عرصه های تهدید در هویّت ملی
در طول اعصار گذشته، ایران به دلیل جایگاه جغرافیایی و سرزمینی خود همواره در معرض تهاجمات سنگین قرار گرفته است، بطوری که هریک از این رویدادها میتوانست نظیر دیگر ملل مورد تهاجم موجب از بین رفتن هویت ملی ایرانیان و یا حداقل بخش عمده ای از آن گردد. اما اینگونه نشد و غنای فرهنگی موجب پایداری در برابر این تهاجمات شد. به عبارتی عناصر سازنده این هویّت از آنچنان غنایی برخوردار بوده اند که نه تنها موجب این پایداری شده اند بلکه به رشد بالنده این فرهنگ نیز یاری رسانده اند و ادبیاتی درخور در طول اعصار گذشته تا کنون بجای نهاده اند.
اما همین ذخایر تاریخی و فرهنگی در زمانی هم دستاویز حکومت های پادشاهی مخصوصاً در زمان پهلوی قرار گرفت و دمیدن در ملی گرایی و هویت قوم ایرانی تا بدانجا بالا گرفت که روح نژاد پرستی و ناسیونالیسم افراطی را در کالبد ملت دمید، به نحوی که باورهای دینی مردم را نیز نشانه گرفت. باورهایی که در طی قرنها با هویت خود عجین شده و می توانست پویایی این روح را به جهان نیز عرضه کند. درعین حال افراط گرایی در تقویت روحیه ملی در مقاطعی به ابزاری برای تحکیم پایه های حکومت و استقرار نظمی آهنین در جامعه تبدیل شد. آنچه در واقع مهم نبود همانا ملت ایران و عظمت آن بود، و در نهایت هم این شیوه نتوانست دوام آورده و ایرانی راه خود را آنگونه که طی قرن ها انتخاب کرده بود ادامه داد.
جامعه ایرانی جامعه ای چند فرهنگی است. عناصر بنیادینی چون تاریخ و مذهب و جغرافیا این جامعه متکثر را به هم پیوند داده است.
امّا امروز یکبار دیگر هویت ملی ما ایرانیان همچون بسیاری از دیگر ملل دنیا بر اثر رویدادهای جاری مختلف در جهان در معرض تحدید و تهدید واقع شده است. پدیده هایی از قبیل جهانی شدن و تکنولوژِی رسانه ای و پارهای از اغراض سیاسی و سایر تحریکات مثبت و منفی همه و همه ملت ایران را در بوته آزمایش قرار داده است. درهم ریختن مرزهای ملی بر اثر پدیده جهانی شدن اگرچه می تواند تا حدودی معقول و قابل پذیرش باشد اما نباید نفی کننده هویت ملی باشد. در سایه روند جهانی شدن وقوع برخی تحولات چون تجارت جهانی و تعامل با دیگر ملت ها را میتوان پذیرفت اما درعین حال بر حفظ هویت خود نیز می بایست پافشاری کرد همچنان که به عنوان نمونه ژاپن چنین کرده است. شاهدیم که افراط در ایجاد حصار به دور خود چون کره شمالی و یا چین کمونیست تا پایان انقلاب فرهنگی، انزوا و مرارت بسیار برای جامعه به بار آورد. به دلیل رشد هویت جهانی یا منطقه ای نمی توان در جهان مجهز به تکنولوژی های پیشرفته در انزوا زیست و با ایجاد قالب های تنگ و محدود، روح بزرگ ملت هایی همچون ملت ایران را در حصار خواسته ها و اراده های سیاسی قرار داد.
هیچ گروه ماندگاری از انسانها (مگر آنها که دچار معلولیت یا عقب ماندگیهای ذهنی اند) نمی تواند بدون هویت به حیات خود ادامه دهد. برخورداری از هویت نیازی روانی است وبدین لحاظ یکی از عناصر پایدار و ثابت اجتماعی است. امروزه جامعه جهانی جامعه ملت ها است. جوامعی که خود را ملت تلقی نمیکنند از مزایا و امتیازات دنیای مدرن محروماند، زیرا جامعه مدرن بر حسب تعریف "ملت" است. ادامه »
محمد فرازمند چالشهای بینالمللی جمهوری اسلامی ایران بحرانهاي فراروي سياست خارجي جمهوري اسلامي درخاورمیانه (1)
«چالشهای بینالمللی جمهوری اسلامی ایران» موضوع بنیادین و بسیار مهمی است که ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد. خرد می کوشد با انعکاس دیدگاه های چند صاحب نظر و کارشناس برجسته, به زوایایی پیرامون این موضوع بپردازد. این دیدگاه ها به تدریج برای مطالعه خوانندگان محترم خرد منعکس خواهد شد. بخش «نقد و نظر» خرد آماده انعکاس نقدها و ارزیابیهای اهل نظر خواهد بود.
قريب به اتفاق بحرانهاي خاورميانه اي فرا روي سياست خارجي ايران دو خصيصه مشترك دارند . نخست آنكه اين بحرانها همچون وضعيت عراق ، لبنان و فلسطين، افراط گرايي و تروريسم ،اشاعه سلاحهاي كشتار جمعي،دمكراسي و توسعه،ابعادبين المللي و منطقه اي دارند . و دوم اينكه جمهوري اسلامي از منظر منطقه اي و بين المللي بخشي از بحران است. پيچيدگي سياست خارجي خاورميانه اي ايران نيز ناشي از همين خصيصه ها است .از يك سو جمهوري اسلامي بايد با اين بحرانها در چارچوب منافع ملي و آرماني خود تعامل دو سويه داشته باشد و از سوي ديگر از منظر بين المللي و منطقه اي جمهوري اسلامي خود بخشي از معادله و بحران است. اين ويژگي ذاتا منفي نيست و مي تواند به معناي افزايش برگ هاي موثر در بازي سياسي خاورميانه تعبير شود.اما شكي نيست كه استفاده موثراز اين برگ ها، بازي هوشمندانه اي را هم دربعد استراثژي و هم تاكتيك مي طلبد . تبحر در اين بازي مي تواند منافع متعددي را در پي داشته باشد و اشتباه نيز آثار مخرب مضاعفي در پي خواهد داشت.
عراق
بهره استراتژيك ايران از وضعيت جديد عراق پس از سرنگوني صدام ، با هيچ كشور ديگري در منطقه و حتي جهان قابل قياس نيست.كشوري كه بالقوه و بالفعل نقش توازن بخش را در روابط ايران و اعراب را ايفاء مي كرد ديگر مايل به ايفاي اين نقش نيست و در مقايسه با اعراب روابط بهتري با ايران دارد.
نيرو هاي اشغالگر در پايان سال 2011 و يا طبق وعده اوباما در اواسط سال 2010 اين كشور را ترك مي كنند. ثبات و امنيت عراق،كنترل نزاع مذهبي و قومي و ماندن عراق در دايره دوستان اندك ايران در جهان عرب ،از دغدغه هاي اساسي سياست خاورميانه اي كشورمان درماه هاي آينده است.
در ژانويه سال 2010 قرار است دومين انتخابات سراسري عراق برگزار شود. طي شش سال گذشته با هر انتخاباتي كه برگزار شده تركيب نيرو هاي سياسي اين كشور دگرگون شده . نزاع بر سر قانون انتخابات و و رقابت بين ائتلافهاي احزاب از هم اكنون شروع شده، همزمان رقباي منطقه اي ايران به افزايش نا امني در اين كشور به هدف برهم زدن ساختار فعلي حكومت كمك مي كنند.
سياست خارجي ايران بايد براي پرسشهاي ذيل پاسخ و برنامه داشته باشد:
-نزاع مذهبي در عراق كه قابل گسترش به بيرون از مرزهاي اين كشور است چگونه بايد مهار شود؟
-چگونه مي توان به حقظ ساختار كنوني حكومت عراق كه در بر دارنده حقوق شيعيان و اكراد است با وجود مخالفت اكثر كشورهاي عربي كمك كرد؟
- چگونه مي توان عراق را در دايره دوستان عربي ايران حقظ كرد و از بازگشت به وضعيت تاريخي تخاصم بين دو كشور جلوگيري نمود.؟
لبنان و فلسطين
ايران در اين دو كشور عربي داراي نفوذي است كه از منظر بين المللي و منطقه اي مطلوب نيست.رسيدن به نقطه ثباتي كه ضمن ماندن دوستان ايران در حلقه قدرت ،هزينه هاي منطقه اي و بين المللي كشورمان را به حداقل برساند از چالش هاي اساسي سياست خاورميانه اي ايران است. رويكرد جديد دولت اوباما به خاورميانه كه همسو با منافع رقباي ايران است كار را پيچده تر مي كند. چگونه مي توان به حماس و حزب الله لبنان كمك كرد تا در دايره قدرت باقي بمانند و پذيرش منطقه اي و بين المللي انها افزايش يابد؟ لبنان و فلسطين هر دو با بحران تشكيل دولت دست بگريبان هستند . آياحمهوري اسلامي با تعامل مثبت با ساير قدرتهاي منطقه اي مي تواند به حل این بحران ها كمك كند.؟ در حال حاضر چنين تعاملي وجود ندارد.
روابط عربي
در حال حاضر روابط دو جانبه ايران با اكثر كشورهاي عربي در وضعيتي نابسامان و در برخي موارد خصمانه است. و روز به روز اوضاع وخيم تر مي شود .بديهي است كه در روابط با اعراب بويژه دو كشور مهم مصر و عربستان بايد به نقطه تعادلي رسيد.تلاشهاي 4 سال گذشته براي بهبود روابط با اين دو كشور به نتيجه نرسيده و بنظر مي رسد دولت كنوني در اين مسير به بن بست رسيده است. بازبيني سياستهاي ناپخته 4 سال گذشته و تجديد نظر در مباني سياست خارجي منطقه اي بايد هرچه سريعتر در دستور كار سياست خارجي قرار گيرد .هفت كشور از 15 كشور همسايه ايران كشورهاي عربي هستند. ادامه تنش با همسايگان ، شايسته ي سياست خارجي يك كشور با ثبات نيست.6 كشور از اين 7 كشور در اتحاديه اي منطقه اي حضور دارند كه عموما سياستهاي يكساني را با محوريت عربستان در قبال كشورمان دارند.سوال هاي فراروي ايران در ارتباط با كشورهاي عربي بدين قرار است:
-برنامه سياست خارجي براي كنترل بحران در روابط با مصر و عربستان چيست؟
-رويكرد مناسب و عملي براي همكاري با مجموعه شوراي همكاري چه ويژگي هايي دارد و چگونه بايد اقدام كرد تا همچون ابتكارات نا آزموده دولت در 4 سال گذشته، نافرجام نماند؟
اسراييل
اسراييل و ايران نه تنها در حوزه سياسي و امنيتي بلكه در سطح نظامي نيز يك تهديد بالفعل براي يكديگر هستند. در بين نظام هاي منطقه، خاورميانه تنها قدرتي كه پتانسيل تهديد نظامي ايران را دارد اسرييل است.احتمال وارد كردن ضربات نظامي اسراييل به تاسيسات اتمي ا يران در سالهاي اخير بالا گرفته است.اين تخاضم تا آنجا اوج گرفته كه همه برنامه هاي نظامي كشورمان را تحت تاثير قرار داده است. آزمايش سلاحهاي جديد در چارچوب ايجاد بازدارندگي در مقابل اسراييل ارزيابي مي شود.بازدارندگي در مقابل اسراييل تنها به حوزه نظامي محدود نمي شود. در حوزه سياست خارجي نيز ايران نيازمند برنامه و استرتژي مي باشد.
رفع تهديد نظامي اسراييل و دستيابي به وضعيت بازدارندگي با دوام ،از ماموريت هاي حياتي سياست خارجي كشورمان مي باشد.كشورهاي عربي كه در گذشته نه چندان دور بدنبال مهار اسراييل بودند امروزه با ااسراييل به تفاهم رسيده و به مهار ايران بيش از اسراييل مي انديشند و گاه خطر ايران را بيشتر از اسراييل مي دانند.اين به مفهوم تنها بودن ايران در مقابل اسراييل از يك سو و از سوي ديگر جايگزين شدن خطرايران بجاي اسراييل در سياست خارجي اكثر كشورهاي عربي مي باشد .بديهي است اين وضعيت براي يك كشور بزرگ در منطقه پر اشوب خاورميانه مطلوب نيست.ايران هراسي در سالهاي اخير جايگزين اسراييل هراسي شده است.
افراط گرايي و تروريسم
تقريبا همه كشورهاي خاورميانه از پاكستان و افغانستان گرفته تا شمال آفريقا با مشكل افراط گرايي و تروريسم روبرو هستند . تروريسم و افراط گرايي در خاورميانه ابعاد فرا مرزي دارد و براحتي از يك كشور به كشور ديگر سرايت مي كند . گروههاي تروريستي و افراطي از تنش و فقدان اعتماد بين كشورهاي منطقه بعنوان بستر مناسبي براي دريافت كمك و اقدامات تروريستي خود و فرار از قانون استفاده مي كنند.حوادث تروريستي اخير در كردستان و سيستان و بلوچستان نشان داد كه ايران نيز از اين خطر بر كنار نيست.بدون همكاري منطقه اي و اعتماد بين دولتها و سازمانهاي امنيتي مشكل تروريسم و افراط گرايي قابل كنترل نيست.ايران با چند كشور منطقه قرارداد امنيتي دارد ليكن اين قرارداداها به حال تعليق در آمده و به آنها عمل نمي شود.ايران كشورهاي همسايه را در حوادث تروريستي اخير متهم مي كند و كشورهاي همسايه بويژه اعراب ايران را متهم به دخالت در حوادث تروريستي مي كنند.رسيدن به توافق امنيتي با كشورهاي همسايه و كشورهاي عربي و احياي موافقتنامه هاي امنيتي بايد مجددا در دستور كار سياست خارجي قرار گيرد.
اشاعه هسته اي
كشورهاي عربي رقيب ايران از جمله عربستان و امارات عربي متحده در مقابل برنامه هسته اي ايران در صدد ايجاد تاسيسات هسته اي بر امده و قراردادهايي را با امريكا و فرانسه منعقد كرده اند . رويكرد اعلام شده اين برنامه ها توليد انرژي صلح آميز عنوان شده، ليكن شكي نيست كه اين رويكرد جديد در چهارچوب رقابت استراتژيك با ايران تلقي مي شود . بي توجهي به آنچه در زمينه اشاعه هسته اي در منطقه در حال رخ دادن است، ممكن در آينده به رقابت استراتژيك هسته اي و يا حداقل سنگين شدن كفه توازن امكانات بالقوه هسته اي به نفع طرفهاي عربي بيانجامد.
توسعه اجتماعي و دمكراسي
گرچه با روي كار آمدن اوباما فشار به كشورهاي عربي براي دمكراتيك كردن ساختارهاي سنتي كاهش يافته، ليكن الزامات ناشي از توسعه انساني در دهكده جهاني و رشد آگاهي شهروندان نسبت به حقوق سياسي خود، روند بازشدن جوامع عربي را بلحاظ سياسي و اجتماعي اجتناب ناپذير ساخته است . بخصوص كه يك كشور عربي مهم در منطقه يعني عراق بطور جدي سرگرم تمرين دمكراسي و تدوين قوانين و سازوكارهاي ايجاد يك نظام مبتني بر آراء و منافع مردم است. عراق بتدريج به الگوي دمكراسي سازي عربي تبديل خواهد شد.
ايران به عنوان كشوري كه در توسعه انساني و نهادهاي جامعه مدني سابقه دار تر از همسايگان عرب خود مي باشد، چه رويكرد و نگاهي به اين تحولات دارد؟آيا توسعه انساني و دمكراسي در جوامع عربي يك فرصت است يا تهديد؟چه تحولاتي بايد در سطح داخلي صورت گيرد تا هم چنان فاصله تاريخي و كيفي جامعه مدني ايران با همسايگان عرب حفظ شود.؟
ضرورت يك چهارچوب استراتژيك
بهم پيوستگي مسايل ذكر شده ايجاب مي كند در كنار داشتن برنامه براي هريك از اين چالش ها ،اصول كلي و مباني سياست خارجي خاورميانه اي كشورمان نيز مورد بازبيني قرار گرفته و چهار چوب استراژيك جديدي متضمن تعريف جديد از جايگاه كشورمان و جايگاه ساير قدرتهاي خاورميانه طراحي شود. در چهار سال گذشته بجز اقدامات پراكنده و ناهماهنگ شاهد وجود يك دستور كار منسجم در سياست خارجي خاورميانه اي كشورمان نبوده ايم.در سند چشم انداز، ايران در سال 2004 بايد به قدرت اول منطقه تبديل شود.منطقه پيش روي ما مختصاتي دارد كه در بالا به گوشه اي از ان اشاره شد.. آيا استراتژي جامع سياست خارجي ايران متضمن دغدغه هاي ذكر شده در بالا هست؟
معمولا رژیمهای توتالیتر را با رژیم های آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی می شناسند، رژيمهایي که سابقه تاریخي آنها واقعیت بسياری از نظام های بسته و فراگیر را نشان داده است و میتوان رابطه یک طرفه بين طبقه حاکم و مردم را بعنوان شاخصه اصلی آنها درنظر گرفت.
در هر جامعه ای، رهبری فکری اجتماع در دست دولت و یا روشنفکران است و بسته به نوع و ماهیت یک نظام، این نقش به یکی از این دو و یا هر دو محول شده است. اما ایده آل این است که روشنفکران جهت دهی به آرای مردم را بر عهده داشته باشند و دولت نه مسلط بر مردم، بلکه در خدمت نیازها و آرمان های ترسیم شده توسط روشنفکران باشد. بنابراین در هر جامعه ای نقش روشنفکران و تعامل آن ها با دولت از یک طرف و با مردم از طرف دیگر، از اهمیت بالایی برخوردار است بطوریکه ایجاد بسترهای مناسب برای ایفای نقش دولت و روشنفکر فضا را برای تعامل و ایجاد یک جامعه باز فراهم میکند و هرگونه ضعف در لایه های زیرین اجتماع توسط ماهیت انعطاف پذیر این تعامل به پاسخگویی منجر میشود.
نقش و دغدغه روشنفکر در نظامهای توتالیتر بیش از آنکه دستخوش نیازها و آرمانها وایده آلهای مردم باشد، درگیر تنش با سیستم حاکم است، بطوریکه روشنفکر به جای تجویز و توصیه راهکارها برای برون رفت از سیستم بسته و انعطاف ناپذیر حاکم، و سامان دادن به جامعه و مهندسی فکری جامعه، وقت و انرژی خود را صرف شیوه های مبارزه و ایجاد شکاف در ساختارهای بسته نظام برای اصلاحات کوچک میکند.
برای تبیین نقش روشنفکران در این جوامع ابتدا تعریفی از روشنفکری ارائه میشود و سپس میزان ایفای این نقش در نظامهای فراگیر مورد بررسی قرار میگیرد.
اندیشمندان در خصوص روشنفکری بسیار سخن گفته و تعاریف مختلفی ارائه کردهاند و شاخصهها و ویژگیهای مختلفی را برای آن برشمرده اند.روشنفکر در یک معنای کلی به کسی اطلاق میشود که دارای نگاه نو و آگاه به زمان است به گونهای که میتواند تضادها و تقابل نیروهای درگیر درلایههای پنهان قدرت را درک کند و آنها را بدون تعصب و جزمیت تحلیل و نقد کند.
روشنفکر جامعه را از لحاظ فکری تغذیه میکند که لازمه آن تولید اندیشه های بدیع، ایجاد خودآگاهی و تفکر اجتماعی است. روشنفکر در برابر سیستم ثابت و منجمد مقاومت میکند و خواهان تحول و تغییر در نظم موجود میشود. معمولا روشنفکران، در جامعه جزء صاحبان قلم یا دارای مشاغل فکری هستند، هرچند این مسئله قطعیت ندارد و لزوما افراد دارای مشاغل فکری روشنفکر نیستند، بلکه روشنفکر یک نگاه نقاد نسبت به انسان و روابط انسانها با یکدیگر و به خصوص با دولت بعنوان در دست دارنده قدرت سیاسی دارد که این نگاه ممکن است بصورت بالقوه در فرد بماند و زمینه بروز در جامعه را نیابد و یا اینکه روشنفکر آنرا در عرصه عمل ایفا کند.
اگرچه تعاریف مختلف از روشنفکر ماهیتا شباهت های بسیاری به هم دارند اما بسته به نوع نظام و سیستمی که روشفکر در بستر آن تولید فکر میکند، کارکرد و اشکال متفاوتی به خود میگیرد.
روشنفکر در یک نظام توتالیتر با روشنفکری که در یک نظام دموکراتیک قرار دارد به سبب تفاوت در نوع تعاملات با قدرت، ساختارهای موجود و تفاوت در ظرفیت پذیرش نقد از لحاظ شیوه انتقاد و روش های به چالش کشیدن سیستم و میزان تاثیرگذاری آن تفاوت میکند.
روشنفکران در نظام های توتالیتر بیش از نظام های دیگر تاوان آگاهی و نقد سیستم حاکم را میپردازند و این به سبب ویژگی این نظام هاست. شاخصه اصلی این نظام ها وجود یک ایدئولوژی رسمی است که در جهت مسخ توده ها بر تمام واقعیت های جامعه در حوزه عمومی و خصوصی اعمال میشود، سلطه یک حزب واحد یا یک طبقه کوچک که توسط یک فرد واحد رهبری میشود و بر تمامی مجاری، اعمال...[ادامه]
استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخد بلامانع است
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به Kherad.info می باشد. طراحی وبرنامه نویسی توسط StarECS.com
بهتربن نمایش: اندازه صفحه 1024 در 768 پیکسل