شنبه, 03 تیر 1396 |

سنگاپور: بررسی افکار و آرا مردی که سنگاپور را ساخت

 «بخش دوم»

سنگاپور اخیرا پنجاهمین سال استقلالش را جشن گرفت. این اولین سالی بود که مراسم سالگرد استقلال بدون حضور بنیان گذار این کشور کوچک برگزار می شد. وارثان لی کوان یو در فقدان رهبر معنویشان نگران سرایت بحران و رکود اقتصادی از چین و دیگر نقاط جهان به سنگاپور هستند.

سنگاپور: بررسی افکار و آرا مردی که سنگاپور را ساخت (بخش اول)



 در ادامه بررسی عملکرد و رویکردهای دوران لی کوان یو بایستی توجه داشت که تجربه سنگاپور شاید از یک نقطه نظر دیگر نیز قابل توجه باشد. وقتی سنگاپور استقلال خویش را به دست آورد و به کشوری مستقل تبدیل شد چپ گرایی در جهان سوم رویکرد و ایدئولوژی مسلط بود. در شرق و جنوب شرق آسیا دیدگاه های فوق العاده رادیکال مائو در آسیای شرقی غوغا می کرد. جنبش های کمونیستی درگیر جنگ های آزادی بخش در ویتنام، کامبوج و لائوس و دیگر کشور ها در برابر استعمارگرها خصوصا فرانسه و پس از آن امپریالیسم آمریکا بودند. انقلابیون چپ گرا اگر چه کشورهایی مخروبه را دریافت کردند. اما در ساختن دوباره کشورشان تحت نظام کمونیستی نه تنها توفیق چندانی نداشتند بلکه در مواردی نیز فقر و خرابی های بیشتری نیز به بار آوردند.
اما لی کوان یو دیدگاه دیگری داشت و برخلاف همتا های چپ گرای خویش در منطقه که استراتژی در های بسته را سرلوحه سیاست های توسعه ای خویش قرار دادند و سیاست های شوروی سابق را سرلوحه خویش قرار دادند . وی براین باور بود که توسعه و پیشرفت تنها در سایه سیاست های درهای باز و ایجاد زیر ساخت های متناسب برای هر بیشتر گسترده نموده مناسبات خارجی ممکن خواهد گردید. مقایسه وضعیت سنگاپور با دیگر کشور نشان از توفیق دیدگاه وی داشته و امروز تقربیا همه کشور های منطقه از سیاست ها و روش مشابهی پیروی می کنند. به عنوان مثال مالزی از جمله کشور هایی است که با دقت سیاست های و شیوه های سنگاپوری ها را تحت نظر داشته و علیرغم رقابت شدید در بسیاری موارد از آن ها الگو برداری می کند.
دیدگاه لی کوان یو در خصوص رهبری، ساختار جامعه و حکومت:
گفته شد که لی با بهره گیری از فرهنگ و سنت های شرقی بویژه چینی حرکت به سمت جامعه توسعه یافته و مدرن را طراحی و رهبری نمود. با این حال وی اساسا به جامعه توده ای باور نداشته است. بلکه وی بر این باور بود که حکمرانی خوب در جامعه ساختی هرمی شکل دارد. که شخصیت های نخبه و برجسته استثنایی در راس هرم، افراد بااستعداد و خبره در میانه و وسط آن و عامه مردم در قاعده هرم را تشکیل می دهند. وی این ساختار سیاسی شایسته سالاری ‘meritocracy’ می نامید. اگر چه ممکن است این نگاه بسیار با نگرش های حکمرانی به شیوه پاتریمونیالیزم (Patrimonialism )(1) نزدیک است اما به نظر می رسد وی دیدگاه خویش را با نخبه گرایی نزدیک تر می دیده است . اگر چه نوعی خشونت و تنگ نگری در اداره کشور نیز در رفتار و نگرش وی دیده شده است . به عنوان مثال وی در یک سخنرانی در سال های اولیه پس از استقلال در ۱۹۶۶ می گوید:
« در این لحظه می توانم بگویم، این دولت درحال حاضر توسط ۱۵۰ نفر نه بر اساس دریافتی هایشان که بر پایه لیاقت و فداکاری های آنان می چرخد. اگر می خواهید این جامعه را نابود کنید. این ۱۵۰را برکنار کنید یا این ۱۵۰ نفر را شناسایی کرده و بکشید.»(2)
در نگرش اقای لی کوان یو اگر چه جامعه دارای انرژی تنوع گرایی است . اما در راس هرم قدرت، این گروه اندک رهبران استثنایی هستند که پیشگامان جامعه هستند . در امر خلق و پیشبرد ایده ها، آرمان ها، تفکر و برنامه ریزی این قله و یا راس به وسیله لایه هایی از مدیران اجرایی با کیفیت عالی در سطوح میانی حمایت می شود. در نهایت و در سطح وسیع در جامعه مردم عادی هستند که بایستی تحت آموزش و پرورش برای انتقال به طبقات میانی قرار گیرند. از نظر وی هر چه به تعداد رهبران استثنایی افزوده شود بر ثبات و امنیت جامعه افزوده می گردد.
در سال ۱۹۷۱ آقال لی در سمیناری تحت عنوان کمونیسم و دموکراسی، تعداد رهبران و یا نخبگان از نظر خودش استثنایی را در سنگاپور به دو برابر افزایش داده و تعداد آنان را ۳۰۰ نفر اعلام می کند. وی در سخنرانی خود در این سمینار می گوید :
« اگر این ۳۰۰ نفر در پی سقوط یک هواپیمای جمبوجت در یک سانحه هوایی کشته شوند سنگاپور متلاشی خواهد شد. این امر نشان می دهد که چگونه پایه رهبری سیاسی، اقتصادی و امنیتی ما اندک و کوچک است . ما باید و این پایه رهبری کوچک را گسترده و وسیع خواهیم کرد و تعداد آنان را به صورتی تصاعدی افزایش دهیم.»(3)
این دیدگاه آقای لی بسیار مهم ارزیابی شده و در واقع یکی ار عوامل اساسی دستیابی به توسعه و پیشرفت در سنگاپور محسوب می گردد. در واقع همین تلاش حکومت سنگاپور برای افزایش نخبگان و گسترده نمودن دایره کوچک حکومت گران و مدیران عالیرتبه در این کشور زمینه ساز ارتقاء این جامعه از یک جامعه توسعه نایافته به یک جامعه در حال توسعه و نهایتا توسعه یافته شده است. چرا که آنان برای دست یابی به این هدف کمر به توسعه زیرساخت های لازم از جمله توسعه کمی وکیفی نهاد های آموزشی در داخل بسته و یا امکانات لازم را برای تحصیل شهروندان با استعداد و شاخص را در مراکز آموزشی سطح بالای خارجی فراهم ساخته اند. در سنگاپور تحت مدیریت آقای لی برخلاف چین تحت اداره مائو تسه تونگ و یا کره شمالی کیم ایل سونگ به جای استفاده نمایشی از استعداد جوانان و ریاضت دادن و پرورش آنان در زمینه هایی مانند ورزش و غیره، افراد زمینه رشد افراد با استعداد را در عرصه های علم و تکنولوژی فراهم آورده است.
 البته در همین سخنرانی وی سرنوشت و آینده مردم را به صورت عجیبی به افکار و تصمیمات گروه اندک رهبران گره زده، ادامه حیات جامعه، توسعه و رفاه کشور حاصل عملکرد گروه رهبران یا معدود نخبگان حاکم دانسته که جامعه به سوی رشد، آرامش و به روزی و یا در بر عکس به سمت بحران و فروپاشی سوق می دهند.
سخنرانی فوق به خوبی لایه های پنهان افکار رهبر سنگاپور را مبنی بر عدم تساوی افراد یک جامعه با یکدیگر از نظر هوش و توانایی و فرصت ها آشکار می سازد . به این ترتیب از نظر وی:
« شایسته سالاری به معنای گماردن افرادی اندکی در راس قدرت برای تصمیم گیری و اجرا است که این افراد دارای ویژگی های استثنایی هستند، برای این که آحاد جامعه از حاصل عملکرد ایشان بهره مند شوند.»
 به عبارت دیگر حکمرانی خوب از نظر گاه آقای لی، دادن حاکمیت و قدرت به اقلیت با استعداد و توانا برای متنفع شدن عامه مردم از آن می باشد. لذا در همین سال وی با صدای بلند اعلام کرد که در سنگاپور شایسته سالاری حاکم است . اما ظاهرا وی توجه نداشت که این نوع از شایسته سالاری در سایر کشور های دیگر نیز یافته می شود و در اکثر کشور ها ی توسعه نایافته و غیر دموکراتیک، اقلیتی ظاهرا متشکل از نخبگان بر اکثریت مردم حاکم هستند، اما واقعیت این است که عموم این حکومت ها در امر توسعه و پیشرفت ناموفق بوده اند. لذا برای درک بهتر توفیق سنگاپور بایستی ببنیم که چه تفاوتی بین رفتار و عملکرد حکومت تحت اداره آقای لی کوان یو و دیگران وجود داشته است.
بایستی توجه داشت که آقای لی نسبت به برقراری لیبرال دموکراسی برپایه قانون اساسی، مشروطیت و تقسیم قوا بی میل بوده و اکراه داشت. وی به جای نهاد ها، بیشتر به نقش رهبری تاکید می کرد. او فکر می کرد نهاد ها مهم هستند اما مخالف این دیدگاه آمریکایی لیبرال بود که تقسیم قوا و کنترل و موازنه قدرت (Checks and balances ) صرف نظر از انتخاب یک فرد ضعیف و بد در انتخابات منجر به حکومت خوب می شود
او در توجیه استدلال خویش در این خصوص در سخنرانی پارلمانی خویش در اول نوامبر ۱۹۹۴ می گوید:
« ما در تجربه اسیایی خویش به نتایج دیگری رسیده ایم. برای داشتن یک حکومت خوب شما باید مردان خوب برای اداره حکومت داشته باشید. تجربه ۴۰ ساله من حاکی از آن است که حتی در یک سیستم حکومتی ناتوان و ضعیف، ولی در صورت وجود انسان های خوب و توانا در قدرت مردم امکان گذار به پیشرفت مناسب را خواهند داشت.»(4)
نگاه اقتدار گرایانه وی به نظر می رسد با شرایط اجتماعی کشورش تناسب داشته باشد . چرا که وی فکر می کرد در جامعه ای که بیش از نیمی از مردمش بی سواد هستند قادر نیستند عواقب ناشی از آراء انتخاباتی خویش تشخیص دهند. به نظر وی، در این شرایط اجتماعی، هویج بیش از چماق برای مردم عادی جاذبه داشته و از این رو سیاست مداران در جریان انتخابات نمی توانند از چماق استفاده کرده و مردم تشویق به کار بیشتر .حقوق کمتر و سرمایه گذاری وسیع تر کنند. بلکه برای کسب رای بر هویج تاکید کرده و وعده های جذاب به رای دهندگان می دهند که واقعی و عملی نیست و در نتیجه دموکراسی هر فرد یک رای نتیجه ای معکوس ببار می آورد.
در یک سخنرانی در مورد رهبری در سال 1962، لی معتقد است : «که هر فرد یک رای، به خصوص در رای دهندگان بی تجربه و یا ساده لوح، مانند شرکت در یک مناقصه است که در آن بالاترین پیشنهاد برنده است.»
البته این امر به این مفهوم نبود که وی اساسا با دموکراسی مخالف بوده باشد بلکه وی براین باور بود که توسعه اقتصادی زمینه ساز برقراری دمکراسی در سنگاپور و اقتصاد های نوظهور خواهد بود. با این حال او فکر می کرد که اعتبار و مشروعیت پیش از آن که از طریق آراء انتخاباتی به دست آید از طریق تحقق واقعی آمال و آرزو های مردم برای زندگی بهتر محقق می گردد.
وی سه عامل را برای تحول و ارتقاء جامعه ضروری می دید؛ ۱- رهبری مصمم و موثر۲- یک مدیریت کارآمد ۳- دیسیپلین اجتماعی . به نظر ایشان اگر این سه عامل همزمان وجود نداشته باشد. چیزی به دست نخواهد آمد. این دیدگاه وی با آموزه های ماکیاول بسیار نزدیک می شود . بیم و امید و یا عشق و ترس همان چیزی است او برای اداره جامعه و پیشرفت آن ضروری می دید. دریافت وی از دیسیپلین و انظباط اجتماعی این بود که وقتی گفته می شود که کاری باید بشود و یا نشود، مخاطب باید بداند که نادیده گرفتن این دستور مجازات در پی خواهد داشت. حتی اگر متهم به سنگدلی و بی رحمی شد. گذشت و یا شوخی انگاشتن تصمیمات حکومت را بی اعتبار می سازد. در واقع اقای لی کوان یو براین باور بود که اداره یک جامعه چینی تبار و با فرهنگ و آموزه های چینی جز از این طریق ممکن نیست . وظیفه رهبری از دیدگاه لی این نیست که دنباله رو فریاد و شعار های عامه شود که در این صورت جامعه سقوط خواهد کرد.
در یک مصاحبه در سال ۱۹۶۲ وی می گوید: « شغل من ؛ رهبری و ترغیب کردن و تشویق کردن مردم است .بعضی وقت ها گفتن همه واقعیت ها ممکن است باعث ترساندن آنان شود. در حقیقت در پاره ای وقت ها مردم می توانند مانع شکل گیری یک حکومت خوب شوند.» در عین حال وی می پذیرد که بایستی یک حکومت شایسته بایستی مرتبا به سیاست و خدمات اجتماعی عمومی توجه جدی داشته باشد. چرا که در غیر این صورت مردم آن را به چالش خواهند کشید. او در یک سخنرانی حزبی به خوبی به این نکته اشاره می کند که منبع همه تغییرات و خلاقیت ها و ایده ها مردم هستند و حزب ما اگر تغییر را نپذیرد باعث نابود خود و سیستم خواهد شد. لذا ما باید همه تغییرات اجتماعی و جهانی را دریافته و اجازه بدهیم که تغییرات حاصل شود.
 لی کوان یومی پذیرد نظرش در خصوص رهبری و حکومت افراد شاخص و توانا در جامعه ای در مقیاس مانند سنگاپور زمان استقلال که کمتر از ۳ میلیون نفر جمعیت داشت راحت تر عملی است تا درجامعه بزرگ با جمعیت چند ده میلیونی یا چند صد میلیونی که در آن ها آدم های شاخص و توانا به صورت تصاعدی افزایش می یابند. لذا وی می گوید در چنین جوامعی چون نمی توان یک کابینه و رهبری چند صد نفره تشکیل داد وهمه افراد شاخص را داخل حکومت جا داد لذا آنان می توانند به گروه های منتقد تبدیل شده و با حکومت به چالش برخاسته و به عنوان انتخابی جایگزین در صورت نا کارآمدی و یا ضعف رهبران حاکم برای مردم مطرح شوند و به این ترتیب وی به نقش و وجود اپوزیسیون در جوامع گسترده اعتراف می کند.
در رابطه رهبران و مدیران شایسته و خوب لی کوان یو بر ضرورت وجود آموزش خوب از سطح ابتدایی تا عالی تاکید می کند. وی می گوید حزب اقدام مردم سنگاپور باید اعضایش را از بین برجسته ترین و با استعداد ترین افراد دانش آموخته در بهترین دانشگاه ها و مراکز علمی جهان انتخاب کرده و پس از انجام آزمایش ها ی مختلف از جمله هوش و روانشناسی برگزیند. البته وی تکیه تنها بر ای کیو را کافی نمی داند. وی علاوه بر شخصیت (کاراکتر)، مدیر باید توانایی فکری، دانش و دیسیپلین داشته باشد وی به ویژه از روش کمپانی شل الگو برداری کرده و آن الگوی «هلیکوپتر» می نامد و می گوید شل ۴۰ کیفیت رهبری را به ۴ کیفیت داده و ان ۴ شاخص، داشتن قدرت آنالیز و تحلیل، قدرت تجسم و درک واقعیت ها، قدرت و توانایی رهبری و نهایتا توانایی برانگیختن و تشویق مردم می باشد.
از نظر وی سنگاپور بایستی رهبرانی با این خصوصیات داشته باشد. با این حال وی برجسته بودن در مرحله دانشگاه را تنها یکی از خصوصیات ۴ گانه تعریف کرده و می گوید که سطح مدرک دانشگاهی ( O و یا A ) تنها قدرت تحلیل را نشان می دهد ولی سه مشخصه دیگر را نشان نمی دهد. بایستی سه خصوصیت دیگر کاملا شناخته شود چرا که یک فرد با هوش ولی بدون دیگر ویژگی های برشمرده شده، در صورت به قدرت رسیدن می تواند زحمت بیشتری برای مردم ایجاد کند.(5)
به طور کلی می توان دیدگاه لی کوان یو در خصوص مفهوم رهبری را دریافتی از فرهنگ و آموزه های آسیایی منطبق دانست. این دیدگاه با فرهنگ پدر سالاری در شرق آسیا بسیار مطابقت دارد.(6) اما وی این مفهوم را در شکلی جدید و با افزودن شاخص های چهار گانه اشاره شده نوسازی کرده است. رهبری پدر سالارانه تحت مشاورت و راهنمایی یک سیستم تکنوکراسی قوی و کارآمد و همراه با نظم، انضباط و آراستگی، ساختار مطلوب و مورد نظر اقای لی کوان یو بوده است . نهایتا می توان گفت که وی در رسیدن به این هدف و شکل دهی چنین ساختاری در سنگاپور موفق عمل کرده است. حاصل آن توسعه سنگاپور در ابعاد مختلف و خصوصا اقتصادی می باشد. در دوره سی ساله نخست وزیری وی درآمد سرانه این کشور از ۳۰۰ دلار به ۳۰ هزار دلار و اخیرا به نزدیک ۷۰ هزار دلار رسیده است. این کشور درفاصله ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ تولید ناخالص داخلی خویش را پیش از دوبرابر افزایش داده است. جمعیت سنگاپور در سال ۵میلیون ۴۷۰ هزار بوده است.مقایسه این دست آورد باورنکردنی با دیگر کشور ها خصوصا کشور های خاورمیانه و از جمله عملکرد دولت ایران در این فاصله می تواند بسیار قابل توجه و آموزنده باشد.
نمایه های زیرین برخی شاخص های سنگاپور را بنا بر ارزیابی های بانک جهانی نشان میدهد.







 در عین حال بایستی توجه داشت که همچنان نظام پدر سالاری و خانواده سالاری در این کشورادامه دارد ولی همین سیستم توانسته از تمامی امکانات انسانی و نیروهای شاخص موجود در جامعه صرف نظر از نژاد، دین، زبان و جنسیت به نحوه شایسته ای در اداره کشور بهره گیری کند. اگر چه همه سنگاپوری ها، بنا به حرفه ای که دارند انگلیسی را یاد گرفته اند، اما همزمان همه شهروندان این جزیره کوچک اعم از چینی تبار، مالایی، هندی تبار و سایر جوامع دیگر به زبان مادری خویش نیز تحصیل کرده و مسلط هستند. به عبارت نه تنها همه در کیک حکومت و منافع آن بنا به توانایی ها واستعداد های فردی خویش شریک شده اند . بلکه بردباری و تسامح حاکمان این فرصت را به سنگاپور داده است که تنوع فرهنگی جامعه حفظ شده و به این ترتیب کمتر گزارشی در خصوص نارضایتی ازتبعیضات فرهنگی، مذهبی و نژادی از سنگاپور شنیده شده و یا شهروندان سنگاپوری معترض عملکرد حکومت در این امور بوده اند. البته همچنان نمی توان جامعه سنگاپورتوسعه یافته را یک جامعه تمام عیار دموکراتیک مطابق با استاندارد های امروزین جهان پیشرفته دانست.
دیدگاه ها وعملکرد اقای لی کوان یو در مناسبات خارجی نیز حائز توجه می باشد که دربخش سوم گزارش بدان اشاره خواهد شد.
پایان بخش دوم

پی‌نوشت:   
1. Max Weber: Max Weber wrote of Patrimonialism as a form of traditional domination. Initially it was centered on family structures, particularly on the authority of fathers within families, in other words patriarchy. But patriarchy only describes the earlier, smaller form. For Weber, patrimonial monarchies and similar forms of government were projections of patriarchy (the rule of the father within the family) onto a broader set of social relationships. There are two main forms of patrimonialism in Weber's analysis of traditional authority (domination). One form of patrimonialism is characterized by a top-down structure where the emperor or sultan rules on the basis of his own legitimate authority through traditional bureaucratic officials (e.g. eunuchs). In principle the Roman Catholic Church is patrimonial in this traditional sense, with the Pope the Patrimonial Ruler. The other form of patrimonialism is still top down but it approaches the Ideal Type of Western European Feudalism, with a basis for legitimate authority outside of the central ruler's authority. In 12th century France or England, for example, it could have consisted of the knightly aristocracy. This feudal form of patrimonialism eventually evolved into Constitutional Monarchy. The U.S. Senate is a vestige of the House of Lords in England. The Lords were literally the peers of the realm. Weber's overarching argument was that with modernity, traditional bureaucratic patrimonial forms of government eventually gave way to modern capitalist bureaucratic rationalism as the main principle of both government and governance.
http://www.schwartzman.org.br/simon/malloy.htm
حسین بشیریه:
«پاتریمونیالیزم سنتی ایرانی به طور کلی بر اقتدار و اطاعت مطلقه، پدر سالاری سیاسی، قداست دولت، و رابطۀ مستمر آن با خدا، رابطۀ میان حکام و علمای دین و ساختار قدرت عمودی یک جانبه و غیر مشارکتی و غیر رقابتی تاکید می¬گذاشت. بنابراین پاتریمونیالیزم سنتی طبعاً امکانات محدودی برای شکل¬گیری فردیت و کردارهای سیاسی فردی و آزادی عمل و اندیشه فراهم می¬کرد و درعوض فضاهای ساختاری لازم را برای اطاعت پذیری، فرصت طلبی، اقتدارگرایی، انفعال سیاسی، اعتراض خاموش، ترس گسترده و بدبینی و بی¬ اعتمادی سیاسی شکل می¬داد»( ص۶۶، بشیریه، حسین،(1387)،جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران،نشر نگاه معاصر.)
2 .Lee Kuan Yew, speech to school principals, Victoria Theatre, 29 August 1966
3. Lee Kuan Yew, speech at a seminar on communism and democracy, 28 April 1971,
4. Lee Kuan Yew, speech in Parliament on a White Paper on ministerial salaries, 1 November 1994
5. Speech in Parliament,
6. MODERN PHILOSOPHER KINGS: LEE KUAN YEW AND THE LIMITS OF CONFUCIAN ‘IDEALISTIC’ LEADERSHIP -HAIG PATAPAN-Year of Published 2013- Published In European Journal of East Asian Studies’


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy