جمعه, 02 تیر 1396 |

علل اهمیت خلیج فارس

rezaian-Ahadحمایت امریکا و رفتارهای تحریک آمیز پادشاهی های عرب

منطقه خلیج فارس از چند بعد دارای اهمیت منطقه ای و بخصوص جهانی است یکی از این ابعاد مربوط به منابع نفت و گاز است . جدول زیر بهتر از هر متنی گویای اهمیت و جایگاه منطقه در ذخایر و تامین انرژی کشورها و بخصوص اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا است:

میزان ذخایر نفت در خلیج فارس به میلیارد بشکه در سال 2011

میزان ذخایر گاز در خلیج فارس به تریلیون متر مکعب در سال2011

میزان تولید نفت در خلیج فارس در روز در سال 2011به میلیون بشکه

میزان تولید گاز در خلیج فارس در روز در سال 2011به تریلیون فوت مکعب

میزان مصرف نفت جهان در سال 2011به میلیون بشکه

میزان مصرف گاز جهان در سال 2011 به میلیارد متر مکعب

748.3

73

20

10

87.800

4000

سهم از کل ذخایر جهان به درصد

سهم از کل ذخایر گاز جهان

سهم از کل تولید نفت جهان

سهم از کل تولید جهان

سهم ایالات متحده و اروپا در مصرف نفت جهان به ترتیب

سهم ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مصرف گاز به ترتیب

55

40

26

2.

23.5 / 12.5

-   /-

BP Statistics   منبع

پیش بینی میشود تا سال 2030میزان وابستگی کشورهای جهان و بخصوص ایالات متحده واتحادیه اروپا به ذخایر نفت و گاز منطقه با کاهش نفت وگاز سایر حوزه ها بسیارافزایش خواهد، به طوری که این وابستگی برای اتحادیه اروپا در سال 2030 درحوزه نفت به 75 درصد و درحوزه گاز به 66 درصد خواهد رسید، همچنین پیش بینی می گردد تا سال مذکور ذخایر نفتی منطقه خلیج فارس 95 درصد ذخایر موجود جهان را تشکیل خواهد داد (واعظی. 1389.صفحه125 (

منطقه خلیج فارس علاوه بر دارا بودن منابع عظیم نفت و گاز– که ویژگی برجسته این منطقه به حساب می آید –از نظرموقعیت جغرافیای و همچنین نظام های سیاسی محصور کننده آن دارای اهمیت منطقه ای وجهانی است) لوئیس فاست.1389صفحه201). از این روی چه درنظام دوقطبی حاکم بر قرن بیست میلادی و چه در نظام تک قطبی در حال گذر فعلی، توجه به این منطقه در دستور کار قدرت های بزرگ قرار داشته است، ایران به عنوان کشوری که سرتاسر سواحل شمالی این منطقه به همراه جزایر استراتژیک و تنگه حیاتی هرمز یا به عبارتی مجرایی ورود به منطقه مذکوررا در اختیار داشته و همچنین با دارا بودن جمعیت قابل توجه و قدرت نظامی برتر و سرزمینی پهناور نسبت به سایرکشورهای منطقه علاوه بر اینکه به تنهایی دارای جایگاه مهم و تعیین کننده ای در منطقه بوده است همواره نوع تعاملاتش با قدرت های بزرگ، هم بر امنیت منطقه و هم بر کم وکیف تعاملات کشورهای منطقه با هم وبا قدرت های بزرگ تاثیر گذار بوده است.

تقابل قدرت ها و شکل گیری الگوهای امنیتی در منطقه خلیج فارس

با تضعیف حکومت صفوی در جنگ های پی در پی با امپراطوری عثمانی، و مقارن شدن این تحولات با ورود قدرت های فرامنطقه ای به خلیج فارس و مشخص شدن جذابیت های منطقه برای این قدرت ها، رفته رفته سلطه برمنطقه مذکور به دست قدرت های فرامنطقه ای افتاد با بازسازی پایه های حکومت درافشاریه، زندیه و بعدها قاجاریه، ایران بار دیگر سلطه بر منطقه را در دست گرفت اما این روند دیری نپایید و دوباره قدرت های فرامنطقه ای این بار قدرتمند تر از گذشته کنترل منطقه را برعهده گرفتند و تا اواسط جکومت پهلوی دوم مقارن با سال 1970میلادی حضور قدرتمند خود در منطقه را حفظ نمودند، با خروج نیروهای انگلیسی از منطقه بار دیگر ایران قدرت بلامنازع منطقه گردید و این روند با حمایت ایالات متحده از حکومت پهلوی دوم بخصوص در راستای مقابله با حکومت کمونیست شوروی تا حدودی تثبیت گردید ( فاست 1389صفحه 467)درحقیقت در این برهه در مقایسه با ادوار گذشته تحول مهمی در چگونگی سلطه بر خلیج فارس پدید آمد و آن این بود که دیگر قدرت فرامنطقه ای به عنوان رقیب ایران به حساب نمی آمد بلکه بیشتر نقش حامی را بازی می کرد و رابطه ایران با قدرت فرامنطقه ای – که از این برهه به بعد ایالات متحده آمریکا تنها قدرت فرامنطقه ای تاثیر گذار میباشد – به صورت رابطه حامی- پیرو درمی آید، و ایران عملا ژاندارمی منطقه را برعهده می گیرد تا جایی که حتی در قبال تحولات یمن و سایر نقاط عکس العمل نشان می دهد، اگر تا نیمه دوم حکومت پهلوی دوم الگویی موجود برای سلطه بر منطقه خلیج فارس از تضاد میان ایران و قدرت فرامنطقه ای منشعب می گردید از این تاریخ به بعد تعامل میان ایران و قدرت منطقه ایست که به عنوان الگویی جدیدی برای سلطه برمنطقه خلیج فارس عمل می کند در این برهه ایران علاوه بر اینکه نقش ژاندارم را برای 6 پادشاهی عرب منطقه خلیج فارس ایفا می کند(فاست 1389صفحه468) حتی در مقابل عراق قدرتمند و بعثی نیز دارای جایگاه برتر و قدرتمندتری است بطوری که در بحث تقسیم اروند رود شاه ایران اراده خود را بر حکومت جمهوری بعثی عراق تحمیل می نماید. در جریان مربوط به حاکمیت جزایر سه گانه ایران با اینکه با شیخ نشین شارجه بر سر حاکمیت مشترک به توافق میرسد اما علنا و عملا داشتن نقش ژاندارمی منطقه باعث می شود حتی با تشکیل امارات متحده عربی کنترل این جزیره و تامین امنیت آن بر عهده نیروهای ایرانی باشد و رفته رفته حاکمیت ایران بر این جزیره تثبیط و این جزیره بخشی از خاک کشور ایران قلمداد شود.

بنابرین ایران در سایه نقش ژاندارمی منطقه، توانست بدون برخورد با قدرت فرامنطقه ای - که از زمان آشنایی و ورود به منطقه، چگونگی سلطه بر این منطقه را مورد توجه قرار دادند - برخلیج فارس حکم براند.اما با وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357و با تغییرات اساسی صورت گرفته توسط انقلابیون درجهت گیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رژیم شاهنشاهی رفته رفته نقش ژاندارمی ایران جای خود را به برخورد در وهله اول با رژیم های پادشاهی منطقه و در وهله دوم با قدرت فرامنطقه ای - که قدرتمند تر از گذشته در منطقه حضور داشت – یعنی ایالات متحده داد با آشکارتر شدن مواضع ضد آمریکایی ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی ایران نگرانی های ایالات متحده از به مخاطره افتادن منافع این کشور در منطقه استراتژیک خلیج فارس، روز به روز بیشتر گردید.

فروپاشی اتحاد جماهر شوروی و اضمحلال نظام دو قطبی ایالات متحده را ترغیب نمود تا خود را به عنوان قدرت فراگیرجهانی مطرح نماید مطرح شدن آمریکا به عنوان هژمون جهانی، نیازمند سلطه بر مناطق استراتژیک جهان و به تبع آن سلطه و یا نقش آفرینی موثرتر درجوامع و منابع ارزشمند جهان است در غیاب دشمن سرسختی همچون اتحاد جماهر شوروی ایالات متحده فضا را بیش ازپیش برای چنین نقش آفرینی فراگیری مناسب می دید از این روی سلطه وحضور بلامنازع در مناطق حساس جهان در دستور کار دستگاه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت منطقه خلیج فارس به دلیل اهمیت های که دارد جزو اولویت های سیاست خارجی آمریکا مطرح است با حضور قدرتمند جمهوری اسلامی ایران در این منطقه، ایالات متحده علاوه بر تلاش برای نقش آفرینی موثرتر درمسائل انرژی و کنترل یکی از شاه راه های ارتباطی جهان، تلاش بی وقفه ای را جهت اثبات هژمون بودن خود آغاز کرده است بنابرین منطقه خلیج فارس هم از این بابت که ماده اولیه صنایع سنگین آمریکا تامین میکند و هم از این بابت که مهمترین دشمن ظاهری ایالات متحده را در خود جای داده است دارای اهمیت دوچندانی در سیاست خارجی این کشور می باشد ( موسوی شفائی1388صفحه127).همچنین تاکید بر این نکته نیز لازم است که منطقه خلیج فارس علیرغم واقع شدن در منطقه بزرگ خاورمیانه دارای الگوی امنیتی خاص و متفاوتی از منطقه خاورمیانه می باشد( بوزان و ویور1388. صفحه 115-116)

بسیج منابع برای مقابله با ایران و اثبات هژمونی خود در منطقه حساس خلیج فارس ، ایالات متحده را بر آن داشته تا از تمامی پتانسیل های ممکن برای نیل به هدف خود بهره ببرد و گاها اقدام به بستر سازی جهت بهره برداری در آینده، به عنوان پتانسیل جدید علیه ایران، نماید تناسبی که بین مقدورات و محذورات ایالات متحده وجود دارد فضا را برای بسیج گسترده منابع فراهم نموده است از این روی حتی در منطقه خلیج فارس نیز با وجود قدرت نظامی قابل توجه ایران نسبت به کشور های عرب منطقه، ایالات متحده ظرفیت های قابل توجهی در مقابله با ایران در اختیار دارد.

با مفروض گرفتن توضیحات اخیردرخصوص منطقه خلیج فارس، در این نوشتار به صورت تخصصی قصد داریم به این سئوال پاسخ دهیم که چگونه ایالات متحده آمریکا می خواهد مانع از به چالش کشیده شدن منافع و هژمونی خود در منطقه خلیج فارس توسط ایران اسلامی شود؟آمریکایی که تا دیروز از ایران به عنوان پایه نظامی سیستم امنیتی تعبیه شده برای خلیج فارس بهره می برد الان چگونه می خواهد ایران به مراتب قدرتمند تر- از نظر نظامی- از دوره شاهنشاهی را از کنترل ، تضعیف و یا از میان بردارد ؟ در بررسی چگونگی این موضوع ما با برنامه ها و سیاست های متعددی از سوی ایالات متحده روبرو خواهیم شد که مجال پرداختن به تک تک آنها در این نوشتار نخواهد بود از این روی ضمن بر شمردن این برنامه ها، تمرکز ما بر روی بستریا برنامه ای خواهد بود که به نظرمی رسد برای پیشبرد آن، هزینه های بیشتر و وقت بیشتری صرف شده است و در عین حال از دامنه ای گسترده تری نیز برخوردار است، و آن استفاده از پتانسیل پادشاهی های عرب منطقه خلیج فارس می باشد، پادشاهی های که تا قبل از انقلاب اسلامی ایران و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی مخالف با رژیم اشغالگر به دلیل مخالفت با تمامیت ارضی رژیم صهیونیستی از طرف ایالات متحده مطرود وعقب افتاده قلمداد میشدند، با بررسی این رابطه قصد داریم تا به تحلیل منطقی رفتارهای خصمانه و تحریک آمیزپادشاهی های عرب منطقه خلیج فارس در مواجهه با ایران بپردازیم که مصادیق این رفتارهای تحریک آمیز و نقش ایالات متحده آمریکا در بروز این رفتار ها به وضوح گویای حمایت های ایالات متحده در خلق آنها می باشد.

ایالات متحده آمریکا پس از مواجه شدن با ایران اسلامی – که مهمترین شعار سیاست خارجی اش مقابله با استکبار جهانی و نماد آن یعنی آمریکا بود – تلاش کرد تا مانع از گسترش احساسات ضد آمریکایی انقلابیون، به نقاط دیگر منطقه و جهان گردد از این روی طی 30 سال گذشته به اقداماتی همچون :

1- ایجاد حصار سرزمینی در اطراف ایران با بهره برداری از بستر های قومی و مذهبی موجود

2- حضور نظامی قدرتمند در منطقه و بخصوص در اطراف ایران

3- ایجاد پایگاه های نظامی در کشور های حمسایه ایران ، آنهم بر اساس توافقات نظامی دوطرفه

4- اعمال تحریم های یکطرفه و تلاش برای تحریم ایران توسط متحدین منطقه ای و جهانی خود

5- پافشاری در اعمال تحریم های جهانی از طرف شورای امنیت

6- فراهم کردن بستر های لازم برای ایجادسازمان منطقه ای بدون حضور ایران و حتی علیه ایران

7- حمایت از اوپوزیسیون خارج از کشور برای مقابله و سرنگون کردن جمهوری اسلامی

8- بهره برداری از بسترهای داخل کشور برای ایجاد اختلاف و چند دستگی

9- تلاش برای گسترش ایران هراسی در منطقه و جهان با تاکید بر تلاش های ایران جهت دست یابی به سلاح هسته ای

10- تلاش برای وارد کردن ایران بهمسابقه تسلیحاتی با اسرائیل و پادشاهی های عرب منطقه

11- تلاش برای به وجود آوردن وضعیت موسوم به موازنه قوا در منطقه و محدود کردن ایران از این طریق

اینها مواردی هستند که نشانگر برنامه ها و استراتژی های ایالات متحده آمریکا در مقابله با ایران اسلامی طی سه دهه گذشته می باشد بررسی چگونگی وقوع وعملیاتی شدن تک تک این استراتژی ها نیازمند نوشتارهای گوناگونیست از این روی با توجه به برخی مسائل که ذیلا اشاره می گردد بر روی آن دسته از برنامه ها و استراتژی های تمرکز خواهیم کرد که در وقوع آنها ایالات متحده از پتانسیل کشورهای عربی منطقه خلیج فارس استفاده نموده است چراکه:

1- به دلیل موانع بین المللی ایالات متحده به سادگی قادر به رویارویی مستقیم با ایران نخواهد بود از این روی تلاش خواهد کرد تا از پتانسیل های منطقه بهره برداری کند.

2- هزینه رویارویی مستقیم با ایران برای آمریکا سر سام آور خواهد بود بنابرین خلق قدرت منطقه ای دیگر در برابر ایران برای تحدید آن، نفع بیشتری را به همراه خواهد داشت.

3- بسترهای مورد نیاز برای ایجاد اختلاف و به چالش کشیدن ابعاد مختلف امنیت جمهوری اسلامی ایران ، نه در روابط ایران و آمریکا بلکه در روابط میان کشور های همسایه و بخصوص پادشاهی های عرب منطقه با ایران وجود دارند.

4- بیش از آنکه ایالات متحده بتواند برای ما و امنیت مان خطرآفرین باشد همسایه گان ما که نزدیکی جغرافیایی با ما دارند برای ما مشکل آفرین خواهند بود.

5- ایالات متحده برای مقابله موثرتر با ما مجبور به نزدیک شدن به مرزهای ما است بعبارتی همسایگان ما از این روی برای ما مهم اند که مامن نیرو های نظامی امریکایی هستند

مجموعا اینها دلایلی هستند که ما و آمریکایی ها به خاطر اهمیت آنها ، گرایش به توجه و استفاده از پتانسیل های منطقه ای جهت کنش و واکنش داریم،همانطوری که از ابتدا مشخص است از میان همسایه گان متعددی که با آنها مرز مشترک آبی و خاکی داریم تمرکزما بر روی منطقه خلیج فارس استبعبارتی در شرایط فعلی ما ناگزیراز توجه به منطقه خلیج فارس هستیم چرا که ملموس ترین ونزدیکترین برنامه ها علیه ما دراین منطقه پیاده می شود، شناخت بسترهای که با تکیه و بهره برداری از آنها میتوان چالش های جهت کنترل، تضعیف و یا حذف جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد ما را در تحلیل چگونگی وقوع حوادث منطقه یاری خواهد نمود، برخی از این بستر ها ریشه تاریخی دارند وبرخی دیگر حاصل تعاملات منطقه ای و گاها برنامه ریزی ایالات متحده و متحدین آن می باشد( عبدالله خانی.1383صفحه212 و 213) به صورت تیتر واری میتوان از بسترهای همچون:

 

1- اختلافات قومی( جنگ های مکرر اعراب با ایرانی ها که نمونه بارز آن جنگ قادسیه و جنگ ایران و عراق است)

2- اختلافات مذهبی( درگیری تاریخی بین دو مذهی تشیع و تسنن بخصوص از زمان صفویه به بعد و همچنین پیروزی انقلاب اسلامی ایران که بیشتر به صورت انقلاب شیعی مطرح شد و خواستار فراگیر شدن این انقلاب به سرزمین های اسلامی بود)

3- اختلافات مرزی ( با اینکهاز این دست اختلافات در بین خود پادشاهی ها هم وجود دارد اما بحث جزایر سه گانه و حتی الوند رود با حمایت آمریکا بستر مناسبی جهت تبدیل شدن به چالشیعمده را فراهم نموده است).

4- اتهام فرآوری تسلیحات اتمی از سوی ایران( که این بستر بیشتر زاییده فکر آمریکایی – اسرائیلی و القاء آن به پادشاهی های عرب منطقه است).

5- ارائه چهره متخاصم و تهدید گر از ایران ( این بستر نیز در طول سه دهه گذشته به عنوان بستری برای عملیاتی شدن برخی برنامه های ضد ایرانی عمل کرده است).

6- راه اندازی مسابقه تسلیحاتی در منطقه ( که این عمل بستر لازم برای وقوع برخی رفتار های خصمانه و تحریک کننده در مواجهه با ایران را فراهم نمود).

با تکیه بر این بسترها و همچنین تاکید بر اهداف جمهوری اسلامی ایران و اهداف ایالات متحده آمریکا در منطقه ، می توان چگونگی عملیاتی کردن برنامه ها علیه ایران به کمک پادشاهی های عرب منطقه را توضیح داد و همچنین میتوان چگونگی شکل گیری رفتارهای تحریک آمیز منطقه ای علیه ایران را تحلیل نمود بر این اساس گفته می شود که با وقوع انقلاب و مشخص شدن اهداف ضد آمریکایی – ضد اسرائیلی آن و تلاش انقلابیون برای همه گیر شدن فرایند انقلاب – که متعاقبا باعث ترس حکومت های سنی خلیج فارس گردید – آمریکایی غایب در منطقه را بر آن داشت تا با تشویق پادشاهی های عرب منطقه به ایجاد سازمان همکاری خلیج فارس آنهم متشکل از 6 پادشاهی ضعیف موجودعربی،مبادرت نماید تا از گسترش موج انقلاب ضد آمریکایی، جلوگیری نماید( اسپوزیتو1388. صفحه125-126) بعبارتی تشکیل کمربندی ضد ایرانی از نیروهای منطقه داد مشابه کاری که جهت سد کردن راه کمونیسم به کمک کشورهای منطقه با عناوین مختلف سیتو و سنتو نمود بود( فاست 1389صفحه 466) در عین حال برای مقابله با قدرت انقلابی ایران به بهره برداری از زمینه های اختلاف ایران و عراق پرداخت تا دو کشور را وارد جنگی خونین نماید ، نه جنگ ایران و عراق و نه شورای همکاری خلیج فارس در مهار ایران موفق نبودند از این روی حمله عراق به کویت بهانه لازم برای حضور نظامی آمریکا را فراهم نمود بنابرین بار دیگر قدرت فرامنطقه ای در منطقه حاضر شد و این بار برای مقابله با ایران .

ایالات متحده و چگونگی روی آوردن به ظزفیت های منطقه ای برای مقابله با ایران

با افزایش قیمت نفت، کشور های رانتی از توان مالی بالای برخوردار شدند و ایالات متحده از این فرصت هم برای فروش تسلیحات نظامی خود بهره جست و هم برای تجهیز پادشاهی های منطقه برای مقابله احتمالی با ایران. تصور اشتباه آمریکایی ها در خصوص ناپایداری جمهوری اسلامی ایران در ابتدا مانع از توجه کافی آنها به بهره گیری از پتانسیل های منطقه ای در مقابله با ایران شد اما رفته رفته و بخصوص با اشغال عراق و افغانستان و تحمیل هزینه های مالی شدید و فشار های روانی ، آمریکایی ها راهی جز استفاده از ظرفیت های منطقه ای در متوقف نمودن جمهوری اسلامی ایران نداشتند( پوراحمدی1386صفحه215) بنابرین تلاش نمودند تا با متخاصم نشان دادن ایران به ظاهرهسته ای، علاوه بر اینکه پادشاهی های رانتی منطقه را به خرید تسلیحات هرچه بیشتر تشویق نمایند زمینه های تاریخی اختلاف میان آنها را نیز فعال کنند، نگاهی به خرید های تسلیحاتی این 6 کشور به روشنی گویای نگرانی آنها از خطر گفته شده می باشد در سال 2011 ایالات متحده مجموعا 57 میلیارد دلار تجهیزات به کشور های منطقه خلیج فارس فروخته است که این رقم 60 درصد کل تسلیحات فروخته شده این کشور به حساب می آید، همچنین در سال 2006 مجموعا کشور های خاورمیانه ای مبلغ 77 میلیارد دلار و در سال 2009 مجموعا 100 میلیارد دلار خرید تسلیحاتی داشته اند همچنین در ابتدای سال 2012 عربستان 80 میلیارد دلار سفارش ابزار آلات جنگی به ایالات متحده داده است و امارات متحده قرارداد نصب سپر دفاع موشکی – که حرکتی خصمانه علیه ایران قلمداد می شود – به ارزش 3 میلیارد دلار با آمریکایی ها را امضا کرده استاین خرید های تسلیحاتی فقط محدود به خرید از ایالات متحده نیست بلکه اتحادیه اروپا نیز شدیدا در این حوزه فعال بوده است بطوری که تنها در سال 2011 مبلغ 11 میلیارد دلار ادوات جنگی به کشورهای خاور میان های فروخته است با این روند پیش بینی می شود هزینه های دفاعی پادشاهی های عرب حاشیه خلیج فارس تا سال 2016 به 385 میلیارد دلار افزایش یابد( منابع اینترنتی)

خرید تسلیحات آن هم به مقدار بسیار زیاد و با هزینه های نگهداری طاقت فرسا به نظر می رسد تکرار برنامه جنگ سرد باشد با این تفاوت که این بار بجایی ایالات متحده 6 کشور عربی منطقه می بایست در کنار ایران وارد مسابقه تسلیحاتی شوند، تسلیحاتی شدن منطقه علاوه بر بار مالی کمر شکنی که دارد باعث افزایش روحیه نظامی گری در منطقه و آن هم زمینه را برای وقوع درگیری نظامی فراهم می نماید،همچنین میلیتاریزه شدن منطقه میتواند پیامدهای دیگری همچون شکل گیری موازنه قوای تصنعی و گسترش ادبیات تهاجمی همچون مواردی که چه در تحریم های نفتی علیه ایران و چه اخیرا در مورد جزایر سه گانه شاهد بودیم نیز داشته باشد بنابرین تحقق برنامه میلیتاریزه کردن منطقه، که در آنهرحرکت جمهوری اسلامی ایران میتواند به تلاش برای برهم زدن موازنه قوا در منطقه تفسیر گردد باعث افزایش نگرانی کشورهای منطقه و گسترش خریدهای تسلیحاتی و در نهایت تحدید دو طرفه گردد، بنابرین با اینکه ایالات متحده حضور قدرتمندی در منطقه دارد اما برای توقف ایران لازم می داند تا با طراحی برنامه ها و مکانیسم های از ظرفیت همسایه گان ایران و بخصوص 6 پادشاهی عرب خلیج فارس در راستای کنترل ، تضعیف و چه بسا اضمحلال جمهوری اسلامی ایران بهره ببرد.

نتیجه گیری

همانطوری که در ابتدای بحث نیز متذکر شدیم تاریخ منطقه نفت خیز خلیج فارس، نشانگر سه الگوی متفاوت در کم وکیف سلطه بر این منطقه بوده است الگوی اول بیانگر حضور قدرتمند نیروی فرامنطقه ای است که نمونه بارز آن بین سال های 1914 تا 1970 میلادی از طرف بریتانیا در صفحه تاریخ به نمایش درآمد مهمترین مشخصه این الگو متغییر بودن نیرو های حاکم فرامنطقه ای است که در ادوار مختلف متناسب با شرایط بین المللی متفاوت بوده است الگوی دوم بیانگرسلطه نیرو و قدرت منطقه ای می یاشد که همواره تا به حال این قدرت ایران بوده است مشخصه بارز آن عدم تغییر قدرت منطقه ای در سلطه بر آن در برهه های خاص بوده است الگوی سوم نشان دهنده تعامل میان قدرت خارجی و قدرت منطقه ای آن هم بدون حضور قدرت فرامنطقه ای است در این وضعیت قدرت منطقه ای منافع قدرت فرا منطقه ای را نمایندگی می کند و در الگوی چهارم که با وقوع انقلاب اسلامی ایران شناسایی شده است نشانگر حضور نظامی قدرت فرامنطقه ای در کنار قدرت دوم منطقه ای یعنی قدرتی که با حمایت قدرت فرامنطقه ای و در راستایی مقابله با قدرت اصلی منطقه ای به وجود آمده است می باشد شاید بتوان مشخصه الگوی چهارم را در حال گذر بودن آن عنوان نمود در هر صورت بر اساس الگوی چهارم، رفتارهای خصمانه و تحریک کننده پادشاهی های عرب منطقه را میتوان زاییده برنامه ها واستراتژی های ایالات متحده درمقابله با ایران عنوان نمود که در آن در ظاهر مواضع مشترک پادشاهی های عرب و ایالات متحده باعث همگرایی آنها در مواجهه با ایران شده است و حمایت های علنی ایالات متحده از مواضع اعراب باعث گردیده تا آنها بر خلاف روند تاریخی در مقابل ایران اقدام به چالش آفرینی نمایند .

 

* دانشجویی کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس تهران

منابع و ماخذ:

1- انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، جان اسپوزیتو، ترجمه محسن مدیر شانه چی، انتشارات مرکز باز شناسی اسلام وایران، چاپ سوم 1388

2- مناطق و قدرت ها، باری بوزان و الی ویور، ترجمه رحمان قهرمان پور،انتشارات مطالعات راهبردی ، چاپ اول 1388

3- اقتصاد سیاسی بین الملل وتغییرات قدرت آمریکا، حسین پور احمدی، انتشارات مرکز مطالعات خاورمیانه، چاپ اول 1386

4- کتاب امنیت بین الملل، نظارت و تدوین : علی عبدالله خانی، انتشارات موسسه فرهنگی و تحقیقات، چاپ اول 1383

5- روابط بین المکلل خاورمیانه ای، لوئیس فاست، ترجمه زیر نظر دکتر احمد سلطانی نژاد، انتشارات دفتر مطالعات سیاسی چاپ دوم زمستان 1389

6- هژمونی آمریکا در عصر نو محافظه کاران، مسعود موسوی شفائی ، انتشارات دانشگاه سمنان ، چاپ اول 1388

7- نفت و سیاست خارجی، دکتر محمود واعظی، انتشارات پژوهشکده تحقیقات راهبردی،چاپ اول زمستان 1389

 

سایت اینترنتی :

8-Source: BP Statistics

 

 

 

 

 


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy