر نگارنده این سطور جامعه شناسی سیاسی می تواند کلید رمزی جهت حل بسیاری از معماهای سیاست در روسیه پوتین باشد.

ب- اهمیت توسعه سیاسی در شرایط فعلی روسیه: بر هیچ کس پوشیده نیست که ولادیمیر پوتین در آستانه نامزد شدن برای انتخابات ریاست جمهوری در روسیه به بهانه افول دومینو وار نظامهای اقتدار گرا و سرکوبگر در خاورمیانه عربی ( در قالب پدیده موسوم به بهار عربی)  از جانب رقبا و  دشمنان خارجی اش تهدید شد. برآورد عمومی تداوم روند افول و سقوط باقی مانده نظامهای سیاسی اقتدارگرا در جهان ( تسری پدیده بهار عربی به دیگر نقاط دنیا از جمله قلمرو شوروی سابق) همچنین تصور عمومی از نظام روسیه پوتین بعنوان نظامی اقتدارگرا از جمله دلایل اصلی شوخی رقبا و دشمنان خارجی پوتین با وی به بهانه پدیده موسوم به بهار عربی بوده است بویژه آنکه فقدان توسعه سیاسی و بحرانهای اقتصادی و توسعه نیافتگی باقی مانده از گذشته بعنوان عوامل اصلی وقوع بحران در کشورهای عربی مواجه با خیزش مردمی اعلام گردید . اما علاوه بر شوخی یاد شده رقبا با پوتین برخی محافل فکری اثرگذار در آمریکا و روسیه بمنظور گوشزد کردن اهمیت توسعه سیاسی به ولادیمیر پوتین از ادبیات ویژه دیگری استفاده کرده اند در این رابطه فارین پالیسی با انتشار مقالات مفصلی راجع به روسیه به دو موضوع اساسی بشرح ذیل پرداخته است اولا یاداوری اهمیت نقش پوتین در رشد ، شکوفائی و توسعه روسیه در شرایط نابهنجار و هرج و مرج پس از فروپاشی شوروی ثانیا ایجاد طبقه متوسط بورژوا و سرمایه داران نوکیسه بعنوان محصول سیاستهای پوتین در سالهای پس از فروپاشی شوروی ؛ البته غربی ها سیاستهای اجرا شده از جانب پوتین را سیاستهای درستی در مسیر رشد و بهروزی روسیه دانسته اند. غربی ها با یاداوری اهمیت و ارزش طبقه متوسط و سرمایه دار بوجود آمده در روسیه این طبقه را ضامن تداوم رشد، توسعه و بالندگی این کشور در آینده می دانند. فارین پالیسی بمنظور یاداوری اهمیت نقش پوتین در رشد و ترقی روسیه در شرایط پس از فروپاشی شوروی ضمن صحه گذاردن به شهرت و آوازه پوتین بعنوان فردی که نظم اقتصادی، رفاه نسبی و اعتبار جهانی برای روسیه فراهم کرد اضافه می کند البته بازسازی و توسعه روسیه و رهانیدن این کشور از مشکلات اقتصادی بجا مانده از شوروی سابق همچنان راه درازی در پیش دارد و اینک در این مرحله توسعه سیاسی یعنی شراکت طبقه متوسط سرمایه داری در قدرت بهترین راه ضمانت تداوم برنامه های رشد و توسعه در روسیه است. بنظر می رسد مبنای استدلال فارین پالیسی متون کلاسیک توسعه در جهان است زیرا طبق متون مزبور طبقه متوسط شهری بورژوا و سرمایه داران ضامن اصلی پیگیری مطالبات توسعه و نوسازی در هر جامعه ای هستند . فارین پالیسی اتکای بیش از حد روسیه به اقتصاد انرژی ( گاز و سایر سوختهای فسیلی)، فرسودگی صنایع حیاتی روسیه و فساد فراگیر در روسیه را مشکلات ریشه ای این کشور دانسته و  ضمن برشمردن دستاوردهای ارزشمند پوتین در زمینه های گوناگون اقتصادی، سیاسی و غیره از سال 2000 تاکنون، کلید اصلی حل مشکلات فراروی روسیه را تقویت جامعه مدنی در روسیه و مشارکت هر چه بیشتر طبقه متوسط شهری و نوسرمایه داران در اقتصاد و سیاست روسیه می داند چون بنا به اعتقاد فارین پالیسی جذب سرمایه های روسی و سرمایه های خارجی می تواند به حل بسیاری از این مشکلات کمک کند.( چرا اقتصاد پوتینی ارزش شبیه سازی ندارد؟ فرارو 9 بهمن 90 ترجمه از  فارین پالیسی).فارین پالیسی در مقاله مفصلی با عنوان (( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه)) با بهره گیری کامل از ادبیات اقتصاد توسعه اهمیت طبقه متوسط نوظهور در روسیه و لزوم مشارکت دادن ایشان در قدرت سیاسی را شرح داده است. فارین پالیسی در مقاله مزبور شرایط فعلی روسیه را درست مانند شرایطی که کشورهای توسعه یافته اروپائی و آسیائی آنرا طی کرده اند شرایط گذار از نظام سیاسی اقتدار گرا به نظام سیاسی دموکراتیک توصیف کرده و گفته است که به برکت اقدامات سازنده پوتین از سال 2000 تاکنون شرایط فعلی روسیه درست شبیه اروپای جنوبی ( یونان، پرتقال و اسپانیا) در دهه هفتاد میلادی و یا شرایط ببرهای آسیا در دهه هشتاد میلادی است زیرا پس از یک دوره عملکرد مناسب علیه رکود اقتصادی در روسیه طبقه متوسطی در روسیه ایجاد شده است که برخلاف مراحل قبلی تنها راضی به لذت بردن از رفاه و آزادیهای فردی نیست بلکه ایشان اکنون متقاضی مشارکت در اداره امور کشور هستند و مشارکت سیاسی درخواست امروزه ایشان است. ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). قضاوت غربی ها برای روسیه از آن جهت اهمیت دارد که بقول نیکولای زولوبین در نشریه وودوموستی، تاریخ روسیه نشان می دهد که این کشور همیشه بفکر رسیدن به غرب بوده است . هر نوع اصلاحات عمیق و یا نوآوری در روسیه عمدتا بر مبنای آرزوی کم کردن فاصله عقب ماندگی این کشور از غرب به انجام رسیده است. منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبین، نشریه وودوموستی ، تاریخ 13/2/2012  فارین پالیسی در اثبات مدعای خود می نویسد: (( گفتگو با مردم در شهرهای مسکو، ولادی ووستوک، سنت پترزبورگ، کالیننگراد ، ایرکوتسک و غیره همچنین مصاحبه با رهبران جنبشها و سازمانهای مدنی بیانگر نارضایتی واقعی و عمیق ایشان از زندگی سیاسی و اجتماعی در روسیه است)). فارین پالیسی در ادامه می نویسد: (( هر چند فعلا گزینه و چاره دیگری برای روسیه بجز پوتین قابل تصور نیست اما باید توجه کنیم که نسل اینترنتی جوان روسیه ( بعنوان مرکز ثقل اعتراضات مدنی) نسلی است که بر خلاف والدین خویش اصلا دوران شوروی و عظمت امپراطوری شوروی را درک نکرده است بنابراین برای این نسل طولانی شدن مدت حکمرمانی یکنفر باورنکردنی است . این نسل جدید که اغلبشان با هرج و مرج ناشی از فروپاشی شوروی در دهه نود هم فاصله دارند وضعیت فعلی خود را با پدربزرگها و مادربزرگهای خود در دوران شوروی مقایسه نمی کنند بلکه آنها بیشتر مایلند تا وضعیت خود را با مردم کشورهای پیشرفته تر و دموکراتیک تر از روسیه مقایسه کنند بنابراین ایشان بیشتر به اروپا و آمریکا نظر دارند. ))   ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی در ادامه مقاله مزبور که قبل از برگزاری دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در روسیه تهیه شده با استناد به نظرسنجی های معتبر انجام شده در روسیه می نویسد: (( بنظر می رسد جایگاه پوتین در میان طبقه متوسط شهری در مسکو و سنت پطرزبورگ بویژه در میان طبقه روشنفکر ضعیفتر از گذشته است. پوتین نه تنها بر خلاف دوره قبلی ریاست جمهوری خویش بلکه حتی بر خلاف تمامی تاریخ طولانی مدت اقتدارگرائی در روسیه نمی تواند بیش از این متکی بر اقتدارگرائی فردی باشد زیرا شرایط تاریخی و اجتماعی روسیه ادامه روند اقتدارگرائی را برنمی تابد)).  ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی ادامه می دهد: (( شرایط امروز روسیه، سنت سیاسی ملی این کشور را دستکم در دو مورد کلیدی نقض می کند. نخست مردان و زنان امروز شاید نسل اول رهبران مدنی در تاریخ روسیه باشند که خود را با توجه به موقعیت خود روبروی دولت تعریف نمی کنند. در عوض، دولت را شریکی می دانند با موقعیتی برابر که هیچ ترس، وفاداری بدون شرط یا تنفری از آن ندارند. دوم، مشکل اصلی آنها دولت نیست بلکه جامعه مدنی است که هنوز از قوت و قدرت کافی برخوردار نیست. بلوغ کامل، خودآگاهی و اعتماد به نفس شهروندان است که ویژگی موقعیت کنونی روسیه است. به این ترتیب، شکل گیری چنین شهروندانی و نه تغییر دوباره رژیم، هدف فراگیر امروز است)) ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو ، بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی مقاله خود را اینگونه به پایان می رساند :  (( واقعیت آنستکه اکثریت جمعیت روسیه خاصه آنهائی که خارج از مسکو و سن پترزبورگ زندگی می کنند، نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت هستند و فارغ از اینکه چه کسی حکومت می کند اساسا کاری به حکومت و مسائل سیاسی ندارند بنابراین نکته اصلی این است که همین جمعیت هزاران نفری در اعتراضات مسکو و سنت پطرزبورگ هستند که تاریخ روسیه را می سازند. تمام آنچه مخالفان حکومت می خواهند این است که دولت را مجبور به شنیدن حرف هایشان کنند؛ آنها بعضا دلایل خاص و متفاوت از همدیگر برای مخالفت با حکومت دارند اما هدف فراگیرشان برابری در مقابلقانون و مشارکت در حاکمیت است.
پس از گذشت 20 سال از مرگ اتحاد جماهیر شوروی خشم سیاسی و اخلاقی بار دیگر به خیابان ها کشیده شده است و خشم اخلاقی تبدیل به سیاسی شده، درست مانند دوره پایانی شوروی و همانطور که همیشه در آغاز یک انقلاب مدرن بزرگ اتفاق می افتد.)) ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو ، بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی).

ج- شاخصهای فوریت توسعه سیاسی در روسیه: طبیعتا تسلیم شدن محض در مقابل تئوریهای ساخته و پرداخته شده در خارج از روسیه اقدامی بخردانه تلقی نمی گردد  هر چند طراحان این قبیل تئوریها بظاهر قصد و نیت خیرخواهانه داشته باشند. واقعیت آنستکه پوتین جدای از توصیه های تئوریک غربی ها عملا مواجه با تهدیدها و چالشهای قابل توجهی در هر دو محیط داخلی و بیرونی روسیه است بگونه ایکه بنظر می رسد پوتین به این نتیجه رسیده است که زین پس اگر ادامه اقتدارگرائی غیر ممکن و محال نباشد اما حتما بیشتر از گذشته منشا و واجد دردسرهائی جدی خواهد بود.ذیلا به برخی موارد چالشهای ملموس و فوری فراروی پوتین اشاره می گردد:

ج-1- چالشهای داخلی فراروی پوتین:هیچکس نمی تواند منکر اعتراضات دهها هزار نفری در مسکو و سنت پطرزبورگ علیه پوتین و اقتدار گرائی او باشد. اعتراضات چند هزار نفری مزبور از دو جنبه اهمیت دارد اولا آنکه هر فرد آشنا به مسائل روسیه  و هر فردی که در روسیه زندگی کرده باشد بخوبی می داند برگزاری اجتماعات سیاسی چند هزار نفری آنهم برای اعتراض به حاکمیت چقدر کار دشواری است چنانکه حاکمیت هیچگاه اجازه جمع شدن بیشتر از چند ده نفر برای اعتراض به مسائل سیاسی را نمی دهد و در بسیاری از اوقات تعداد معترضین به موضوعی سیاسی بنا بدلایل گوناگون به زحمت به صد نفر می رسد. ثانیا بقول آقای بابورین ( از افراد وابسته به اپوزیسیون در روسیه) مشارکت دهها هزار نفر در اعتراضات سیاسی علیه پوتین آنهم در هوای سرد و برف زمستانی مسکو و بدون دریافت پول و مواجب باید بعنوان نشانه مهم و خطرناکی تلقی شود. نظر به اهمیت محیطهای سایبری در سازماندهی تظاهرات ضد پوتین در روسیه مناسب است نگاهی هم به گزارش ریانووستی در خصوص ادعای وزیر ارتباطات روسیه راجع به جایگاه این کشور در بهره برداری از اینترنت داشته باشیم. ریانووستی مورخ 22/12/2011 بنقل از وزیر ارتباطات روسیه اعلام کرد که روسیه در زمره ده کشور اول دنیا در استفاده از اینترنت پرسرعت با تعداد 70 میلیون نفر کاربر است. هر چند با وجود خرده گیری عده ای در نقد رقم کاربران اینترنت در روسیه که بجای 70 میلیون نفر رقم 50 میلیون نفر را ارائه کرده اند اما باز بدون شک روسیه از نظر تعداد کاربران اینترنتی جلوتر از کشورهای اروپائی و تمامی جمهوریهای شوروی سابق است چنانکه بر اساس گزارش مراکز معتبر مطالعاتی در جهان ، روسیه در فاصله زمانی 2011-2010 جزو اولین رتبه های جهانی از لحاظ کاربران شبکه های اجتماعی فیس بوک و تویتر بوده است. ( ریانووستی، 22/12/2011).

 آقای دمیتری اورشکین عضو شورای حقوق بشر وابسته به ریاست جمهوری روسیه معتقد است اعتراضات مدنی اخیر در مسکو و سنت پطرزبورگ بیشتر از آنکه ماهیت سیاسی داشته باشد خصلت شهروندی دارد. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس).ایشان می گوید قبلا کسی هیچگاه تصور نمی کرد که یک اجتماع خیابانی بتواند احزاب و جریانات سیاسی غیر همسو را با یکدیگر متحد نماید . آقای اورشکین اضافه می کند وی مدتهاست در مساله انتخابات در روسیه فعالیت دارد و قطعا تخلفات انتخاباتی اخیر در روسیه بیشتر از انتخابات سال 2007 نبوده است اما وقوع اعتراضات خیابانی به بهانه تقلب در انتخابات حاکی از تغییر و تحول مهمی در عرصه های اجتماعی و سیاسی روسیه است که افزایش مطالبات شهروندی و اثر گذاری فزاینده فناوری اطلاعات بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم دلیل اصلی آنست. اورشکین صریحا می گوید نظام روسیه تاکنون با چنین مشکلی روبرو نبوده است. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). اوروشکین با یاداوری وقوع انقلابهای رنگین در فضای شوروی سابق معتقد است رسانه های نوین و فناوری های جدید اطلاعاتی نقش مهمی در هدایت افکار عمومی در فرایند انقلابهای رنگین و پدیده بهار عربی داشته است. اورشکین دلیل اصلی وقوع انقلابهای رنگین در فضای شوروی سابق را وجود خصوصیتهائی مثل اقتدارگرائی، فقدان چرخش نخبگان، ناکارامدی نظام سیاسی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت عمومی حکومت دانسته که جرقه انقلاب بلافاصله پس از بروز خطائی از جانب حکومت ( فرضا به بهانه تقلب در انتخابات یا هر مساله دیگری) تبدیل به موجی سهمگین علیه موجودیت و بقای نظام سیاسی شده است. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). اورشکین تصریح می دارد : (( پوتین نمی تواند در مقابل اعتراضات مدنی و شهروندی بایستد ؛ او برای حل مشکلات مستحدثه فرارو راه حلی جز تمسک به وحدت ملی بمنظور کاستن از معضلات سیاسی جامعه ندارد)). ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس).

ج-2- چالشهای بیرونی فراروی پوتین: در حالیکه از مدتها قبل روند فروپاشی و اضمحلال یا تضعیف نظامهای اقتدارگرا بر اثر ضعفهای داخلی این قبیل نظامها و یا دخالتهای خارجی آغاز شده بود ( عراق، زیمبابوه، قرقیزستان و سودان) اما گو اینکه پدیده موسوم به بهار عربی نه تنها باعث تسری یافتن ضعف و زوال نظامهای اقتدار گرا به کشورهای نسبتا باثبات و قدرتمند نظیر لیبی، مصر، تونس، سوریه و غیره شده بلکه بهار عربی روند اضمحلال نظامهای اقتدار گرا را بشکل فزاینده ای سرعت داده است. اینک اثرات زوال سریع نظامهای اقتدار گرا در فرایند موسوم به بهار عربی باعث وحشت و هراس جدی در نظامهای اقتدار گرای پادشاهی خاورمیانه، جمهوریهای شوروی سابق، نظمهای اقتدارگرای آسیا( برمه و کره شمالی) و سایر این قبیل نظامها درآفریقا و آمریکای لاتین شده است. رفتار روسیه در قضیه لیبی که به بهانه کمک به روند تحولات دموکراتیک در این کشور صورت گرفت و نهایتا نقش مهمی در سقوط قذافی ایفا نمود همچنین نکوهشهای پوتین علیه رفتارهای بشار اسد در مقابل اپوزیسیون غیر مسلح این کشور ( علی رغم حمایتهای همه جانبه روسیه از حکومت سوریه که بر مبنای ارزشهای بین المللی دیگری انجام شده است)  در کنار بی تفاوتی روسیه نسبت به فشارهای فزاینده غرب علیه حکومت اقتدار گرای روسیه سفید بخوبی نشان می دهد که پوتین تا چه حد نسبت به مشکلات تداوم رهیافت اقتدار گرائی در محیط بین المللی آگاه شده است. شایان ذکر است که ایراد اصلی روسیه نسبت به عملکرد غرب علیه قذافی ، بشار اسد و یا لوکاشنکو هیچگاه انتقاد علیه اصل ارزشهای دموکراتیک نبوده است بلکه انتقاد روسیه و پوتین علیه غرب در تمامی موارد یاد شده خرده گیری نسبت به استفاده ابزاری و سیاسی غرب از مقوله توسعه دموکراتیک در دیگر کشورهاست.

د- رویکرد پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکرد پوتین نسبت به توسعه سیاسی در روسیه می توان رویکردهای وی را به دو بخش رویکردهای عملی و تئوریک ( نظری) تقسیم کرد.

د-1- رویکردهای عملی پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکردهای عملی پوتین به توسعه سیاسی می توان موارد ذیل را برشمرد:

1- دستیابی بقدرت در فرایندی کاملا دموکراتیک در سالهای 2000،  2007 و 2012.

2- کناره گیری داوطلبانه از پست ریاست جمهوری در سال 2007 و واگذاری این سمت به شریک سیاسی اش مدودف.

3- کمک به ایجاد نهادهای دموکراتیک و نوین در روسیه طی مدت زمامداری بعنوان رئیس جمهور و یا نخست وزیر چنانکه برخی نهادهای مالی مستقل از دولت برای اولین بار در تاریخ روسیه توسط پوتین پایه گذاری گردید. ایجاد طبقه متوسط شهرنشین و مرفه دستاورد اقدامات پوتین بوده است.( منبع: نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

4- تلاش پوتین در پیگیری ابتکارات خویش در ساختار سیستماتیک دولتی از طریق ثبت قانونی و حقوقی آنها.  .( منبع: نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

5- تعامل قابل تقدیر نسبت به اعتراضات مدنی و تجمعات خیابانی مخالفت با پوتین به بهانه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در روسیه.

6- موافقت با شرکت رقبا و مخالفین داخلی اش بعنوان کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس.

7- شروع فرایند ثبت احزاب سیاسی بعنوان پیش درآمد اجرای وعده های انتخاباتی پوتین در سال 2012.

7- نکوهش رفتارهای غیر قابل توجیه قذافی و بشار اسد در مقابل مطالبات مدنی و مردمی در لیبی و سوریه در کنار ایستادگی در مقابل دخالتهای خارجی در دو کشور یاد شده.

د-2- رویکردهای نظری پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکرد تئوریک پوتین به مقوله توسعه سیاسی در روسیه دو مقاله بسیار مهم وی که بتازگی نوشته و منتشر شده اند را ملاک قرار می دهیم یکی مقاله معروف (( دموکراسی و کیفیت دولت)) که در فوریه 2012 در نشریه کامرسانت منتشر شد و دیگری مقاله (( روسیه در جهان متغیر)) در خصوص رهیافتهای آتی سیاست خارجی پوتین که در اواخر فوریه 2012 در نشریه اخبار مسکو به چاپ رسید. شایان ذکر است دو مقاله یاد شده بعنوان بخشی از سلسله مقالات منتشر شده از جانب پوتین بمنظور تعیین رهیافتهای رئیس جمهور آینده روسیه در عرصه های مختلف اداره کشور تهیه و تنظیم شده اند. پوتین در مقاله (( دموکراسی و کیفیت دولت))ضمن اعلام وفاداری نسبت به توسعه سیاسی طی دوران آتی ریاست خود بر روسیه تاکید می کند که دموکراسی واقعی لازمه توسعه در هر کشوری است و بدون تردید توسعه سیاسی در خدمت منافع جامعه است. جالب آنکه آقای پوتین در همین مقاله نسبت به ضعف فزاینده جامعه مدنی در روسیه ابراز ناراحتی کرده و اعتراف می کند که دولت روسیه از سال 2000 تاکنون نسبت به اهمیت رشد جامعه مدنی غافل بوده است. پوتین در راستای وعده های خود در مقوله توسعه سیاسی قول توسعه نظام چند حزبی، انجام اصلاحاتی در روند برگزاری انتخابات و ارائه مجموعه قوانینی بنفع توسعه سیاسی به پارلمان روسیه می دهد. گسترش دموکراسی مستقیم ( بدون وساطت احزاب و نهادهای قوه مقننه) از طریق تقویت نهادهای اجتماعی نظیر استقبال دوما از تصویب هر طرح سیاسی و اجتماعی که به امضای صدهزار شهروند روسی رسیده باشد همچنین توسعه دموکراسی اینترنتی از دیگر طرحهای پوتین برای کمک به توسعه سیاسی بوده است. آقای پوتین در مقاله (( دموکراسی و کیفیت دولت)) همچنین راهکارهائی جهت اصلاحات قضائی و مبارزه با فساد مالی ارائه کرده است.( منبع: (( دموکراسی و کیفیت دولت، ولادیمیر پوتین، کامرسانت، 17/11/90) انجام اصلاحات از پائین و از بستر اجتماع بمنظور استقرار نهادهای دموکراتیک در جامعه و تسری آن به رگه های بالاتر جامعه از دیگر وعده های پوتین در مقاله مربوط به نوسازی و اصلاحات سیاسی است. ظاهرا آقای پوتین اعتقاد دارد بدون تقویت ساز و کار های خودگردانی محلی جامعه مدنی رشد نخواهد کرد چنانکه در جامعه ای مثل آمریکا اتحادیه های توسعه یافته در لایه های میانی و پائینی جامعه اثرات فوق العاده مهمی بر کلیت نظام سیاسی مستقر در آمریکا دارند. منبع: بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها، فاطمه افشار، ایراس، 14/12/90). تجربه شخصی آقای پوتین هم تا حدی موید دیدگاه اهمیت تقویت سطوح پائینی جامعه مدنی است چنانکه خود آقای پوتین هم از پائین ترین سطوح مدیریتی در شهرداری سنت پطرزبورگ به ریاست جمهوری روسیه رسید. وی در مقاله خود نوشته است : (( اعتقاد دارم سیاستمداران و مسئولان دولتی باید در سطوح پائینی خودگردانی محلی برای بعهده گرفتن مسئولیتهای بزرگتر در آینده آبدیده شوند)).( منبع: بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها، پیشین). &  دموکراسی به تعبیر پوتین، ولادیمیر ژاریخین، نزاویسمیا گازتا مورخ 8/2/2012)

پوتین در مقاله مشهور خود تحت عنوان (( روسیه در جهان متغیر)) که بعنوان برنامه سیاست خارجی خویش در دوران نوین ریاست جمهوری بر روسیه تنظیم نمود صریحا به عدم تمایل برای انزوای روسیه از جامعه جهانی اشاره داشته و شفافیت در عملکردهای سیاسی را موجب توسعه کشور و ضامن رفاه و تحکیم اعتماد متقابل در جامعه دانسته است. ولادیمیر پوتین در مقاله مذکور ضمن پردازش مفصل به پدیده موسوم به بهار عربی ، درسها و نتایج آن ضمن اعلام همبستگی با تحولات درونزای دموکراتیک در خاورمیانه عربی از الگوی دموکراسی صادراتی غرب و ترویج نظامیگری به بهانه بسط دموکراسی در جهان انتقاد کرده است. پوتین در مقاله اخیرالذکر ضمن اعتراف به اهمیت قدرت نرم در نظام بین الملل در این رابطه می گوید که (( پدیده بهار عربی نشان داد که افکار عمومی جهان عمیقا متاثر از فناوریهای پیشرفته خبری ، سایبری و ارتباطاتی است)).( روسیه در جهان متغیر، ولادیمیر پوتین، اخبار مسکو، 27/2/2012). پوتین در مقاله اخیرالذکر در پردازش به مشکلات اتمی شبه جزیره کره اینگونه آورده است که (( موارد فراوان دخالتهای نظامی و زورگویانه در امور داخلی کشورها باعث شده تا برخی حکومتهای خودکامه جهت تضمین بقای خویش بطرف مسلح شدن به سلاح اتمی بروند))؟ ظاهرا برداشت از این فقره از اظهارات پوتین می تواند تاکید بر تمایز میان ماهیت حکومت خودکامه در کره شمالی از نظام سیاسی متبوع پوتین در روسیه باشد چه آنکه پوتین در این قبیل اظهارات ضمن شناسائی ماهیت خودکامه برخی نظامهای سیاسی در دنیا می خواهد تاکید کند که ماهیت نظام سیاسی متبوع خویش در روسیه متفاوت از خودکامگی و سرکوبگری است.    از دیدگاههای تئوریک پوتین در مقوله توسعه سیاسی کاملا برمی آید که وی عمیقا مخالف دخالتهای غرب در فرایند توسعه سیاسی در کشورهاست بلکه نسبت به دخالتهای مذکور در روسیه و دیگر نقاط دنیا نیز عمیقا نگران است. پوتین در توضیح نگرانی خویش صریحا رفتارهای نسنجیده غرب و ناتو به بهانه ترویج دموکراسی در جهان را عامل اصلی رشد افراط گرائی دینی در جهان اسلام دانسته و افراط گرائی را بزرگترین مانع بر سر راه توسعه سیاسی واقعی معرفی کرده است. ( منبع: روسیه د جهان متغیر، پیشین) بنظر برخی کارشناسان در روسیه دلیل اصلی اهتمام ولادیمیر پوتین به توسعه سیاسی و ایجاد احزاب در جامعه روسیه در واقع بیم و نگرانی اصلی وی از بروز تفرقه میان نخبگان سیاسی در هیات حاکمه کشور است زیرا پوتین بخوبی به یاد دارد چگونه نخبگان هیات حاکمه نظام شوروی در اواخر دهه هشتاد دست از حمایت از گورباچوف برداشتند چنانکه بنظر پوتین همین مساله نقش مهمی در فروپاشی نظام سیاسی شوروی داشت. پوتین خود شاهد بود که تا همین چند ماه اخیر نخبگان حاکم در حال تقسیم شدن به دو اردوگاه پوتین و مدودف بودند و طبیعتا ایجاد شکاف و انشقاق در هیات حاکمه بضرر پوتین و بقیه وابستگان به نظام تمام خواهد شد طرفه آنکه برخی نخبگان سیاسی و اقتصادی که قبلا وابسته به پوتین بودند مایلند بتدریج از او دور شوند و پوتین مایل نیست در شرایط حساس کنونی حلقه نخبگان اطراف خود را تنگتر کند بنابراین بهترین راه جذب مجدد هواداران سابق پوتین ایجاد احزاب سیاسی نوین می باشد.( منبع: پوتین از چه چیزی بیم دارد؟ ، رادیو پژواک مسکو، 26/3/2012). آلکسي کودرين وزير دارايي پیشین روسیه و از دوستان پوتین معتقد است ولاديمير پوتين رئيس جمهور منتخب روسيه ضرورت توسعه دموکراتيک کشور را درک ميکند ولي در مورد اين توسعه ديدگاه متفاوت از اپوزيسيون دارد. منبع: خبرگزاري ريا نووستي،09/04/2012 . کودرین معتقد است وقتي «فعاليت شهروندان راههاي سياسي متمدني براي جلوهگر شدن ندارند ، به همين دليل اين فعاليت ها ميتواند به اشکال غيرمتمدن علني شوند». منبع ریانووستی ، پیشین. در هر حال تقویت زیرساختهای سیاسی و اجتماعی روسیه در مقابل فشارهای احتمالی بحران مالی جهانی پیش رو از جمله اهداف مورد نظر پوتین در توسعه سیاسی در روسیه قلمداد می شود زیرا برخی اطرافیان پوتین بر این باورند که در موج آتی بحران مالی جهانی امکان عصیانگری طبقه متوسط شهری و نوسرمایه داران روسی در مقابل حکومت زیاد خواهد بود بنابراین مشاوران مزبور به پوتین توصیه می کنند از هم اکنون مقدمات فضای باز سیاسی در روسیه را فراهم نماید.

ه- موانع فراروی توسعه سیاسی از جانب پوتین:مشکلات فراروی تحقق توسعه سیاسی از جانب پوتین به دو دسته موانع درون روسی و موانع خارجی قابل تقسیم است.

ه-1- موانع درون روسی توسعه سیاسی: یکی از مهمترین موانع درون روسی پیشرفت در پروژه توسعه سیاسی ولادیمیر پوتین عدم اطمینان برخی منتقدان وی به جدیت پوتین در پیگیری ثمربخش اصلاحات سیاسی است. ایشان معتقدند پوتین تنها در کلام و نه عمل وعده انجام اصلاحات سیاسی را می دهد چنانکه منظور و مراد افکار عمومی روسیه از انجام اصلاحات سیاسی مبارزه قاطعانه با فساد فراگیر و انجام شفافیت سازی در نظام سیاسی، اقتصادی و قضائی روسیه است. این منتقدان پوتین می گویند در سال 2000 هم ظاهرا انگیزه انجام اصلاحات اقتصادی فراگیر و مبارزه با فساد بالا بود اما وابستگی اقتصادی و مالی آقای پوتین و اطرافیان وی به اقتصاد نفت و گاز مانع از تحرک واقعی وی در عرصه توسعه و نوسازی کشور شد در نتیجه پوتین و مدودف طی مدت حکومت خود نه تنها هیچ اقدام جدی برای نوسازی اقتصادی و سیاسی انجام ندادند بلکه بخاطر وابستگی جدی شان به اولیگارشی نفتی خود از عوامل تداوم فساد و توسعه نیافتگی کشور شدند زیرا اولیگارشی اقتصاد دولتی تمام شاهراههای اصلی اقتصاد ، سیاست و امنیت روسیه را در دست دارند. ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین) برخی منتقدان پوتین وی را متهم می کنند که قصد دارد از طریق انجام برخی اصلاحات جزئی نظیر امکان انتخاب رئیس شعبه محلی پلیس از جانب مردم و یا برخی دموکراسی های ظاهری در محیطهای مجازی و اینترنتی مانع تحقق مطالبات حداکثری اصلاح طلبانه مردم بشود؛ ایشان می گویند مطالبات واقعی اصلاح طلبانه مردمی مربوط به تمامی ساختار و شاکله حکومت و قدرت در روسیه است. این قبیل منتقدان نسبت به راهبرد کلان اصلاحات از پائین توسط پوتین ( در استانها و مناطق خودمختار روسیه) ایراد دارند و خواستار اصلاحات فوری در شاکله حکومت مرکزی مسکو هستند. منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین؛ ولادیمیر ژاریخین ( معاون انستیتو جامعه مشترک المنافع، 8/2/2012) 

یکی دیگر از موانع قابل تصور فراروی پوتین جهت پیگیری مجدانه اصلاحات سیاسی، پیش بینی ریزش محبوبیت مردمی پوتین در اولین دور ریاست جمهوری پس از 2012 است زیرا پوتین 2012 جهت دستیابی به پست ریاست جمهوری متکی به گروهها و سلایق مختلف سیاسی در روسیه از محافظه کاران تا ملی گرایان، غرب ستیزان و طرفداران اصلاحات بوده است و طبیعت کار سیاسی اینگونه است که سیاستها و عملکردهای پوتین در سمت ریاست جمهوری خواه ناخواه بیشتر به نفع بخشی از طرفداران وی باشد نه همه انها در نتیجه ممکن است در صورت تمایل پوتین برای کاندیدا شدن در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری در سالهای پس از 2012 تا حدی از میزان محبوبیت اجتماعی او کاسته شود. ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین)

یکی از انتقادات و ایرادات مخالفان پوتین به سیاستهای اصلاح طلبانه او اینستکه این منتقدان می گویند تنها نتیجه واقعی وعده های پوتین در اصلاحات سیاسی تکرار اشتباهات گذشته بصورت رشد قارچ گونه احزاب سیاسی فاقد پشتوانه مردمی و با هدایت حاکمیت خواهد بود. این منتقدان می گویند نتیجه عملی کار پوتین سربرآوردن سیاستمداران نوظهوری خواهد بود که بجای رشد و ترقی سیستماتیک از سطوح پایین کارهای سیاسی و اجتماعی صرفا بخاطر برخورداری از مواهب قدرت و ثروت اولیگارشی وابسته به پوتین با هدایت حاکمیت در قامت اپوزیسیون ظهور خواهند کرد. ( منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین، پیشین) در هر حال بسیاری نیز ترویج دموکراسی وبلاگی و مجازی را بنفع واقعیات جامعه نمی دانند چون معتقدند امکان آبدیده شدن سیاستمدار در محیط مجازی و وبلاگی غیر ممکن است زیرا افراد در محیط محصور وبلاگی خویش تنها با طرفداران خود در تماس هستند و در زمان برگزاری انتخابات معلوم خواهد شد که این وبلاگ نویسان چقدر با مطالبات واقعی جامعه فاصله دارند. منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین، پیشین). در هر حال مهمترین منطق و استدلال طرفداران پوتین در مقابل تمامی ایرادات وارده همان منطق ژیرینوفسکی است که می گوید: (( بدون پوتین اوضاع بدتر خواهد شد....فعلا بدیلی برای پوتین وجود ندارد)). ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین) . از جمله موانع واقعی توسعه سیاسی در روسیه اهمیت این مقوله در سلسله مراتب اولویتهای داخلی روسیه است چه اینکه با توجه به اهمیت توسعه قفقاز و شرق دور روسیه ( در چارچوب برنامه توسعه متوازن برای تمامی کشور) معلوم نیست تمرکز بیش از حد بر منافع طبقه متوسط شهر نشین در بخش اروپائی روسیه چقدر عاقلانه است؟ تشدید بحرانهای ملی گرائی افراطی در میان روسها همچنین اثرات نامطلوب و پیش بینی نشده تقویت خودمختاریهای محلی بر مسائل قفقاز شمالی از دیگر چالشهای توسعه سیاسی در روسیه است چه اینکه متعاقب بقدرت رسیدن تندروها در چچن و بطور مشخص از زمان فاجعه تروریستی در شهر بسلان در سال 2004 انتخاب استانداران از طریق آرای مستقیم مردم لغو گردید. (( منبع: برقراری روابط با جهان اسلام؛ آلکسی مالاشنکو، مرکز مطالعات کارنگی مسکو، 2010 میلادی))

ه-2- موانع برون روسی توسعه سیاسی: دخالتهای فزاینده خارجی بویژه ایالات متحده آمریکا و شخص سفیر آمریکا در مسکو از جمله چالشهای مهم فراروی توسعه سیاسی در روسیه است. اخیرا دومای روسیه پس از دریافت درخواستهای متعدد از جوامع مدنی این کشور قصد دارد لایحه (( نظارت بر تامین مالی خارجی سازمانهای غیر تجاری)) را به تصویب برساند.منبع: افشای کمکهای مالی خارجی، ایوان رودین، نزاویسمیا گازتا، 28/3/2012 بدون شک کمکهای مالی آشکار و پنهان آمریکائیان به برخی گروهها و جوامع مدنی روسیه مهمترین دلیل تصویب چنین لایحه ای در دومای روسیه بوده است زیرا بقول آلکسی موخین مدیر مرکز اطلاعات سیاسی روسیه کشورهای غربی نه تنها هم اکنون از طریق تامین مالی جوامع مدنی روسیه در صدد دخالت درامور داخلی روسیه هستند بلکه طی دهه نود میلادی هم دقیقا همین نقش را ایفا کردند. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). بسیاری بر این باورند که شخص سفیر آمریکا در مسکو ( مایکل مک فال) از جمله حادترین مشکلات فراروی پوتین بر سر راه توسعه سیاسی است زیرا مک فال تجربه تامین مالی گروههای مدنی روسیه در دهه های هشتاد و نود میلادی دارد و تخصص اصلی وی هدایت و اجرای پروژه های موسوم به دموکراسی سازی و تقویت جوامع مدنی در جوامع دشمن و رقیب آمریکا از جمله روسیه و ایران است. مایکل مک فال رسما در نهادهای قانونگزاری آمریکا از ایده تامین مالی جوامع مدنی در روسیه حمایت و دفاع کرده است. نظر به حساسیت فوق العاده زیاد پوتین به هر گونه دخالت خارجی ( خاصه از جانب آمریکا) در امور داخلی روسیه طبیعتا تحمل ماموریت مک فال برای دولتمردان روسیه بسیار سخت خواهد بود هر چند مک فال متقابلا یاداوری کرده که براندازی نظام سیاسی پوتین به هیچ وجه در دستور کار آمریکا نیست بلکه آمریکا قصد دارد در چارچوب تعهد جهانی اش به تقویت روندهای دموکراتیک در سرتاسر دنیا از جوامع مدنی روسیه هم حمایت بعمل آورد. آمریکائیها که به تخصیص پولهای فراوان برای تقویت جوامع مدنی روسیه در اواخر دهه هشتاد و سرتاسر دهه نود میلادی اعتراف کرده اند اما این مرتبه مدعی هستند که تاکنون پول زیادی به جوامع مدنی روسیه نداده اند بلکه مایلند بجای صرف پول فراوان بیشتر از زیر ساخت واقعی تمایلات تغییر در روسیه حمایت بعمل آورند.  در هر حال با در نظرداشتن اهمیت روابط با آمریکا در سیاست خارجی پوتین برخی هم بروز مشکلات میان پوتین و آمریکا بر سر راه فرایند توسعه سیاسی را بعید می دانند. ایشان معتقدند پوتین در عمل ( نه در شعار و حرف) هرگز ضدغربی و ضدآمریکائی نبوده است و هیچگاه اظهارات ضد غربی پوتین منجر به رویاروئی روسیه با آمریکا نشده است. نیکلای زولوبین نویسنده مقاله (( پوتین آمریکائی)) در نشریه روسی زبان ودوموستی ( بتاریخ 13 فوریه 2012) در اشاره به تعهد پوتین نسبت به توسعه سیاسی مورد پسند غرب اینچنین می نویسد: (( درست است که ولادیمیر پوتین را نمی توان سیاستمدار وابسته به آمریکا دانست ولی توصیف وی بعنوان سیاستمدار ضد آمریکائی هم درست نیست. پوتین واقع بین است و پنهان نمی کند که شیفته نظام سیاسی داخلی آمریکا در اداره امور جامعه است چنانکه در نظام سیاسی آمریکا تکثرگرائی محلی در سطح فدرال به رقابت میان دو حزب بزرگ ختم می شود. پوتین اخیرا اعتراف کرده است که طرفدار اندیشه تحقق یافته در آمریکا برای اداره امور جامعه است چون در نظام سیاسی آمریکا تمامی قدرت و مسئولیت در دستان یکنفر متمرکز شده است.) منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبن، وودوموستی، 13/2/2012). زولوبین حتی پا را فراتر گذاشته و مدعی است که پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه بیشتر از هر کس دیگری در دنیا باب طبع واشنگتن و وال استریت خواهد بود. منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبن، وودوموستی، 13/2/2012). در همین رابطه میخائیل دلیاگین از اندیشمندان روسی و مدیر موسسه مطالعاتی جهانی شدن معتقد است که (( تمجید پوتین از ارزشهای لیبرالیسم که در مقالات اخیر وی بدان تصریح شده است موضوع بسیار مهمی است)). ( منبع: اقتصاد واقعی پوتین، میخائیل دلیاگین، نزاویسمیا گازتا، مورخ 13/11/90) یاداوری می شود ایده پوتین در استقبال دوما از طرحهای جوامع مدنی که ظاهرا مراحل اولیه عملی شدن در روسیه را طی می کند نیز از تجارب جوامع مدنی در بریتانیا اقتباس شده است. ( منبع: نزاویسمیا گازتا، 28 مارس 2012)

در هر حال قضاوتها راجع به پوتین کاملا متفاوت هستند چنانکه برخی در داخل آمریکا اساسا کمترین انتظاری از پوتین در پیگیری مجدانه اصلاحات و نوسازی سیاسی و اقتصادی ندارند. در این رابطه جیمز کلپر رئیس اطلاعات ملی آمریکا در سخنرانی خویش در کمیته اطلاعات سنای آمریکا گفته است : (( بازگشت پوتین به احتمال قریب به یقین بمعنای ادامه همان خط مشی های قدیمی وی خواهد بود و بعید است تحول خاصی در سیاست داخلی و خارجی روسیه در دوران ریاست جمهوری پوتین روی دهد)). جیمز کلپر در ادامه گفته است: (( پوتین به احتمال زیاد در سیاست داخلی همان سیستم سیاسی و اقتصادی موجود را حفظ خواهد کرد ....پوتین اساسا حافظ منافع اقتصادی نخبگان و اولیگارشی اطراف خود است با اینحال سعی خواهد کرد با انجام مانور میان امواج مطالبات اصلاح طلبانه در جامعه سطحی از رفاه برای مردم را تامین نماید هر چند نظر به سرعت رشد و توسعه در روسیه و افزایش مطالبات طبقه متوسط شهرنشین در این کشور تحقق این امر بسیار سخت خواهد بود)). این مقام اطلاعاتی آمریکائی در خصوص برآورد روابط روسیه و آمریکا در دوران پوتین گفته است: (( انتظار دشواری فوری در روابط روسیه و آمریکا در دوران پوتین را نداریم اما احتمالا توسعه روابط دو جانبه طی دوران زمامداری پوتین سخت تر خواهد شد)) . منبع: سایت خبری گازتا مورخ 1/2/2012  برخی صاحبنظران مسائل مربوط به روابط دو جانبه روسیه و آمریکا معتقدند پیروزی نامزدهای جمهوریخواه و یا دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز نقش مهم و تعیین کننده ای بر کیفیت روابط دو جانبه روسیه و آمریکا در دوران پوتین خواهد داشت زیرا چهره های حزب جمهوریخواه در مقایسه با دموکراتها مواضع سخت تری در قبال پوتین داشته اند. در هر حال اقدام پوتین در تشکیل گارد ملی زیر نظر مستقیم رئیس جمهور آینده روسیه بخوبی حاکی از نگرانی های جدی وی و چالشهای واقعی بر سر راه تحقق توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی در روسیه است.  

و- نتیجه گیری: بنظر می رسد مبنا و سطح تحلیل جامعه شناسی سیاسی در روسیه می تواند به گشایش بسیاری از رمزهای حوزه سیاست در این کشور کمک کند. پاسخ به این پرسش اساسی که  (( رفتار و عملکرد آقای پوتین در دوره نوین ریاست جمهوری در مقوله توسعه سیاسی در جامعه روسیه چگونه خواهد بود؟)) پایه و مبنای مهمی برای درک و دریافت بهتری  از روند سیاست داخلی و سیاست خارجی ( بعنوان ادامه سیاست  داخلی) روسیه در دوره پوتین است. در حالی که برخی انتظار دارند پوتین پس از اعلام گشایش نسبت به ارزشهای لیبرالیسم (در حوزه نظری) ، عملا نیز در همین مسیر قرار بگیرد اما عده دیگری در رویکردی محافظه کارانه بروز هر گونه تغییر در رفتار و عملکرد واقعی پوتین در حوزه اصلاحات سیاسی را بعید می دانند. در هر حال بنظر می رسد تمامی تحلیلگران سیاسی مسائل روسیه نسبت به مولفه های ذیل توافق نظر و اجماع دارند:

1- مقوله توسعه سیاسی در روسیه بیشتر از آنکه بتوان آنرا بر مبنای دخالت خارجی توجیه نمود بیشتر ناشی از واقعیات و نیازمندیهائی در داخل جامعه روسیه است.

2 - بازگشت پوتین به رفتارهای سیاسی اقتدارگرایانه در حوزه سیاست سخت تر از گذشته خواهد بود.

3- نیروی اصلی رقیب پوتین در عرصه سیاست و ثروت لیبرال – دموکراسی است و سایر جریانات فکری و سیاسی نظیر ملی گرائی و یا کمونیسم فعلا اهمیت چندانی ندارند و حتی در مواردی خطرناک هم هستند.

4- پوتین ناچار خواهد بود میان اصلاحات لیبرالیستی و رویاروئی خطرناک با غرب نوعی موازنه و تعادل برقرار نماید.منبع: آینده روابط پوتین با مخالفان، لئونید واسیلیف، نزاویسمیا گازتا، 4/1/91).

5- دخالتهای خارجی خاصه از ناحیه ایالات متحده آمریکا ( بخاطر حساسیتهای پوتین) از مهمترین چالشهای واقعی بر سر راه توسعه سیاسی در روسیه است.

ز- فهرست منابع و مآخذ:

1-(( چرا اقتصاد پوتینی ارزش شبیه سازی ندارد))؟ فرارو 9 بهمن 90 ترجمه از  فارین پالیسی.

2-(( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه))، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). 

3-(( پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبین))، نشریه وودوموستی ، تاریخ 13/2/2012

4- ریانووستی مورخ 22/12/2011

5- ((فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه))، مهدیه جعفری، ایراس.

6- : نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

7- (( دموکراسی و کیفیت دولت))، ولادیمیر پوتین، کامرسانت، 17/11/90

8- ((بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها))، فاطمه افشار، ایراس، 14/12/90.

9- ((روسیه در جهان متغیر))، ولادیمیر پوتین، اخبار مسکو، 27/2/2012.

10-((پوتین از چه چیزی بیم دارد؟)) ، رادیو پژواک مسکو، 26/3/2012.

11- ((دموکراسی به تعبیر پوتین))؛ ولادیمیر ژاریخین (معاون انستیتو جامعه مشترک المنافع، 8/2/2012) 

12- ((برقراری روابط با جهان اسلام))؛ آلکسی مالاشنکو، مرکز مطالعات کارنگی مسکو، 2010 میلادی.

13- ((افشای کمکهای مالی خارجی))، ایوان رودین، نزاویسمیا گازتا، 28/3/2012

14-(( اقتصاد واقعی پوتین))، میخائیل دلیاگین، نزاویسمیا گازتا، مورخ 13/11/90

15- نزاویسمیا گازتا، 28 مارس 2012.

16- سایت خبری گازتا مورخ 1/2/2012  

17-(( آینده روابط پوتین با مخالفان، لئونید واسیلیف))، نزاویسمیا گازتا، 4/1/91.

18- خبرگزاري ريا نووستي،09/04/2012 .

 

  علی رغم تمامی موارد مذکور بنظر می رسد مورد خاص ولادیمیر پوتین در روسیه همچنان از جمله موارد معدود و منحصر بفرد از اهمیت نقش و رفتار یک رهبر اقتدارگرا است که می تواند علاوه بر سرنوشت روسیه تاثیراتی جدی بر موازنه قوا در سطح جهانی داشته باشد. جهت ارزیابی رفتار سیاسی آتی پوتین در داخل روسیه پاسخ به یک پرسش کلیدی و بسیار مهم می تواند معیار مناسبی برای ارزیابی جهت گیریهای سیاست داخلی روسیه در دوره پوتین باشد و البته از آنجا که سیاست خارجی هر کشوری ادامه سیاست داخلی همان کشور است بنابراین پاسخ به این پرسش بنیادی می تواند چارچوب مناسبی جهت ارزیابی رویکردهای سیاست خارجی روسیه در دوره نوین ریاست جمهوری آقای پوتین را نیز فراهم نماید. پرسش مهم و سوال اصلی این مقاله چنین است: (( رفتار و عملکرد آقای پوتین در دوره نوین ریاست جمهوری در مقوله توسعه سیاسی در جامعه روسیه چگونه خواهد بود؟)) بعبارت بهتر شاید بشود سوال را باین شکل نیز طرح نمائیم: (( آقای پوتین تا چه حد واقعا معتقد به لزوم توسعه سیاسی در روسیه است و اصلاحات سیاسی از منظر ایشان به چه معنی است؟)) بنظر نگارنده این سطور جامعه شناسی سیاسی می تواند کلید رمزی جهت حل بسیاری از معماهای سیاست در روسیه پوتین باشد.

ب- اهمیت توسعه سیاسی در شرایط فعلی روسیه: بر هیچ کس پوشیده نیست که ولادیمیر پوتین در آستانه نامزد شدن برای انتخابات ریاست جمهوری در روسیه به بهانه افول دومینو وار نظامهای اقتدار گرا و سرکوبگر در خاورمیانه عربی ( در قالب پدیده موسوم به بهار عربی)  از جانب رقبا و  دشمنان خارجی اش تهدید شد. برآورد عمومی تداوم روند افول و سقوط باقی مانده نظامهای سیاسی اقتدارگرا در جهان ( تسری پدیده بهار عربی به دیگر نقاط دنیا از جمله قلمرو شوروی سابق) همچنین تصور عمومی از نظام روسیه پوتین بعنوان نظامی اقتدارگرا از جمله دلایل اصلی شوخی رقبا و دشمنان خارجی پوتین با وی به بهانه پدیده موسوم به بهار عربی بوده است بویژه آنکه فقدان توسعه سیاسی و بحرانهای اقتصادی و توسعه نیافتگی باقی مانده از گذشته بعنوان عوامل اصلی وقوع بحران در کشورهای عربی مواجه با خیزش مردمی اعلام گردید . اما علاوه بر شوخی یاد شده رقبا با پوتین برخی محافل فکری اثرگذار در آمریکا و روسیه بمنظور گوشزد کردن اهمیت توسعه سیاسی به ولادیمیر پوتین از ادبیات ویژه دیگری استفاده کرده اند در این رابطه فارین پالیسی با انتشار مقالات مفصلی راجع به روسیه به دو موضوع اساسی بشرح ذیل پرداخته است اولا یاداوری اهمیت نقش پوتین در رشد ، شکوفائی و توسعه روسیه در شرایط نابهنجار و هرج و مرج پس از فروپاشی شوروی ثانیا ایجاد طبقه متوسط بورژوا و سرمایه داران نوکیسه بعنوان محصول سیاستهای پوتین در سالهای پس از فروپاشی شوروی ؛ البته غربی ها سیاستهای اجرا شده از جانب پوتین را سیاستهای درستی در مسیر رشد و بهروزی روسیه دانسته اند. غربی ها با یاداوری اهمیت و ارزش طبقه متوسط و سرمایه دار بوجود آمده در روسیه این طبقه را ضامن تداوم رشد، توسعه و بالندگی این کشور در آینده می دانند. فارین پالیسی بمنظور یاداوری اهمیت نقش پوتین در رشد و ترقی روسیه در شرایط پس از فروپاشی شوروی ضمن صحه گذاردن به شهرت و آوازه پوتین بعنوان فردی که نظم اقتصادی، رفاه نسبی و اعتبار جهانی برای روسیه فراهم کرد اضافه می کند البته بازسازی و توسعه روسیه و رهانیدن این کشور از مشکلات اقتصادی بجا مانده از شوروی سابق همچنان راه درازی در پیش دارد و اینک در این مرحله توسعه سیاسی یعنی شراکت طبقه متوسط سرمایه داری در قدرت بهترین راه ضمانت تداوم برنامه های رشد و توسعه در روسیه است. بنظر می رسد مبنای استدلال فارین پالیسی متون کلاسیک توسعه در جهان است زیرا طبق متون مزبور طبقه متوسط شهری بورژوا و سرمایه داران ضامن اصلی پیگیری مطالبات توسعه و نوسازی در هر جامعه ای هستند . فارین پالیسی اتکای بیش از حد روسیه به اقتصاد انرژی ( گاز و سایر سوختهای فسیلی)، فرسودگی صنایع حیاتی روسیه و فساد فراگیر در روسیه را مشکلات ریشه ای این کشور دانسته و  ضمن برشمردن دستاوردهای ارزشمند پوتین در زمینه های گوناگون اقتصادی، سیاسی و غیره از سال 2000 تاکنون، کلید اصلی حل مشکلات فراروی روسیه را تقویت جامعه مدنی در روسیه و مشارکت هر چه بیشتر طبقه متوسط شهری و نوسرمایه داران در اقتصاد و سیاست روسیه می داند چون بنا به اعتقاد فارین پالیسی جذب سرمایه های روسی و سرمایه های خارجی می تواند به حل بسیاری از این مشکلات کمک کند.( چرا اقتصاد پوتینی ارزش شبیه سازی ندارد؟ فرارو 9 بهمن 90 ترجمه از  فارین پالیسی).فارین پالیسی در مقاله مفصلی با عنوان (( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه)) با بهره گیری کامل از ادبیات اقتصاد توسعه اهمیت طبقه متوسط نوظهور در روسیه و لزوم مشارکت دادن ایشان در قدرت سیاسی را شرح داده است. فارین پالیسی در مقاله مزبور شرایط فعلی روسیه را درست مانند شرایطی که کشورهای توسعه یافته اروپائی و آسیائی آنرا طی کرده اند شرایط گذار از نظام سیاسی اقتدار گرا به نظام سیاسی دموکراتیک توصیف کرده و گفته است که به برکت اقدامات سازنده پوتین از سال 2000 تاکنون شرایط فعلی روسیه درست شبیه اروپای جنوبی ( یونان، پرتقال و اسپانیا) در دهه هفتاد میلادی و یا شرایط ببرهای آسیا در دهه هشتاد میلادی است زیرا پس از یک دوره عملکرد مناسب علیه رکود اقتصادی در روسیه طبقه متوسطی در روسیه ایجاد شده است که برخلاف مراحل قبلی تنها راضی به لذت بردن از رفاه و آزادیهای فردی نیست بلکه ایشان اکنون متقاضی مشارکت در اداره امور کشور هستند و مشارکت سیاسی درخواست امروزه ایشان است. ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). قضاوت غربی ها برای روسیه از آن جهت اهمیت دارد که بقول نیکولای زولوبین در نشریه وودوموستی، تاریخ روسیه نشان می دهد که این کشور همیشه بفکر رسیدن به غرب بوده است . هر نوع اصلاحات عمیق و یا نوآوری در روسیه عمدتا بر مبنای آرزوی کم کردن فاصله عقب ماندگی این کشور از غرب به انجام رسیده است. منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبین، نشریه وودوموستی ، تاریخ 13/2/2012  فارین پالیسی در اثبات مدعای خود می نویسد: (( گفتگو با مردم در شهرهای مسکو، ولادی ووستوک، سنت پترزبورگ، کالیننگراد ، ایرکوتسک و غیره همچنین مصاحبه با رهبران جنبشها و سازمانهای مدنی بیانگر نارضایتی واقعی و عمیق ایشان از زندگی سیاسی و اجتماعی در روسیه است)). فارین پالیسی در ادامه می نویسد: (( هر چند فعلا گزینه و چاره دیگری برای روسیه بجز پوتین قابل تصور نیست اما باید توجه کنیم که نسل اینترنتی جوان روسیه ( بعنوان مرکز ثقل اعتراضات مدنی) نسلی است که بر خلاف والدین خویش اصلا دوران شوروی و عظمت امپراطوری شوروی را درک نکرده است بنابراین برای این نسل طولانی شدن مدت حکمرمانی یکنفر باورنکردنی است . این نسل جدید که اغلبشان با هرج و مرج ناشی از فروپاشی شوروی در دهه نود هم فاصله دارند وضعیت فعلی خود را با پدربزرگها و مادربزرگهای خود در دوران شوروی مقایسه نمی کنند بلکه آنها بیشتر مایلند تا وضعیت خود را با مردم کشورهای پیشرفته تر و دموکراتیک تر از روسیه مقایسه کنند بنابراین ایشان بیشتر به اروپا و آمریکا نظر دارند. ))   ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی در ادامه مقاله مزبور که قبل از برگزاری دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در روسیه تهیه شده با استناد به نظرسنجی های معتبر انجام شده در روسیه می نویسد: (( بنظر می رسد جایگاه پوتین در میان طبقه متوسط شهری در مسکو و سنت پطرزبورگ بویژه در میان طبقه روشنفکر ضعیفتر از گذشته است. پوتین نه تنها بر خلاف دوره قبلی ریاست جمهوری خویش بلکه حتی بر خلاف تمامی تاریخ طولانی مدت اقتدارگرائی در روسیه نمی تواند بیش از این متکی بر اقتدارگرائی فردی باشد زیرا شرایط تاریخی و اجتماعی روسیه ادامه روند اقتدارگرائی را برنمی تابد)).  ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی ادامه می دهد: (( شرایط امروز روسیه، سنت سیاسی ملی این کشور را دستکم در دو مورد کلیدی نقض می کند. نخست مردان و زنان امروز شاید نسل اول رهبران مدنی در تاریخ روسیه باشند که خود را با توجه به موقعیت خود روبروی دولت تعریف نمی کنند. در عوض، دولت را شریکی می دانند با موقعیتی برابر که هیچ ترس، وفاداری بدون شرط یا تنفری از آن ندارند. دوم، مشکل اصلی آنها دولت نیست بلکه جامعه مدنی است که هنوز از قوت و قدرت کافی برخوردار نیست. بلوغ کامل، خودآگاهی و اعتماد به نفس شهروندان است که ویژگی موقعیت کنونی روسیه است. به این ترتیب، شکل گیری چنین شهروندانی و نه تغییر دوباره رژیم، هدف فراگیر امروز است)) ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو ، بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). فارین پالیسی مقاله خود را اینگونه به پایان می رساند :  (( واقعیت آنستکه اکثریت جمعیت روسیه خاصه آنهائی که خارج از مسکو و سن پترزبورگ زندگی می کنند، نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت هستند و فارغ از اینکه چه کسی حکومت می کند اساسا کاری به حکومت و مسائل سیاسی ندارند بنابراین نکته اصلی این است که همین جمعیت هزاران نفری در اعتراضات مسکو و سنت پطرزبورگ هستند که تاریخ روسیه را می سازند. تمام آنچه مخالفان حکومت می خواهند این است که دولت را مجبور به شنیدن حرف هایشان کنند؛ آنها بعضا دلایل خاص و متفاوت از همدیگر برای مخالفت با حکومت دارند اما هدف فراگیرشان برابری در مقابلقانون و مشارکت در حاکمیت است.
پس از گذشت 20 سال از مرگ اتحاد جماهیر شوروی خشم سیاسی و اخلاقی بار دیگر به خیابان ها کشیده شده است و خشم اخلاقی تبدیل به سیاسی شده، درست مانند دوره پایانی شوروی و همانطور که همیشه در آغاز یک انقلاب مدرن بزرگ اتفاق می افتد.)) ( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه، فرارو ، بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی).

ج- شاخصهای فوریت توسعه سیاسی در روسیه: طبیعتا تسلیم شدن محض در مقابل تئوریهای ساخته و پرداخته شده در خارج از روسیه اقدامی بخردانه تلقی نمی گردد  هر چند طراحان این قبیل تئوریها بظاهر قصد و نیت خیرخواهانه داشته باشند. واقعیت آنستکه پوتین جدای از توصیه های تئوریک غربی ها عملا مواجه با تهدیدها و چالشهای قابل توجهی در هر دو محیط داخلی و بیرونی روسیه است بگونه ایکه بنظر می رسد پوتین به این نتیجه رسیده است که زین پس اگر ادامه اقتدارگرائی غیر ممکن و محال نباشد اما حتما بیشتر از گذشته منشا و واجد دردسرهائی جدی خواهد بود.ذیلا به برخی موارد چالشهای ملموس و فوری فراروی پوتین اشاره می گردد:

ج-1- چالشهای داخلی فراروی پوتین:هیچکس نمی تواند منکر اعتراضات دهها هزار نفری در مسکو و سنت پطرزبورگ علیه پوتین و اقتدار گرائی او باشد. اعتراضات چند هزار نفری مزبور از دو جنبه اهمیت دارد اولا آنکه هر فرد آشنا به مسائل روسیه  و هر فردی که در روسیه زندگی کرده باشد بخوبی می داند برگزاری اجتماعات سیاسی چند هزار نفری آنهم برای اعتراض به حاکمیت چقدر کار دشواری است چنانکه حاکمیت هیچگاه اجازه جمع شدن بیشتر از چند ده نفر برای اعتراض به مسائل سیاسی را نمی دهد و در بسیاری از اوقات تعداد معترضین به موضوعی سیاسی بنا بدلایل گوناگون به زحمت به صد نفر می رسد. ثانیا بقول آقای بابورین ( از افراد وابسته به اپوزیسیون در روسیه) مشارکت دهها هزار نفر در اعتراضات سیاسی علیه پوتین آنهم در هوای سرد و برف زمستانی مسکو و بدون دریافت پول و مواجب باید بعنوان نشانه مهم و خطرناکی تلقی شود. نظر به اهمیت محیطهای سایبری در سازماندهی تظاهرات ضد پوتین در روسیه مناسب است نگاهی هم به گزارش ریانووستی در خصوص ادعای وزیر ارتباطات روسیه راجع به جایگاه این کشور در بهره برداری از اینترنت داشته باشیم. ریانووستی مورخ 22/12/2011 بنقل از وزیر ارتباطات روسیه اعلام کرد که روسیه در زمره ده کشور اول دنیا در استفاده از اینترنت پرسرعت با تعداد 70 میلیون نفر کاربر است. هر چند با وجود خرده گیری عده ای در نقد رقم کاربران اینترنت در روسیه که بجای 70 میلیون نفر رقم 50 میلیون نفر را ارائه کرده اند اما باز بدون شک روسیه از نظر تعداد کاربران اینترنتی جلوتر از کشورهای اروپائی و تمامی جمهوریهای شوروی سابق است چنانکه بر اساس گزارش مراکز معتبر مطالعاتی در جهان ، روسیه در فاصله زمانی 2011-2010 جزو اولین رتبه های جهانی از لحاظ کاربران شبکه های اجتماعی فیس بوک و تویتر بوده است. ( ریانووستی، 22/12/2011).

 آقای دمیتری اورشکین عضو شورای حقوق بشر وابسته به ریاست جمهوری روسیه معتقد است اعتراضات مدنی اخیر در مسکو و سنت پطرزبورگ بیشتر از آنکه ماهیت سیاسی داشته باشد خصلت شهروندی دارد. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس).ایشان می گوید قبلا کسی هیچگاه تصور نمی کرد که یک اجتماع خیابانی بتواند احزاب و جریانات سیاسی غیر همسو را با یکدیگر متحد نماید . آقای اورشکین اضافه می کند وی مدتهاست در مساله انتخابات در روسیه فعالیت دارد و قطعا تخلفات انتخاباتی اخیر در روسیه بیشتر از انتخابات سال 2007 نبوده است اما وقوع اعتراضات خیابانی به بهانه تقلب در انتخابات حاکی از تغییر و تحول مهمی در عرصه های اجتماعی و سیاسی روسیه است که افزایش مطالبات شهروندی و اثر گذاری فزاینده فناوری اطلاعات بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم دلیل اصلی آنست. اورشکین صریحا می گوید نظام روسیه تاکنون با چنین مشکلی روبرو نبوده است. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). اوروشکین با یاداوری وقوع انقلابهای رنگین در فضای شوروی سابق معتقد است رسانه های نوین و فناوری های جدید اطلاعاتی نقش مهمی در هدایت افکار عمومی در فرایند انقلابهای رنگین و پدیده بهار عربی داشته است. اورشکین دلیل اصلی وقوع انقلابهای رنگین در فضای شوروی سابق را وجود خصوصیتهائی مثل اقتدارگرائی، فقدان چرخش نخبگان، ناکارامدی نظام سیاسی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت عمومی حکومت دانسته که جرقه انقلاب بلافاصله پس از بروز خطائی از جانب حکومت ( فرضا به بهانه تقلب در انتخابات یا هر مساله دیگری) تبدیل به موجی سهمگین علیه موجودیت و بقای نظام سیاسی شده است. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). اورشکین تصریح می دارد : (( پوتین نمی تواند در مقابل اعتراضات مدنی و شهروندی بایستد ؛ او برای حل مشکلات مستحدثه فرارو راه حلی جز تمسک به وحدت ملی بمنظور کاستن از معضلات سیاسی جامعه ندارد)). ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس).

ج-2- چالشهای بیرونی فراروی پوتین: در حالیکه از مدتها قبل روند فروپاشی و اضمحلال یا تضعیف نظامهای اقتدارگرا بر اثر ضعفهای داخلی این قبیل نظامها و یا دخالتهای خارجی آغاز شده بود ( عراق، زیمبابوه، قرقیزستان و سودان) اما گو اینکه پدیده موسوم به بهار عربی نه تنها باعث تسری یافتن ضعف و زوال نظامهای اقتدار گرا به کشورهای نسبتا باثبات و قدرتمند نظیر لیبی، مصر، تونس، سوریه و غیره شده بلکه بهار عربی روند اضمحلال نظامهای اقتدار گرا را بشکل فزاینده ای سرعت داده است. اینک اثرات زوال سریع نظامهای اقتدار گرا در فرایند موسوم به بهار عربی باعث وحشت و هراس جدی در نظامهای اقتدار گرای پادشاهی خاورمیانه، جمهوریهای شوروی سابق، نظمهای اقتدارگرای آسیا( برمه و کره شمالی) و سایر این قبیل نظامها درآفریقا و آمریکای لاتین شده است. رفتار روسیه در قضیه لیبی که به بهانه کمک به روند تحولات دموکراتیک در این کشور صورت گرفت و نهایتا نقش مهمی در سقوط قذافی ایفا نمود همچنین نکوهشهای پوتین علیه رفتارهای بشار اسد در مقابل اپوزیسیون غیر مسلح این کشور ( علی رغم حمایتهای همه جانبه روسیه از حکومت سوریه که بر مبنای ارزشهای بین المللی دیگری انجام شده است)  در کنار بی تفاوتی روسیه نسبت به فشارهای فزاینده غرب علیه حکومت اقتدار گرای روسیه سفید بخوبی نشان می دهد که پوتین تا چه حد نسبت به مشکلات تداوم رهیافت اقتدار گرائی در محیط بین المللی آگاه شده است. شایان ذکر است که ایراد اصلی روسیه نسبت به عملکرد غرب علیه قذافی ، بشار اسد و یا لوکاشنکو هیچگاه انتقاد علیه اصل ارزشهای دموکراتیک نبوده است بلکه انتقاد روسیه و پوتین علیه غرب در تمامی موارد یاد شده خرده گیری نسبت به استفاده ابزاری و سیاسی غرب از مقوله توسعه دموکراتیک در دیگر کشورهاست.

د- رویکرد پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکرد پوتین نسبت به توسعه سیاسی در روسیه می توان رویکردهای وی را به دو بخش رویکردهای عملی و تئوریک ( نظری) تقسیم کرد.

د-1- رویکردهای عملی پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکردهای عملی پوتین به توسعه سیاسی می توان موارد ذیل را برشمرد:

1- دستیابی بقدرت در فرایندی کاملا دموکراتیک در سالهای 2000،  2007 و 2012.

2- کناره گیری داوطلبانه از پست ریاست جمهوری در سال 2007 و واگذاری این سمت به شریک سیاسی اش مدودف.

3- کمک به ایجاد نهادهای دموکراتیک و نوین در روسیه طی مدت زمامداری بعنوان رئیس جمهور و یا نخست وزیر چنانکه برخی نهادهای مالی مستقل از دولت برای اولین بار در تاریخ روسیه توسط پوتین پایه گذاری گردید. ایجاد طبقه متوسط شهرنشین و مرفه دستاورد اقدامات پوتین بوده است.( منبع: نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

4- تلاش پوتین در پیگیری ابتکارات خویش در ساختار سیستماتیک دولتی از طریق ثبت قانونی و حقوقی آنها.  .( منبع: نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

5- تعامل قابل تقدیر نسبت به اعتراضات مدنی و تجمعات خیابانی مخالفت با پوتین به بهانه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در روسیه.

6- موافقت با شرکت رقبا و مخالفین داخلی اش بعنوان کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس.

7- شروع فرایند ثبت احزاب سیاسی بعنوان پیش درآمد اجرای وعده های انتخاباتی پوتین در سال 2012.

7- نکوهش رفتارهای غیر قابل توجیه قذافی و بشار اسد در مقابل مطالبات مدنی و مردمی در لیبی و سوریه در کنار ایستادگی در مقابل دخالتهای خارجی در دو کشور یاد شده.

د-2- رویکردهای نظری پوتین نسبت به توسعه سیاسی: در خصوص رویکرد تئوریک پوتین به مقوله توسعه سیاسی در روسیه دو مقاله بسیار مهم وی که بتازگی نوشته و منتشر شده اند را ملاک قرار می دهیم یکی مقاله معروف (( دموکراسی و کیفیت دولت)) که در فوریه 2012 در نشریه کامرسانت منتشر شد و دیگری مقاله (( روسیه در جهان متغیر)) در خصوص رهیافتهای آتی سیاست خارجی پوتین که در اواخر فوریه 2012 در نشریه اخبار مسکو به چاپ رسید. شایان ذکر است دو مقاله یاد شده بعنوان بخشی از سلسله مقالات منتشر شده از جانب پوتین بمنظور تعیین رهیافتهای رئیس جمهور آینده روسیه در عرصه های مختلف اداره کشور تهیه و تنظیم شده اند. پوتین در مقاله (( دموکراسی و کیفیت دولت))ضمن اعلام وفاداری نسبت به توسعه سیاسی طی دوران آتی ریاست خود بر روسیه تاکید می کند که دموکراسی واقعی لازمه توسعه در هر کشوری است و بدون تردید توسعه سیاسی در خدمت منافع جامعه است. جالب آنکه آقای پوتین در همین مقاله نسبت به ضعف فزاینده جامعه مدنی در روسیه ابراز ناراحتی کرده و اعتراف می کند که دولت روسیه از سال 2000 تاکنون نسبت به اهمیت رشد جامعه مدنی غافل بوده است. پوتین در راستای وعده های خود در مقوله توسعه سیاسی قول توسعه نظام چند حزبی، انجام اصلاحاتی در روند برگزاری انتخابات و ارائه مجموعه قوانینی بنفع توسعه سیاسی به پارلمان روسیه می دهد. گسترش دموکراسی مستقیم ( بدون وساطت احزاب و نهادهای قوه مقننه) از طریق تقویت نهادهای اجتماعی نظیر استقبال دوما از تصویب هر طرح سیاسی و اجتماعی که به امضای صدهزار شهروند روسی رسیده باشد همچنین توسعه دموکراسی اینترنتی از دیگر طرحهای پوتین برای کمک به توسعه سیاسی بوده است. آقای پوتین در مقاله (( دموکراسی و کیفیت دولت)) همچنین راهکارهائی جهت اصلاحات قضائی و مبارزه با فساد مالی ارائه کرده است.( منبع: (( دموکراسی و کیفیت دولت، ولادیمیر پوتین، کامرسانت، 17/11/90) انجام اصلاحات از پائین و از بستر اجتماع بمنظور استقرار نهادهای دموکراتیک در جامعه و تسری آن به رگه های بالاتر جامعه از دیگر وعده های پوتین در مقاله مربوط به نوسازی و اصلاحات سیاسی است. ظاهرا آقای پوتین اعتقاد دارد بدون تقویت ساز و کار های خودگردانی محلی جامعه مدنی رشد نخواهد کرد چنانکه در جامعه ای مثل آمریکا اتحادیه های توسعه یافته در لایه های میانی و پائینی جامعه اثرات فوق العاده مهمی بر کلیت نظام سیاسی مستقر در آمریکا دارند. منبع: بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها، فاطمه افشار، ایراس، 14/12/90). تجربه شخصی آقای پوتین هم تا حدی موید دیدگاه اهمیت تقویت سطوح پائینی جامعه مدنی است چنانکه خود آقای پوتین هم از پائین ترین سطوح مدیریتی در شهرداری سنت پطرزبورگ به ریاست جمهوری روسیه رسید. وی در مقاله خود نوشته است : (( اعتقاد دارم سیاستمداران و مسئولان دولتی باید در سطوح پائینی خودگردانی محلی برای بعهده گرفتن مسئولیتهای بزرگتر در آینده آبدیده شوند)).( منبع: بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها، پیشین). &  دموکراسی به تعبیر پوتین، ولادیمیر ژاریخین، نزاویسمیا گازتا مورخ 8/2/2012)

پوتین در مقاله مشهور خود تحت عنوان (( روسیه در جهان متغیر)) که بعنوان برنامه سیاست خارجی خویش در دوران نوین ریاست جمهوری بر روسیه تنظیم نمود صریحا به عدم تمایل برای انزوای روسیه از جامعه جهانی اشاره داشته و شفافیت در عملکردهای سیاسی را موجب توسعه کشور و ضامن رفاه و تحکیم اعتماد متقابل در جامعه دانسته است. ولادیمیر پوتین در مقاله مذکور ضمن پردازش مفصل به پدیده موسوم به بهار عربی ، درسها و نتایج آن ضمن اعلام همبستگی با تحولات درونزای دموکراتیک در خاورمیانه عربی از الگوی دموکراسی صادراتی غرب و ترویج نظامیگری به بهانه بسط دموکراسی در جهان انتقاد کرده است. پوتین در مقاله اخیرالذکر ضمن اعتراف به اهمیت قدرت نرم در نظام بین الملل در این رابطه می گوید که (( پدیده بهار عربی نشان داد که افکار عمومی جهان عمیقا متاثر از فناوریهای پیشرفته خبری ، سایبری و ارتباطاتی است)).( روسیه در جهان متغیر، ولادیمیر پوتین، اخبار مسکو، 27/2/2012). پوتین در مقاله اخیرالذکر در پردازش به مشکلات اتمی شبه جزیره کره اینگونه آورده است که (( موارد فراوان دخالتهای نظامی و زورگویانه در امور داخلی کشورها باعث شده تا برخی حکومتهای خودکامه جهت تضمین بقای خویش بطرف مسلح شدن به سلاح اتمی بروند))؟ ظاهرا برداشت از این فقره از اظهارات پوتین می تواند تاکید بر تمایز میان ماهیت حکومت خودکامه در کره شمالی از نظام سیاسی متبوع پوتین در روسیه باشد چه آنکه پوتین در این قبیل اظهارات ضمن شناسائی ماهیت خودکامه برخی نظامهای سیاسی در دنیا می خواهد تاکید کند که ماهیت نظام سیاسی متبوع خویش در روسیه متفاوت از خودکامگی و سرکوبگری است.    از دیدگاههای تئوریک پوتین در مقوله توسعه سیاسی کاملا برمی آید که وی عمیقا مخالف دخالتهای غرب در فرایند توسعه سیاسی در کشورهاست بلکه نسبت به دخالتهای مذکور در روسیه و دیگر نقاط دنیا نیز عمیقا نگران است. پوتین در توضیح نگرانی خویش صریحا رفتارهای نسنجیده غرب و ناتو به بهانه ترویج دموکراسی در جهان را عامل اصلی رشد افراط گرائی دینی در جهان اسلام دانسته و افراط گرائی را بزرگترین مانع بر سر راه توسعه سیاسی واقعی معرفی کرده است. ( منبع: روسیه د جهان متغیر، پیشین) بنظر برخی کارشناسان در روسیه دلیل اصلی اهتمام ولادیمیر پوتین به توسعه سیاسی و ایجاد احزاب در جامعه روسیه در واقع بیم و نگرانی اصلی وی از بروز تفرقه میان نخبگان سیاسی در هیات حاکمه کشور است زیرا پوتین بخوبی به یاد دارد چگونه نخبگان هیات حاکمه نظام شوروی در اواخر دهه هشتاد دست از حمایت از گورباچوف برداشتند چنانکه بنظر پوتین همین مساله نقش مهمی در فروپاشی نظام سیاسی شوروی داشت. پوتین خود شاهد بود که تا همین چند ماه اخیر نخبگان حاکم در حال تقسیم شدن به دو اردوگاه پوتین و مدودف بودند و طبیعتا ایجاد شکاف و انشقاق در هیات حاکمه بضرر پوتین و بقیه وابستگان به نظام تمام خواهد شد طرفه آنکه برخی نخبگان سیاسی و اقتصادی که قبلا وابسته به پوتین بودند مایلند بتدریج از او دور شوند و پوتین مایل نیست در شرایط حساس کنونی حلقه نخبگان اطراف خود را تنگتر کند بنابراین بهترین راه جذب مجدد هواداران سابق پوتین ایجاد احزاب سیاسی نوین می باشد.( منبع: پوتین از چه چیزی بیم دارد؟ ، رادیو پژواک مسکو، 26/3/2012). آلکسي کودرين وزير دارايي پیشین روسیه و از دوستان پوتین معتقد است ولاديمير پوتين رئيس جمهور منتخب روسيه ضرورت توسعه دموکراتيک کشور را درک ميکند ولي در مورد اين توسعه ديدگاه متفاوت از اپوزيسيون دارد. منبع: خبرگزاري ريا نووستي،09/04/2012 . کودرین معتقد است وقتي «فعاليت شهروندان راههاي سياسي متمدني براي جلوهگر شدن ندارند ، به همين دليل اين فعاليت ها ميتواند به اشکال غيرمتمدن علني شوند». منبع ریانووستی ، پیشین. در هر حال تقویت زیرساختهای سیاسی و اجتماعی روسیه در مقابل فشارهای احتمالی بحران مالی جهانی پیش رو از جمله اهداف مورد نظر پوتین در توسعه سیاسی در روسیه قلمداد می شود زیرا برخی اطرافیان پوتین بر این باورند که در موج آتی بحران مالی جهانی امکان عصیانگری طبقه متوسط شهری و نوسرمایه داران روسی در مقابل حکومت زیاد خواهد بود بنابراین مشاوران مزبور به پوتین توصیه می کنند از هم اکنون مقدمات فضای باز سیاسی در روسیه را فراهم نماید.

ه- موانع فراروی توسعه سیاسی از جانب پوتین:مشکلات فراروی تحقق توسعه سیاسی از جانب پوتین به دو دسته موانع درون روسی و موانع خارجی قابل تقسیم است.

ه-1- موانع درون روسی توسعه سیاسی: یکی از مهمترین موانع درون روسی پیشرفت در پروژه توسعه سیاسی ولادیمیر پوتین عدم اطمینان برخی منتقدان وی به جدیت پوتین در پیگیری ثمربخش اصلاحات سیاسی است. ایشان معتقدند پوتین تنها در کلام و نه عمل وعده انجام اصلاحات سیاسی را می دهد چنانکه منظور و مراد افکار عمومی روسیه از انجام اصلاحات سیاسی مبارزه قاطعانه با فساد فراگیر و انجام شفافیت سازی در نظام سیاسی، اقتصادی و قضائی روسیه است. این منتقدان پوتین می گویند در سال 2000 هم ظاهرا انگیزه انجام اصلاحات اقتصادی فراگیر و مبارزه با فساد بالا بود اما وابستگی اقتصادی و مالی آقای پوتین و اطرافیان وی به اقتصاد نفت و گاز مانع از تحرک واقعی وی در عرصه توسعه و نوسازی کشور شد در نتیجه پوتین و مدودف طی مدت حکومت خود نه تنها هیچ اقدام جدی برای نوسازی اقتصادی و سیاسی انجام ندادند بلکه بخاطر وابستگی جدی شان به اولیگارشی نفتی خود از عوامل تداوم فساد و توسعه نیافتگی کشور شدند زیرا اولیگارشی اقتصاد دولتی تمام شاهراههای اصلی اقتصاد ، سیاست و امنیت روسیه را در دست دارند. ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین) برخی منتقدان پوتین وی را متهم می کنند که قصد دارد از طریق انجام برخی اصلاحات جزئی نظیر امکان انتخاب رئیس شعبه محلی پلیس از جانب مردم و یا برخی دموکراسی های ظاهری در محیطهای مجازی و اینترنتی مانع تحقق مطالبات حداکثری اصلاح طلبانه مردم بشود؛ ایشان می گویند مطالبات واقعی اصلاح طلبانه مردمی مربوط به تمامی ساختار و شاکله حکومت و قدرت در روسیه است. این قبیل منتقدان نسبت به راهبرد کلان اصلاحات از پائین توسط پوتین ( در استانها و مناطق خودمختار روسیه) ایراد دارند و خواستار اصلاحات فوری در شاکله حکومت مرکزی مسکو هستند. منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین؛ ولادیمیر ژاریخین ( معاون انستیتو جامعه مشترک المنافع، 8/2/2012) 

یکی دیگر از موانع قابل تصور فراروی پوتین جهت پیگیری مجدانه اصلاحات سیاسی، پیش بینی ریزش محبوبیت مردمی پوتین در اولین دور ریاست جمهوری پس از 2012 است زیرا پوتین 2012 جهت دستیابی به پست ریاست جمهوری متکی به گروهها و سلایق مختلف سیاسی در روسیه از محافظه کاران تا ملی گرایان، غرب ستیزان و طرفداران اصلاحات بوده است و طبیعت کار سیاسی اینگونه است که سیاستها و عملکردهای پوتین در سمت ریاست جمهوری خواه ناخواه بیشتر به نفع بخشی از طرفداران وی باشد نه همه انها در نتیجه ممکن است در صورت تمایل پوتین برای کاندیدا شدن در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری در سالهای پس از 2012 تا حدی از میزان محبوبیت اجتماعی او کاسته شود. ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین)

یکی از انتقادات و ایرادات مخالفان پوتین به سیاستهای اصلاح طلبانه او اینستکه این منتقدان می گویند تنها نتیجه واقعی وعده های پوتین در اصلاحات سیاسی تکرار اشتباهات گذشته بصورت رشد قارچ گونه احزاب سیاسی فاقد پشتوانه مردمی و با هدایت حاکمیت خواهد بود. این منتقدان می گویند نتیجه عملی کار پوتین سربرآوردن سیاستمداران نوظهوری خواهد بود که بجای رشد و ترقی سیستماتیک از سطوح پایین کارهای سیاسی و اجتماعی صرفا بخاطر برخورداری از مواهب قدرت و ثروت اولیگارشی وابسته به پوتین با هدایت حاکمیت در قامت اپوزیسیون ظهور خواهند کرد. ( منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین، پیشین) در هر حال بسیاری نیز ترویج دموکراسی وبلاگی و مجازی را بنفع واقعیات جامعه نمی دانند چون معتقدند امکان آبدیده شدن سیاستمدار در محیط مجازی و وبلاگی غیر ممکن است زیرا افراد در محیط محصور وبلاگی خویش تنها با طرفداران خود در تماس هستند و در زمان برگزاری انتخابات معلوم خواهد شد که این وبلاگ نویسان چقدر با مطالبات واقعی جامعه فاصله دارند. منبع: دموکراسی به تعبیر پوتین، پیشین). در هر حال مهمترین منطق و استدلال طرفداران پوتین در مقابل تمامی ایرادات وارده همان منطق ژیرینوفسکی است که می گوید: (( بدون پوتین اوضاع بدتر خواهد شد....فعلا بدیلی برای پوتین وجود ندارد)). ( منبع: بازگشت پوتین، پیشین) . از جمله موانع واقعی توسعه سیاسی در روسیه اهمیت این مقوله در سلسله مراتب اولویتهای داخلی روسیه است چه اینکه با توجه به اهمیت توسعه قفقاز و شرق دور روسیه ( در چارچوب برنامه توسعه متوازن برای تمامی کشور) معلوم نیست تمرکز بیش از حد بر منافع طبقه متوسط شهر نشین در بخش اروپائی روسیه چقدر عاقلانه است؟ تشدید بحرانهای ملی گرائی افراطی در میان روسها همچنین اثرات نامطلوب و پیش بینی نشده تقویت خودمختاریهای محلی بر مسائل قفقاز شمالی از دیگر چالشهای توسعه سیاسی در روسیه است چه اینکه متعاقب بقدرت رسیدن تندروها در چچن و بطور مشخص از زمان فاجعه تروریستی در شهر بسلان در سال 2004 انتخاب استانداران از طریق آرای مستقیم مردم لغو گردید. (( منبع: برقراری روابط با جهان اسلام؛ آلکسی مالاشنکو، مرکز مطالعات کارنگی مسکو، 2010 میلادی))

ه-2- موانع برون روسی توسعه سیاسی: دخالتهای فزاینده خارجی بویژه ایالات متحده آمریکا و شخص سفیر آمریکا در مسکو از جمله چالشهای مهم فراروی توسعه سیاسی در روسیه است. اخیرا دومای روسیه پس از دریافت درخواستهای متعدد از جوامع مدنی این کشور قصد دارد لایحه (( نظارت بر تامین مالی خارجی سازمانهای غیر تجاری)) را به تصویب برساند.منبع: افشای کمکهای مالی خارجی، ایوان رودین، نزاویسمیا گازتا، 28/3/2012 بدون شک کمکهای مالی آشکار و پنهان آمریکائیان به برخی گروهها و جوامع مدنی روسیه مهمترین دلیل تصویب چنین لایحه ای در دومای روسیه بوده است زیرا بقول آلکسی موخین مدیر مرکز اطلاعات سیاسی روسیه کشورهای غربی نه تنها هم اکنون از طریق تامین مالی جوامع مدنی روسیه در صدد دخالت درامور داخلی روسیه هستند بلکه طی دهه نود میلادی هم دقیقا همین نقش را ایفا کردند. ( منبع: فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه، مهدیه جعفری، ایراس). بسیاری بر این باورند که شخص سفیر آمریکا در مسکو ( مایکل مک فال) از جمله حادترین مشکلات فراروی پوتین بر سر راه توسعه سیاسی است زیرا مک فال تجربه تامین مالی گروههای مدنی روسیه در دهه های هشتاد و نود میلادی دارد و تخصص اصلی وی هدایت و اجرای پروژه های موسوم به دموکراسی سازی و تقویت جوامع مدنی در جوامع دشمن و رقیب آمریکا از جمله روسیه و ایران است. مایکل مک فال رسما در نهادهای قانونگزاری آمریکا از ایده تامین مالی جوامع مدنی در روسیه حمایت و دفاع کرده است. نظر به حساسیت فوق العاده زیاد پوتین به هر گونه دخالت خارجی ( خاصه از جانب آمریکا) در امور داخلی روسیه طبیعتا تحمل ماموریت مک فال برای دولتمردان روسیه بسیار سخت خواهد بود هر چند مک فال متقابلا یاداوری کرده که براندازی نظام سیاسی پوتین به هیچ وجه در دستور کار آمریکا نیست بلکه آمریکا قصد دارد در چارچوب تعهد جهانی اش به تقویت روندهای دموکراتیک در سرتاسر دنیا از جوامع مدنی روسیه هم حمایت بعمل آورد. آمریکائیها که به تخصیص پولهای فراوان برای تقویت جوامع مدنی روسیه در اواخر دهه هشتاد و سرتاسر دهه نود میلادی اعتراف کرده اند اما این مرتبه مدعی هستند که تاکنون پول زیادی به جوامع مدنی روسیه نداده اند بلکه مایلند بجای صرف پول فراوان بیشتر از زیر ساخت واقعی تمایلات تغییر در روسیه حمایت بعمل آورند.  در هر حال با در نظرداشتن اهمیت روابط با آمریکا در سیاست خارجی پوتین برخی هم بروز مشکلات میان پوتین و آمریکا بر سر راه فرایند توسعه سیاسی را بعید می دانند. ایشان معتقدند پوتین در عمل ( نه در شعار و حرف) هرگز ضدغربی و ضدآمریکائی نبوده است و هیچگاه اظهارات ضد غربی پوتین منجر به رویاروئی روسیه با آمریکا نشده است. نیکلای زولوبین نویسنده مقاله (( پوتین آمریکائی)) در نشریه روسی زبان ودوموستی ( بتاریخ 13 فوریه 2012) در اشاره به تعهد پوتین نسبت به توسعه سیاسی مورد پسند غرب اینچنین می نویسد: (( درست است که ولادیمیر پوتین را نمی توان سیاستمدار وابسته به آمریکا دانست ولی توصیف وی بعنوان سیاستمدار ضد آمریکائی هم درست نیست. پوتین واقع بین است و پنهان نمی کند که شیفته نظام سیاسی داخلی آمریکا در اداره امور جامعه است چنانکه در نظام سیاسی آمریکا تکثرگرائی محلی در سطح فدرال به رقابت میان دو حزب بزرگ ختم می شود. پوتین اخیرا اعتراف کرده است که طرفدار اندیشه تحقق یافته در آمریکا برای اداره امور جامعه است چون در نظام سیاسی آمریکا تمامی قدرت و مسئولیت در دستان یکنفر متمرکز شده است.) منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبن، وودوموستی، 13/2/2012). زولوبین حتی پا را فراتر گذاشته و مدعی است که پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه بیشتر از هر کس دیگری در دنیا باب طبع واشنگتن و وال استریت خواهد بود. منبع: پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبن، وودوموستی، 13/2/2012). در همین رابطه میخائیل دلیاگین از اندیشمندان روسی و مدیر موسسه مطالعاتی جهانی شدن معتقد است که (( تمجید پوتین از ارزشهای لیبرالیسم که در مقالات اخیر وی بدان تصریح شده است موضوع بسیار مهمی است)). ( منبع: اقتصاد واقعی پوتین، میخائیل دلیاگین، نزاویسمیا گازتا، مورخ 13/11/90) یاداوری می شود ایده پوتین در استقبال دوما از طرحهای جوامع مدنی که ظاهرا مراحل اولیه عملی شدن در روسیه را طی می کند نیز از تجارب جوامع مدنی در بریتانیا اقتباس شده است. ( منبع: نزاویسمیا گازتا، 28 مارس 2012)

در هر حال قضاوتها راجع به پوتین کاملا متفاوت هستند چنانکه برخی در داخل آمریکا اساسا کمترین انتظاری از پوتین در پیگیری مجدانه اصلاحات و نوسازی سیاسی و اقتصادی ندارند. در این رابطه جیمز کلپر رئیس اطلاعات ملی آمریکا در سخنرانی خویش در کمیته اطلاعات سنای آمریکا گفته است : (( بازگشت پوتین به احتمال قریب به یقین بمعنای ادامه همان خط مشی های قدیمی وی خواهد بود و بعید است تحول خاصی در سیاست داخلی و خارجی روسیه در دوران ریاست جمهوری پوتین روی دهد)). جیمز کلپر در ادامه گفته است: (( پوتین به احتمال زیاد در سیاست داخلی همان سیستم سیاسی و اقتصادی موجود را حفظ خواهد کرد ....پوتین اساسا حافظ منافع اقتصادی نخبگان و اولیگارشی اطراف خود است با اینحال سعی خواهد کرد با انجام مانور میان امواج مطالبات اصلاح طلبانه در جامعه سطحی از رفاه برای مردم را تامین نماید هر چند نظر به سرعت رشد و توسعه در روسیه و افزایش مطالبات طبقه متوسط شهرنشین در این کشور تحقق این امر بسیار سخت خواهد بود)). این مقام اطلاعاتی آمریکائی در خصوص برآورد روابط روسیه و آمریکا در دوران پوتین گفته است: (( انتظار دشواری فوری در روابط روسیه و آمریکا در دوران پوتین را نداریم اما احتمالا توسعه روابط دو جانبه طی دوران زمامداری پوتین سخت تر خواهد شد)) . منبع: سایت خبری گازتا مورخ 1/2/2012  برخی صاحبنظران مسائل مربوط به روابط دو جانبه روسیه و آمریکا معتقدند پیروزی نامزدهای جمهوریخواه و یا دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز نقش مهم و تعیین کننده ای بر کیفیت روابط دو جانبه روسیه و آمریکا در دوران پوتین خواهد داشت زیرا چهره های حزب جمهوریخواه در مقایسه با دموکراتها مواضع سخت تری در قبال پوتین داشته اند. در هر حال اقدام پوتین در تشکیل گارد ملی زیر نظر مستقیم رئیس جمهور آینده روسیه بخوبی حاکی از نگرانی های جدی وی و چالشهای واقعی بر سر راه تحقق توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی در روسیه است.  

و- نتیجه گیری: بنظر می رسد مبنا و سطح تحلیل جامعه شناسی سیاسی در روسیه می تواند به گشایش بسیاری از رمزهای حوزه سیاست در این کشور کمک کند. پاسخ به این پرسش اساسی که  (( رفتار و عملکرد آقای پوتین در دوره نوین ریاست جمهوری در مقوله توسعه سیاسی در جامعه روسیه چگونه خواهد بود؟)) پایه و مبنای مهمی برای درک و دریافت بهتری  از روند سیاست داخلی و سیاست خارجی ( بعنوان ادامه سیاست  داخلی) روسیه در دوره پوتین است. در حالی که برخی انتظار دارند پوتین پس از اعلام گشایش نسبت به ارزشهای لیبرالیسم (در حوزه نظری) ، عملا نیز در همین مسیر قرار بگیرد اما عده دیگری در رویکردی محافظه کارانه بروز هر گونه تغییر در رفتار و عملکرد واقعی پوتین در حوزه اصلاحات سیاسی را بعید می دانند. در هر حال بنظر می رسد تمامی تحلیلگران سیاسی مسائل روسیه نسبت به مولفه های ذیل توافق نظر و اجماع دارند:

1- مقوله توسعه سیاسی در روسیه بیشتر از آنکه بتوان آنرا بر مبنای دخالت خارجی توجیه نمود بیشتر ناشی از واقعیات و نیازمندیهائی در داخل جامعه روسیه است.

2 - بازگشت پوتین به رفتارهای سیاسی اقتدارگرایانه در حوزه سیاست سخت تر از گذشته خواهد بود.

3- نیروی اصلی رقیب پوتین در عرصه سیاست و ثروت لیبرال – دموکراسی است و سایر جریانات فکری و سیاسی نظیر ملی گرائی و یا کمونیسم فعلا اهمیت چندانی ندارند و حتی در مواردی خطرناک هم هستند.

4- پوتین ناچار خواهد بود میان اصلاحات لیبرالیستی و رویاروئی خطرناک با غرب نوعی موازنه و تعادل برقرار نماید.منبع: آینده روابط پوتین با مخالفان، لئونید واسیلیف، نزاویسمیا گازتا، 4/1/91).

5- دخالتهای خارجی خاصه از ناحیه ایالات متحده آمریکا ( بخاطر حساسیتهای پوتین) از مهمترین چالشهای واقعی بر سر راه توسعه سیاسی در روسیه است.

ز- فهرست منابع و مآخذ:

1-(( چرا اقتصاد پوتینی ارزش شبیه سازی ندارد))؟ فرارو 9 بهمن 90 ترجمه از  فارین پالیسی.

2-(( پایان دوره پوتین و پوتینیسم در روسیه))، فرارو بهمن 90 ترجمه از فارین پالیسی). 

3-(( پوتین آمریکائی، نیکولای زولوبین))، نشریه وودوموستی ، تاریخ 13/2/2012

4- ریانووستی مورخ 22/12/2011

5- ((فضای مجازی، اینترنت و اعتراضات در روسیه))، مهدیه جعفری، ایراس.

6- : نشریه اینترنتی وزگلیاد، 26/3/2012).

7- (( دموکراسی و کیفیت دولت))، ولادیمیر پوتین، کامرسانت، 17/11/90

8- ((بازگشت پوتین؛ بیم ها و امیدها))، فاطمه افشار، ایراس، 14/12/90.

9- ((روسیه در جهان متغیر))، ولادیمیر پوتین، اخبار مسکو، 27/2/2012.

10-((پوتین از چه چیزی بیم دارد؟)) ، رادیو پژواک مسکو، 26/3/2012.

11- ((دموکراسی به تعبیر پوتین))؛ ولادیمیر ژاریخین (معاون انستیتو جامعه مشترک المنافع، 8/2/2012) 

12- ((برقراری روابط با جهان اسلام))؛ آلکسی مالاشنکو، مرکز مطالعات کارنگی مسکو، 2010 میلادی.

13- ((افشای کمکهای مالی خارجی))، ایوان رودین، نزاویسمیا گازتا، 28/3/2012

14-(( اقتصاد واقعی پوتین))، میخائیل دلیاگین، نزاویسمیا گازتا، مورخ 13/11/90

15- نزاویسمیا گازتا، 28 مارس 2012.

16- سایت خبری گازتا مورخ 1/2/2012  

17-(( آینده روابط پوتین با مخالفان، لئونید واسیلیف))، نزاویسمیا گازتا، 4/1/91.

18- خبرگزاري ريا نووستي،09/04/2012 .

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy