شنبه, 03 تیر 1396 |

 

 

:: موج آبی: نسل سوم

شیدا نوروزی *
ملی گرایی عرب که به عقیده ی برخی پژوهشگران از قبل از اسلام و یا عصر نهضت شعوبیه وجود داشته، در حقیقت اعتقاد به زبان،نژاد و فرهنگ واحد عربی است و ای...
شیدا نوروزی
در پی تصویب طرح جمع آوری و مدیریت سگهای بیمار و ولگرد در شیراز از سوی شهرداری،تصمیم بر آن بود تا با نظارت دامپزشکی و انجام آزمایشات،از میان جمعیت س...
میثم همدمی
پشت این دیوارها، پشت این ساختمان های بلند، پشت دود ماشین ها در شهرمان اتفاقاتی رخ می دهند که شاید هیچگاه متوجه شان نباشیم. بسیاری متولد می شوند، بس...

::نهادهای سازمان ملل متحد

کتایون قربانی ولنجک ، فاطمه هادیان ، زهرا کیانی
سازمان همکاری های اسلامی (Organization of the Islamic Cooperation) (OIC) صدای جمعی جهان اسلام و تضمینی برای حفاظت و حمایت از منافع جهان اسلام در زم...
مهسا مژدهی
سازمان ملل  متحد در سال 1945 میلادی و پس از جنگ دوم بین الملل از سوی فاتحان این جنگ، با هدف اصلی حفظ صلح  و امنیت در سطح بین المللی و اقد...
حمایت از کودکان در سراسر جهان برعهده صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) است. این نهاد بین المللی که به واسطه اثرگذاری مستقیم و نیز اهمیت حمایت از نسل ب...

 

مادام العمرها

فریدون مجلسی

چند سال پیش یادداشتی نوشته بودم زیر عنوان «این مادام قاتل دموکراسی است»، طبیعتاً خواننده کنجکاو می‌شد که بداند این «مادام» کیست، اهل کجاست، خشونت خود را از کجا به ارث برده است؟ البته اگر مطلب را می‌خواند در می‌یافت که مادامِ کُشنده دموکراسی کسی نیست مگر «مادام العمر» که فرزندِ شیرینیِ اعتیاد آورِ قدرت است. در آن زمان هنوز قذافی مستبدِ عامی و بَدَوی بر سر کار بود که این اواخر ظاهراً دیگر ادعای قدرت رسمی و مقام اداری هم نداشت، اما در عمل خود را بالاتر از این حرف‌ها...

نشاط در طبیعت،عدالت در معیشت

نشاط در طبیعت ،عدالت در معیشت
 بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

از غزلهای زیبا ودلنشین سعدی غزل بالا است که در وصف بهار و طبیعت  و به مناسبت سر آغاز سال نوسروده است. برابری روز وشب وبی تفاوتی در لیل و نهار گویای نشاط و  تعادلی است که در ایام بهار درزیبایی طبیعت رخ می نماید. به قول حافظ : چه جورها که کشیدند بلبلان از دی / ببوی آن که دگر نوبهار باز آید. وحافظ بر افروختن چراغ دل را در گرو نسیم باد نوروزی می داند.
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی   /  از ین باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
 دست کم در این بخش از جغرافیا روز شب به برابری می رسد و جور سرمای سوزناک دی جای خود را به بهار وآواز بلبلان وزیبایی غنچه ها می دهد   و بلندی روزها وکوتاهی شبها تا ماه تیر ادامه می یابد. عارفان وشاعران، از تحولاتی که در طبیعت رخ می نماید ویا اززیباییهایی که در سراچه هستی جلوه می کند، سوژه ها وبهره های زیبایی بر گرفته اند. در همین غزل، سعدی خدا شناسی خود را چنین نمایان می سازد.
این همه نقش عجب بر درو دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار.
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند  /   نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
واز خواندن مرغ سحر درس مبارزه با جهالت می آموزد :
خبرت هست که مرغان سحر می خوانند /   آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار.
برداشت عرفانی استاد شهریار از نوروز وزیبایی طبیعت چنین است :
از همه سوی جهان جلوه او می بینم
جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم
چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل
آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم
در این مقاله موجز بر آنم تا در س دیگری از تعادل  روز وشب  ونشاطی که در آغاز فصل بهار رخ می نماید ،بیاموزم  و آن تعادل ونشاطی است که   در زندگی ومعیشت آدمیان باید وجود داشته باشد.  نیک می دانیم  که زندگی انسانها بر اساس نشاط وهماهنگی قوانین در طبیعت و تعادل برابری در معیشت پای گرفته است و خالق هستی جهان وهرچه در او هست را بر پایه قسط ومیزان قرار داده است.
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است       خوش باش که ظالم نبرد را ه به منزل (حافظ)
قران کریم به آدمیان امر کرده است : واقیمو الوزن بالقسط ولا تخسروا المیزان. میزان را بر اساس عدالت استوار بدارید ؛چرا که  پیش ازآن  جهان هستی را چنین تبیین می نماید: والسماء رفعها و وضع المیزان الا تظغوا فی المیزان، یعنی بعد از این که  ازقوانین  عادلانه درعالم خبر می دهد، نهی از طغیان وستم می کند. واین که قوانین زندگی باید بر اساس عدالت قوام واستوار یابد. مفسرین گفته اند :
میزان” به معنى هر گونه وسیله سنجش است، سنجش حق از باطل، سنجش عدالت از ظلم و ستم، و سنجش ارزشها و سنجش حقوق انسانها در مراحل و مسیرهاى مختلف اجتماعى.
” میزان” هر قانون تکوینى و دستور تشریعى را شامل مى‏شود، چرا که همه وسیله سنجشند.
درست است که” میزان” در لغت به معنى ترازو و وسیله وزن کردن سنگینى اجسام است، اما مسلما میزانى که در این آیه، بعد از ذکر آفرینش آسمان به آن اشاره شده مفهوم گسترده‏اى دارد که هر وسیله سنجش و همه قوانین تکوین و تشریع را فرا مى‏گیرد، نه فقط وسیله سنجش وزن اجناس.
اصولا برافراشته بودن آسمان و نظم دقیقى که بر ملیونها کره آسمانى حاکم است بدون میزان و قوانین حساب شده‏اى امکان‏پذیر نیست.
و اینکه مى‏بینیم در بعضى از عبارات” میزان” به معنى” قرآن” یا به معنى” عدل” یا به معنى” شریعت” یا” ترازو” تفسیر شده است. در حقیقت هر کدام اشاره به مصداقى از این مفهوم کل و گسترده است.
*** در آیه بعد نتیجه‏گیرى جالبى از این موضوع کرده مى‏افزاید:” هدف از قرار دادن میزان در عالم هستى این است که شما هم میزان را رعایت کنید و در آن طغیان ننمائید” (أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏).
شما نیز بخشى از این عالم عظیم هستید و هرگز نمى‏توانید به صورت یک وصله ناهمرنگ در این جهان بزرگ زندگى کنید، عالم نظام و میزانى دارد، شما هم باید نظام و میزان داشته باشید.
(تفسیر نمونه ج۲۳ص۱۰۸) و(المیزان فى تفسیر القرآن    ج‏۱۹   ص ۹۸ )
زیبایی نظام تکوین و طبیعت در این است که هر چیزی بر اساس عدالت در جای خود قرارگرفته وذرات وموجودات عالم در مدار خود حرکت می کنند. «وکل فی فلک یسبحون ». بقول شیخ محمود شبستری در گلشن راز :
جهان چون چشم و خط وخال و ابروست      که هر چیزی به جای خویش نیکوست
اگر یک   ذره را  برداری  از جای       همه  عالم   فرو   ریزد سراپا
یا بقول نظامی گنجوی: هر آن نقشی که برصحرا نهادیم     تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم
سرمویی زِزُلف خود نمودیم       جهان را در بسی غوغا نهادیم
چو آدم را فرستادیم بیرون          جمال خویش بر صحرا نهادیم
 خداوند می خواهد این زیبایی ونشاط وعدالت در طبیعت را به زندگی آدمیان سرایت دهد وظلم وطغیان وبی نشاطی وافسردگی را از جامعه بشری بزداید. یعنی نظام شریعت ومعیشت باید هماهنگ نظام طبیعت باشد. این هماهنگی وعدل محوری در یک جمله خبری وانشایی چنین بیان شده است: پیامبر (ص) دروصف جهان چنین می فرماید:
«بِالعَدلِ قَامَتِ السََّمَاوَاتِ وَ الاَرض »(کافی ج۵ص۲۶۶)
«زمین و آسمان ها به واسطه عدالت بپاداشته شده اند » بر این اساس قرآن کریم به انسانها دستور می دهد :
«اِعدِلُوا هُوَ اَقرَبُ لِلتََّقوَی»«عدالت پیشه کنید تا شما را به تقوا نزدیک کند» (مائده/ ۸)ویا: «واذا قلتم فاعدلوا»(انعام/۱۵۲)هنگامی که سخن می گویید عدالت را رعایت فرمایید.
ویا می فرماید :ان الله یامر بالعدل والاحسان ،(نحل/۹۰)همانا خداوند به عدل واحسان فرمان می دهد. تاکید واصرار قرآن بر این که زندگی انسانها باید بر اساس عدالت پا بگیرد بر کسی پوشیده نیست و ضرورت این معنا به حدی است که از اهداف اصلی پیامبران بپا داشتن آدمیان برای عدالت بوده است.(حدید/۲۵)
 حال ،این تفاوت فاحش واین فاصله طبقاتی واین دار و نداری که در زندگی آدمیان بروزکرده وهرروز  بیشتر می شود، به طوری که اکثر ثروتهای  جهان در دست اقلیتی از افراد است ، بر خلاف اساس طبیعت واصول دیانت است.علت این که ادیان بر تحقق عدالت تا کید کرده اند واز فلسفه های نزول وحی وایجاد بعثت انبیاء ایستادگی آدمیان بر سکوی عدالت دانسته شده،برای این که فقدان عدالت  در معیشت آدمیان تقابل ورویارویی با نظام تکوین است ودرنتیجه گردش زندگی خارج از مدار وناموس طبیعت است و جامعه را به هم می ریزد. ممکن است جامعه عاری از عدالت با کنترل حکومتها سالیانی سراپا باشد ولی این جامعه از درون بهم ریخته وممکن است روزی از هم گسیخته گردد . به تعبیر زیبای حافظ:
ساقی بجام عدل بده باده تا گدا / غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند
یعنی غالب جنگها وانقلابهایی که در جهان رخ داده است به خاطر فقدان عدالت وحکومتهای ظالمانه بوده است.قران کریم به این سنت تاریخی تصریح دارد : وَ تِلْکَ الْقُرَى أَهْلَکْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَ جَعَلْنَا لِمَهْلِکِهِم مَّوْعِدًا(کهف/ ۵۹)
این شهرها و آبادی‌هایی است که ما آن‌ها را هنگامی که ستم کردند، هلاک نمودیم و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم (آن‌ها ویرانه‌هایش را با چشم می‌بینند، و عبرت نمی‌گیرند. ودر جای دیگر می فرماید :  وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً ؛
و ما چون اهل دیارى را بخواهیم به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و متنعّمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت، لیکن) آنها راه فسق (و تبهکارى و ظلم) در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) پس آنجا تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت، آن گاه همه را هلاک مى‏سازیم. (اسراء/ ۱۶)
مترفین واسراف کاران ومتنعمان کسانی هستند که این فاصله های زشت طبقاتی را ایجاد می کنند واین فاصله های فاحش چون بر خلاف نرم وهنجار وبر خلاف ناموس طبیعت می باشد ،منجر به در گیریهای اجتماعی خواهد شد. حافظ این معنا را با هنر زیبای خود در این بیت آورده است :
چون دور فلک یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبردرره به منزل
 وسعدی با نگاه تیز بین خود، شروع عدالت و یا بی عدالتی را از حاکمان می داند. در ابیاتی عدالت واندیشه را لازمه کار حکمرانان دانسته  ومی گوید :
شنیدم که خسرو به شیرویه گفت              در آن دم که چشمش زدیدن بخفت
بر آن باش تا هرچه نیت کنی                 نظر در صلاح رعیت کنی
الا تا نپیچی سر از عدل و رای             که مردم ز دستت نپیچند پای
گریزد رعیت ز بیداد گر                     کند نام زشتش به گیتی سمر
بسی بر نیاید که بنیاد خود                     بکند آن که بنهاد بنیاد بد
خرابی کند مرد شمشیر زن                   نه چندان که دود دل طفل و زن
ملک الشعرای بهار در ترجمه حدیث نبوی که فرماید:بالعدل قامت السموات والارض ،می گوید :
آسمان ز عدل برپا شد                     و اَنجُم از عدل، عالم آرا شد
وین سُرادِق که بی‌ حسابستی                  عدل اگر نیستی، خرابستی
مولوی چه زیبا ،این روایت امام علی(ع)را ، که در تعریف عدل می فرماید :وضع الشی فی موضعه،عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن ،  به نظم درآورده است::
عدل چِبود، وضع اندر موضعش                 ظلم چِبود، وضع در ناموضعش
عدل چِبود، آب ده اشجار را                          ظلم چِبود، آب دادن خار را
بشر از دیر باز به دنبال مبارزه با ظلم اجتماعی بوده تا درد ورنجهایی را  که بر آدمیان می رفته کاهش دهد.صایب تبریزی می گوید:
عدالت کن که درعدل آنچه در یک ساعت به دست آید/ میــسرنیــست در هفـتاد ســال اهل عـــبادت را
شاید یکی از عللی که جوامع را علاوه بر،از هم گسیختگی ،رو به افسردگی می برد ،تفاوتهای مالی است که در میان مردم رو به گسترش است. واین فاصله های طبقاتی ناشی از بی تدبیری ویا بی توجهی حاکمان به اصل موضوع است. انسانهای نادار وفقیری که شاهد زندگیهای اشرافی ،بویژه در سطح طبقات حاکم ویا برخی روحانیون مسئول هستند، نمی توانند تحمل کنند. چرا حضرت علی (ع)مسئولان خودرا از زندگی اشرافی پرهیز می داد ویا حتی اگر بر سفره اشراف به عنوان مهمان شرکت می کردند توبیخ می نمود؟ (نمونه آن نامه حضرت به عثمان بن حنیف است ) برای این که مردم بی بهره وتهی از مال، با دیدن رفاه وخوشی در طبقه حاکم به رنج نیایند.از سوی دیگر سنت تاریخ براین بوده که اگر به جای ستم ،نیکو کاری واصلاح در جامعه رواج داشته باشد،خداوند آن جامعه را به خاطر ستم تباه نمی سازد.
 وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ‏ (هود/ ۱۱۷)پروردگار تو هیچ قریه‏اى را که مردمش نیکوکار باشند به ستم هلاک نخواهد ساخت. در برابر اصلاح ،افساد وظلم است که باعث ویرانی جامعه می شود. از ابن عباس چنین روایت شده که مى گوید: من از قرآن به خوبى استفاده کرده ام که ظلم و ستم خانه ها را ویران مى کند سپس به آیه استدلال کرد.: فتلک بیوتهم خاویة بما ظلموا ان فی ذلک لآیة لقوم یعلمون؛(نمل/ ۵۲) این خانه هاى آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالى مانده و در این نشانه روشنى است براى کسانى که آگاهند.
از سنتهای زیبای باستانی ایرانیان که در ایام نوروز محقق می شده ،رد وبدلهای مالی بوده است، هر چند این کارها جنبه سمبلیکی ونمادین داشته ؛ اما نشان می دهد که انسانها با گذشت مالی ودستگیری دیگران شاد می گشته اند. واژه ”انفاق “ در قران که به کرات به کار رفته است ،گویای یک نوع گذشت مالی واز بین بردن تفاوتهای طبقاتی است. زیباتر این که متعلق  انفاق را با عشق ومحبت آمیخته است « وانفقوا مما تحبون»یعنی هر آن چه مورد علاقه انسان است باید انفاق نماید. در ایام عید دیدنها وبازدیدها از فامیلهای نزدیک شروع می شود واین سنت از ایران با ستان ادامه داشته اشت. تاکید قرآن بر” اولی القربی“واین که ازانفاق نسبت به نزدیکان نباید در یغ ورزید، گویای یک واقعیت انسانی است. وَ لا یَأْتَلِ‏ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبى‏ وَ الْمَساکینَ وَ الْمُهاجِرینَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (نور/۲۲)۲٫ ثروتمندان و توانگران شما نباید سوگند یاد کنند که  از دادن مال به خویشان و بینوایان و مهاجرانِ راه خدا سرتتباز زنند، آنان باید ببخشند و درگذرند، آیا دوست ندارید که خدا شما را ببخشد؟ چقدر روح این آیه با آداب وسنن ایرانی در ایام نوروز که ازتمام گذشته های اختلاف بر انگیز در می گذرند وزیارت نزدیکان ودوستان را از برنامه های این ایام خجسته می دانند هماهنگ است واین یادداشت را با غزلی دیگر از سعدی به پایان می برم.
 برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز



::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

::معرفی کتاب

چقدر ما خوبیم

جامعه شناسی طنز
ترجمه و تالیف: ابراهیم رها

انتشارات: مروارید
1394
۹۶صفحه

انتشارات مروارید به تازگی کتابی را با عنوان «چقدر خوبیم ما» نوشته ابراهیم رها روانه بازار کتاب کرده است؛ کتابی که نویسنده‌اش متن آن را حاصل تاملات خود در نقد رفتارشناسی ایرانیان در قالب بیانی طنزآمیز عنوان کرده است.
«چقدر خوبیم ما» در برگیرنده یادداشت‌هایی از ابراهیم رهاست که همگی برای نخستین بار در این کتاب منتشر و برای این کتاب نوشته شده اند.

col

sup

sup copy