جمعه, 02 تیر 1396 |

بحران امنیتی و آینده نظم جهانی

 karimNiaطی دهه 90 و آغاز قرن بیست و یك، تحولات عمیقی در حوزه روابط بین المللی اتفاق افتاد كه جهان را دچار نوعی تنش و ناثباتی نمود، از این رو نظریه پردازان سعی كردند با ارائه پیش گویی هایی تصویری از جهانِ آینده در نظام رو به تحول ارائه دهند. با اینحال این آینده نگری ها بعضاً آنگونه نبود كه پیش بینی می شد، و یا تاكنون مجال بروز نداده است. سیر این تحولات به این شكل است:

اول- بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد ، دو دیدگاه در دنیا حاكم شد؛ نخست اینكه آمریكا بعنوان قدرت هژمون و پیروز در جنگ سرد، خواهد توانست سیطره خود را در سراسر دنیا بگستراند و برخی صاحبنظران چون فرانسیس فوكویاما نظریاتیچون نظریه " پایان تاریخ" را ارائه داد و جرج بوش پدر بعنوان رئیس جمهوری وقت آمریكا دكترین " نظم نوین جهانی " را به عنوان تنها پشتوانه نظام امنیتی جهان مطرح كرد.

دیدگاه دیگری كه در محافل علمی مطرح گردید، همانا نظریه همگرایی و منطقه گرایی و شكل گیری چند بلوك در قالب همكاری های اقتصادی و سیاسی، مشابه طرح اتحادیه اروپائی بود، بطوریكه طرفداران این رویكرد برآن بودند كه اتحادیه اروپایی بعنوان یك بلوك موفق اقتصادی گام های نهایی را برای وحدت كامل بر می دارد و الگویی خواهد شد برای دیگران. از این رو پیش بینی می شد نظام بین المللی بسمت چند قطبی شدن با بلوك های اقتصادی شكل خواهد گرفت، و آینده همكاری ها یا رقابت ها عمدتاً‌ در قالب تشكل های منطقه ای با رویكردی عمدتاً اقتصادی خواهند بود، تا نظامی و سیاسی همچون زمیان جنگ سرد. اروپای متحد نیز همین نظریه را داشت و معتقد بود كه بزودی با سیر تكاملی خود اتحادیه اروپایی بسوی وحدت سیاسی – اقتصادی پیش خودهد رفت وبزودی بعنوان یك قدرت تعیین كننده جهانی جای خالی شوروی پیشین را خواهد گرفت. زیرا سایه قدرت شوروی بعنوان یك تهدید امنیتی از سر آن برداشته شده و در نتیجه اروپای متحد ناچار نخواهد بود بهر قیمت زیر چتر حمایتی آمریكا قرار گیرد. در این سو كشورهای اروپای شرقی نیز از سیطره كمونیسم اروپای شرقی رهایی یافته و به اردوگاه اتحادیه اروپا پیوسته و یا نزدیك شده بودند. در نتیجه گفتمان تازه وحدت اروپایی تا جایی به جلو رفت كه این اتحادیه برای برخی مسائل استراتژیك با آمریكا به رقابت برخاست.  بر همین مبنا اتحادیه آ سه آن و برخی دیگر بلوك های منطقه ای در حال تشكیل، از همین الگو پیروی می كردند.

 

دوم- بموازات این تحولات ، برخلاف جریان همگرایی در برخی كشورها رویدادهای واگرایانه قومی در حال شكل گیری بود. نظم حاكم در زمان جنگ سرد از بین رفته و در نتیجه مناسبات تازه ای در برخی مناطق در حال شكل گیری بود كه منجر به یكسری تنشهای خونین از جمله در بالكان، حوزه قفقاز ، آفریقا و سایر نقاط دنیا شد. مناطقی دچار تنش های قومیتی شدندكه سالها آتش زیر خاكستر مانده بود و بیكباره با كنار رفتن سایه قدرتها شعله ور شد، بطوریكه در برخی نقاط هنوز بحران ادامه دارد. این پدیده حتی در خود اروپا نیز بشكل محسوسی تنش ایجاد كرد و چنانچه اشاره شد جنگ های بالكان امنیت قاره اروپا را بار دیگر بشدت تحت تاثیر قرار داد. در واقع تجزیه یوگسلاوی و موج قوم گرایی روح استقلال طلبی را بار دیگر در این مناطق زنده كرد. با شكل گیری فضای جدید، نه تنها نظم نوین جهانِ یك قطبی میسر نگردید، بلكه نظریه جهان بسمت چند قطبی منسجم شده نیز  به زیر سئوال رفت و دوره انتقالی بسمت هرج و مرج بیشتر شباهت داشته است تا گرایش بسمت نظم جدید.

 

سوم- موج دیگری كه تحولات این دوره را بسمت آینده نامعلوم سوق داد، گسترش ارتباطات و موج انفجاری اطلاعات بود كه روابط پیشین میان كشورها را تغییر می داد. به عبارتی بر اثر توسعه ارتباطات و دسترسی آسان به اطلاعات، نهادهای غیر دولتی نقش روشن تر و جدی تری پیدا كرده و در نتیجه اهمیت گذشته حاكمیت مطلق دولت ها را كم رنگ تر از گذشته می ساخت. از این جهت  ساختار روابط امنیتی وارد مرحله نوینی شد و تهدیدات امنیتی ماهیت تازه ای یافتند.

 

بخش آخر اینكه، در نتیجه این تغییر و تحول اكنون رویكردهای كلاسیك جای خود را به نظریه های نوین داده است. جنگهای كلاسیك و سیستم های بازدارنده كه زمانی بعنوان راهكار و یا استراتژی حاكم در روابط بین الملل بود، اكنون جای خود را به روشهای نرم افزاری، در كنار تاكتیك های جدید نظامی غیر كلاسیك داده اند. به عبارت دیگر در شرایط كنونی دیگر احتمال جنگ های كلاسیك كمتر از گذشته می نمایاند، كه البته هیچگاه به نقطه صفر نخواهد رسید. به موازات آن عوامل تازه تهدیدكننده صلح شكل گرفته اند. این عوامل همچون؛ تاثیر پذیری بحران اقتصادی از یك نقطه به نقاط دیگر یا به عبارتی شیوع بحران مالی و اقتصادی بر اغلب نقاط دنیا، بحران محیط زیست، قاچاق انسان  و مهاجرت های بی حساب،‌ تروریسم و امثال آن هستند. اكنون تحولات به شكل دیگری در حال وقوع است. در حوزه هایی مانند خاور میانه كه بحران و تنش معضل دیرین این منطقه بوده و حاكمیت دیكتاتورها جزو سنت دیرین آن بود، پس از جنگ سرد دچار یك تحول  گردید. جهان عرب مخصوصاً‌ در این تغییرات ژئوپلتیك طی سالهای اخیر شاهد موج فزاینده ای از این تغییرات بوده كه تاكنون بی سابقه بوده است. همینطور در آفریقا و كشورهای آمریكای لاتین حضور دیكتاتور های به مرور جای خود را به حكومت های منتخب و دمكراتیك دادنده اند. اما بر عكس در افغانستان و عراق حمله نظامی ناتو و امریكا گرچه به سرنگونی حكومت های طالبان و صدام شد، اما پیش بینی نمی شد كه موجب بی ثباتی بیشتری بشود.

بهر حال، موضوع جهان یك قطبی یا چند قطبی، مسئله ای است كه هنوز جای تردید دارد. پیشرفت در همگرائی كندتر از آن شده كه در شروع دهه 90 تصور می شد. امروز اتحادیه اروپا بعنوان پیشتاز پروژه همگرائی ملت ها ، خود دچار بحران هویتی شده و مشكلات اقتصادی فرایند همگرایی را بشدت خدشه دار ساخته است. نظریه شك گرایان یا (EUROCEPTICS) بیشتر قوت گرفته، و در واقع خیالِ خوش آرمانگرایان كه تصورشان بر این بود كه ابتدای قرن بیست و یكم اتحادیه اروپا به وحدت كامل خواهد رسید، فعلاً‌ هیچ چشم انداز جدی پیش رو ندارد. در مورد دكترین "نظم نوین جهانی" نیز باید گفته شود كه این بعنوان یك خاطره خوش در ذهن امریكاها باقی مانده است.

امروزه بلوك های تازه اقتصادی در حال شكل گیری هستند كه از نظر جغرافیائی و سیاسی در یك مجموعه هماهنگ نمی گنجند، اما تلاش دارند تا از یك استراتژی مشخص و در حوزه ای خاص (‌ و نه همگرائی همه جانبه) پیروی كنند. از این نمونه ها می توان به تشكیل كلوپ شانگهای، سازمان كشورهای حاشیه اقیانوس آرام، اعضای گروه بیست، گروه هشت، یا كشورهای اتحادیه  بركز(BRICS) مركب از چین، آفریقای جنوبی، برزیل، روسیه و هند و از این قبیل اشاره كرد. این گونه تشكل های یك شروع همكاری در حوزه اقتصادی و یا امنیتی است كه تلاش دارند تا به یك استراتژی محدود و در مورد موضوعات خاصی دسترسی پیدا كنند، اما مشخص نیست كه امكان همكاری آنها تا چه حد و حدودی خواهد بود. در كنار اینها چین و روسیه گرچه در اغلب این اتحادیه ها حضور دارند، اما خود بعنوان دو قدرت نو ظهور تلاش دارند تا نقشی مستقل را در حوزه اقتصادی و امنیت جهانی ایفا كرده و جایگاهی در روابط جهانی برای خود ایجاد كنند. اما اینكه چه میزان این تلاش ها موفق بشود، بستگی دارد به تحولات آینده روابط بین المللی در حوزه های مختلف از جمله روابط اقتصادی ( مخصوصاً نفت و انرژی) ، تحولاتی كه همگی آن در اختیار سران كشور ها و استراتژیست ها نیست. برای مهار  بحران ها، استراتژی های مشترك بیشتر موثر است تا تصمیم گیری هایی كه بر اساس منافع تك تك كشورها باشد، لیكن این اشتراكات در همه موضوعات نیست، و ابعاد اشتراكات فراگیر و همه جانبه بشكلی كه آرمانگرایان در دهه1950 در اروپا و اسلامگرایان همواره بدنبال وحدت كامل این حوزه بودند، بنظر نمی رسد.

نتیجه اینكه، معضلات كنونی، جهان را بشدت ناامن تر و متزلزل تر از شرایط نظام دو قطبی ساخته است، از این رو هرگونه تصمیم غیر عاقلانه می تواند تاثیر سوء بر روند امنیت جهانی داشته باشد كه منجر به یك فاجعه و بحران غیر قابل كنترل بشود.

 

 

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy