جمعه, 02 تیر 1396 |

گاندی و مبارزه مدنیِ بدون خشونت

سیری در کتاب "همه ی مردم برادرند"                      

اگرچه یادگار موهانداس کارمچاند گاندی برای مردم هندوستان به شکل «استقلال سیاسی» جلوه پیدا کرده است اما پرهیز از خشونت، عشق به حقیقت، صلح و تحمل رنج را می توان میراث ماندگار گاندی برای بشریت دانست.

این روزها براحتی می توان منابع بسیاری را در مورد زندگی گاندی یافت اما عمق و گسترۀ آموزه های وی نه تنها باعث شده که گستردگی مطالب نتواند از ارزش آموزه هایش بکاهد بلکه می توان از منظرهای متفاوت به آنها نگریست و این ویژگی، نوشته هایش را ممتاز و بی نظیر ساخته است .یکی از این نوشته ها کتاب همه مردم باهم برادرند می باشد که توسط شری کریشنا کیرپالانی گرد آوری شده و در ایران توسط محمود تفضلی ترجمه شده است. این کتاب در سال1389 توسط انتشارات امیر کبیر به چاپ دوازدهم رسید.در این کتاب فلسفه گاندی به طور مفصل تری شرح داده شده به طوری که او می خواهد آن را در تمام وجوه زندگی عملی سازد.

گاندی در این اثر11 مسئله را از زندگی خصوصی تا عرصه سیاسی و مسائل روحی تا جسمی را مطرح می سازد و چگونگی به کارگیری عدم خشونت برای موفقیت در این مراحل را بیان می کند.در این نوشتار سعی بر آن است تا با رعایت معنای اصیل مورد نظر نویسنده با اختصار به آنها پرداخته شود.

برگزیده ها

1.آزمایش های روحی وسیله ای برای زندگی معمولی

این کتاب با بیان زندگی گاندی از زبان خودش آغاز میگردد.آنچه که وی از کودکی ، دوران تحصیل ، ازدواج و سفرش به انگلستان برای ادامه تحصیل روایت می کند زندگی روزمره ایست که توسط دیگران برایش برنامه ریزی می شده است. دردی که بیش از هر چیز روح آزادی خواه و تعالی جوی وی را می آزرد.اما سرانجام این روزمره گی های تحمیل شده درطول یک سفرکاری به آفریقای جنوبی رو به زوال می نهد، چرا که شرایط اجتماعی آن روز آفریقای جنوبی که به شدت رنگ نژاد پرستانه به خود گرفته بود عرصه ی زندگی را بر ساکنان هندی تبار آن سرزمین تنگ کرده بود . این واقعیتهای تلخ و تکان دهنده از چشمان باز و حقیقت جوی گاندی دور نماند و سبب شد آنچه ما امروزه به عنوان "فلسفه عدم خشونت" می شناسیم توسط وی در آفریقای جنوبی در جریان مبارزات جامعه هندوان برای تحقق حقوق مدنی ایشان بیش از پیش مطرح و عملی گردد.

"عدم خشونت" مهمترین اصل در مبارزات گاندی می باشد هرچند این فلسفه قبل از وی نیز تا اندازه ای وجود داشته است اما وی نخستین رهبری بود که این نظریه را درسطح وسیع  در صحنه سیاست عملی کرد؛چنان که خود بیان می دارد که آزمایشهایش در زمینه های سیاسی اکنون نه فقط برای هند بلکه تا اندازه ای برای جهان متمدن هم شناخته شده است.

آزمون های گاندی برمدار روان یا مسائل اخلاقی است. او در پی شناخت خود، خداوند و موگشا (آزادی ازعلایق زمینی و دنیوی )است و تمامی امور حتی امور سیاسی را وسیله ای برای رسیدن به این هدف می داند.دغدغه او یافتن اخلاق و آراستن خویش بدان است. او چنین بیان می دارد: « یک چیز در من ریشه ای استوار و عمیق گرفت و آن اعتقاد به این امر بود که اخلاق اساس اشیا است و حقیقت ، جوهر تمام امور اخلاقی است». این اصل در تمام دوران زندگی او ادامه داشته است و همواره در پی دستیابی بدان بود.

جدایی اخلاق از سیاست امری است که براحتی توسط نظریه پردازان بسیاری پذیرفته شده اما برای گاندی  سیاست امری است اخلاقی و وسیله ای برای رسیدن به هدف. وی زمانی که خود را در کوران فعالیت های سیاسی می یابد، می اندیشد:

«وقتی خود را در کشاکش سیاست غرقه یافتم از خود پرسیدم چگونه ممکن است از آلوده شدن به اعمال خلاف اخلاق و دور از حقیقت و آنچه پیروزی سیاسی نامیده می شود، مصون و محفوظ بمانم.نزد خود به این نتیجۀ قاطع رسیدم که اگر بخواهم به خدمت مردمی بپردازم که عمرم در میان ایشان سپری شده و خود شاهد دشواریهای زندگی روزانۀ ایشان بوده ام،باید از ثروت و دارایی و هرگونه تملکی دست بشویم».

2. دین به مثابه ی راهی برای یافتن حقیقت

 مسئله دیگری که گاندی بدان پرداخته "مذهب و حقیقت" است.وی در پی آن است تا تعریفی از مذهب ارائه دهد و پلی بین تمامی امور(از جمله سیاست) و مذهب بوجود آورد.این اندیشمند بزرگ همچون بسیاری از فرهیختگان در پی گذراز سراب های حقیقت نما و رسیدن به سرچشمه ی بی غش حقیقت می باشد که از منظر وی خدا است.او بر آن است تا از دنیا و متعلقاتش پاک گردد تا بتواند سبکبال به وصال حقیقت دست یابد. دغدغه ی اصیل وی رسیدن به آرامش است و برای فتح این قله تنها گذرگاه ایمن "درک حقیقت" است.گاندی خدمت خلق را می کند تا به حقیقت نزدیکتر شود و آرامش یابد.در نگاهش بزرگترین مذهب، مذهبی است که طبع را دگرگون می سازد و فرد را در درونش به طور ناگسستنی با حقیقت پیوند می دهد و دائما در حال تزکیه و منزه ساختن آدمی است. خداوند از طریق فهمی درک می شود که عاری از حواس پنج گانه باشد، چرا که این حواس خطاکاراند.حقیقت در درون همه انسانها است برای ملاقاتش تنها کافیست که هر شخص به ندای درونش گوش فرا دهد.

دینی که گاندی در پی آن است فقط هندو، مسیحیت و یا اسلام نیست، بلکه تمامی ادیان را دربر می   گیرد و آن اعتقاد به یک نظام اخلاقی حاکم بر کائنات است.

3. هدف وسیله را توجیه نمی کند

 گاندی به دنبال هدف به هر وسیله ای متوسل نمی شود چرا که بر این عقیده است که وسایل می توانند در نوع خود هدف باشند همانطور که می گوید:«تحقق هدفها با وسایلی که برای وصول به آنها به کار می رود، متناسب خواهد بود. این قضیه ای است که هیچ استثنا نمی پذیرد.دستیابی به هدف در یک حرکت مستمر بدون هیچ گونه زیاده روی و خشونت و یا حتی استفاده از راههای میان براست، زیرا تجربه مرا معتقد ساخته است که هرگز از ناراستی و خشونت خوبی و نیکی مدام حاصل نخواهد شد. وسیله و هدف از یکدیگر جدا نیستند. هدف همان وسیله است. نسبتِ آنها به مانند بذر و گیاه می باشد. میان گیاه و بذر رابطه ای مستقیم و غیر قابل انکار وجود دارد. مانند این ضرب المثل است که خدا به همان صورتی است که جوینده خداست».

4. اهیسما( عدم خشونت) عظیم ترین سلاح نزد بشر

بی تردید می توان قائل به این بود که دغدغه اصلی گاندی "اهیسما" یا "عدم خشونت" است. او در این باره بیان می دارد که:« انسانها آزادند اما بدان معنا نیست که می توانند به یکدیگر آزار برسانند.یکی از عظیم ترین نیروهایی که در اختیار بشر است عدم خشونت می باشد و نخستین شرطش آن است که عدالت در مظاهر زندگی رعایت شود.برای بدست آوردن اهیسما انسان فقط از خدا می ترسد.بنابراین به خدا پناه می برد و با درک آنها علاقه به جسم فانی را رها می کند».برای پیروی از عدم خشونت باید محبت داشت آنهم  نه تنها به کسانی که دوستشان داریم بلکه نسبت به کسانی هم که نفرت داریم  باید محبت بورزیم. از این گذشته با محبت می توان حتی برحریف غالب شد.سیر تکاملی زندگی انسان نشان داده است که اهیسما در حال پیشرفت است و هیسما در حال کم شدن.خانواده ها با رشته های محبت به یکدیگر پیوسته شده اند و گروههای به اصطلاح متمدن، دولتها را بوجود آورده اند.

گاندی افراد بشر را به صورت یک واحد می بیند که زیان رساندن به یک نفر تنها زیان به او نیست بلکه زیان به تمام جهان است.عدم خشونت یک اصل عمومی و جهانی است و زمانی کاربردش موفقیت آمیز است که به آن اعتقاد راسخ داشته باشند.عدم خشونت و حقیقت امری فردی نیست بلکه باید وارد زندگی روزمره شود و بدان عمل گردد.

بنا براین باید از قانون روحی تبعیت کرد و رنج را بر خود خرید و گاهی نیز باید برای اینکه خیری به یکدیگر برسانیم قربانی شویم.یک هوادار اهیسما نمی تواند از دستور فلسفی سودجویانۀ «حداکثر خیر برای حداکثر مردم» هواداری کند.بلکه تلاش او در راه حداکثر خیر برای تمام مردم خواهد بود و در راه تحقق این آرمان خواهد مرد.این بزرگمرد در پی آن است که حتی شورش را همراه با عدم خشونت سازد و بیان می دارد که حاضر نیست آزادی و استقلال وطنش را با خشونت بدست آورد. او نجات آینده جهان را در به کارگیری "عدم خشونت" می داند.

 دستیابی به "حقیقت" و به کارگیری "عدم خشونت" با تحمل رنج است که بدست می آید، همان طور که می گوید:« از آن زمان این اعتقاد در من افزایش یافت، که آنچه برای مردم اهمیت اساسی دارد، تنها با عقل و منطق به دست نمی آید بلکه باید آن را به قیمت تحمل رنج، خریداری کرد. تحمل رنج قانون انسانی است.جنگیدن قانون درندگان جنگل است».

برای این که عدم خشونت نیروی مؤثری باشد باید ابتدا در ذهن آغاز گردد.عدم خشونت جسمانی، بدون همکاری و همراهی ذهن و اندیشه،روش ضعیفان و ترسویان است و در نتیجه مؤثر واقع نمی شود.

5.انضباط شخصی از طریق کنترل اعمال و رفتار

 گاندی معتقد است که فرد برای دست یابی به "حقیقت" و به کارگیری "عدم خشونت" نیاز به انضباط شخصی دارد. تعریف وی ازانضباط شخصی اینست که فرد باید اعمال و رفتارش را در کنترل خویش در آورد.اودر بیان این مطلب می نویسد:«تمدن به معنی افزایش نیازها نیست بلکه بدین معناست که افراد به طور فهمیده و ارادی نیازهایشان را محدود گردانند.از این طریق است که شادمانی و رضایت بیشتر حاصل می گردد».

این نکته بدیهی است که نیازهای مادی و معنوی انسان باید در حد لازم و ضروری مرتفع گردد و زیاده روی در این دو باعث شهوت رانی می شود.شخص باید محیط زندگی مادی و معنوی خود را به صورتی تنظیم کند که مزاحم خدمتش به بشریت نباشد زیرا وظیفه هرکس آن است که تمام نیروهای خود را در این راه متمرکز سازد.

گاندی علاج همه دردها را در پیروی از عدم خشونت می داند و همیشه و در همه حال مراقب اعمال ورفتار خود می باشد تا مبادا رفتاری ناسازگار با اهیسما داشته باشد. او بر این باور است که برای جلب حامیانش باید ابتدا این امر را در خود نهادینه سازد و به سلامت دست یابد.سلامت به معنای واقعی کلمه، داشتن شخصیت و خصال پاک و منزه می باشد و می توان گفت که تمام اندیشه های زشت و شهوات پلید، صورت های مختلف بیماری هستند. با کنترل خشم خود می توان  نیروی محرکی ساخت تا جهان را تکان دهد همانطور که می توان با کنترل حرکت حرارت، آن را به نیرو مبدل کرد.

6. صلح بین الملل راهی برای همگانی سازی اهیسما

 بشریت یک واحد است یک ساختار منسجم که چنانچه موفقیتی در آن حاصل آید به تمامی افراد سرایت می یابد. عمل یک فرد چه خوب و چه بد تنها به خودش مربوط نیست بلکه شامل جامعه بشری می شود. علاوه بر این اساس زندگی انسان بر محبت است.انسانها برای حفظ خویش باید به یکدیگر احترام بگذارند چراکه ملتها بر اساس احترام  متقابل خانواده ها نسبت به یکدیگربوجود آمده اند. باید کوشید تا همانطور که قوانین داخل خانواده گسترش یافت و ملتها را بوجود آورد، احترامی که بین ملتها قرار دارد در سرتاسر عالم گسترده شود. گاندی تنها در پی بوجود آوردن آزادی و برابری در هند نیست او سعی دارد که مأموریتش را در سطح جهانی انجام دهد و صلح جهانی بوجود آورد:

«بشریت جامعه ای واحد است زیرا می بینیم که همه یکسان، تابع قوانین اخلاقی هستند.همۀ مردم در دیدگان خداوند یکسان هستند.بدیهی است که اختلافات نژادی و نظایر آن وجود دارد.اما هر چه موقعیت شخص عالی تر باشد مسؤلیتهایش هم بیشتر می شود. همبستگی و پیوند با دیگران هم باید به اندازه آرزوی استقلال و بی نیازی از دیگران، آرمان هر کس باشد.انسان موجودی اجتماعی است.انسان نمی تواند بدون پیوندهای متقابل با جامعه، یگانگی خود را با عالم وجود تحقق بخشد یا خود پرستی خویش را نابود سازد. وابستگی به جامعه، درس انسانیت را به او می آموزد.وظایف شخص نسبت به خود،به خانواده،به وطن و به جهان از یکدیگر جدا و مستقل نیستند. راه طلایی زندگی آن است که با جهان دوست باشیم و تمام خانوادۀ بشری را یگانه و واحد بشماریم.کسی که میان پیروان مذاهب خویش با پیروان مذاهب دیگر تفاوت و امتیازی قائل می شود به هم مذهبان خویش گمراهی را می آموزد و راه بی حرمتی و لامذهبی را می گشاید».  دامنه ی این اعتقاد تا جایی گسترش می یابد که در منظر ایشان آزادی هند به معنی انقراض و زوال انگلستان نیست؛ در این آزادی هیچ کس حتی انگلستان نباید صدمه ببیند.

7. شادمانی و رفاه در یک زندگی ساده

ماشینی شدن و تولید فراوان، عدۀ محدودی را در رفاه نگهداشته اما اکثریت انسانها در فقر بسر می برند و این اخلاقیات را از بین برده است. رفاه اقتصادی نباید از بین برنده مسائل فکری و اخلاقی شود.شادمانی و رفاه انسان باید همراه با رشد فکری و اخلاقی باشد.«اقتصادیاتی که به آسایش اخلاقی یک فرد یا یک ملت زیان برساند مخالف اخلاق است و از این جهت گناه آمیز است».گاندی  صنعتی شدن را لازمه صلح نمی داند و این اطمینان را میدهد که هند می تواند با یک زندگی ساده و شرافتمندانه در صلح با جهان به سر برد.وی همچنین تسلط ماشین بر انسان را قابل پذیرش نمیداند چرا که باعث می گردد انسان در فقر بسر برد و انسان تا زمانی که از فقر نجات نیابد نمی تواند به آزادی بیندیشد.

8- اخلاق عاملی برای آسان سازی بازرگانی بین المللی

گاندی می خوهد "عدم خشونت" را وارد اقتصاد سازد تا ارزشهای اخلاقی را به عنوان عامل عمده ای وارد بازرگانی بین المللی کند.«مردم باید رفاه نسبی داشته باشند و لازمه اش آن است که وسایل تولید و احتیاجات اولیه نه در خدمت عده کمی بلکه قابل دسترس برای تمامی انسانها باشد.آرمان من توزیع مساوی و برابر ثروت می باشد. اما تا آنجا که من می توانم ببینم چنین آرمانی تحقق پذیر نیست.از این رو من در راه توزیع متناسب و شایسته تلاش می کنم. یک جویای حقیقت و دنبال کنندۀ قانونِ محبت، نمی تواند چیزی برای فردای خود نگاهدارد. برابری اقتصادی کلید اصلی برای استقلال، همراه با عدم خشونت است. کار کردن در راه برابری اقتصادی به مفهوم لغو مبارزۀ ابدی و دائمی سرمایه و کار می باشد».

9.دموکراسی یعنی داشتن حق تساوی از امکانات

 امروزه دموکراسی مسئله ایست که در باب آن سخن به فراوانی گفته می شود کشورهای بسیاری آن را تجربه کرده اند و اکنون دارای نظام دموکراتیک می باشند. در واقع نظام دموکراسی در حال حاضر تنها الگویی است که توانسته بیشترین حامیان را داشته باشد ونسبت به سیستم های دیگر موفقیت بیشتری را از آن خود کرده است. طبق خوانش گاندی از دموکراسی ضعیف ترین و نیرومندترین مردم باید ازامکانات مساوی برخوردار باشند و چنین وضعی جز از راه عدم خشونت بدست نمی آید. برای برقراری عدالت اجتماعی باید مردمِ طبقات پایین را تعلیم و پرورش داد.آنها باید بیاموزند که بوسیله عدم خشونت رنج هایی را که متحمل می شوند مرتفع سازند و روا نیست که به زیان خویشتن  با اسارت و بندگی خود همکاری کنند. دموکراسی واقعی یا "سواراج"(حکومت خودمختار-استقلال) توده های مردم ،هرگز نمی تواند با وسایل نادرست و خشونت آمیز تحقق پذیرد، زیرا قضیۀ طبیعی در برابر آنها این است که هرگونه مخالفت را از راه نابود ساختن و از میان برداشتن رقیبان و مخالفان خود از بین ببرند.این کار هم موجب آزادی فرد نخواهد شد.آزادی فردی فقط وقتی می تواند به کامل ترین صورت تحقق یابد که رژیم «اهیسما»ی واقعی و تخریب نشده،برقرار شود.

10.آموزش ذهن و جسم برای یافتن بهترین خصال

 فرد از زمان تولد خود برای رشد فکری وجسمی نیاز به آموزش و پرورش دارد. این آموزش توسط خانواده، محیط، اجتماع و... به فرد داده می شود. آموزش باید روحی و جسمی باشد .در این باره گاندی معتقد است: « آموزش واقعی نیروهای فکری و ذهنی کودک فقط ممکن است بوسیله تمرینها و پرورش موزون اعضای بدن مانند دستها،پاها،چشمها،گوشها، بینی و غیره صورت پذیرد. اما اگر تکامل ذهن و بدن، دوش به دوش هم و متناسب با بیداری روح صورت نگیرد و پرورش ذهنی مورد نظر نباشد، نتیجه ای بی تناسب و ناموزون به دست خواهد داد. منظور از پرورش روحی، آموزش دل است»

11. زن جنس ماده نه جنس ضعیف

 شاید اغراق آمیز نباشد که بگوییم گاندی از جمله کسانی است که نگاه لطیف و سرشار از محبت به زن داشته است .وی بدون بیان هیچ گونه جنجالی و به دور از هرگونه تبعیض جنسیتی به ستایش زن در مقام مادر انسان پرداخته و زن را از هیچ حقی محروم نساخته است. "اهیسما" به معنی محبت بی پایان است که خود به معنی قدرت بی پایان برای تحمل رنج می باشد.« اما جز زن که مادر مرد است، چه کسی می تواند حداکثر توانایی را برای محبت و تحمل رنج نشان دهد.زن با حمل فرزند خود در مدت نه ماه و تغذیۀ او از وجود خویش، از رنجی که تحمل می کند شادمان می شود. آیا چه دردی ممکن است با رنج دردهای زایمان برابری کند؟ اما زن در لذتی که از آفرینش حس می کند این دردها را از یاد می برد. مادر است که رنج دائمی را بر خود هموار می سازد تا فرزندش روز به روز رشد کند و بزرگتر شود».

آنچه خاطرگاندی را آزرده می کرد نگاه جامعه به زن و رفتار با زن به عنوان جنس دوم است تا جایی که به زیبایی بیان میدارد:« از تمام معایب و مفاسدی که مرد مسئول آنهاست هیچ کدام به این اندازه انحطاط انگیز و ناراحت کننده و خشونت آمیز نیست که نیمۀ بهتر جامعه بشری را مورد دشنام و توهین قرار داده است. من این نیمه را جنس ماده می نامم، نه جنس ضعیف.در واقع جنس ماده از جنس نر نجیب تر و شریف تر است. زیرا هنوز هم مظهر فداکاری و رنج کشیدن خاموش و متواضع و با ایمان و دانش می باشد».

اودر انتقاد از زنانی که وضعیت تاسف بار انقیاد را می پذیرند، می گوید:«من عقیده دارم که زن مظهر فداکاری و قربانی ساختن خویشتن است. اما متأسفانه زن امروز درک نمی کند که چه امتیاز عظیمی بر مرد دارد. به گفته تولستوی زنان با نفوذ مردان محسور گشته اند و در زیر این نفوذ رنج می کشند.اگر آنها از قدرت روش عدم خشونت اطلاع می یافتند، اجازه نمی دادند که جنسِ ضعیف نامیده شوند».

در قسمت پایانی کتاب جملاتی گوناگون از گاندی بیان شده است که هر کدام در بر گیرنده مسایل و دغدغه های ذهنی خاصی است.آنچه به طور کلی در تمامی عبارات این کتاب نمایان می باشد این است که گاندی سعی بر این دارد که عدم خشونت را در تمامی امور زندگی،مسائل شخصی و اخلاقی، مسائل سیاسی و جهانی به کار گیرد تا صلح بین الملل به وجود بیاید و انسانها به دور از هر گونه خشونتی و فارغ از اینکه به چه قوم و ملیتی تعلق دارند با هم زندگی کنند.

 

 

* کارشناسی ارشد علوم سیاسی


::یادداشت

خرد
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی 3 هفته پس از کودتای 28 مرداد: ملت شاه را دوست دارد بزرگ‌ترین اشتباه مصدق عدم اطاعت از اوامر شاه بودآیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دا...
بی نام
هذا شقشقه هدرت.عجب ملتی هستیم ما. یک دفعه چنان جو گیر می شیم که یادمون میره کجاییم و چه کاره ایم و قرار بود کجا بریم و چی کار بکنیم. برنامه بیست و پنج ساله می نویسیم و می گیم می خواهیم ظرف این مدت به این اهداف برسیم. بعد می خندیم می گیم برنامه چیه ما همین الانش هم از بیست و پنج سال دیگه جلوییم. برای...
پیروز غفرانی
اهمیت توسعه حاشیه ساحلی دریای عمان برکسی پوشیده نیست. نگارنده در دوران کاری دیپلماتیک خود در دولت اصلاحات، بحث اهمیت بندر چابهار را در جلسات و گزارشات متعدد متذکر شده و در قالب تنظیم روابط با کشورهای شبه قاره و انعقاد یادداشت تفاهم "نقشه راه همکاری های استراتژیک ایران و هند"، روند جلب مشارکت و س...

::بخش انگلیسی

english logo copy

Thumbnail A miracle no politics and swords can performBy: Fereydoun MajlessiNowruz is not tradition! It is culture! Nowruz is drawing and painting. It is Art! Nowruz is music, freshness, youth, love, and...
Thumbnail By Henri J. Barkey, It wasn’t long ago that Turkish foreign policy was the talk of the town. Defined by the catchy phrase of “zero problems with the neighbors,” Turkey aimed to both improve...
More inenglish|section  

col

sup

sup copy