شنبه, 03 تیر 1396 |

سنگاپور: بررسی افکار و آرا مردی که سنگاپور را ساخت

(قسمت اول)

در ۲۳ مارس ۲۰۱۵ لی کوان یو رهبر و بنیان گذار سنگاپور در سن ۹۲ سالگی درگذشت. وی از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۹۰ نخست وزیر سنگاپور بود. وی تا آخر  عمر همچنان در سمت رهبری حزب حاکم و سمت هایی مانند وزیر ارشد در کابینه رهبری معنوی  و نفوذ خویش را در اداره سنگاپور حفظ کرد.

به یقین می توان گفت که افکار و نقش راهبردی او در توسعه و پیشرفت سنگاپور اساسی  و تردید ناپذیر  داشته است.

سنگاپور جزیره کوچکی است در جنوب شرقی آسیا که مابین مالزی و اندونزی در کنار تنگه مالاکا قرار گرفته و مساحت حدود ۷۱۶ کیلو متر مربع   است. وسعت این کشور کوچک کمتر از نصف وسعت جزیره قشم در تنگه هرمز با مسا حتی  در حدود ۱۴۹۱ کیلومتر مربع   می باشد. ۹۰٪ جمعیت سنگاپور از نژاد های چینی و به عبارت دیگر چینی تبار می باشند که درسده های اخیر از سرزمین مادر یعنی چین به سنگاپور مهاجرت کرده اند. ۱۰٪ بقیه عموما مالایی های مسلمان هستند که ساکنان قدیمی مالزی و اندونزی به شمار می روند. البته بخشی از ۱۰٪ را هندی تبار های تامیل تشکیل می دهند که همانند چینی ها در  دوران سلطه انگلیس از جنوب هند به این مناطق رفته اند.

 وقتی  لی کوان یو در سنگاپور به قدرت رسید در آمد سرانه سنگاپور چیزی در حدود ۵۰۰ دلار بود. اما وقتی وی از دنیا رفت در آمد سرانه این کشور   بیش از ۷۵۰۰۰ هزار دلار گزارش شده است.  رهبری ، آرا و افکار وی سنگاپور را از یک جزیره ناشناخته و بندری فقیر به یکی از قطب های مهم اقتصادی جهان در جنوب شرقی آسیا تبدیل نمود.  آمار ها نشان می دهد که تولید ناخالص داخلی این دولت – شهر ۵/۵ میلیون نفری  در سال ۲۰۱۴  در حدود   ۳۰۰ میلیارد دلار بوده است.   وقتی تولید نا خالص داخلی سنگاپور با کشور اندونزی در همسایگی آن با وسعتی بیش از یک میلیون و نهصد هزار کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود ۲۶۰ میلیون نفر و یا با کشوری   ۱۸۰ میلیون نفری  پاکستان مقایسه شود می توان به کار بزرگی در سنگاپور رخ داده بیشتر پی برد. تولید ناخالص داخلی اندونزی در سال ۲۰۱۳، ۸۹۵ میلیارد دلار و پاکستان تنها ۲۳۲ میلیارد دلار یعنی ۷۰ میلیارد دلار کمتر از سنگاپور بوده است. صادرات سنگاپور در سال ۲۰۱۴، ۵۱۸ میلیارد دلار و واردات آن ۴۶۳ میلیارد دلار بوده  که صادرات آن  عموما فرآورده های ساخته شده و خصوصا الکترونیکی بوده است.

 شمای زیر روند افزایش تولید ناخالص داخلی سنگاپور را نشان می دهد . 

 

 

 با نگاهی به بیانات وی به راحتی می توان پی برد که لی کوان یو فردی دموکرات و هوادار دموکراسی نبوده و اعتقاد چندانی به آزادی های فردی و خصوصا  سیاسی نداشته است. وی و حزبش دولت و حکومت فرهمندی را در سنگاپور پایه گذاری کرده اند که از بدو استقلال تا کنون   بدون هر گونه رقیب مطرحی   یک سره کشور را اداره کرده  و همچنان نشانه ای از نارضایتی جدی  شهروندان  و یا فساد رایج در حکومت های  مشابه  در ان به چشم نمی خورد. نرخ توسعه نیروی انسانی در سنگاپور بسیار بالا در رده نهم جهان قرار داشته و  از نظر نرخ فساد  در رده پنجم کشور های کم فساد پس از دانمارک ، نیوزیلند ،فنلاند و سوئد قرار دارد. این جزیره کوچک ۵/۵ میلیونی بیش از  ۵/۱۴ میلیون نفر توریست را در سال ۲۰۱۲  میزبانی کرده است. همه این موارد سنگاپور را به پدیده کاملا قابل توجه  برای بررسی تبدیل نموده است . به همین دلیل بسیاری از کشور های آسیایی از جمله مالزی ، تایلند ، ویتنام و حتی چین کمونیست از  سیاست ها و روش های آن به عنوان الگویی برای رشد و توسعه  بهره برداری می کنند.  در این مقاله به برخی از دیدگاه های سیاسی و افکار وی در خصوص کشور داری و یا حکمرانی  اشاره می شود.

لی کوان یو در سال ۱۹۲۳ د ر یک خانواده ثروتمند چینی تبار در سنگاپور متولد  شد. خانواده وی در قرن نوزدهم از چین به سنگاپور مهاجرت می کنند. در آن هنگام سنگاپور یکی از کلنی های انگلیس بود. لی پس از پایان جنگ جهانی دوم برای ادامه تحصیل راهی انگلیس شده و در سال ۱۹۵۰ در رشته حقوق در کالج فیتز ویلیام در کمبریج  فارغ التحصیل شده و با این که در جامعه وکلای انگلیس پذیرفته می شود ترجیح می دهد برای کار در رشته حقوق به سنگاپور بازگردد.   در سنگاپور تحت استعمار بریتانیا چینی تبارها نقش اصلی در اقتصاد و تجارت  را ایفا می کردند. سنگاپور در این زمان توسط فرماندار انگلیسی و یک  شورای قانونگذاری  اکثرا انتصابی اداره می شد که اغلب اعضای آن را ثروتمندان چینی تشکیل می دادند . در دهه ۵۰ مباحث مربوط به استقلال و اداره آن توسط مردم بومی ساکن بالا گرفت و به بحث   جدی روز تبدیل شد.  آقای لی کوان یو نیز به جریان هوادار استقلال پیوست  و نحوه اداره جزیره را به چالش کشید. مواضع وی   نسبت به دیدگاه های رهبران سنتی بومی  شدیدا انتقادی تلقی می شد. در نتیجه  د ر سال ۱۹۵۴ از آنان جدا شده و پایه گذار حزبی به نام حزب اقدام مردم ( People Action Party) گردیده و شخصا دبیر کل آن شد.

 درپی این تحولات و تحت فشار جنبش استقلال خواهی در سال ۱۹۵۵ قانون اساسی جدیدی برای سنگاپور تدوین شد که در نتیجه آن ۲۵ عضو از ۳۲ نفر عضو شورای قانونگذاری  از طریق انتخابات برگزیده می شدند. در انتخابات متعاقب آن حزب وی توفیقی نداشت و تنها توانست ۳ نفر را به شورا بفرستد . با این حال چون حزب وی در شورای مذکور حضور داشت  در ۱۹۵۶ به  همراه هیئت مذاکره کننده برای استقلال  راهی لندن شد. مذاکرات شکست خورد و موجب افزایش تنش و اعتراضات گردید . با این حال سال بعد مذاکرات مجددا از سر گرفته شد . لی کوان یو از جمله کسانی بود که به طرح اداره سنگاپور  خود مختار یاری رسانیده و در تنظیم قانون اساسی جدید نقش موثری ایفا کرد.

 در ۱۹۵۹ انتخابات جدید براساس قانون اساسی جدید برگزار گردید و لی کوان یو رهبری جریان  ضد استعماری ، ضد کمونیستی ، اصلاحات اجتماعی و اتحاد مشروط با سرزمین های همسایه و یا همان  مالزی امروزی را به عهده گرفت. این بار حزب وی یک پیروزی کاملا چشمگیر و دارای قدرت تصمیم گیری  به دست آورده و   ۴۳ کرسی از ۵۱ کرسی پارلمان سنگاپور به  اعضای آن اختصاص یافت.  وی وارد اتحاد با فدراسیون مالزی گردید و در اتحادیه  تازه تاسیسی ، سنگاپور به جز در امور دفاعی و سیاست خارجی  از خودمختاری  کامل برخوردار بود. آقای "لی کوان یو " در ۱۹۵۹ به عنوان اولین نخست وزیر سنگاپور برگزیده شد. وی برنامه توسعه ۵ ساله ای ارائه داد که  هدف آن توسعه شهری ،ساخت شهرک های مسکونی و افزایش نقش زنان در اقتصاد و جامعه بود. در طرح وی  ادغام با مالزی  نیز قرار داشت . پیشتر تونکو عبدالرحمن نخست وزیر مالزی نیز طرح تشکیل کشور فدرال متشکل از مالزی، سنگاپور ، صباح و ساراواک  را ارائه داده بود. لی  نیز به این کمپین پیوسته بود تا برای همیشه  به استعمار و سلطه بریتانیا پایان داده شود.

 

البته تلاش مالایی برای همراه داشتن چینی تبار ها وهندی تبار در کنار مالایی ها و یا باصطلاح خودشان بومی پورتراها  سیاستی زیرکانه برای دستیابی هر چه سریع تر به استقلال و جلوگیری  از شیوه معمول استعمار انگلیس یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن تلقی می شود. اگر مالایی ها می خواستند یک تنه رهبری جنبش استقلال به دست گیرند این احتمال می رفت که نگرانی جوامع اقلیت چینی و تامیلی هندی تبار از سلطه مالایی های مسلمان و تحمیل زبان و قوانین شریعت اسلامی ،  همچون مستمسکی برای طرف انگلیسی برای تداوم سلطه و یا حداقل طولانی تر کردن مراحل واگذاری حق حاکمیت به ایشان شود.

در سال ۱۹۶۳ سنگاپور به اتحادیه جدید  یا کشور فدرال مالزی  پیوست . در این اتحادیه بر خلاف انتظار مالایی های مالزی چینی تبار های  نه تنها قدرت اقتصادی بیشتری یافتند بلکه از نظر سیاسی و حکومتی نیز آنان تبدیل به تهدیدی جدی  برای اکثریت آسیب پذیر مسلمان مالای  شدند. حزب پ .ا.پ  آقای لی نه تنها در سنگاپور   که در جزیره عمدتا چینی نشین  پیننگ  در شمال غربی شبه جزیره مالزی و جوامع چینی تبار های مالزی نیز بالاترین رای به دست آورد. وی می توانست  از جمله کاندیداهای نخست وزیری کشور فدرال مالزی باشد.امری از نظر مالایی های مسلمان غیر قابل قبول تلقی می شد.  در نتیجه اختلاف و تشنج بین جوامع چینی و مالایی اوج گرفت و در پی آن لی کوان یو از تصمیم  خویش  مبنی بر پیوستن به  اتحادیه مالزی فدرال پشیمان و منصرف گردد. جدایی سنگاپور بلافاصله مورد استقبال دولت مردان مالزی قرار گرفت. و به این  ترتیب در اوت ۱۹۶۵ جزیره کوچک سنگاپور  به جمهوری مستقل سنگاپور تبدیل شد.

 لی در یک سخنرانی تلویزیونی گفت :

  " این یک لحظه دردناک  و غم انگیز  می باشد. من به ادغام در مالزی باور داشتم . شما می دانید ما به لحاظ مردم، سرزمین و اقتصاد به هم مرتبط بوده و خویشاوند هستیم . اما حالا این ارتباط برای همیشه شکسته شده  ، سیادت و حاکمیت ملی سنگاپور مستقل و دموکراتیک برای همیشه شکل گرفته است. سنگاپور بنا به اصول آزادی ، عدالت  و طلب حداکثر رفاه و خوشبختی و برابری برای مردم بنیاد نهاده می شود."

 سنگاپور مستقل به دلیل نداشتن هر گونه منابع زیر زمینی ، آبی و خاکی دچار چالش جدی گردید.  از نظر نظامی نیز سنگاپور فاقد ارتش و ابزار نظامی کافی برای دفاع از خویش  در صورت لزوم بود.  بنا بر باور آقای لی کوان یو آنچه سنگاپور بدان نیاز داشت پیش از چیز یک اقتصاد قوی  برای باقی ماندن به عنوان یک کشور مستقل بود .  لذا دولت آقای لی با ارائه یک برنامه توسعه اقتصادی به هدف تولید و صدور کالاهای ساخته شده  بدان اهتمام ورزید. برنامه بر اساس جذب و تشویق سرمایه خارجی و ارتقا استاندارد های زندگی برای کار در سنگاپور بود.

در نتیجه تحریم انتخابات  پارلمانی سال ۱۹۶۶ از سوی احزاب مخالف راه برای تشکیل یک پارلمان پارچه  برای دولت وی هموار شد و در دوره های بعدی انتخابات     تا    ۱۹۸۰ نیز تمامی صندلی های  پارلمان در اختیار  حزب وی می گیرد.  همین  دوران  برهه ای بود که  به مثابه تخت پرش برای تبدیل شدن سنگاپور به یک کشور مرفه و توسعه یافته در طراز نوین عمل کرد و لی توانست  آزادانه  و بدون دغدغه ایده ها و افکارش را در سنگاپور پیاده کرد.

لی کوان یو  به شدت به آنچه ارزش ها و اصول آسیایی می خواند باور داشت و پای بند بود.  بر این  اساس برداشت ها و تعاریف وی از مفاهیمی مانند آزادی و حقوق فردی متفاوت با فرهنگ غربی و تمدن امروزین بود، اگر چه همواره   به این مفاهیم اشاره داشته است. ارزش های آسیایی منبعث از فرهنگ چینی  و آموزه های کنفوسیوسی و بودایی پیش از آن که  فرد محور باشند جامعه محور و کلان سالار می باشند. به نظر می رسد وی توانسته است  با بهره برداری کامل از این زیر ساخت های معنوی و پیش زمینه های فرهنگی و حتی تقویت آن رهبری سنگاپور را به سمت رشد و توسعه و تشکیل جامعه ای مدرن و امروزین عهده دار شود. در واقع سنت ها و آموزه های آسیایی و شرقی نه تنها به مانعی در برابر نوسازی جامعه  عموما چینی تبار سنگاپور تبدیل نشدند بلکه حکومت بر آمده از استقلال به خوبی از آن ها بهره برداری کرده و تمامی آحاد و نیروهای جامعه حول محور توسعه اقتصادی بسیج می نماید. در حالی در سایر جوامع تقابل سنت و توسعه مهمتریت چالش رهبران توسعه گرا و باورمند به مدرنیزاسیون تلقی می گردد. در سنگاپور و اکثر جوامع شرقی رهبران فرهمند  از تقویت سنت ها و آموزه های تاریخی سود برده و مطالبات سیاسی و اجتماعی را کنترل و  از شکل گیری تعارضات طبقاتی ، سیاسی  و دینی ممانعت کرده و یا با کمترین هزینه رقبای و مخالفین خویش را به حاشیه رانده اند.  با این حال انتقال یک جامعه نسبتا روستایی و سنتی به یک جامعه دارای اقتصاد پسا مدرن و  مبتنی بر تکنولوژی اطلاعاتی  و تبدیل  سنگاپور به شهری جهانی و هوشمند بنا بر استراتژی توسعه از بالا و بر پایه فهم حکومتی و بدون این که امر توسعه حاصل مطالبات و مبارزات نیرو های اجتماعی ترقی خواه  و کنشگران آن باشد موردی  استثنایی و قابل مطالعه می باشد که در سنگاپور رخ داده است. سوال پیش روی ما این است که چگونه  یک رهبر  بدون این که معترض  سنت ها  شود و به این طریق نیرو های سنتی و محافظه کار جامعه بر علیه خویش نشوراند می تواند رهبری  سیر از یک جامعه سنتی به جامعه ای مدرن و توسعه یافته  را برعهده داشته باشد. حال اگر به جوامع دیگر و خصوصا خاورمیانه ای و اسلامی بنگریم می بینیم که رهبران توسعه گرا در برخورد با سنت و آموزه های سنتی دچار چالش  و بحران شده ، غالب و یا مغلوب شده اند.

واضح است که سنت های آسیایی برای حرکت به سوی توسعه و رسیدن یک جامعه کافی نبوده است . همین  سنت ها وآموزه ها در جوامع دیگری مانند چین کمونیست ، ویتنام ، کامبوج و لائوس نیز وجود داشته است اما  این کشور ها تا همین اواخر توفیق چندانی برای تبدیل به یک جامعه توسعه یافته نداشته اند ، در حالی که رهبران آن ها با استفاده از همین سنت ها و آموزه ها حکومت های در برپایی حکومتهای تک حزبی و اقتدار گرا موفق بوده اند.

  از یک جنبه دیگر نیز سنگاپور قابل توجه به نظر می رسد که چگونه مردم یک جامعه به یک رهبری  فرصتی کافی برای تحقق کامل اهداف و برنامه های اعلام شده اش می دهند و در همان حال آن حکومت بدون این که دغدغه ای از نیروهای معارض و یا از دست دادن قدرت داشته باشد یک دست و پاک دست باقی مانده و یا دچار فساد فراگیر و فرسودگی نشده و دولت مردان آن  همچنان بر ایده ها و وعده هایشان در تحقق سنگاپوری  توسعه یافته و هم طراز کشور های شمال اروپایی تاکید  و اهتمام می ورزند.

 

[ پایان بخش اول]


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy