حامد زارع
به مناسبت دویست وچهارمین سالگردتولد الكسی دوتوكویل
توكویل، دموكراسی لیبرال و فروتنی ایرانیان
در گفتگو با سید علی محمودی
جناب آقای دكتر! از نظر شما توكویل در اندیشههای خود اولویت را به آزادی میدهد یا برابری؟ دیدگاه آلكسی دو توكویل (1805-1859) در مورد برابری و نسبت آن با آزادی، از اهمیت تاملات او در اندیشه سیاسی غرب حكایت میكند. توكویل معتقد به حق برابر تمامی انسانها به آزاد بودن است.
جناب آقای دكتر! از نظر شما توكویل در اندیشههای خود اولویت را به آزادی میدهد یا برابری؟ دیدگاه آلكسی دو توكویل (1805-1859) در مورد برابری و سبت آن با آزادی، از اهمیت تاملات او در اندیشه سیاسی غرب حكایت میكند. توكویل معتقد به حق برابر تمامی انسانها به آزاد بودن است؟
او برابری را «امر برتر سیاسی» میداند، اما برابری برمبنای حسادت و دشمنی را نفی میكند؛ زیرا چنین برابریای به انكار هرگونه امتیاز فردی میانجامد و به «خوكامگی اكثریت» (Tyrany of the Majority) منجر میشود. توكویل با تاثیرپذیری از ژان ژاك روسو، به برابری سیاسی و اخلاقی در میان انسانهای قانونگذار تاكید میكند. در نگاه او، آمریكاییان «برابری دموكراتیك» را به معنی «حاكمیت مردم» میپذیرند. حاكمیت مردم با توافق و رضایت آزادانه افراد تحقق مییابد. چنین حاكمیتی از نظر توكویل، برخوردار از «مشروعیت» است.
توجه به یك نكته در اندیشههای توكویل واجد اهمیت است و آن حاكم بودن مردم بهعنوان «افراد خودبنیاد» در عرصه جامعه است. این افرادند كه به حاكمان، اعم از ملی و محلی، اقتدار میبخشند. همین افراد برخوردار از حق انتخاب، میتوانند- به تعبیر توكویل- «انجمنهای داوطلبانه» تشكیل دهند كه تمهیدی برای توانمند كردن شهروندان است؛ انجمنهایی كه در روزگار ما، «نهادهای مدنی» نام گرفتهاند. این انجمنها، به نظر توكویل، با برابری دموكراتیك پیوند مییابند و موجب همكاری، تعاون و از خودگذشتگی افراد در پیگیری هدفهای معین میشوند.
به نظر شما نقد توكویل به دموكراسی، از چه منظری صورت گرفته و مفهوم «خودكامگی اكثریت» چه جایگاهی در آن دارد؟
دغدغه اصلی توكویل از كاركرد «اكثریت دموكراتیك» بهعنوان سازوكار اصلی دموكراسی و حكومت دموكراتیك، زیر عنوان اكثریت آراء است. او از امكان سركوب انجمنهای داوطلبانه توسط اكثریت دموكراتیك سخن میگوید. اكثریت، انجمنهای داوطلبانه را- در صورت مخالفت كردن با حكومت- حتی در چارچوب روابطی دوستانه، سركوب میكند یا آنها را از جوهر و محتوای اصلی خود تهی میسازد. از این رو است كه توكویل حدود نیمقرن پس از انتشار مفهوم «خودكامگی اكثریت» كه برای نخستین بار در مقالات فدرالیستها (1787-1788) مطرح شد، از خطر سهمگین خودكامگی اكثریت در جامعههای دموكراتیك سخن میگوید. باید در نظر داشت كه نقد توكویل به دموكراسی به هیچوجه به معنی نفی و رد دموكراسی نیست، بلكه نشان دادن كاستیها و دشواریهای دموكراسی است. جالب است كه جان استوارت میل حدود یك ربعقرن پس از توكویل- كه در رساله دموكراسی در آمریكا (1835-1840) از خطر خودگامگی اكثریت سخن گفته بود- در رساله خود درباره آزادی (1859) این خطر را پی میگیرد، فدرالیستها، توكویل و میل، همگی آزادیخواه و جانبدار جدی دموكراسی بودهاند.
از نظر توكویل، خودكامگی، خودكامگی است؛ چه از سوی حاكمی مطلقالعنان اعمال شود و چه از سوی اكثریت كه با سازوكاری دموكراتیك به قدرت رسیده است. او بر این باور است كه همانگونه كه باید با استبدادی فردی به مبارزه برخاست، مبارزه با خودكامگی اكثریت نیز وظیفهای انسانی و اخلاقی است. آموزه توكویل، محدود كردن دامنه ساختار قدرت سیاسی است و نه تحدید قدرت حاكمان، یعنی افرادی كه قدرت را در دست دارند.
سوالی كه اینجا مطرح است این است كه توكویل اندیشهوری «لیبرال» است یا دموكراسیخواهی «محافظهكار»؟
با توجه به دلمشغولی جدی توكویل در رساله دموكراسی در آمریكا نسبت به خطر خودكامگی اكثریت، به نظر من او اندیشهورزی لیبرال است. توكویل نگران خرد شدن اراده و آزادی اقلیتها توسط اكثریت به قدرت رسیده از رهگذر سازوكارهای دموكراتیك است. میتوانم بگویم كه او پس از فدرالیستهای آمریكا، نخستین كسی بود كه به نام جانبداری از حقوق و آزادیهای افراد، رنگ خطر خودكامگی اكثریت را با نگرشی لیبرالی به صدا درآورد. در این عرصه، توكویل اندیشهوری پیشرو و ژرفاندیش است. او حتی از «استبداد افكار عمومی» نیز سخن گفته است؛ استبدادی كه فرد را از جهان فردی او میرباید و در پادگان افكار عمومی گروگان میگیرد. به این معنی كه اكثریتی دموكراتیك به قدرت میرسد و فرهنگ خاصی و راه و رسم و قواعد خویش را در جامعه میپراكند و در عمل، اقلیت را در تنگنا و زیر فشار خردكننده قرار میدهد. اگر به این اكثریت بگویید كه دارد زور میگوید، در پاسخ خواهد گفت كه ما اكثریتم و اقلیت باید پیرو تصمیمگیریهای ما باشد، توكویل، درست در همین جا، نقد عریان خویش را بر دموكراسی وارد میكند و به خودكامگی اكثریت «نه» میگوید. این درسی است كه توكویل به لیبرالهای پس از خود میآموزد.
جالب است كه لیبرالهای نیمه دوم قرن بیستم، با ارائه نظریات خود، به تلاش سترگ در جهت كاستن از این نقیصه دموكراسی دست میزنند كه نمایانگر دقت نظر و واقعبینی آنان در ترسیم و تكمیل دموكراسی و سازوكارهای آن است. من در مقاله «خودكامگی اكثریت و حقوق اقلیتها در دموكراسی لیبرال» به این موضوع پرداختهام.
البته توكویل در دموكراسی آمریكایی، تاثیر مثبت «آداب و رسوم» را در تعمیق و تداوم دموكراسی مشاهده میكند. او درمییابد كه در آمریكا، قرائت پروتستانها از دین با روح آزادی عجین شده است؛ زیرا پروتستانیسم دین را به ضیافت جهان خاكی دعوت كرده و كمال پدیدی را از رهگذر كار، تلاش و پیشرفت مادی جستوجو میكند. مردم در این قرائت از دین، تناقضی میان مذهب و آزادی نمیبینند.
آنان با رضایت خاطر، فعالیتهای صنعتی و بازرگانی را كه زاییده ثروت و قدرت هست آمریكا است، «مظهر عظمت الهی» میدانند. آمریكاییان باور دانند كه آزادی وابسته به وجود تقوا در میان شهروندان است. چنین باوری، آیندهای از ایمان واقعی و مصلحت است، یعنی مصلحت زیستبشری و رقابت با همنوعان و افزودن به سطح رفاه و آسایش دنیوی.
بر این اساس، میتوان توكویل را «لیبرالی سنتگرا» دانست؛ البته سنتی كه نه تنها همسو با آزادی و دموكراسی است، بلكه مقدم و مددكار آن است.
پرسش آخر در مورد چگونگی آشنایی ایرانیان با اندیشهها و شخصیت توكویل است. آیا او برای جامعهای كه امید به پیشرفت و دموكراسی دارد، معلم خوبی است؟
در فرهنگ ما ضربالمثلی هست كه میگوید: «دل به دل راه دارد»، آشنایی ایرانیان با توكویل و آشنایی توكویل با ایرانیان، بر پایه ارتباطی دوسویه بوده است كه شرح آن در این گفتوشنود نمیگنجد؛ همین اندازه میتوان گفت كه گوبینو دیپلمات فرانسوی كه در دوران قاجاریه در تهران و در سفارت فرانسه خدمت میكرده، دوست نزدیك توكویل بوده است و طی مكاتباتی میان این دو، توكویل تا حدی با مسائل جامعه ایران در آن دوران آشنا شده است.
آشنایی ما با توكویل بهطور عمده از رهگذر ترجمه دو رساله او با نامهای دموكراسی در آمریكا و انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن فراهم آمده است. دموكراسی در آمریكا از سوی «رحمتالله مقدممراغهای» به فارسی ترجمه شده و چاپ نخست آن در سال 1347 انتشار یافته است. ترجمه انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن توسط «محسن ثلاثی» به انجام رسیده و چاپ دوم آن كه در سال 1369 منتشر شده، در دسترس است، تا آنجا كه میدانم، از توكویل همین دو كتاب منتشر شده و دیگر آثار او در زمان حیاتش فرصت تدوین نیافته است. البته اثر مهم و اساسی او رساله دموكراسی در آمریكا است.
اندیشههای توكویل در ایران دستكم ده سال پیش از انقلاب اسلامی با انتشار ترجمه دموكراسی در آمریكا در دسترس بوده است، اما متاسفانه اقبال و توجه لازم به آن نشده است. جالب است كه ترجمه فارسی این رساله پس از 36 سال به چاپ دوم رسیده است! در این سالها چه تعداد مقاله علمی و رساله دانشگاهی درباره اندیشههای توكویل در ایران نوشته شده و چند همایش در این زمینه برگزار شده است؟ بسیار كم. در دوره اصلاحات اخیر ایران، بیشترین توجه به اندیشههای توكویل – آن هم بهگونهای مجمل و گذار- صورت گرفته است. از توكویل میتوان بسیار آموخت، همانگونه كه از دیگر اندیشهورزان ایرانی و غیرایرانی میتوان درس گرفت و پس از درك درست اندیشههای آنان و نقد روشمند آن، با اقتباس آگاهانه، به غنای فرهنگ دموكراسی و آزادی در ایران امروز افزود. اما شرط اصلی در در این راه روشن و روشنگر، فروتنی و درك نیاز است. ما در تاریخ معاصر ایران، به ویژه در 30 ساله اخیر نشان دادهایم كه مردمان متواضعی نیستیم. انگار همه جهانیان باید از ما درس بیاموزند و تمامی خرد، فرزانگی و بصیرت اهل عالم در ایران متراكم شده است. این حرف به هیچوجه ادعا در جامه كلیبافی نیست. كشوری كه برای «مدیریت جهان» دستورالعمل صادر میكند اما در مدیریت خود درمانده است، بهرهای از فروتنی ندارد. باید تواضع را پیشه خود سازیم، حد و اندازه خود را بدانیم، تا آماده یادگیری شویم. با واقعبینی، امكانات، مقدورات و محدودیتهای خود را بهتر میشناسیم. با بلندپروازی و غرور كاذب، خود و امكانات خود را تباه میكنیم؛ نه تنها به سرمایه خویش نمیافزاییم، بلكه سرمایههای موجود را نیز به باد میدهیم.
باید از اندیشههای ژرف و مفید استقبال كرد؛ چه شرقی، چه غربی، چه اسلامی، چه ایرانی، چه اروپایی، چه آمریكایی، میباید خطكشیهای كاذب و بیمارگونه اندیشه خودی و غیرخودی را از ایران امروز زدود. اندیشه، اندیشه است و قید آن منطق است تا معلوم شود كه «صادق» است یا «كاذب». وقتی اندیشهها را درك و هضم كردیم، زمان نقد و سپس اقتباس آگاهانه با نظریه مقتضیات جامعه ایرانی فرا میرسد. كسانی كه اندیشهها را طبقهبندی ایدئولوژیك میكنند و بر آنها برچسب «خوب» و «بد»، «خودی» و «غیرخودی» و مانند اینها میزنند و هر روز یك عنوان من درآوردی دیگری به این عنوانها میافزایند، اگر سوءنیت نداشته باشند، دستكم آدمهایی مرعوب و متوهماند.
البته، خواندن و فهمیدن، افزون بر دارا بودن صفت فروتنی، به كار و زحمت نیاز دارد. علاوه بر زحمت كشیدن، به هوش و استعداد نیز وابسته است. چه كاری سادهتر و راحتتر از اینكه با یك خطابه تحریكآمیز، میراث دو هزار و 500 ساله اندیشه بشری را به سخره بگیرند، به كوششهای دینشناسان و فیلسوفان و متكلمان و نواندیشان برحسب انحراف و اعوجال و وابستگی به این سازمان و آن نهاد بزنند و سرانجام افراد صادق اما سادهاندیش را بر اصحاب اندیشه و داشن و نقد و آگاهی بشورانند؟ آیا اینگونه كارها، نشانه بلوغ فكری و پیشرفته بودن جامعه ایرانی است و طراز دانش و خرد را در این سرزمین ارتقا میبخشد؟
اگر بخواهیم در مطالعات خود در قید نظم و اولویت باشیم و بهترین آثار را بخوانیم، رساله دموكراسی در آمریكای توكویل یكی از این آثار است. خوشبختانه موجی كه در میان جوانان ایران امروز برخاست، نشانههایی آشكار از فروتنی و عطش آگاهی و دانایی را آشكار كرده است. این فروتنی هوشمندانه و اخلاقی و این عطش سیریناپذیر به سرك كشیدن به همه جا و همه چیز كه از جوهر خرد و دانایی نشان دارد، پدیدهای مبارك است كه بدون كسب اجازه از احدی، راه خود را طی میكند.
فروتنی توكویل فرانسوی – كه كشورش گرانیگاه هنر، ادب، فرهنگ و فلسفه در جهان بوده و هست -، در سفر به آمریكای جوان و در حال بالندگی و آموختن از دموكراسی آمریكایی و نگارش رسالهای به عنوان رهآورد برای اندیشهورزان و حاكمان بینش، به راستی كه مثالزدنی و برای ما درسآموز است. توكویل آدمی معمولی نبود. او پس از كسب دانش و تجربه از دموكراسی آمریكایی، در سال 1848 در تدوین پیشنویس قانون اساسی جدید فرانسه شركت جست. او نماینده مجلس بود و به مدت پنج ماه در سمت وزیر امور خارجه در دوران ریاستجمهوری لویی ناپلئون ایفای نقش كرد. او با آشكار شدن خودكامگی لویی ناپلئون، از خدمات دولتی كناره گرفت تا اعتراض خود را به كودتایی كه به عمر جمهوری در آن دوران پایان میداد، به ملت فرانسه و به جهانیان اعلام كند.
اگر توكویل فروتن و تشنه دانستن نبود، از دموكراسی آمریكا نمیآموخت و مردم فرانسه و جهان از او میآموختند. ما ایرانیان میتوانیم دو چیز از توكویل بیاموزیم: یكی فروتنی در یاد گرفتن و دیگری فهم دموكراسی، آزادی و برابری.